مرجع ترجمه و نشر علوم مهندسی صنایع شامل مقالات ترجمه شده و فارسی، کتاب‌ها، نرم‌افزارها، پاورپوینت، پرسشنامه‌های استاندارد، معرفی کتاب‌های مدیریت و مهندسی صنایع، ...
ابزارهای موجود در بازار سرمایه ایران ابزارهای موجود در بازار سرمایه ایران مقاله حسابداری و مدیریت
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 ساعت 00:03 | بازدید : 102 | نویسنده : filecompartment | ( نظرات 0 )
ابزارهای موجود در بازار سرمایه ایران

ابزارهای موجود در بازار سرمایه ایران

مقاله حسابداری و مدیریت با عنوان ابزارهای موجود در بازار سرمایه ایران در فرمت ورد در 23 صفحه و حاوی مطالب زیر می باشد:
مهندسی مالی و طراحی ابزارهای مالی جدید
ارتباط ابزارها و بازارها
راهى آسان و کاهلانه
راهى دشوار و عالمانه
نیاز به طراحی اوراق بهاءدار، منطبق با بازار سرمایه ایران
سیستم اقتصادی کشور
بازار دارائی‌های واقعی و خدمات (The Market for Assets and Services)
بازار دارائی‌های مالی (The Market for Financial Assets)
شیوه‌های تأمین مالی
منابع داخلی شرکت
منابع خارجی شرکت
اوراق قرضه
سهام ممتاز
سهام عادی
منابع مالی بدون هزینه
بستانکاران تجاری
هزینه‌های پرداختی
پيش‌دريافت از مشتريان




جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دانلود رام فارسی سامسونگ SM-A7108 دانلود رام فارسی سامسونگ SM-A7108 دانلود رام فارسی سامسونگ SM-A
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 ساعت 00:02 | بازدید : 75 | نویسنده : filecompartment | ( نظرات 0 )
دانلود رام فارسی سامسونگ SM-A7108

دانلود رام فارسی سامسونگ SM-A7108

دانلود رام فارسی سامسونگ SM-A7108

دانلود اخرین آپدیت رام کوک شده و فارسی سامسونگ Galaxy A7 مدل SM-A7108 با اندروید نسخه ۶٫۰٫۱ و اموزش فلش

بدون نیاز به نصب ریکاوری و قابل رایت توسط ادین

حل مشکل گوگل پلی و SMS-USSD

رام جدید گوشی سامسونگ SM-A7108 جهت فارسی سازی، آپدیت و آنبریک این مدل استفاده می شود. چنانچه هنوز گوشی خود را فارسی نکرده اید پیشنهاد می کنیم حتما این رام را بر روی دستگاه خود نصب کرده و از قابلیت های آن لذت ببرید

همکاران محترم برای دانلود رام ۴ فایل و کارخانه ای SM-A7108 از این لینک وارد شوید.

SM-A7108 FARSI ROM

 

موارد قبل از شروع نصب:

مشخصات رام:

Model Name: Galaxy A7 2016
Model:
SM-A7108
Country: Edate iran
Firmware Version:
A7108ZMU2BQC2
OS: Android marshmallow
OS Version: 6.0.1

A7108 google play fixed

نحوه ی نصب رام SM-A7108 :

۱- فایل های رو از حالت فشرده خارج کنید.

۲- دقت کنید مسیر و پوشه ی فایل فریمور با نام فارسی، چینی و یا عددی نباشد.

۳- نرم افزار اودین را از لینک بالا دانلود و نصب کنید.

۴- درایورهای Odin Mode را دانلود و نصب کنید.



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


جزوه بناهای مهم کتاب استاتیک کاربردی- گلابچی-دانشگاه تهران
شنبه 09 اردیبهشت 1396 ساعت 12:31 | بازدید : 110 | نویسنده : filecompartment | ( نظرات 0 )
جزوه بناهای مهم کتاب  استاتیک کاربردی- گلابچی-دانشگاه تهران

جزوه بناهای مهم کتاب استاتیک کاربردی- گلابچی-دانشگاه تهران

جزوه بناهای مهم کتاب استاتیک کاربردی- گلابچی-دانشگاه تهران

تعداد ص:71

فرمت فایل: pdf

نوع فایل: تایپ شده 



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


جزوه سیستم های ساختمانی گلابچی-دانشگاه تهران جزوه سیستم های ساختمانی گلابچی-دانشگاه تهران دانلود
شنبه 09 اردیبهشت 1396 ساعت 12:30 | بازدید : 95 | نویسنده : filecompartment | ( نظرات 0 )
جزوه سیستم های ساختمانی گلابچی-دانشگاه تهران

جزوه سیستم های ساختمانی گلابچی-دانشگاه تهران

دانلود جزوه سیستم های ساختمانی گلابچی-دانشگاه تهران

تعداد ص:33

فرمت فایل: pdf

نوع فایل: تایپ شده 



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بررسی تناسب در آیات و سور در تفسیر المیزان و فی ظلال القرآنword بررسی تناسب در آیات و سور در تفسیر
شنبه 09 اردیبهشت 1396 ساعت 12:29 | بازدید : 82 | نویسنده : filecompartment | ( نظرات 0 )
بررسی تناسب در آیات و سور در تفسیر المیزان و فی ظلال القرآنword

بررسی تناسب در آیات و سور در تفسیر المیزان و فی ظلال القرآنword

چکیده

از آنجایی که قرآن کریم{ هُدیً لِلمُتقین} است، و از سوی آفریدگاری دانا وحکیم، توسط بهترین بندگانش، برای هدایت نوع بشر نازل شده‌است؛ تمام آیات آن برای رسیدن به‌این هدف واحد با هم ارتباط وپیوستگی دارند. بطوری که یکی از جلوه‌های اعجاز قرآن همین تناسب بین آیات می‌باشد. البته لازمۀ این بحث، اعتقاد داشتن به توقیفی بودن ترتیب سوره‌ها وآیات در قرآن است عده‌ای از دانشمندان علوم قرآنی را اعتقاد براین است که، ترتیب سوره‌ها در قرآن و ترتیب آیات در سوره‌ها توقیفی بوده وچون کار بی‌هدف از خدا صادر نمی‌شود؛پس بین سوره‌ها وآیات آن نوعی تناسب وهماهنگی وجود دارد. از طرف دیگر عده‌ای از آنها ترتیب بین سوره‌ها را به‌اجتهاد و رأی صحابه می‌دانند وبحث در این رابطه را امری تکلف‌آور وبیهوده می‌دانند. اما دربارۀ ترتیب آیات در سوره‌ها، نظر دیگری دارند وبه طور گسترده به‌این بحث پرداخته واساس تفسیر خود را بر پایۀ همین موضوع ریخته‌اند. مرحوم علامه طباطبایی& وسید قطب ازجمله مفسرانی هستند که تفسیر خود را بر همین اساس نوشته‌اند با این توضیح که مرحوم علامه & در تفسیر المیزان ترتیب وچینش سوره‌ها را اجتهادی دانسته وبه جز اندکی متعرض این بحث نشده‌است اما دربارۀ ترتیب آیات معتقد به تناسب بین آیاتی است که یکباره نازل شده‌اند. سید قطب نیز در تفسیر فی ظلال القرآن اگر چه ترتیب سوره‌ها را به حسب نزول قطعی نمی‌داند، اما ترتیب آیات را مطابق وحی و به دستور پیامبر اکرم| می‌داند. وبه‌هر دو نوع تناسب اشاره کرده‌است. و این مسأله را با غرض واحد، وحدت موضوعی سوره‌ها و سیاق به‌اثبات رسانیده‌است. این تحقیق بر آن است تا بحث تناسب بین سوره‌ها و آیات را در این دو تفسیر بزرگ، ارزشمند وکاربردی از فریقین و همچنین کتابها ومنابع مفصلی که در این زمینه نوشته شده، بحث وبررسی کند، تا در پرتو آن ضمن تأکید بر وحیانی بودن ترتیب آیات ، غبار تهمت وشبهۀ پراکنده بودن قرآن را که‌از سوی برخی قرآن‌پژوهان مسلمان وغیر مسلمان مطرح شده‌است بزداید وبر اعجاز لفظی و محتوایی قرآن مهر تأیید بزند.( انشا الله)

کلید واژه: تناسب آیات وسوره‌ها، توقیفی واجتهادی بودن سور وآیات، وحدت موضوعی، سیاق ، تفسیر المیزان تفسیر فی ظلال القرآن

فهرست مطالب

فصل اولکلیات ومفاهیم11

1.1بیان مسئله12

1.2ضرورت و اهداف.. 12

1.3سؤالات اصلی تحقیق. 13

1.4سؤالات فرعی تحقیق. 13

1.5.فرضیات تحقیق. 13

1.6پیشینة تحقیق. 14

1.7چهار چوب نظری تحقیق. ..............14

1.8 مفاهیم: نگاهی گذرا به زندگی علامۀ طباطبایی & وسید قطب وتفاسیر المیزان وفی ظلال القرآن 15

1.8.1زندگی نامۀ علامۀ طباطبایی&. 15

1.8.2.نحوۀ شکل گیری تفسیرالمیزان. 17

1.8.3ویژگی ها و روش تفسیری علامه&درتفسیر المیزان. 18

1.8.4.زندگی نامه سید قطب.. 21

1.8.5نحوۀ شکل گیری تفسیر فی ظلال القرآن. 24

1.8.6ویژگی‌ها و روش تفسیری سید قطب.. 25

1.8.7روش تفسیر قرآن به قرآن و جایگاه‌ان در تفاسیر المیزان و فی ظلال القرآن. 28

1.8.8تعریف و اهمیت روش تفسیر قرآن به قرآن. 30

فصل دوممروری بر تاریخ نگارش و جمع قرآن کریم35

2.1معنای جمع در لغت و در اصطلاح علوم قرآنی. 39

2.2کیفیت جمع و تدوین قرآن در زمان رسول خدا|. 42

2.2.1دیدگاه‌اول: موافقان جمع وتدوین قرآن درزمان پیامبر اکرم| . 43

2.3جمع و تدوین قرآن در زمان خلفا و امام علی×48

2.4توقیفی یا اجتهادی بودن ترتیب آیات وسوره‌ها52

2.4.1توقیفی یا اجتهادی بودن ترتیب آیات:53

2.4.2توقیفی یا اجتهادی بودن ترتیب سوره‌ها56

2.4.3نظریه تفصیلی. 60

 فصل سومبررسی تناسب در سوره‌ها وآیات قرآن. ...63

3.1تناسب در لغت.. 64

3.2تناسب در اصطلاح علوم قرآنی. 64

3.3تاریخچه و پیشینه‌ای از علم تناسب.. 65

3.4.ضرورت و اهمیت پرداختن به علم تناسب.. 68

3.4.1ردّ اتّهام و شبهه تحریف و جابجایی آیات قرآن. 68

3.4.2دفاع ازاصول اعتقادی شیعه درسایۀ پرداختن به تناسب آیات.. 69

3.5فواید علم تناسب.. 69

3.5.1کمک به فهم قرآن و تفسیر. 70

2.5.2اثبات معجزه بودن قرآن. 70

3.5.3کمک کردن به دیگر قضایای علوم قرآنی. 71

فصل چهارمانواع مناسبت وجایگاه آن در تفاسیر المیزان وفی ظلال القرآن72

4.1.1ارتباط بین ابتدای یک سوره با انتهای سوره قبل. 74

4.1.2ارتباط مضمونی میان سوره‌های هم جوار. 80

4.1.3ارتباط بین سوره‌هایی كه در آغاز ویا فرجام شبیه‌هم هستند84

4.1.4ارتباط میان بخشی از یک سوره با بخشی از سورۀ دیگر. 87

4.1.5ارتباط بین سوره‌هایی كه در موضوع و هدف شبیه‌هم هستند90

4.2تناسب و ارتباط بین آیات در یک سوره94

4.2.1ارتباط در سر آغاز و فرجام یک سوره101

4.2.2ارتباط بین اجزا یک آیه ( هماهنگی و تناسب واژه‌ها وجملات)108

4.2.3ارتباط بین آیات یک سوره با ابتدای آن. 112

4.2.4ارتباط بین آیات غیر مجاور در یک سوره115

4.2.5ارتباط بین آیات مجاور در یک سوره119

4.2.5.1انواع مناسبت میان آیات همجوار. 122

4.2.5.2اسباب مناسبت (وجوه‌ارتباط)127

4.2.6ارتباط بین آیاتی که بظاهر غیر متناسب هستند142

4.2.7ارتباط و تناسب آیات به دلیل وحدت موضوعی ( هدف ) در سوره162

4.2.7.1تعریف وحدت موضوعی. 162

4.2.7.2دلایل وحدت موضوعی در سوره‌ها166

4.2.7.3پیامدها ونتایج نظریۀ وحدت موضوعی. 174

فصل پنجمسیاق آیات ونقش آن در تفسیر آیات در تفاسیر المیزان وفی ظلال القرآن . 176

5.1تعریف لغوی سیاق. 177

5.2تعریف اصطلاحی سیاق. 177

5.3نقش و اهمیت سیاق در تفسیر آیات.. 179

5.4.تفسیر واژه‌ها و مفردات با استفاده‌از سیاق. 181

5.5کشف معانی وتبیین مقصود آیات( تفسیر آیات) با استفاده‌از سیاق. 184

5.6تشخیص مکّی یا مدنی بودن آیات و سوره با کمک سیاق. 187

5.7.تعیین مصداق با کمک سیاق. 191

5.8پذیرش ویا عدم پذیرش بعضی تفسیرها در بارۀ آیات.. 193

5.9.پذیرش یا عدم پذیرش روایات با کمک سیاق آیات.. 196

5.10پذیرش یا عدم پذیرش اسباب النزول با کمک سیاق. 201

 فصل اول

کلیات

 1.1 بیان مسئله

یکی از جنبه‌های اعجاز قرآن، وجود ارتباط و تناسب بین اجزاء این کتاب (سور وآیات) است بطوری که ساختار موزون و هم آهنگ بودن واژه‌ها وکلمات وآیات و رسا و شیوا بودن آنها در طول تاریخ سبب نفوذ خارق العاده آن در افکار و نفوس شده‌است بر همین اساس یکی از مباحث مهم بین دانشمندان علوم قرآنی عقیده به توقیفی ویا اجتهادی بودن ترتیب آیات در سوره‌ها وسوره‌ها در قرآن است که در صورت اثبات توقیفی بودن این ترتیب، بحث مهم دیگر یعنی تناسب بین آیات وسوره‌ها و نیز سیاق آیات معنا ومفهوم پیدا می‌کند، علامه طباطبائی وسید قطب دو نفر از مفسران معاصر بر همین اساس به تفسیر قرآن پرداخته و ما در این پژوهش بر آنیم تا رویکردها و دیدگاه‌های موجود در این دو تفسیر ارزشمند را به فراخور توفیق و توان و زمان براساس نقاط اشتراک وافتراق مطرح وبررسی ومقایسه کنیم (انشاءالله )

 1.2 ضرورت و اهداف

دلایلی که ضرورت پرداختن به بحث تناسب سور وآیات قرآن را دو چندان می‌کند را می‌توان به‌این صورت دسته بندی نمود:

علم مناسبت جنبه تمهیدی ومقدمه برای تفسیر دارد پس بدون در نظر گرفتن بحث تناسب تفسیر آیات قرآن ممکن نیست چون خود قرآن فرموده‌است که بعضی از آیات آن بعضی از آیات دیگر را تفسیر می‌کند.

با کمک این علم از علوم قرآنی می‌توان نظریاتی که در علوم قرآنی مثل ( توفیقی بودن سور و آیات ـ اسباب النزول ـ زمان نزول و... ) وجود دارد را اثبات نمود.

در صورت اثبات وجود ارتباط بین آیات معجزه‌اسلوب و سیاق قرآن نیز اثبات می‌شود و اینکه‌این قرآن نمی‌تواند ساخته و پرداخته دست بشر باشد.

به مدد این علم می‌توان از اصول اعتقادی شیعه در بعضی از آیات مثل (آیات تبلیغ ـ اکمال دین و....) که مطرح شده‌است دفاع نمود.

هم چنین می‌‌‌توان به مخالفانی که درباره عدم انسجام و وحدت و جامعیت قرآن ایجاد شبهه می‌نمایند پاسخ منطقی داد.در عین حالی که می‌توان با بررسی این موضوع در دو تفسیر یاد شده ‌استفاده ‌از آنها را برای قرآن‌پژوهان هموارتر نمود.( انشاء الله )

 1.3 سؤالات اصلی تحقیق

1- علامه طباطبائی (ره ) وسید قطب در ترتیب فعلی قرآن کریم آیا تناسب را باور دارند؟ در چه‌ابعادی؟

2- گونه‌های تناسب از دیدگاه علامه وسید قطب چگونه‌است؟

3- علامه طباطبائی وسید قطب بر چه پایه‌ای تناسب وارتباط را باور دارند؟

4- دیدگاه علامه طباطبائی وسید قطب درباره تناسب در سور وآیات چیست؟

 1.4 سؤالات فرعی تحقیق

1ـ ترتیب کنونی سوره‌های قرآن، توقیفی است یا اجتهادی.

2ـ ترتیب آیات قرآن در سوره‌ها توقیفی است یا اجتهادی.

 1.5 .فرضیات تحقیق

الف) نظم وترتیب فعلی آیات قرآن منشاء وحیانی و الهی دارد.

ب) بین عبارات وجملات یک آیه‌ارتباط وتناسب برقرار است.

ج) بین آیه‌های یک سوره نیز تناسب وارتباط وجود دارد.

د) در سوره‌های قرآن وحدت موضوعی (تناسب معنوی) حاکم است.

ذ) علامه طباطبائی (ره) وسید قطب با اعتقاد به‌اصل تناسب بین آیات وسور به تفسیر آیات پرداخته‌اند.

 1.6 پیشینة تحقیق

علم تناسب بین سور وآیات یکی از علوم قرآنی است ودر طول زمانهای مختلف مورد توجه مفسران بوده‌است و همیشه موافقان و مخالفانی نیز داشته‌است که مهمترین آثار بجا مانده‌از آنها را می‌توان به‌این صورت دسته‌بندی نمود:

نخستین کسی که در مورد وجه تناسب آیات به ظاهر غیر مرتبط و نیز مناسبت میان سوره‌های قرآن بحث نموده‌است ابوبکر نیشابوری (م 324 ه ق) است وبعد از ایشان ثعلبی ( م 427 ق) با نوشتن کتاب الکشف والبیان عن تفسیر القرآن به‌این موضوع پرداخته‌است در قرن 6 مرحوم طبرسی در تفسیر مجمع البیان با تکیه بر این موضوع به تفسیر آیات پرداخته‌است وبحث تناسب آیات را در جای جای این تفسیر می‌توان دید. علامه‌ابو جعفر بن زبیر ( م 708 ق ) توجه جدی به‌این علم نموده‌است تا جایی که کتاب مستقلی در این زمینه نوشته‌است بنام البرهان فی مناسبه ترتیب القرآن. بعد از ایشان در قرن 9 برهان الدین بقایی با نوشتن کتاب نظم الدرر فی تناسب الای والسور گام بزرگی در تبیین این علم برداشته‌است. سیوطی نیز علاوه بر اینکه در بحث 62 الاتقان به‌این موضوع پرداخته‌است، کتاب مستقلی نیز بنام تناسق الدرر فی تناسب السور نوشته‌است. در سوره‌های اخیر نیز از بین مفسران ودانشمندان تعدادی به‌این موضوع پرداخته وحتی بعضی از آنها محور تفسیر خود را همین موضوع قرار داده‌اند از جمله‌الوسی در روح المعانی سید قطب در فی ظلال القرآن، سعید حوی در الاساس فی التفسیر، شوکانی در فتح القدیر زحیلی در تفسیر المنیر و.... همچنین در سالهای اخیر کتابها وپایان نامه‌هایی درباره‌این علم نوشته شده‌است که مهمترین آنها عبارتند از: تناسب آیات آیت اله معرفت ـ هماهنگی وتناسب در ساختار قرآن از دکتر حسن خرقانی ـ تحلیل انتقادی مبانی وروش تفسیری سید قطب در فی ظلال القرآن اثر دکتر کرم سیاوشی ـ پژوهشی در نظم قرآن دکتر عبد الهادی فقهی زاده ـ چهره زیبای قرآن از دکتر عباس همامی.

 1.7 چهار چوب نظری تحقیق

در این پژوهش که مبنای کار بر اساس بررسی تناسب آیات وسور در دو تفسیر المیزان و فی ظلال القرآن قرار گفته‌است، سعی شده‌است که قبل از ورود به تحقیق، به بحثهای مقدماتی وضروری نیز به طور مختصر اشاره شود. بر همین اساس، در فصل اول، بعد از طرح کلیات، به زندگی این دو مفسر عالیقدر ونحوۀ تألیف تفاسیر و روش تفسیری به ویژه روش تفسیر قرآن به قرآن، به طور گذرا پرداخته شده‌است.

در فصل دوم، به یکی از مقدمات مهم بحث تناسب آیات وسوره‌ها، یعنی تاریخ نگارش وجمع قرآن وتوقیفی واجتهادی بودن ترتیب آیات وسوره‌ها در قرآن پرداخته شده‌است ونظرات مختلف در این زمینه بطور کوتاه بررسی شده‌است. چون بحث در بارۀ تناسب آیات، وقتی معنا ومفهوم دارد که به توقیفی بودن ترتیب آیات وسور اعتقاد داشت.

از فصل سوم، که در حقیقت بدنۀ اصلی تحقیق بوده‌است به بررسی مقولۀ تناسب، از نظر لغوی واصطلاحی واهمیت وفوایدی که براین بحث مترتب است پرداخته‌ایم.

در فصل چهارم نیز به‌انواع مناسبت در قرآن اشاره نموده وضمن تقسیم بندی کلی که در این زمینه وجود دارد ( تناسب وارتباط بین سوره‌ها وآیات ) مهمترین انواع مناسبت در سوره‌ها وآیات را شمرده ونظرات مرحوم علامه (ره) وسید قطب را مورد بررسی قرار داده‌ایم. وبالاخره در فصل پنجم به یکی دیگر از بحثهایی که‌ارتباط تنگاتنگی با این بحث داشته‌است (سیاق ) پرداخته شده ونقش سیاق را در تفسیر آیات وبرقرار کردن ارتباط وهماهنگی بین آیات وسور در قرآن روشن نموده‌ایم. ودر پایان نتیجه‌های کلی که‌از بحث بدست می‌آید را نیز بر شمرده‌ایم.

 1.8 نگاهی گذرا به زندگی علامۀ طباطبایی (ره) وسید قطب وتفاسیر المیزان وفی ظلال القرآن

1.8.1 زندگی نامۀ علامۀ طباطبائی(ره)

زندگی علامۀ طباطبائی نیز مانند همۀ انسانهای دیگر پر از فراز و نشیب های معمول زندگی بوده که‌البته‌ایشان از آنها در جهت رسیدن به کمال و تقویت اراده و روحیه خود و خانواده خود استفاده نموده‌است. در این جا گذری کوتاه بر زندگی این اندیشمند بزرگ اسلامی‌خواهیم کرد.

وی که نامش محمد فرزند محمد حسین بود به‌القاب حسنی، حسینی و طباطبائی ملّقب بوده[1] و در یک خانوادۀ علمی‌اصیل و ریشه‌دار در 29 ذی الحجه 1321 هـ ق در شاد آباد تبریز متولد شده، اکثر رجال خاندان او از بزرگان و رجال علم بودند.[2]در سن 5 سالگی مادر و در سن 9 سالگی پدر را از دست داد و به‌همراه برادر خود تحت مراقبت و پرستاری یک نفر خادم و یک نفر خادمه قرار گرفت.[3]

از سال 1330 هـ. ق تحصیلات ابتدائی خود را که شامل قرآن و کتب ادبیات فارسی بود، آغاز نمود. و در سال 1337 هـ ق وارد مدرسه طالبیه تبریز شده وتاسال1344 در رشته‌های علوم دینی و عربیه به تحصیل پرداختند.

مرحوم علامه& به‌همراه‌همسر و برادر خود از سال 1344 هـ ق (23 سالگی) برای تکمیل تحصیلات خود عازم شهر نجف شده ودر حوزهء علمیه‌ان، به مدت 10سال از محضر اساتید بزرگ آن دیار کسب دانش و معرفت نمود.[4]

علامه&كه تاسال 1354 ه در نجف اشرف مشغول به تحصیل بودند و یكی دیگر از فراز ونشیب‌های زندگی خود را تجربه نمود، بیکار ننشسته و آثاری از خود به صورت رساله به یادگار گذاشته‌است از جمله: رساله‌ای در برهان، رساله‌ای در مغالطه، رساله‌ای در تحصیل، سنن النبی و....

اگر چه مرحوم علامه& در شرح حال خود، از استادش آقای سید علی آقا قاضی طباطبائی حرفی به میان نیاورده ولی در موارد بسیاری از تأثیر درس اخلاق ایشان این چنین گفته «که ما هر چه داریم از آقای قاضی داریم».[5]

بعد از 10 سال تحصیل و تزکیۀ نفس و کسب معارف دینی و به علّت اختلال در امر معاش[6] به زادگاهش

تبریز بازگشت و به‌همراه برادر به‌امر فلاحت مشغول شده و املاک کشاورزی خود را مجدداً سرو سامان دادند و تقریباً زندگی مرفه‌ای را برای خود مهیا نمود.

اگر چه ‌استاد از این دوره زندگی خود به دوره خسارت روحی نام برده‌است[7] در عین حال رساله‌هایی در زمینه‌های مختلف در همین دوره به رشتۀ تحریر در آورده‌است از جمله: رساله‌ای در اثبات ذات، رساله‌ای در اسماء و صفات، رساله‌ای در انفال، رساله‌ای در ولایت....

در سال 1365 هـ ق، برای ادامۀ تحصیل در حوزه علمیه قم به‌ان شهر مهاجرت کرد. و بعد از پشت سر گذاشتن مشکلات و فرازونشیب‌ها[8] و تکمیل تحصیلات، ازاساتید خود اجازه‌اجتهاد گرفت و به تدریس علوم دینی مشغول شد.[9] و آثار ارزشمند زیادی از خود به یادگذاشت. از جمله‌اصول فلسفه و روش رئالیسم، نهایة الحکمة، بدایةالحکمه، قرآن در اسلام، شیعه در اسلام.... و ارزشمندترین اثر باقیمانده‌از ایشان المیزان فی تفسیر القرآن است که مشخصات و ویژگی‌های آن بزودی خواهد آمد. (ان شاء الله)

 1.8.2 .نحوۀ شکل گیری تفسیرالمیزان

کتاب شریف تفسیر « المیزان فی تفسیر القرآن» اثر علامه سید محمد حسین طباطبائی به زبان عربی است.مرحوم علامۀ طباطبائی اگر چه در نگارش این کتاب با مخالفتها و مشکلاتی مواجه بود ولی توفیق یافت که در حوزۀ مقدس قم، تألیف بسیار ارزشمندی در تفسیر قرآن از خود به یادگار گذارد که باشیوۀ نوین و ابتکاری تفسیر قرآن به قرآن (که به تصریح خود آن را از بیانات نبوی و سخنان اهل بیت ×وام گرفت) اثری بس گرانقدر به نام المیزان فی تفسیرالقرآن پدید آورد که در دنیای اسلام جایگاهی ویژه پیدا کرد. مرحوم علامه علّت اصلی روی آوردن به تفسیر را نیز نبود حتی یك درس رسمی‌تفسیر قرآن در حوزه‌های علمیه می‌داند.[10]

بنابراین به تدریس تفسیر برای طلاب پرداخت و با اصرار شاگردانش به جمع‌آوری آن دروس همت گماشت علامه نوشتن این تفسیر را از سال 1374 هـ ق (1333 ش) آغاز نمود و بعد از حدود 20 سال مطالعه، تلاش، تدریس و جمع آوری، سرانجام در شب قدر 23 ماه رمضان سال 1392 هـ ق (2 آبان 1350 ش) نوشتن آنرا به پایان رسانید.[11]

این تفسیر در 20 جلد به زبان عربی و بالغ بر 8000 صفحه در قطع وزیری چاپ و منتشر شده‌است علامۀ طباطبائی در نوشتن این تفسیر از منابع بسیاری در موضوع های: تفسیر ـ حدیث ـ تاریخ ـ لغت و.... استفاده نموده‌است و به‌همین دلیل تفسیری جامع و گسترده شده‌است که مورد توجه جوامع علمی‌اسلامی‌قرار گرفت متن عربی تفسیر شریف المیزان، تاکنون پنج بار و ازسوی چهار ناشر منتشر شده‌است.

این تفسیرآخرین بارازسوی موسسۀ الاعلمی‌با چاپ آراسته و کمی‌پاورقی در 20 جلد با اضافه 2 جلد فهارس منتشر شده‌است. این تفسیر ارزشمند تا کنون به زبانهای گوناگون از جمله فارسی ـ انگلیسی ـ اردو ـ ترکی ـ اسپانیولی ترجمه شده‌است.

ترجمۀ فارسی المیزان با سه چاپ مختلف و از سوی چهار ناشر انجام گرفته‌است. آخرین ترجمه یکدست آن توسط آقای محمد باقر موسوی همدانی انجام شده و از سوی دفتر نشر اسلامی‌وابسته به جامعه مدرسین در 20 جلد منتشر شد.[12]

 1.8.3 ویژگی ها و روش تفسیری علامه(ره)درتفسیر المیزان

مرحوم علامه& در مقدمه تفسیر المیزان ضمن یادآوری روشهای تفسیری رایج بین مسلمانان اولیه و نقد و ردّ همۀ این روشها و تأکید بر نبودن هیچ گونه‌اختلاف و پیچیدگی در مفهوم آیات قرآن؛ بر روش تفسیر قرآن به قرآن اصرار نموده، و معتقد است که‌همین روش است که می‌توان آنرا تفسیر خواند چون قرآن هم آنرا می‌پسندد. و برای آن دلایلی را ذکر می‌کند. در پایان تأکید می‌کند که ما نیز بیاری خدای سبحان روش تفسیری خود را به‌همین طرز قرار می‌دهیم و از آیات قرآن در ضمن بیاناتی بحث می‌کنیم و به‌هیچ وجه به

بحثی نظری ـ فلسفی و یا به فرضیه‌ای علمی‌و یا مکاشفه‌ای عرفانی تکیه نمی‌کنیم.[13]

تفسیر شریف المیزان که مهمترین و ارزشمندترین اثر علامۀ طباطبائی است؛ از آغاز انتشار تاکنون مورد توجه، مطالعه و بررسی قرآن پژوهان و اندیشمندان اسلامی‌داخلی و خارج کشور قرار گرفته و کتب و مقالات ارزشمندی در موضوعات مختلف از جمله روش تفسیری علاّمه نوشته شده‌است، مانیز به موارد مهّمی‌که درخصوص روش تفسیری المیزان مورد توجه‌ایشان قرار گرفته و مورد اتفاق نویسندگان بوده‌است، اشاره می‌کنیم.

1) همانطور که گفتیم، روش تفسیری انتخاب شده‌از طرف مرحوم علامه در المیزان روش تفسیری قرآن به قرآن است (که ما ان شاء الله در فصل های آینده به چگونگی و اهمیت آن و.... می‌پردازیم) پر واضح است که علامه بسیاری از مشکلات تفسیری را در پرتو این شیوه قابل حلّ دانسته و از این روش استفاده فراوانی نموده باشد.

2) علامه‌هنگام تفسیر آیات، سوره را به بخشهای متعددی تقسیم می‌کند که گاهی ممکن است یک آیه باشد؛ مانند آیه 34 بقره و گاهی چند آیه مانند آیات 63 تا 74 بقره، اما درباره سورهای کوتاه غالباً یکجا به تفسیر سوره می‌پردازد مانند: سور فلق و ناس. بنابراین می‌توان گفت اگر چه به عنوان یک تفسیر ترتیبی مشهور شده‌است اما بهتر است گفته شود تفسیری ترتیبی ـ موضوعی است.[14]

3) در آغاز هر سوره، موضوع، محور و یا هدف اساسی را که سوره، حول آن می‌گردد(وحدت موضوعی سوره‌ها وآیات) بیان نموده، تا آیات آن را بر اساس همان هدف یا موضوع مورد بحث و بررسی قرار دهد.[15]

4) هم چنین در ابتدای تفسیر آیه یا بخشی از آیات (در بحث بیان) با مراجعه به مهمترین و کاربردی‌ترین کتب لغت[16] به بحث لغوی درباره مفردات آیات مطرح شده می‌پردازد. البته بیشتر کلمات و مفرداتی راكه تأثیر در روشن شدن معنا دارند بررسی می‌كند.[17]

5) بحثهای مربوط به صرف و نحو و بلاغت را نیز که گاهی در بحث «بیان» آورده و در حدّ ضرورت بوده تا حدی است که به تفسیر آیات و فهم بهترو رسیدن به مراد آیات کمک کند.[18]

6) در آغاز تفسیر هر سوره، مکی یا مدنی بودن سوره و آیات را مشخص کرده و نظرات مفسران پیشین را مطرح و پس از بررسی دقیق و ارائه دلایل (از جمله سیاق) به نقد و ردّ و یا تأیید آن می‌پردازد.[19]

7) در خصوص آیات الاحکام بحثی مطرح نکرده‌است چون معتقد است که‌این آیات مربوط به کتاب فقه‌است نه تفسیر[20] اگر چه گاهی فقط به چگونگی افاده حکم فقهی پرداخته‌است. [21]

8) در نگارش المیزان از منابع متعدد تاریخی، تفسیری، حدیثی و لغوی....بطور نقّادانه‌استفاده کرده‌است نه به طور سطحی و گذرا.[22] به طوری که‌المیزان از جهت کثرت منابع و تسلط بر دیدگاه‌های مختلف دارای جامعیتی کم نظیر است و براستی دائرة‌‌المعارف فرهنگی اسلامی‌است.[23]

9) در تفسیر بسیاری از واژه‌ها، آیات، قبول یا ردّ دیدگاه‌های تفسیری، مکی یا مدنی بودن سوره‌ها و آیات، پذیرش یا عدم پذیرش روایات و.... از سیاق استفاده کرده به طوری که سیاق جایگاه خاصی در این تفسیر پیدا کرده‌است.[24]

البته به دلیل اهمیت این موضوع و تاثیر آن در فرایند تفسیر فصلی مستقل را اختصاص داده‌ایم و ان شاء الله به طور مفصل بحث خواهیم کرد.

10) علامه در تفسیر آیات اگر چه بر اساس روش تفسیر قرآن به قرآن عمل نموده‌است، اما از روایات صحیح تفسیری نیز غافل نبوده وبرای تأیید نظرات تفسیری خود در ذیل آیات، بحث روایی را نیز مطرح کرده و به نقل و نقد دقیق آنها و سپس پذیرش یا عدم پذیرش آنها با ارائه دلیل می‌پردازد.[25]

11) در تفسیر برخی آیات، مختصر و در تفسیر برخی، مفصل بحث می‌کند. گاهی از آیات، بدون تفسیر می‌گذرد. و شرح و تفسیر آن را به آینده در تفسیرآیات مشابه با آن موکول می‌کند؛ البته‌این ارجاع تفسیر بیشتر آیه به جای دیگر را با عبارت سَیُجی بیانه می‌آورد: [26] گاهی نیز در تفسیر آیات به مطالبی که پیش‌تر بیان کرده است ارجاع می‌دهد. [27]

بعد از بحثهای روایی، با توجه به مضامین و مناسبتهای آیات بحثهای کلامی، فلسفی، علمی، اجتماعی وبحثهایی مانند آزادی، عدالت اجتماعی، علل عقب ماندگی مسلمانان، زن وجایگاه‌ان در اسلام، امامت، عصمت انبیاء و.... را بررسی می‌کند.[28]. درباره ویژگی‌های المیزان قبل از هر چیز به چند نكته اشاره می‌كنیم:

الف) این تفسیر نیز به نوبه خود ویژگی‌هایی دارد كه برخی از آنها دردیگر کتابهای تفسیر، نیز مشاهده می‌شود امّا برخی دیگر از آنها منحصر به‌المیزان و شخصیت علمی‌علامه‌است.

ب) اینکه برخی از مواردی را که در ذیل این بحث می‌آوریم شاید بتوان در بحث روشهای تفسیری المیزان نیز مطرح کرد از جمله: روش تفسیری ایشان كه( تفسیر قرآن به قرآن) است.

جمع‌بندی و دسته‌بندی این ویژگی‌ها نیز منحصر به موارد مطرح شده در این مقال نمی‌باشد. بلکه ما به مهمترین آنها اشاره کرده وبرای جلوگیری از اطاله كلام برخی ازآنها رانیز فهرست آورده‌ایم.

 1.8.4 .زندگی نامه سید قطب

نام وی «سیّد» است، فرزند قطب بن ابراهیم بن حسین، در سال 1324 هجری برابر با نهم اکتبر سال 1906 م در روستای موشه‌از توابع استان اسیوط مصر متولد شد.

خانواده سیّد، اگر چه متدین و معتقد و از لحاظ اجتماعی از موقعیت ممتازی برخوردار بوده[29] و از نجبای روستایی بودند امّا از نظر مالی در تنگنا قرار داشتند.[30]

سید پس از پشت سر گذاشتن دوران خردسالی در سال 1912 م (1330هـ) به دبستان رفت[31] و بعد از شش سال تحصیل در سال 1918 م (1336 هـ) از این مقطع فارغ التحصیل شد.و در همین دوره (در طول 3 سال) کل قرآن را حفظ کرد.

سید در سال 1920 م (1339هـ) برای ادامه تحصیل به قاهره فرستاده شد. و توانست وارد دانشسرا شود وبعد از سه سال موفق به‌اخذ مدرك آموزگاری شد.[32]

علاقه‌او به‌ادامه تحصیل باعث شد تا در سال 1933 م (1351هـ) با اخذ مدرک لیسانس در رشته‌ادبیات عرب فارغ التحصیل شود.

در همین دوران بود که نقطه‌اشنایی سید قطب با حزب وفد ومحمود عقاد وسپس حسن البنّاء منعقد گردید و این آشنایی‌ها سبب شد که‌او با درک عمیقی که‌از اسلام داشت مبارزۀ سیاسی ـ اجتماعی خویش را در قالب صحیح پی‌ریزی نماید.[33]

سید قطب در تاریخ 2/12/1933 م به عنوان معلم در وزارت آموزش و پرورش استخدام شد و حدود شش سال خدمت کرد.[34]

سید به شاعری و نوشتن داستانهای کوتاه و بلند علاقه‌مند بود و آثاری از جمله، بچه دهکده، رویاهای چهارگانه و خارها از خود بجا گذاشته‌است. در کتاب خارها که شرح زندگی خودش است به سرخوردگی عمیق خود اشاره می‌کند و بعد از سرخوردگی است که سید قطب عزم کرد تا پایان عمر مجرّد باقی بماند.[35]

سید بعد از اتمام دوران تحصیلات دانشگاهی که‌از قرآن فاصله گرفته بود؛[36] مجداً به‌انگیزه صرفاً ادبی و هنری به قرآن روی آورد و آثاری از خود بجای گذاشت از جمله: تصویر فنی در قرآن، مشاهدالقیامه، العداله‌الاجتماعی و...

سیّد هم چنین در این دوره به نوشتن مقاله‌های تند ضد حکومتی و استعمارگران انگلیس در مجله‌الفکر الجدید پرداخت و به دنبال آن نخست وزیر وقت مصر( محمود فهی نقراشی) بدنبال چاره‌ای می‌گشت و بالاخره تصمیم گرفتند او را غیر مستقیم برای اقامتی نامحدود به‌امریکا بفرستند تا از طرف وزارت آموزش و

پرورش به مطالعه نظام آموزشی آمریکا بپردازد.[37]

سید در خلال سالهای 1951 تا 1953به عضویت اخوان المسلمین در آمد و شروع به نوشتن مقالات اصلاحی و نیز تفسیر فی ظلال القرآن كرد و توانست به عضویت شورای رهبری اخوان (مکتب الارشاد) نیز درآید و رئیس اداره تبلیغات (نشر الدعوة) شود و در سوم ژوئیه 1954 م به سردبیری روزنامه‌اخوان المسلمین منصوب شد.[38]

در ژانویه 1945 م زمان انحلال تشکیلات اخوان المسلمین صادر شد و رهبران آن از جمله سید قطب دستگیر و راهی زندان شدندو.... سید با توجه به داشتن روحیه خستگی ناپذیر، پژوهش و تحقیق در زندان نیز به نوشتن کتب و مقالات، از جمله تفسیر فی ظلال القرآن ـ هذا الدین ـ معالم فی الطریق و.... ادامه داد.وبعد از 9سال آزاد شد.[39]

همزمان با انتشار کتاب معالم فی الطریق، جنبش اخوان المسلمین نیز اوج می‌گرفت و لذا ناصر تصمیم گرفت که‌انها را تحت فشار بیشتری قرار دهد و لذا اکثر آنها، از جمله سیّد را دستگیر و با اتهاماتی از قبیل قیام بر ضد امنیت کشور، رهبری گروهک‌ها و تشکیلات ارتجاعی روانه زندان نمود.[40]و در یک دادگاه فرمایشی در تاریخ 22/8/1966 با حکم سرهنگ فواد الدجوی او را به‌اعدام با اعمال شاقه محکوم كرد.

علیرغم مخالفتهای جهانی علیه‌این حکم، حکومت مستبد مصر او را در سحرگاه 29/8/1366 همراه با تعدادی از همفکرانش به دار آویخت و از این پس به مفسّر شهید معروف شد. و جسد او را پنهانی در یکی از مقابر قاهره به خاک سپردند.

وی حدود 24 کتاب در موضوعات مختلف نوشته که مهمترین آنها عبارتند از: تفسیر فی ظلال القرآن، التصویر الفنی فی القرآن، مشاهد القیامة فی القرآن، العدالة الاجتماعی فی الاسلام، معركه‌الاسلام و الراسمالیه و....[41]

 1.8.5 نحوۀ شکل‌گیری تفسیر فی ظلال القرآن

تفسیر فی ظلال القرآن از مشهورترین و مهمترین آثار سید قطب است که تفسیری است به زبان عربی از کل قرآن و مولّف آن که‌اساس تفسیرش را زندگی در سایه قرآن برای بشر می‌داند با نگاهی ادبی به قرآن و با رویکردی حرکت آفرین و تربیتی اجتماعی، آنرا به رشته ی تحریر درآورده‌است.

آغاز این تفسیر همراه بود با درخواست سعید رمضان (مدیر مسئول مجله‌المسلمون) که‌انرا در اواخر سال 1951 م در قاهره‌انتشار می‌داد و از مرحوم سید قطب درخواست همکاری نموده‌او نیز پذیرفت و ترجیح داد که در موضوع تفسیر قرآن مقاله‌اش را ارائه دهد و عنوان مقاله‌اش رافی ظلال القرآن نام نهاد. سیّد اولین مقاله‌اش رادرفوریه1952م (1369هـ.ق) درشماره سوم مجله منتشر کرد.[42]

سید بر خلاف وعده قبلی یکباره‌از تصمیم خود صرف نظر کرد و تصمیم گرفت تفسیر هر یک از اجزاء سی گانۀ قرآن را در یک مجلد و به صورت مستقل منتشر نماید.

الف) جلد اول فی ظلال القرآن را که شامل همان هفت مقاله منتشر شده در مجله‌المسلمون بود در اکتبر 1952 م (1370 هـ.ق)و پانزده جلد دیگر رانیزآماده و توسط انتشارات دار احیاء الکتب العربیه منتشر نمود.[43]

ب) جلد هفده تابیست وهفت را در زندان نوشت (1954 م). [44]

اما شکنجه‌ها و مشکلات زندان و نیز آشنا شدن با آراء و اندیشه مودودی، [45] نگاه سید به قرآن را تحت تاثیر قرار داده و از این جا به بعد سید علاوه بر مبنای ادبی که بر طبق آن به تفسیر قرآن پرداخته بود به جنبه‌های اصلاحی و تربیتی و تحول‌ساز قرآن روی آورد.

ج) سه جلد آخر تفسیر را سید قطب در زندان با این شیوه جدید تفسیر نمود و بدین ترتیب تفسیر تمام قرآن را به‌اتمام رسانید.

اما از آنجا که شیوه تفسیری خود را که در سه جزء آخر اعمال نموده بود مفید می‌دانست تصمیم گرفت مجلدات قبلی را نیز به‌همین صورت مورد تجدید نظر و تصحیح و تنقیح قرار دهد ودر همان حال که در زندان بود به‌این امر همت گماشت و توانست:

سیزده مجلد اول را بر همین اساس باز بینی و تجدید نظر نماید.اماچون در سال 1966 م به مرگ محکوم

شد، نتوانست به تنقیح و تجدید نظر در مجلات باقیمانده بپردازد. بنابراین از جزء 14 تا 27 به‌همان شیوه و سبک قبلی باقی ماند.[46] وبر همین اساس است كه برخی زندگی تفسیری سید قطب را به سه مرحله تقسیم کرده‌اند.[47] وبرخی اورا مفسّری مجدّد با سبک نوینی در تفسیر، به نام تفسیر حركی می‌دانند.[48]

 1.8.6 ویژگی ها و روش تفسیری سید قطب

1) روش تفسیری سید قطب، بیشتر روشتفسیر قرآن به قرآن است که گاهی نیز جنبه روائی پیدا می‌کند. در بحثهای بعدی بیشتر به‌این روش خواهیم پرداخت.

2) قبل از تفسیر آیات، مقدمه و سرآغازی برای سوره بیان می‌کند که در آن به معرفی اجمالی سوره و ابعاد مختلف لفظی و معنایی آیات می‌پردازد. هم چنین از مباحث مطرح شده در این مقدمه، مشخص نمودن تعداد آیات، مکی یا مدنی بودن سوره، سال نزول، بررسی موضوع و شخصیت سوره، بیان اهداف و مقاصدی که سوره بیان می‌کند، اسامی‌سوره، اسباب النزول و فضیلت سوره، ارتباط و تناسب آن با سوره قبلی، و مباحث بلاغی و تاریخی می‌باشد. البته در آغاز هر جزء نیز یک مقدمه دیگر می‌آورد وضیعت آن جزء را از نظر مکی و مدنی بودن سوره‌ها.... مطرح می‌کند.[49]

3) سپس برای بار دوم تعدادی از آیات را انتخاب نموده و به شرح و توضیح بیانی و تربیتی با شیوه‌ادبی می‌پردازد.[50]

4) وی هر سوره را به بخشهای (درسها) موضوعی تقسیم می‌کند که‌هر کدام یک واحد موضوعی با اجزاء کوچکترند. و سپس هر بخش را نامگذاری می‌کند مانند:، شوط، موج، مقطع و در آغاز هر بخش، موضوعات اصلی و فرعی آن را مطرح نموده و به تفسیر تفصیلی آیات می‌پردازد که‌البته در این بخش نیز هر بخش را به بخشهای کوچکتر، یک یا چند آیه تقسیم نموده و به گونه‌ای پیوسته به‌هم به تفسیر آنها می‌پردازد.

5- اعتقاد داشتن به وحدت موضوعی در سوره‌ها؛ مبنای وحدت موضوعی سور با وجود تامّلات و دقتهای

مفسّران بسیاری درباره‌ان در منهج تفسیری سیّد، از چنان برجستگی و گستردگی برخوردار است که بخش توجهی از تفسیری فی ظلال را به خود اختصاص داده و هیچ فرد منصفی نمی‌تواند وزریدگی و تبحر او را در این مساله‌انکار کند.

وی معتقد است آنکه در سایه قرآن می‌زید به خوبی ملاحظه می‌کند که‌هر سوره دارای یک یا چند موضوع اصلی است که در صورت متعدد بودن موضوعات آن همه‌انها حول یک محور ویژه قرار دارد.[51]

بنابراین سیّد با این دید که‌هر سوره‌از یک وحدت موضوعی برخورد است به تفسیر آیات می‌پردازد.[52] ما بزودی مطالب بیشتری در این زمینه خواهیم گفت.

6- یکی دیگر از مسائلی که سید قطب به‌ان توجه داشته تناسب و پیوستگی موجود بین آیات است. وی در هر سوره با ارائه موضوعات مورد بحث سوره به دنبال یافتن محور اساسی و واحدی برای هر سوره‌است که تمام موضوعات سوره گرد آن جمع می‌شوند. شاید بتوان گفت که تفسیر فی ظلال از قابل توجه ترین آثار از حیث توجه به پیوستگی معنای آیات در سوره‌های قرآن کریم می‌باشد.

بطور کلی آنچه در این تفسیر خودنمایی می‌کند اعتقاد به: پیوستگی آیات و سوره، نقش سیاق در تفسیر آیات، استفاده‌ازتفسیر قرآن به قرآن، وجود زبان تصویری قرآن، شخصیت داشتن سوره‌ها، اعتقادبه وحدت موضوعی درسوره‌ها است، که مفسّر شهید به خوبی از عهدۀ تبیین آنها بر آمده‌است. در ادامه جایگاه‌این مسائلرا نیز در فی ظلال بررسی خواهیم کرد.

روشهای دیگر تفسیری ایشان اجمالاًعبارت است از:تقسیم كل قرآن به دو بخش مكی ومدنی[53]، اجتناب از ورود به بحث های مورد اختلاف فقهی واغراق در مسائل لغویی وكلای وغیبی، [54]پرهیز از تفسیر علمی‌وعلوم قدیم وجدیدی كه‌ارتباط با فهم قرآن ندارند، [55] توجه به آیات معنوی و اخلاقی، [56] توجه به مسایل وگرایشهای اجتماعی، [57] طرح پیامها واهداف سوره وتاكید بر روش انقلابی وپویا در تفسیر قرآن كه به منهج الحركی معروف شد. [58] بهره گیری از منابع روایی كهن بطوری كه طبق بررسی صورت گرفته در فی ظلال، سید قطب بیش از 600 بار از سنّت پیامبر| استفاده نموده‌است.[59] قایل شدن شخصیت برای قرآن وسوره‌های آن.[60]

فی ظلال القرآن از تفسیرهای بزرگ اهل سنت است در شش مجلد و در تفسیر 30 جزء قرآن توسط سیّد قطب اندیشمند، ادیب و مصلح بزرگ اجتماعی معاصر، به‌هدف احیای نهضت اصیل اسلامی‌از جمله؛ پر کردن شکاف عمیقی که بین مسلمانان عصر حاضر و قرآن بوجود آمده و... به رشته تحریر درآمده‌است.[61]

برای این تفسیر ارزشمند علاوه بر موارد بالا ویژگی هایی دیگری نیز مطرح شده‌است كه بطور فهرست‌وار اشاره می‌نماییم:

پرهیز از عقل محوری در عین ارزش قایل شدن برای عقل، [62] استفادۀ گسترده‌از نقل در تفسیر آیات، [63] پرهیز از ورود به‌اسراییلیات همراه با ژرف اندیشی ودقت زیاد، [64] اجتناب از تعصبات افراطی مذهبی، [65] مطرح نمودن زبان تصویری برای قرآن.[66]

در پایان مجدداً تأکید می‌کنیم که تفسیر فی ظلال بیشتر با موضوعاتی از قبیل وحدت موضوعی سور وآیات قرآن، اهداف سوره‌ها، ساختار سوره، مطرح كردن و موثّر دانستن سیاق آیات، شناخته شده‌است كه در فصلها ی بعدی به‌انها بیشتر خواهیم پرداخت.

باتوجّه به‌اینکه روش تفسیری هردو تفسیر مورد مطالعه روش تفسیر قرآن به قرآن است، اینک نگاهی گذرا به تعریف و جایگاه روش تفسیر قرآن به قرآن در این دوتفسیر ضروری به نظر می‌رسد.

 1. روش تفسیر قرآن به قرآن و جایگاه‌ آن در تفاسیر المیزان و فی ظلال القرآن

شاید بتوان گفت مهمترین و اساسی‌ترین ویژگی المیزان استفاده کامل و دقیق از روش تفسیری قرآن به قرآن است که در واقع همان روش تفسیری پیامبر| و ائمه‌اطهار ×نیز بوده‌است.ویك نكته‌اضافه می‌كنیم كه: اگر چه‌المیزان اولین تفسیری نیست که‌از این روش استفاده کرده‌است، اما قطعاً بلندترین و موثرترین گام در این زمینه‌است آنچه در این باب به‌المیزان عظمت ویژه‌ای بخشیده‌است بهره‌مندی گسترده‌ان از این شیوه و حل بسیاری از مشکلات تفسیری در پرتو این نگرش ژرف است.[67]

با توجه به‌اهمیت این روش در بین مفسران و قرآن پژوهان و خصوصاً این دو تفسیر (المیزان ـ فی ظلال القرآن) فصلی مستقل را به آن اختصاص داده‌ایم که‌انشاء‌اله مطالب بیشتری را مطرح خواهیم کرد.[68]

 2. تفسیر آیات، با توجه به تناسب بین آیات

تناسب آیات یکی از مباحث مهم تفسیری است به طوری که می‌توان گفت بدون در نظر گرفتن آن، تفسیر غیر ممکن است. علامه طباطبائی نیز به‌این مهم توجه و اهتمام ویژه‌ای داشته و در جای جای تفسیر به‌این مسأله‌اشاره و از این طریق به تفسیر آیات پرداخته‌است.[69]

از آنجایی که‌این تحقیق بر همین مبنا جمع‌آوری شده بحث بیشتر در این زمینه را به فصول آینده موکول می‌کنیم.

 3. جمع میان دو روش تفسیری موضوعی و ترتیبی

به‌این معنی است که علامه طباطبائی قرآن را آیه به‌ایه و سوره به سوره تفسیر کرده‌است ولی در هر بخش آیات مربوط و مناسب با موضوع آنرا که در قرآن پراکنده‌است می‌آورد تا درباره‌ان، به طور جامع بحث و بررسی کند.[70]

البته‌این روش گر چه کار بسیار دشواری است اما مرحوم علامه به دلیل آگاهی و تسلط کافی‌اش بر قرآن

به خوبی از عهدة آن بر آمده‌است و تمام تلاش خود را در رابطه با جمع‌آوری آیات به صورت موضوعی بکار برده‌است بطوری که می‌توان گفت المیزان اگر چه به صورت ترتیبی است اما باید آنرا یک تفسیر ترتیبی ـ موضوعی دانست.

 4. اعتقاد به مسالۀ وحدت موضوعی (غرض) در آیات قرآنی

یکی از قواعد و اصول درک متون کشف وحدت موضوعی آن است و مفسّر نیز باید برای تفسیر آیات به‌این مهم توجه کند در غیر این صورت به تفسیر صحیح دست نخواهد یافت علامه معتقد است هر سوره‌ای هدف یا اهداف معینی دارد که بنیان و اساس آن سوره را تشکیل می‌دهد و سوره پایان نمی‌یابد مگر هنگام کامل شدن هدف و به‌همین دلیل تعداد آیات سوره‌ها با هم متفاوت است.[71]

 5. توجه و استفاده گسترده‌از بحث سیاق در فرایند تفسیر و برقراری ارتباط بین آیات

یکی از ویژگی‌های اساسی و فراگیر المیزان، استفاده‌از بحث سیاق در تفسیر آیات در ابعاد گسترده‌است. به طوری که درتفاسیر دیگر کمتر به چشم می‌خورد. سیاق در موارد زیادی می‌تواند قرینۀ خوبی برای فهم واژگان و عبارات و جملات یک متن باشد و نادیده گرفتن آن گاهی می‌تواند برداشتهای خواننده و پژوهشگر را به بیراهه ببرد.

لذا علامه به‌این مهم توجه نموده و در پرتو آن گره مشکلات فهم بسیاری از آیات را باز نموده‌است. بزودی بحث در این زمینه را نیز خواهیم آورد.

چند نمونه دیگر از ویژگی های المیزان را اجمالاً نام می‌بریم:

6) طرح مباحث و معارف موضوعی اسلامی‌در سطح وسیع.[72]

7) توجه واستفاده منطقی از احادیث و روایات صحیح رسیده‌از معصومین ×[73]

8) استفاده‌ازعقل و علم در فهم و تفسیر آیات قرآن.[74]

9) پاسداری از مکتب تشیع.[75]

10) طرح مباحث و موضوعات غیر تفسیری.[76]

11) توجه به غرر الآیات در تفسیر.[77]

12) استفاده گسترده‌از منابع غیر تفسیری[78]

13)استفاده محدوداز بحثهای صرف ونحو، بلاغت و ادبیات عرب.[79]

1.8.7 تعریف و اهمیت روش تفسیر قرآن به قرآن

روش تفسیر قرآن به قرآن، یک از روشهای تفسیر به ماثور (نقلی ) است. [80] و مقصود این است که‌هر آیه‌ای به کمک و استعانت از آیات دیگر تفسیر شود.زیرا برخی آیات مبیّن آیات دیگر هستند و به تفصیل معانی، لغات ومحتوی آنهاپرداخته‌اند.[81]

برخی نیز در تعریف این روش، بر غررالآیات تکیه كرده و تعریف خود را بر این اساس ارائه نموده‌اند.[82]

این روش گر چه‌از زمان نزول قرآن وجود داشته، اما در سالهای اخیر بین مفسران، جایگاه ویژه‌ای بازكرده‌است؛ بطوری كه‌اغلب آنها از این روش در تفسیر آیات كمك گرفته‌اند. مرحوم علامه (ره) و مرحوم سید قطب نیز تقریبا تمام قرآن را بر همین اساس تفسیر نموده‌اند.این روش مانند هر روش دیگر دارای یکسری ویژگیهایی می‌باشد که‌از سوی دانشمندان علوم قرآنی مطرح شده‌است و ما برای جلوگیری از اطاله کلام همه‌انها را در یک جمله تجمیع نموده و مطالب بیشتر را به عهده خوانندگان محترم می‌گذاریم.

 روش تفسیر قرآن به قرآن، بهترین و کهن ترین[83]، متقن ترین[84]، صحیح ترین[85]، و بالاخره جاودانه‌ترین روش تفسیر قرآن می‌باشد.

اهمیت آن زمانی روشن‌تر می‌شود که، ریشه‌های قرآنی این نوع تفسیر نیز بررسی شود تا مشخص گردد که: قرآن اولین منبع و مفسری است که وعدۀ تفسیر آیات خود را به پیامبر اکرم | داده‌است. و عملاً در آیات دیگر به تفسیر آنها پرداخته‌است.[86]

پس این روش نه تنها به عنوان روش پسندیده در تفسیر قرآن مورد توجه مفسران بوده‌است، بلکه در مواردی از جمله روش تفسیری موضوعی و ترتیبی قرآن بدون استمداد از آن نمی‌توان مراد واقعی کلام حق تعالی را درک کرد.

بطور مثال اگر به بحث شفاعت در قرآن دقت شود دو دسته آیات وجود دارد: دسته‌اول نفی مطلق شفاعت است.[87] و در دسته دیگر، شفاعت مشروط است.[88] که‌از کنار هم گذاشتن این آیات می‌توان نتیجه گرفت که عدم پذیرش شفاعت در آیات دسته‌اول، شفاعت بدون اذن است. ودر دسته دوم شفاعت همراه با اذن.

سیوطی معتقد است که: هر کس بخواهد کتاب عزیز (قرآن) را تفسیر کند اول باید آنرا از خود قرآن جستجو کند که‌هر جای آن مجمل است در جای دیگر تفسیر شده و هر چه مختصر آمده، در جای دیگر آن، توضیح و گسترش یافته‌است.[89]

عزّه دروزه نیز درباره‌اهمیت این روش معتقد است: بهترین و مطمئن‌ترین وسیله درک دلالت و تعلیمات قرآن، بلکه فهم شرایط و اسباب النزول آن، تفسیر برخی از آیات با برخی دیگر و برگرداندن پاره‌ای بر پاره‌ای دیگر و ربط بعضی به بعضی دیگر است.[90]

برخی نیز معتقدند که‌اگر چه‌استفاده‌از این روش، ضروری است و از اهمیت خاص خودش برخوردار است،

 اما نیاز به تلاش و تسلط زیاد به قرآن دارد و خیلی آسان و قابل دسترسی برای همه نیست.[91]

از قرآن کریم که بگذریم در بین انسانها اولین مفسّر قرآن، پیامبر اکرم | بوده‌است و این مطلب در پیشینه تفسیر قرآن ثبت شده‌است که: قدمهای اولیه‌این روش تفسیری بوسیله پیامبر اکرم| برداشته شده‌است و بعد از او امامان معصوم × نیز آنرا ادامه داده‌اند.[92]

از سخنان و اخبار رسیده‌از ائمه‌اطهار (ع) چنین بر می‌آید که آنها نیز در موارد متعددی از همین روش برای تفسیر قرآن کمک گرفته‌اند و آنرا بهترین و کاملترین روش تفسیر قرآن دانسته‌اند.

امام علی × بارها به‌این مطلب اشاره فرموده وآنرا مورد استفاده نیز قرار داده‌است.[93]

دیگر امامان معصوم × نیز بصورت‌های مختلف از این روش استفاده نموده‌اند.[94]

مرحومه علامه طباطبا ئی& در مقدمه کوتاهی که برای تفسیر خود نوشته‌است ضمن بر شمردن روشهای تفسیری دیگر و نقد و بررسی و ردّ همهء آنها و البته تایید روش تفسیری پیامبر | و ائمه‌اطهار×که ‌همان روش تفسیری قرآن به قرآن است می‌گوید:

«ما نیز به یاری خدای سبحان روش تفسیری خود را به ‌همین طرز قرار می‌دهیم و از آیات قرآن در ضمن بیاناتی بحث می‌کنیم.»

و سپس بر این عقیده خوداستدلال نیز می‌کند.[95]

وی در جای جای تفسیر خود با توجه به مقتضای بحث اهمیت این روش تفسیری را خاطر نشان نموده‌است.از جمله تاکید نموده‌است که:

تنها راه صحیح در فهم کلام الهی آن است که در هر موضوعی، تمام آیات مناسبه را ملاحظه نموده و با

 کوشش مخصوص در تدبر جمیع آنها مقصود آن را استفاده کرد.[96]

اما توضیح نداده که نظیر یا نظائر یک آیه را چگونه می‌توان پیدا کرد.

« اما شاید ضابطه پیدا کردن هر آیه‌این است که عین کلمات و یا کلمات هم خانواده را در آیات دیگر بیابیم.»[97]

پس اینکه علامه& به‌این نوع روش تفسیری عنایت داشته و تاکید فرموده شکی نیست، اماآیا درعمل نیزبه‌این مساله پای‌بند بوده‌است یا خیر؟

در پاسخ باید گفت كه: چنین استنباط می‌شود که وی در مقام عمل نیز توانسته‌است به خوبی از عهده‌این کار برآید و تا حدّ امکان از این روش استفاده نماید.

برخی از موارد استفاده‌از این روش را در تفسیر المیزان بطور اجمالی اشاره می‌کنیم:

برای شناخت و تبیین واژه‌ها[98]، تفسیر آیات مجمل[99]، تفسیر اصطلاحات خاص[100] انتخاب یک نظریه تفسیری.[101]

سید قطب نیز با اعتقاد به‌اینکه صحیح‌ترین و مطمئن‌ترین روش برای تفسیر قرآن، استفاده‌از خود آیات قرآن است، مهم ترین منبع تقسیر را خود آیات قرآن می‌داند.

البته‌ایشان گرچه بصورت گذرا و پراکنده به‌این مساله‌اشاره نموده،[102] اما در عمل نیز به‌ آن پای‌بند بوده و در موارد گوناگون از آن استفاده نموده‌است. سید در جای دیگر با صراحت بیشتری به‌این مساله ‌اشاره نموده و می‌گوید:

روش ما در تفسیر و فهم قرآن این است که قرآن را از خود قرآن فهم نماییم و به‌هیچ وجه پیش فرضی دیگری نیاز نداریم.[103]

بنابراین اگر چه سید قطب در تفسیر فی ظلال به طور صحیح به روش تفسیری خود اشاره نکرده ‌اما در

عمل همین شیوه را دنبال نموده‌است.او حتی در تفسیر آیات نیز به طور آشکار به‌این روش اشاره نکرده‌امّا از فحوای کلامش می‌توان پی به‌این مساله برد.[104]

با توجه به‌اینکه لازمه‌استفاده‌از این روش تسلط کامل به قرآن است، و سید قطب نیز حافظ کل قرآن بوده، پس می‌توان گفت که؛ شیوه وروش غالب او در تفسیر روش تفسیر قرآن به قرآن بوده‌اگر چه به آن اشاره صریحی نکرده‌است.برخی از موارداستفاده وی ازروش فوق: برای شناخت و تبیین واژه‌ها [105] تفسیر آیات مجمل[106]و.... بوده است.

فصل دوم

مروری بر تاریخ نگارش و جمع قرآن کریم

 2 . مروری برتاریخ نگارش و جمع قرآن

از آنجایی که برای ورود به بحث تناسب آیات وسور ابتدا لازم است چگونگی نزول آیات وسوره ها ونیز نحوۀ چینش آیات وسور در قرآن وهمچنین توقیفی واجتهادی بودن این ترتیب مشخص شود ، بنابراین آگرچه از بحثهای فرعی این تحقیق به حساب می آید اما نخست به این موضوع پرداختیم تا تمهیدی برای ورود به بحث اصلی ( تناسب آیات وسور ) باشد.

یکی از مهمترین و حساس‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین مباحث علوم قرآنی موضوع تاریخ نگارش و تدوین قرآن است.مهمترین موضوع است، چون با حل آن، موضوعات دیگری از قبیل تحریف قرآن، ترتیب وچینش آیات در سوره‌ها و ترتیب سوره‌ها در قرآن و.... نیز حل خواهد شد.

پیچیده‌ترین است، چون با نگاهی به کتب تاریخ قرآن و قلم فرسایی پژوهشگران و دانشمندان علوم قرآنی مشاهده می‌شود که به جهت کثرت شواهد روایی، تاریخی و قرآنی که‌ارائه شده، نه تنها مساله حل نشده؛ بلکه روز به روز بر پیچیدگی آن افزوده شده‌است به طوری که گروهی از اندیشمندان اسلامی‌تا آنجا پیش رفته‌اند که در اصل روایات موجود، شبهه‌ایجاد کنند و درباره تفسیر، مراد و مقصود از آیاتِ شاهد، نیز نظرات مختلفی داده شود به طوری که حتی در بین علمای شیعه نیز اتفاق نظر کاملی وجود ندارد.

درباه چگونگی ترتیب آیات وسوره ها باید بگوییم که قرآن عبارت است ازمجموعه آیات وسوره ها یی که قبل از بعثت وبعد از آن از طرف خدا وند بر پیامبر اسلام| نازل شده است

آنچه که در این زمینه مطرح می شود این است که قرآن دو نوع نزول داشته است , یک نوع نزول دفعی بوده به این معنا که مجموع آیات قرآن دفعتا در شب قدر از لوح محفوظ به آسمان دنیا نازل شده وسپس جبرائیل آنرا قسمت قسمت بر پیامبر| نازل می نمود که در خصوص این نوع نزول از طرف بزرگان توجیهاتی نیز نقل شده است.[107]

اما آنچه مسلم است این است که قرآن علاوه بر نزول دفعی آیاتش بطور پراکنده وبه مناسبتهای مختلفی

(اسباب النزول – شأن نزول ) در طی 23 سال وتا آخرین سال حیات پیامبر | ادامه داشت (درادامه دلایلی ارائه خواهیم کرد) وحکمت این نزول را نیز خود قرآن این گونه فرموده است که:{لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلاً} تا قلب تو را به آن استوارى دهيم، و آن را به نظمى دقيق منظم كرديم. ویا در آیه ای دیگر می فرماید:{وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى‏ مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلا }و قرآن را به تدريج فرستاديم تا آن را به تدريج براى مردم بخوانى و آن را نازل كرديم نازل كردنى كامل. وحکمتهای دیگری که از طرف دانشمندان علوم قرانی مطرح شده است. [108]

آغاز نزول قرآن ( وحی رسالی ) در 27 رجب , 13 سال پیش از هجرت ( 609 م ) بوده وبعد از آن 3 سال تأخیر داشت وسپس در اوقات مختلف آیات نجوماَ بر پیامبر اسلام| نازل می شد.

بنا براین این سوال پیش می آید که: اگر بعثت پیامبر در 27 رجب با نزول پنج آیة اول سورة علق بوده پس چگونه نزول قرآن در شب قدر انجام گرفته است.

واینکه چگونه نزول آن در شب قدر بوده در حالی که گفتیم در مدت 23 سال وبه طور پراکنده ودر مناسبتهای مختلف نازل شده است ؟

در پاسخ باید گفت که؛ اگر چه پیامبر در 27 ماه رجب با نزول 5 آیة اول سورة علق به پیامبری رسید اما نزول قرآن قطع شده وپیامبر مامور به تبلیغ سرّی شد. اما با نزول آیة{فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِين‏}[109] , آنچه را دستور دارى آشكار كن و از مشركان روى بگردان‏ , پیامبر مأمور شد دعوت خود را علنی کند واز آن به بعد آیات بطور پراکنده نازل می‌شد.

اما در پاسخ سوال دوم نظرات مختلفی مطرح شده است از جمله؛

آغاز نزول قرآن در شب قدر بوده است چنانکه از ظاهر آیة{ شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآن‏}[110] بدست می‌آید وبیشتر محققین نیز همین نظر را پذیرفته اند چون معاصرین نزول آیه از واژة قرآن , قرآن کامل را نمی‌فهمیدند که تدریجأ نازل ش

[1]. سبب ملقّب شدن جدّ علامه به طباطبائی این بود که در زمانیکه جد ایشان خردسال بود، اسماعیل دیباج می‌خواست لباس برای ابراهیم بخرد هنگامی که او را میان پیراهن و قبا مخیّر کرد او گفت: طباطبا یعنی قباقبا و نیز گفته شده که مردم منطقه سواد، او را به این نام ملقب ساختند که طباطبا در زباننبطی به معنی سیدالسادات می باشد.

[2]. الاوسي، علي، روش علامه در تفسیر المیزان، ترجمهء سيد حسين میرخلیلی)، تهران، شركت چاپ ونشر بين الملل، 1381ش، ص 52؛ استادي، رضا، آشنایی با تفاسیر، تهران، نشر قدس، 1383ش، ص 221.

[3]. بوستان کتاب، مرزبان نامه وحی و خرد ( يادنامه علامه طباطبايي )، قم، دفتر تبليغات اسلامي، 1381ش، ص 110, حسيني طهراني، سيد محمد حسين، مهرتابان، انتشارات علامه طباطبايي، 1431ه، ص 35.

[4]. مرزبان نامه وحی و خرد، پيشين، ص122.

. [5]حسينی طهرانی، محمد حسين، پيشين، ص 26.

[6].حکومت وقت ایران از خارج شدن ارز از کشور جلوگیری کرده بود.

[7]. مرزبان نامه وحی و خرد، پيشين، ص70.

[8]. علامه در این زمینه می فرماید: اگر چه در فراز و نشیب های زندگی افتاده بودم ولی پیوسته حس می کردم دست ناپیدایی مرا از هر پرتگاه خطرناک نجات می دهد و جاذبه مرموزی از میان هزارها مانع بیرون کشیده و به مقصد هدایت می کند.

[9]. الاوسی، علی، پيشين، ص 8.

[10].مرزبان نامه وحي وخرد، پيشين، ص 196 ـ 197.

[11].طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسير القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسين حوزه علميه، 1417 ق، ج 20 ص 398.

[12].هاشم زاده، محمد علی،.کتاب شناسی المیزان وعلامه, مجله بینات، قم، موسسۀ معارف اسلامی امام رضا ×، ش 34، 1381 ش، ص 190.

[13]. المیزان، ج 1، مقدمه، ص1 ـ 14.

.[14] معرفت، محمد هادي، التفسیرو المفسرون فی ثوبه القشیب، مشهد، الجامعه الرضويه الاسلامی، 1418 ه، ج 2، ص 1026.

[15]. المیزان، پیشین، ج 17، ص 5، و نیز ر.ک: ج 5 ص 157، ج 19، ص 143.

[16]. از جمله: مفردات راغب، لسان العرب، قاموس المحیط، مصباح المنیر، و...

[17]. همان، ج 2 ص 309، ج 3 ص 188، ج 11 ص 50، ج 12 ص 151.

[18]. همان، ج 1 ص 12، ج 20 ص 6، ج 17 ص 18،.

[19]. همان،، ج 11 ص 74، ج 16 ص 273، ج 20 ص 45.

[20]. همان، ج 1 ص 13.

[21]. همان، ج 6 ص 141.

[22]. همان، ج 5 ص 188، ج 13 ص 360.

[23]. حسینی، سید شهاب الدین، نگاهی نوبه المیزان، قم، عترت 1380 ش، ص 87.

[24].المیزان، پیشین، ج 10 ص 64، و نیز ر.ک: ج 5 ص 341.

[25]. همان ج 1 ص 315 و نيز ر. ک: ج 1 ص 53، 97، 138ـ ج10ص 315، ج 20 ص 163.

[26]. همان، ج1 ص 219.

[27].همان، ج 6 ص 138 و نيز ر.ک: به ج 6 ص 110 و 221 ـ ج 7 ص 2، 11، 41، 105، 131.

[28]. همان، ج1 ص 47، 93، 305، 209، 244، 270، 412، ج2 صص 133، 260 ج 3 ص 27، ج 4 ص92، ج5 ص 275.

[29].سیاوشي،كرم، تحلیل انتقادی مبانی و روش تفسیری سید قطب ،، تهران، شركت چاپ ونشر بين الملل، 1389ش، ص 10

.[30] زرکلی، خيرالدين، الاعلام، بیروت، دارالعلم للملایین، 1990م، ج 2 ص 147

[31]. در روستای بزرگ موشه دو نظام آموزشی هم سطح یعنی مدارس دولتی از یک طرف و مدارس دینی از طرف دیگر وجود داشت و سید قطب به مدارس دولتی فرستاده شد.

[32]. ژیل، کوپل، پیامبر و فرعون، ترجمه حمید احمدی، تهران انتشارات کیهان، 1366ش، ص 36

[33]. سیاوشي، كرم، پیشین، ص 15

[34]. ژیل کوپل، پیشین، ص 37

[35]. العظم، يوسف، رائد الفکر الاسلامی المعاصر الشهید سید قطب بيروت، دار القلم، 1400 ق، ص 270

[36]. در دوران تحصیل در قاهره و دوران فعالیتهای ادبی و مطبوعاتی به صورت خطرناک و تحیر آوری با دین و ارزشهای اسلامی فاصله می گیرد او خود از این دوره با عنوان «دوران ضیاع» یاد نموده است و اعتراف می کند که در این دوره در میان دعوتهای جاهلی گونه گونی متحیر بوده است: سید قطب، قطب، سید، پیشین،، 1391 ق 1971 م، بيروت، دار احياءالتراث العربي، ج 6 ص 3352.

[37]. سید قطب، في ظلال القرآن، پیشین، ج 3، ص 1186، نيز ر.ک: ژیل کوپل، پیشین، ص 37، صلاح عبدالفتاح خالدی، سید قطب الشهید الحی ص 119ـ صلاح عبدالفتاح خالدی، آمریکا من الداخل بمنظار سيد قطب، جده، دار المناره، 1408ه، صص 38 -118

[38]. زرکلی، الاعلام، ص 148، سیاوشی، پیشین ص 23 ژیل کوپل، پیشین ص 39

[39]. سیاوشی، پیشین ص 26، ژیل کوپل، پیشین ص 40

[40]. صالح الخالدی عبدالفتاح، سید قطب از ولادت تا شهادت، ترجمه جليل بهرامي نيا، تهران، نشر احسان، 1381 ش، ص 690

[41]. خرمشاهی، بهاءالدین، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، تهران، دوستان، 1377ش، ج 2، ص 1278 ونيز ر.ك : کاظمی، شهاب، بینات، 28، سال هفتم، ش 4، ص 204، سیاوشي، پیشین، ص 31

.[42] صلاح الخالدی، عبدالفتاح، مدخل الي في ظلال القرآن، اردن، دارعمار، 1421 ق، ص 41.

[43]. سیاوشی، کرم، پيشين، ص 34.

[44]. همان، ص 35، صلاح الخالدی عبد الفتاح، سید قطب از ولادت تا شهادت، پيشين، صص 42 و 43.

.[45] ایازی، سيد محمد علي، شناختنامه تفاسیر، رشت، كتاب مبين، 1378ش، ص 222.

[46]. سیاوشي، کرم، همان، ص 24

.[47] نفیسی، شادی، عقل گرایی در تفاسیر قرن چهارده، دفتر تبليغات اسلامي، قم، 1379ش، ص 116

[48].انصاری، مسعود، بینات، سال دوم، ش 8، قم، زمستان 1374، ص 138.

[49]. سید قطب، في ظلال القرآن، پیشین، ج 1، صص 27 و 28

[50]. همان، ج 1، ص 353

[51]. همان، ج 1، ص 28

[52]. سیاوشی، کرم، پیشین، ص 127

[53]. سید قطب، في ظلال القرآن، پیشین، ج1ص348، ج 2 صص 1004، 1005، ص 1010 ـ ص 1243، ج 3 ص 1242

[54]. همان، ج 1 ص 260، و نیز ر.ک: سید قطب، التصویر الفنی فی القرآن، ترجمه محمد علی عابدی ( نمایش هنری در قرآن )، تهران، نشر انقلاب، 1359، ص 47.

[55]. ایازی، سید محمد علی، المفسرون حیاتهم و منهجهم، وزارت ارشاد، تهران، 1373 ش، ص 515، معرفت، محمد هادی، التفسیر والمفسرون، پيشين، ج 2، ص 469

[56]. رضائی اصفهانی، محمدعلی، درسنامةروشهاوگرایشهای تفسیری قرآن، مركز جهاني علوم اسلامي، قم، 1382 ش، ص 35

[57]. سید قطب، في ظلال القرآن، پیشین، ج1صص 557 و559، ج3، ص 765

[58]. شحاته، عبداله محمود، در آمدی برتحقیق در اهداف و مقاصد سوره های قرآن، ترجمه و شرح، سید محمد باقر حجتی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1374 ش، ص 27.

[59]. ایازی، سید محمدعلی، پیشین، ص 517 به نقل ازعرفان زرزور.

[60]. سید قطب، في ظلال القرآن، پیشین، ج1ص 33، ج3 ص 1243.

[61].معرفت، محمدهادی، التفسيروالمفسرون فی ثوبه القشیب، پيشين، ج2ص 469.

[62]. سید قطب، في ظلال القرآن، پیشین، ج2، صص 808، 807.

.[63] کاظمی، شهاب، بینات، سال هفتم، ش 28، ص 207.

[64]. معرفت، محمد هادی، التفسيروالمفسرون فی ثوبه القشیب، پیشین، ج 2، ص 451.

[65]. همان.

[66]. سياوشي، كرم، پيشين، ص 155.

[67]. مهدوی راد، محمد علی جایگاه المیزان در میان تفاسیر، بینات، پيشين، ص 98.

[68].براي اطلاع بيشتر ر.ك : معرفت، محمد هادي، التفسيروالمفسرون فی ثوبه القشیب، پيشين، ج2 ص1026 حسینی طهرانی، محمد حسين، پيشين ص 41 , علوی مهر، حسين، آشنایی با تاریخ تفسیر و مفسران، قم، مركز جهانی اسلامی، 1384 ش، ص 273.

[69]. المیزان، ج 1 ص 12.

[70]. معرفت، محمد هادی، التفسيروالمفسرون فی ثوبه القشیب، پيشين، ج 2 ص 1026.

[71].همان، ج 2 ص 1027.

[72]. رضائی کرمانی، محمد علی، فصلنامه پژوهشهای قرآنی ش 10 ـ 9 بهار وتابستان 76، ص 194 - هاشم زاده محمد علی، بینات ش 34 ص188.

[73]. الميزان، پیشین، ج1ص 11، نيز ر.ک : مهدوی راد، محمد علی،جایگاه المیزان در میان تفاسیر، بینات، پيشين، ص 102، رضائی اصفهانی، محمد علی، رابطۀ سنت وتفسیر، بینات، پيشين، ص 86.

[74]. الميزان، پیشین، ج 1 ص 13؛نفیسی، شادی، عقل وعلم در بیان مفسر المیزان، بینات، پيشين، ص3 16.

[75]. حسینی طهرانی، سید محمد حسین، پيشين، ص 66.

[76]. المیزان، ج1ص14، ص 38، ص، 47، ص 421، ج2 ص53، ج 4 ص10، ج 8 ص 14.

[77]. همان، ج10 ص 135، ج17، ص 114.

[78]. همان، ج4ص 164و163، ج 12 ص 160، ج 13 ص 378، ج 14 ص 32، ج 17 ص 28، ج 20 ص.260

[79]. سبط الشیخ، محمود، شناختنامه قرآن(به اهتمام محمد جواد صاحبي )، قم، احيا گران، 1383 ش، ج 2، ص 534.

.[80] تفسیر به ماثور، که از آن« به تفسیر نقلی نیز یاد می شود و دارای روش تفسیری اثری است، آن است که در تفسیر آیه از اثر و نقل استفاده می شود. خواه آن اثرو نقل، آیات دیگر قرآن باشد یا کلام معصومان (ع) و یا غیر معصومان (صحابه و تابعین ) پس دارای اقسامی است : قرآن به قرآن، قرآن به روایت، قرآن با قول صحابه و تابعین.

.[81] مودّب، سید رضا، روشهای تفسیر قرآن، قم، اشراق، 1380ش، ص 165.

[82]. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن، تهران، مركز نشر فرهنگي رجاء، 1375ش، ص 395، و نیز ر ک : حسين علوی مهر، روشها و گرایشهای تفسیری، قم، اسوه، زمستان 81، ص 65.

[83]. ایرانی قمی، اکبر، روش شیخ طوسی در تبیان، تهران، سازمان تبليغات اسلامي، 1371ش، ص 92.

[84]. معرفت، محمد هادی، التفسیر والمفسرون في ثوبه القشيب، پیشین، ج 2 ص 22، مود ّب، سید رضا، پیشین، ص 167.

[85]. زرکشی، محمد بن عبداله، مناهل العرفان فی علوم القرآن،دار المعرفه، بیروت، 1410 ه، ج 2، ص 315.

[86]. فرقان/ 33، بقره / 187 / 219 /221- نساء/ 176، مائده /89، جن/ 26 / 27.

[87]. بقره /254.

[88]. بقره / 48/123.

[89].سیوطی، جلال الدین، الاتقان، في علوم القرآن، دار الکتاب العربی، بیروت، 1421 ه، ج 2، ص 434.

[90]. محمدعزه، دروزه، تاریخ قرآن مجید، بيروت، بي تا، بي جا، ص 204.

[91]. ذهبی، محمد حسین، التفسیر و المفسرون، دار احیاء التراث العربی، بیروت، بی تا، بی نا، ج1، ص41.

[92]. سیوطی، جلال الدین، الاتقان، في علوم القرآن، پیشین،ج 2 ص 480 – ص 485.

[93]. کافی، ج 1 ص، 63، برای اطلاع بیشتر ر.ک : دشتی محمد.ترجمه نهج البلاغه پیشین، خطبه 133 ص 177 و خطبه 125 ص 167، نامه 77 ص 441، بحار الانوار، ج 65، ص 78.

[94]. سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور، بيروت، دارالفكر، 1420ه، ج3، ص 193، شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، پيشين، ج 1 ص 290.

[95]. المیزان، ج 1 مقدمه (14-1 ) ونيز ر.ك: طبا طبائی، محمد حسین، قرآن در اسلام،دارالکتب الاسلامیه ,تهران , مصحح رضاستوده، ص 87.

[96]. الميزان، ج 3، ص 76، برای اطلاع بیشتر ر.ک: ج3 ص22 و ص 77 و ص 87 ج 12 ص 191

[97]. لسانی فشارکی، محمد علی، روشهای مطالعه و تحقیق در قرآن مجید،

[98]. المیزان، ج 1 ص 46، ج2 ص 437، ج 3 ص 9، ج8 ص 147، ج11 ص 377

[99]. همان، ج 1 ص 266، ج2 ص 230، ج6 ص 65

.[100] همان، ج1 ص 133 و ص 145 و ص 320، ج 3 ص 10، ج4 ص، 414 ج 5 ص 157، ج 7 ص 389، ج 12 ص 10

[101]. همان، ج5 ص 290

[102]. سید،قطب، في ظلال القرآن، پیشین،ج3، ص 1474

[103]. قطب، سید، خصائص التصور الاسلامی، دار الشروق، قاهره، 1423 ق، مقدمه ص 5-45

[104]. سید،قطب، في ظلال القرآن، پیشین، ج3 ص 150، ج6، ص 3853 و ص 3910

[105]. في ظلال القرآن، پيشين، ج 6، ص 3838، ج 3 ص 376، ج2 ص 817.

[106]. همان، ج3 ص 1400 و ص 1427 و ص 1474- ج 5 ص 2354- ج6 ص 3764 و ص 3839.

[107]. معرفت , محمد هادی , تاریخ قرآن , انتشارات سمت , تهران, 1384ش , ص 41.

[108]. معرفت , محمد هادی , تاریخ قرآن , پیشین , ص 32 , رامیار محمود , تاریخ قرآن ,امیر کبیر , تهران 1369 ش ص 597 , حجتی, محمد باقر , تاریخ قرآن , دفتر نشر فرهنگ اسلامی , تهران 1372ش ص 46 , طباطبائی محمد حسین ,قرآن در اسلام , پیشین , ص 164.

[109] حجر / 94

[110]. بقره / 185



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


خلاصه کتاب طراحی ساختمانهای بتنی-گلابچی-دانشگاه تهران خلاصه کتاب طراحی ساختمانهای بتنی-گلابچی-دانش
شنبه 09 اردیبهشت 1396 ساعت 12:28 | بازدید : 105 | نویسنده : filecompartment | ( نظرات 0 )
خلاصه کتاب طراحی ساختمانهای بتنی-گلابچی-دانشگاه تهران

خلاصه کتاب طراحی ساختمانهای بتنی-گلابچی-دانشگاه تهران

دانلود خلاصه کتاب طراحی ساختمانهای بتنی-گلابچی-دانشگاه تهران

تعداد ص:31

فرمت فایل:pdf

نوع فایل: تایپ شده 



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


جزوه طراحی ساختمانها در برابر زلزله-گلابچی-دانشگاه تهران جزوه طراحی ساختمانها در برابر زلزله-گلابچ
شنبه 09 اردیبهشت 1396 ساعت 12:27 | بازدید : 121 | نویسنده : filecompartment | ( نظرات 0 )
جزوه طراحی ساختمانها در برابر زلزله-گلابچی-دانشگاه تهران

جزوه طراحی ساختمانها در برابر زلزله-گلابچی-دانشگاه تهران

دانلود جزوه طراحی ساختمانها در برابر زلزله-گلابچی-دانشگاه تهران

تعداد ص: 24

فرمت فایل: pdf

نوع فایل: تایپ شده 



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


جزوه عناصر و جزئیات ساختمانی-خرسند جزوه عناصر و جزئیات ساختمانی-خرسند دانلود جزوه عناصر و جزئیات
شنبه 09 اردیبهشت 1396 ساعت 12:26 | بازدید : 79 | نویسنده : filecompartment | ( نظرات 0 )
جزوه عناصر و جزئیات ساختمانی-خرسند

جزوه عناصر و جزئیات ساختمانی-خرسند

دانلود جزوه عناصر و جزئیات ساختمانی-خرسند

تعداد ص: 79

فرمت فایل: pdf

نوع فایل: تایپ شده 



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بررسی جایگاه حکم حکومتی و امر سیاسی در فقه سیاسیword بررسی جایگاه حکم حکومتی و امر سیاسی در فقه سی
شنبه 09 اردیبهشت 1396 ساعت 12:25 | بازدید : 98 | نویسنده : filecompartment | ( نظرات 0 )
بررسی جایگاه حکم حکومتی و امر سیاسی در فقه سیاسیword

بررسی جایگاه حکم حکومتی و امر سیاسی در فقه سیاسیword

فهرست مطالب

عنوان صفحه

 چکيده1

مقدمه2

فصل اول4

کلیات4

فصل اول: كليات

1- كليات5

1-1- طرح تحقیق5

1-1-1- بیان مسأله5

1- 1- 2- پرسش تحقیق6

1-1-3- فرضیه های تحقیق6

1-1-4- اهداف تحقیق7

1- 1- 5- سوابق تحقیق7

1-1- 6- جنبه نوآوری تحقیق8

1- 1- 7- روش تحقیق9

1- 1- 8- محدویت ها و مشکلات9

1- 2- مفاهیم9

1-2-1-تعریف حکم9

1-2-2- نتیجه بحث28

1-3- بررسی تاریخی جایگاه حکم حکومتی درفقه سیاسی28

1-3-1- بنیان فقه سیاسی28

1-3-2- ولایت در امور حسبیه35

1-3-3- نفی ضرر و نفی عسر و حرج دراحکام36

1-3-4- اسلام واهداف سیاسی37

1-3-5- مسئولیت پیامبر(ص) و مقایسه آن با امام(ع) و جانشین امام39

1-3-6- اهمیت حکومت40

1-3-7- معانی مطلقه بودن حاکمیت43

1-3-8- دلايل تشكيل حكومت در جامعه اسلامي47

1-3-9- رابطه حکم حکومتی با فقه سیاسی47

1-3-10- نتیجه بحث49

 فصل دوم: معیارشناسی حکم حکومتی و دلایل مشروعیت آن

2- معیارشناسی حکم حکومتی و دلایل مشروعیت آن51

2-1- معیار شناسی وضوابط حکم حکومتی51

2-1-1- حکم حکومتی51

2-1-2- تعابیرحکم حکومتی54

2-1-3- محدوده و قلمرو حکم حکومتی55

2-1-4- تفاوت حکم حکومتی با فتوا57

2-1-5- تفاوت حکم حکومتی باحکم قضائی60

2-1-6- تفاوت حکم حکومتی باحکم اولیه وثانویه61

2-1-7- ویژگیها و مشخصه های حکم حکومتی64

2-1-8- ملاک و معیار صدور حکم حکومتی64

2-1-9- نگرش امام به سیره پیامبر(ص)در تشکیل حکومت اسلامی67

2-1-10- ضابطه مند شدن احکام حکومتی در جمهوری اسلامی68

2-1-11- اقسام حکم حکومتی69

2-1-12- نتیجه بحث71

2-2- مشروعیت حکم حکومتی72

2-2-1- شروط صلاحیت حاکم72

2-2-2- گستره اختیارات حاکم از دیدگاه امام خمینی (ره)73

2-2-3- واجب الاطاعه بودن حکم حکومتی74

2-2-4- دولت دینی و دولت سکولار75

2-2-5- مصلحت وجودحکومت اسلامی76

2-2-6- دیدگاه شیعه در مورد حاکم79

2-2-7- حاکمیت در جمهوری اسلامی ایران80

2-2-8- مصالح وشرایط صدور حكم حكومتی81

2-2-9- ولایت خداوند درموردانسان85

2-2-10- نیابت در دوران پیامبر و ائمه87

2-2-11- شئون حاکمیت در جامعه اسلامی91

2-2-12- دیدگاه منتقدین و موافقین حکم حکومتی94

2-2-13- نتیجه بحث96

فصل سوم: احکام حکومتی صادره توسط حاکم اسلامی

3- احکام حکومتی صادره توسط حاکم اسلامی98

3-1- احکام حکومتی صادره توسط پیامبر(ص)وائمه(ع)98

3-2- جريان تاريخى سلب99

3-2-1- متعلِق سلب100

3-3- معرفی تاریخی احکام حکومتی103

3-4- ماهیت حکم حکومتی103

3-5- احکام حکومتی (ولایی)105

3-5-1-احکام اداری سازمانی105

3-5-2- احکام اجتماعی106

3-5-2-4- برخورد با انحرافات فکری و عملی108

3-5-3- احکام اقتصادی110

3-5-4- احکام قضایی116

2-5-5- نتیجه بحث118

2-6- احکام حکومتی صادره توسط حکام اسلامی و فقها119

2-6-1- پیشینه تاریخی119

2-6-2- احکام حکومتی صادره درزمان قاجار120

2-6-3- دید گاها در مورد قاعده لاضرر122

2-6-4- جمع بندى130

2-6-5- اختیارات حاکم وحکومت اسلامی درجمهوری اسلامی ایران131

2-6-6- بحث تزاحم دستورات در جمهوری اسلامی133

2-6-7- نمونه هایی از احکام حکومتی137

2-6-8- نتیجه بحث140

نتيجه گيري141

پیشنهادات143

فهرست منابع144

 چكيده

 امروزه دستگاه حاکمیت و دستورات صادره از این نهاد و پذیریش دستورات آن از طرف مردم همگی در گرو مقبولیت و محبوبیت حاکمیت و احکام صادره این نهاد می‌باشد.

در جهان امروز دستگاه حاکمیت و در رأس آن خود حاکم باید از شخصیت کاریزمایی برخوردار باشد، این در حالی است که در اسلام خصوصاً در مکتب امامیه، حاکم علاوه بر این که دارای شخصیتی مورد قبول و پذیرش آحاد جامعه است، هم از نظرشرعی و هم ازنظر عقلی مورد تائید است. بر اساس فقه امامیه وجود حاکمیت در جامعه مسلمین در جهت ایجاد امنیت و عدالت و نهایتاً هدایت انسان به سعادت واقعی می‌باشد.

قواعد فقه سیاسی در مبحث حکومت، تنظیم کننده امور یک جامعه است. در فقه شیعه دستورات صادره از جانب حاکم به دو دلیل لازم الاطاعه می‌باشند؛ یکی این که بر اساس قوانین اسلام باشد؛ و دیگری این که در جهت تامین مصلحت عموم جامعه اسلامی باشد.

لذا اطلاق اختیار حاکم در جامعه اسلامی برای صدور حکم حکومتی محدود به صلاح اسلام و مسلمین می‌باشد. بنابراین می‌توان گفت که تمامی احکام صادره در مبحث فقه سیاسی از ناحیه حاکم اسلامی که با توجه کامل به مصلحت اسلام ومسلمین صادر شده، بسیار نافذ و برای همه افرادجامعه اسلامی واجب الاتباع است. این تحقیق به شکل کتابخانه‌ای وبراساس توصیف تحلیل و استدلال منطقی عقلانی صورت گرفته است.

 

کلمات کلیدی: حاکم، حکم حکومتی، مصلحت، فقه سیاسی.

مقدمه

 از مهمترین موضوعات در جامعه اسلامی فرآیند حکومت است که از ضروریات بلاشک به حساب می‌آید. بدون شک عدم وجود حکومت در هرجامعه ای موجب ناامنی و هرج و مرج در تمامی ارکان و عامه جامعه خواهد شدکه در نهایت حضیض و سقوط انسانیت را درآن جامعه موجب می‌شود، این در حالی است که سعادت و تعالی هر جامعه ای در گرو حاکمیت الهی و اطاعت از این حاکمیت است. این حاکمیت از جانب خداوند به انسان های برتر (پیامبران وائمه) اعطاء شده است و این افرا د اراده های آفریننده هستی می‌باشند که در جهت به کمال رسیدن انسان با استفاده از احکام الهی تلاش می‌کنند ولذا این انسان های برگزیده با تبیین و تعلیم قواعد و قوانین الهی از طرفی و رهبری ظاهری از طرف دیگر این مهم را تحقق داده اند. اسلام به عنوان یک دین جامع و کامل تضمین کننده سعادت بشری است، اعتقاد صحیح توحیدی را زیر بنای تشکیل جامعه سعادت مند می‌داند. سابقه صدور احکام حکومتی به اندازه سابقه تشکیل و تداوم حکومت اسلامی می‌باشد؛ زیرا در طول تاریخ اسلام حکومت های شکل یافته بر مبنای اسلام، حاکمان آنها اعم از معصوم و غیر معصوم برای اداره جامعه احکامی بر مبنای مصلحت اسلام و مسلمین وضع نموده اند که تابع شرایط زمانی و مکانی بوده و تا زمانی که آن شرایط پابرجا بوده، اطاعت و پیروی از آنها بر افراد جامعه لازم بوده است.

هر آنچه به لحاظ عقلي و عرفي در حيطه وظايف حكومت و اداره امور عرفي جامعه و روابط عرفي ميان حكومت و جامعه قرار دارد و حكومت بنا بر تعهد خود در برابر ملت موظف به انجام آن است، در حيطه حكم حكومتي خواهد بود. حكم حكومتي به اين مفهوم كه به نظر مي‏رسد دقيق‏ترين تعريف از آن باشد لازمه حكومت و حكومت‏داري است و به موارد استثنا و زمان بحران اختصاص ندارد. بلكه احكام حكومتي، احكامي متعارف و معمول براي تأسيس و تدبير نظامات و امور اجتماعي است و اساسا برخاسته از اختيارات حكومت‏ها براي ايفاي مسئوليت در اداره امور جامعه بر اساس مصلحت جامعه هستند. تعيين و تشخيص مصاديق مصالح جامعه نيز در هر زمان عموما با عقل جمعي انسان‏هایی است كه مصالح و مفاسد زندگي خويش را تشخيص مي‏دهند.

حتي پاره‏اي از احكام اوليه نيز كه امروزه در قالب قانون صورت ‏بندي شده‏اند، حكم حكومتي محسوب مي‏شوند. احکام صادره از جانب شخص حاکم برای جامعه اسلامی مجموعه ای از دستوراتی است که نظم داخلی مسلمین در تمامی ابعاد و همچنین تنظیم روابط با کشورهای جهان در ابعاد گوناگون براساس مبانی دین اسلام که متضمن رستگاری انسان است را بر عهده دارد. این در حالی است که این قواعد و قوانین در محدوده فقه سیاسی می‌باشدو از آنجا که حاکم جامعه اسلامی تمامی احکام حکومتی خود را که مربوط به فقه سیاسی می‌باشد صادر می‌کند و موضوع فقه سیاسی امامیه نهایتا آزادی وعدالت را فقط در سایه توحید عملی می‌باشد، بنابراین این احکام صادره توسط حاکم برای تمامی افراد جامعه واجب الاطاعه می‌باشند و این اطاعت و پیروی نشان دهنده نافذ بودن جایگاه این دستورات در جامعه اسلامی می‌باشد.

 فصل اول

کلیات

1- كليات

 1-1- طرح تحقیق

1-1-1- بیان مسأله

 در دنیای سازمانی نوین یکی از مهم ترین شاخص های تاثیر گزار بر جوامع، عنصر مدیریت است که شکل مطلوب آن مدیریت همراه با رهبری تلقی می‌شود، رهبری یکی از مفاهیم بنیادی برای اداره جامعه می‌باشد که با تحولات اجتماعی همراه است، چرا که بنیان نظم و اداره و رهبری هر جامعه ی و سازمان بر مبنای آن قرار گرفته است. در فقه امامیه حکم حکومتی دارای دو معنای مختلف است:

الف) حکم حکومتی، احکام و قوانینی است که از جانب شارع صادر شده و در قرآن و سنت و سیره عملی معصومین علیهم السلام یافت می‌شود و مربوط به اداره جامعه و شئون حکومت است و وظیفه فقیه در مورد این دسته از احکام، کشف و استنباط و بعد اجرای آن احکام است ( امام خمینی، 1373،صحیفه نور، 20/ 36، 39).

ب) حکم حکومتی اختیارات حضرت رسول اکرم (ص) و ائمه (ع) و فقها در امر حکومت و دستورها و مقرراتی است که به عنوان حاکم و در مقام مجری احکام شرع و برای اداره ی جامعه، وضع و صادر کرده اند.( همان. صص 18 و 75 ). مراد از حکم حکومتی در این تحقیق همین برداشت دوم است که به شکل زیر بیان می‌شود : « حکم حکومتی، عبارت است از دستورات و مقررات و قوانینی که حاکم جامعه اسلامی براساس مصلحت در حوزه مسائل اجتماعی به منظور اجرای احکام شرع یا اداره جامعه به طور مستقیم یا غیر مستقیم صادر یا وضع می‌کند». ( کلانتری، 1378، 109 )

از ارکان مهم در مورد هر حکمی، صادر کننده آن حکم است. صادر کننده حکم در احکام شرعی، اعم از احکام اولیه و ثانویه، خداوند متعال است اما صادر کننده حکم حکومتی « ولی امر مسلمین» است. امام خمینی رحمه الله علیه در مورد حاکم اسلامی فرموده اند: «ولایت فقیه و حکم حکومتی از احکام اوّلی است». ( امام خمینی،بی تا،صحیفه نور ،2/174 ). باید گفت که حاکم جامعه اسلامی بنا به ضرورت، اضطراراً حکم حکومتی صادر می‌کند و حتی می‌تواند موقتاً از اجرای احکام اولی جلوگیری کند، تا اینکه ضرورت بر طرف شود و حکم حکومتی ساقط شود. (موسوی بجنوردی، 1371، 67 ). در بحث قلمرو و گستره مکانی حکم حکومتی باید گفت که از دیدگاه اسلام، سه نوع مرز می‌توان تصور کرد که شامل مرزهای عقیدتی، قرارداری و عرفی است. (حسینی، 1372، 1/ 319). آنچه که مستفاد مطلب فوق می‌باشد این است که آنچه که مرز مکانی ثابتی ندارد همان مرزهای عقیدتی می‌باشد که دو دسته دیگر به دلیل اینکه حاکم اسلامی مصلحت نظام اسلامی را در پیوستن به قواعد و قوانین بین المللی می‌داند و از طرفی اعتبار قرار داد ها در اسلام از ارزش والایی بر خوردار است لذا رعایت قواعد بین الملل بر اعضاء که دولت اسلام هم جزئی از این اعضاء است الزامی است و برای تنظیم سیاست خارجی بر اساس شرع اسلام و قواعد پذیرفته شده تصمیم گیری می‌شود. امام خمینی رحمه الله علیه به عنوان نظریه پرداز اصلی حاکمیت ولایت فقیه می‌فرماید: « حکومت اسلامی نه استبدادی است و نه مطلقه بلکه مشروط است البته نه مشروط به معنای متعارف فعلی آن که تصویب قوانین، تابع آرای اشخاص و اکثریت باشد. مشروط از این جهت که حکومت کنندگان در اجرا و اداره مقید به یک مجموعه شرط هستند که در قرآن کریم و سنت رسول اکرم (ص) معین گشته است - مجموعه شرط همان احکام و قوانین اسلام است، که باید رعایت و اجرا شود- از این جهت که حکومت اسلامی حکومت قانون الهی بر مردم است». ( امام خمینی، 1373، ولایت فقیه، 52). بنابراین برای اساس نظر امام خمینی رحمه الله علیه حاکم شرع (ولی فقیه) می‌تواند در محدوده کلی مصالح عمومی جامعه اسلامی تصمیم گیری و اقدام کند. زیرا که از دیدگاه ایشان اولاً روند حوزه اختیارات حاکم و معصوم در اداره جامعه یکسان است ثانیاً حوزه اختیارات فقیه فراتر از احکام اولیه و ثانویه است و حکم حکومتی فقیه بر جمیع احکام شرعیه الهیه تقدم دارد ( امام خمینی، 1367، شئون و اختیارات ولی فقیه، ترجمه جعفرکیوانی، 16).

1- 1- 2- پرسش تحقیق

 حکم حکومتی در فقه سیاسی چه جایگاهی دارد؟

 1-1-3- فرضیه های تحقیق

 1. دستور یا فرمان حکومتی در فقه سیاسی واجب الاتباع است.

2. حکم حکومتی توسط ولی فقیه که بالاترین مرجع در امامیه می‌باشد صادر می‌گردد .

3. حکم حکومتی شامل حکم اولیه می‌شود.

4. فقه سیاسی با حکم حکومتی رابطه ی معناداری دارد.

5. در بحث تزاحم حکم حکومتی با حکم اولیه، حکم حکومتی اولویت دارد.

 1-1-4- اهداف تحقیق

 1- بررسی واجب الاطاعه بودن حکم حکومتی .

2- بررسی جایگاه حکم حکومتی در فقه سیاسی .

3- بررسی گستره حکم حکومتی .

4- بررسی مفهوم فقه سیاسی و حکم حکومتی.

5- بررسی تزاحم حکم حکومتی با احکام اولیه از چه جایگاهی برخوردار است.

 1- 1- 5- سوابق تحقیق

 حکم حکومتی در فقه سیاسی از همان ابتدای اسلام در دوره ی تشریع که همزمان است با بعثت پیامبر ( ص ) تا عصر ائمه اطهار علیهم السلام شکل گرفته است .«یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله واطیعوا الرسول و اولی الامر منکم»(سوره نساء ،59). این آیه بیان می‌کند که فرمانبرداری از حاکم مشروع و قانونی الزامی است. در اعصار اولیه فقه سیاسی تحت عنوان فقه عمومی بوده است. نامه امیر مومنان حضرت علی (ع) به مالک اشتر که حاکم مصر، نخستین متن اسلامی در فقه سیاسی و امور مربوط به حکومت داری می‌باشد و این دستور العمل حکومتی ایده های راه گشایی را در زمینه تفکر سیاسی و حکومت داری بنیان نهاده است. (علوی، بی تا، 125) بحث حکم حکومتی در فقه سیاسی بعداً در عصر غیبت معصوم (ع) از جایگاه ویژه ای در میان متفکران از فقهای شیعه برخوردار بوده است. هر چند که فقهای بزرگوار در طول این دوره به دلیل بسته بودن دستشان در امر حکومت، نتوانستند حکم حکومتی در فقه سیاسی را که برای تنظیم امور داخلی و خارجی حکومت است را به کار ببرند؛ ولی این امر بطور مطلق نبوده است که علماء بطور مطلق امر حکومت و اجتماع را ترک کرده باشند و دلیل این ادعا تحریم گرفتن شناسنامه از سوی مرحوم آیه الله آقامیرزا صادق آقا تبریزی است. (حیدری 1374، 3/ 27) از طرف دیگر به دلیل عدم اعتقاد علمای شیعه به حکومت های معاصر خود و غیر مشروع دانستن آنان همیشه تحت فشار و تعقیب و حتی قتل بوده اند، بعنوان مثال، شهید اول محمد بن جمال الدین مکی عاملی کتاب لمعه دمشقیه خود را در زندان تألیف کرد و درست به همین دلیل بود که علمای شیعی مجبور بودند تا مباحث سیاسی و مسائل مربوط به اداره حکومت را در ضمن ابواب فقه بیان کنند تا سوء ظن حاکمان نسبت به آنها ایجاد نشود. ( شکوری،1377 ق، 1 / 32 ) در مرحله تدوین فقه سیاسی، مباحث فقه سیاسی در کتب فقهی معمولاً در خلال ابوابی مانند جهاد، انفال، حسبه، ولایت، قضا، حدود، دیات مطرح می‌گردید، برای نمونه در کتاب المبسوط شیخ طوسی (ره ) تحت عنوان، کتاب جهاد و « سیره الامام علیه السلام» مبحث فقه سیاسی عنوان شده است. ( طوسی، 1378ق، 1/3 ) در کتاب جواهر الکلام تالیف شیخ محمد حسن نجفی ( ره ) حکم حکومتی در فقه سیاسی به مبحث جهاد اختصاص داده شده است. ( نجفی، 1981م.40 /119) پس از یک دوره رکود در فقه شیعه، فقه اجتهادی توسط مرحوم محمدباقر معروف به وحید بهبهانی احیاء و تحولی در فقه سیاسی در عرصه حکومت و حاکمیت به وجود آمد و مباحث فقه سیاسی را بر محور و اصل ولایت فقیه طرح نمودند. آثار و اندیشه های بلند این فقیه بزرگ تا زمان معاصر امتداد دارد. ( جعفریان، 1380، 62) لذا باید گفت که عدم طرح گسترده و مبسوط بحث حاکمیت در فقه سیاسی از سوی فقهای پیشین، اگر چه در طول مباحث فقهی به آن پرداخته می‌شده است، نه به دلیل بی اهمیتی این بحث در اسلام است و نه به دلیل بی اعتنایی فقها به آن است، بلکه بدلیل در اقلیت بودن تشیع و جو خفقان حکومت های ضد شیعه وقت بوده است. دلیل این ادعا طرح مسئله حکومت و تمامی مسائل سیاسی اسلام بر اساس نیاز زمان با تشکیل نظام ولایی در جمهوری اسلامی ایران از سوی امام خمینی است. ( امام خمینی، 1378، ولایت فقیه، 16)

به نظر رسد موضوع و جایگاه نقش حکم حکومتی همواره مورد توجه فقها و صاحب نظران امامیه بوده است؛ اما نکته مهمی که در این میان جلب توجه می‌کند این است که موضوع جایگاه حکم حکومتی در فقه سیاسی کمتر به صورت مستقل، مبسوط، مفصل و تحلیلی در قالب یک تحقیق دانشگاهی، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است و عموماً به صورت پراکنده و در میان سایر مطالب مربوط به حاکمیت وارد شده است .

 1-1- 6- جنبه نوآوری تحقیق

 فقه سیاسی موضوع جدیدی است که درادبیات فقهی ماواردشده است وبررسی حکم حکومتی ازمنظرفقه سیاسی موضوع جدیدی می‌باشد

 1- 1- 7- روش تحقیق

 با توجه به نظری بودن این پژوهش، نوع روش تحقیق بر طبق استانداردهای تحقیق نظری می‌باشد که بر پایه مطالعات کتابخانه‌ای انجام شده و از روشهای استد لال و تحلیل منتقی استفاده می‌گردد، بدین صورت که به تشریع و توضیح مفاهیم اولیه و نظرات موجود پرداخته و با دسته بندی آراء و استدلالها به تبیین آنها می‌پردازیم و با مقایسه بین آنها، بررسی و نقد و نتیجه گیری صورت می‌گیرد که در این مسیر از تحلیل منطقی بر اساس معیارهای معتبر فقهی و حقوقی کمک گرفته می‌شود.

 1- 1- 8- محدویت ها و مشکلات

 با توجه به جدید بودن مبحث فقه سیاسی و کمبود منابع صریح و مرجع درخصوص منابع فقهی، برای تهیه منابع مورد نظر سفرهایی به شهر مقدس مشهد و قم و شیراز انجام شده و درخصوص تهیه منبع سختیهایی را متحمل شدم.

 1- 2- مفاهیم

1-2-1-تعریف حکم

1-2-1-1- معنای لغوی

 پر واضح است بحث و کنکاشی از مفهوم واژه «حکم » از مباحث مهم و زیربنایی مطالب آینده به شمار می‌آید، زیرا حکم در موارد مختلف در معانی گوناگون به کار می‌رود و پیش از هر بحثی باید روشن شود مقصود از آن کدام معنا است. از این رو اشاره ای هر چند اجمالی به نظریات صاحب نظران در لغت لازم است. صاحبان فرهنگ فارسی و عربی برای واژه حکم معناهای چندی بیان کرده اند، از جمله: زبیدی در تاج العروس حکم را به معنای قضاوت بیان نموده است:

الحکم بالضم القضاء فی الشیء بانه کذا او لیس کذا.(رحمانی، بی تا، 28،.(20

تعریف دیگر حکم این است که: در لغت به معنای دستور و امرآمربیان شده است. (محقق داماد ،1383،19-20). حکم در لغت به معنای فرمان و دستور آمده است.)شمس، 1387، 2/ .(201در قرآن کریم در مورد معنای حکم بیان شده که حکم: منع برای اصلاح، قضاوت است.

«انَّ الله قدحکم بین العباد»(غافر/48)خداوند میان بندگان حکم فرموده است.

خداوند بین بندگانش به عدالت حکم نموده است که از این معنانتیجه گرفته می‌شود که حکم یک نوع قضاوت و داوری است که یک نوع منع از فساد و برای اصلاح است.

یکی از تعاریف نسبتاً کامل در مورد حکم، تعریف ابن حاجب است که این گونه بیان شده است. خطابِ الله المتعلّقّ بِافعال الُمکلفینَ، بالاقتضاء، اَوِالتخییر، اَوِالوضعِ. (فیض، 1385،114)خطاب خداوند که به شکل اقتضاء، مباح یا وضعی به افعال مکلفین تعلق می‌گیرد.

 1-2-1-2- حکم در اصطلاح

 حکم در اصطلاح عبارت است از این که شارع مقدس، حکمی تکلیفی یا وضعی درباره افعال انسان جعل و اعتبارکند، بدین معنا که انسان را از انجام عملی ممنوع کند و یا به انجام عملی وادار سازد(حکم تکلیفی)و یا آن که بر عمل انسان اثری مترتب کند. (محقق داماد ،1383،19-20)

در اصطلاح حقوقی حکم دادگاه رایی است که به موجب آن، اختلاف در دادگاه خاتمه می‌یابد.)شمس، 1387، 2/(201. درکلمات فقها برای حکم در معنای خطاب شرع دارای تعاریف گوناگونی به شرح زیر می‌باشد.

1- خطاب شرع که به اقتضایا تخییر به فعل مکلف تعلق گرفته است. (جمعی از پژوهشگران،1421،3/198).

منظور از اقتضا وجوب، استحباب، حرمت، کراهت و منظور از تخییر، اباحه است.

2-خطاب خداوند که به اقتضایا تخییر یا وضع به فعل مکلف تعلق گرفته است.

(جمعی ازپژوهشگران،1421،3/198).

منظوراز وضع، احکام وضعی ازقبیل شرطیت، زوجیت و ملکیت است.

3-تشریع صادرشده ازجانب خداوندتبارک که برای ساماندهی و نظم بخشیدن به زندگی بشر می‌باشد، براساس این تعریف، خطاب وسلیه ابراز حکم است نه خود حکم.

(جمعی ازپژوهشگران،1421،3/198).

4-تشریع شارع به جعل استقلالی یا تبعی. (جمعی ازپژوهشگران،1421،3/198).

حکم: خطاب شرع، رای صادر شده از طرف قاضی در جهت فیصله دادن به همه یا بخشی از موضوع دعوا می‌باشد. حکم شرعی به دستوراتی گفته می‌شودکه ازطرف خداوند برای زندگی مادی یا معنوی بشر، صادرگردیده است. ( مکارم،1427،دایرة المعارف فقه مقارن،215).

  1-2-1-3- تقسیمات حکم

 مواردی که مفاد حکم شرع اجازه و رخصت در فعل و ترک است، مشابهت زیادی به حق پیدا می‌کند و لذا تبیین دقیق حکم ضروری به نظر می‌رسد.( محقق داماد ،1383،19-20)

قبل از بیان هر گونه تقسیم بندی در این زمینه باید به تعریف نسبتاً کامل ابن حاجب در تعریف حکم توجه کرد که این گونه بیان شده است.

خطابِ الله المتعلّقّ بِافعال الُمکلفینَ، بالاقتضاء، اَوِالتخییر، َوِالوضعِ.(فیض،1385،114)

باتوجه به این تعریف حکم بردو قسم است:

1.حکم تکلیفی. 2.حکم وضعی.

حکم تکلیفی، حکم شرعی است که مستقیماً به افعال انسان مکلف تعلق می‌گیرد و رفتار انسان را درجوانب مختلف زندگی، تصحیح و توجیه می‌کند.(همان)

حکم وضعی مورد مشخص و معینی را قانونگذاری می‌کند که به طور غیرمستقیم، بر رفتار و اعمال انسان تاثیر می‌گذارد از قبیل احکامی که ملکیت را نظم و انضباط می‌بخشد. (همان)

لذا از ویژگیهای که مبین ماهیت و حقیقت حکم می‌باشد عبارتند از:

1.عدم قابلیت اسقاط حکم از ناحیه اشخاص.

2. عدم امکان نقل و انتقال آن به اسباب انتقال قهری وارادی.

3. عدم امکان تعهد به سلب آن.

یکی از عمده ترین تقسیمات مربوط به حکم این است که حکم به احکام اولیه، ثانویه و حکم حکومتی تقسیم گردیده است.

1-حکم اولی: احکامی هستندکه برموضوعات معینی قرار داده شده اند، قطع نظر از عوارض و حالات ثانوی که برآن موضوع عارض می‌گردد. مانند وجوب نماز و روزه و حج.

(مکارم،1427،دایرةالمعارف فقه مقارن،215).

2-حکم ثانوی: احکامی هستند که به جهت عارض شدن بعضی از حالات خاص، وضع می‌شوند مانند عسر وحرج و تقیّه که بعضی از احکام را تغییر می‌دهد، در این گونه موارد احکام ثانویه، احکام اولیه را تحت تاثیر قرارمی دهد و به حکم دیگری تبدیل می‌کند. (همان)

در شرع احکام و قوانینی وجود دارد که نقش حق و تو را دارا هستند. این سری از قوانین، حق احکام اولیه را نفی می‌کنند و حکم جدیدی را به وجود می‌آورند. مانند قاعده لاضرر، قاعده نفی عسر و حرج و... بنابراین احکام جدیدی صادر می‌شود که منبع صادرکننده حاکم درجامعه اسلامی است.(لمبتون،1385، ترجمه، محمدمهدی فقیهی،35)

اگرچه احکام ثانویه بخشی از شریعت است.امّا،اندیشه انسانی برای تشخیص و کارشناسی موضوع احکام، راهی ژرف وگسترده دارد. بنابراین در تشخیص موضوعات احکام و بازشناسی تطبیق احکام ثانویه، راه قانون گذاری مفتوح است.(همان)

امام خمینی(ره)در بحث احکام ثانویه به شیوه‌ای گسترده و روشن تئوری مورد بحث را تبیین وتشریح کرده اند و اختیارات حکومت فقیه را در برگیرنده خارج از حوزه مباحات دانسته اند و مصالح نوعیه رامقتضی تصمیم گیری حکومت فقیه به حساب آورده اند. بر این مبنا، حکومت حق خواهد داشت که با رعایت مصالح، بدون دغدغه، قانون تدوین و اجرا نماید. (همان)

آیاتی از قرآن مجید که با بیان علت، دلیل نفی حکم اولیه را بیان می‌کنند، از جمله این آیات است که می‌فرمایند:«فمن اضطَرّغیرَباغٍ ولاعادٍفلااثمَ علیه»بقره/173پس هرکس به خوردن آنها(مردار و خون وگوشت خوک) محتاج شود در صورتیکه به آن تمایل نداشته باشد و از اندازه سد رمق تجاوز نکند گناهی بر او نخواهد بود.

در این آیه مبارکه به حکم اضطرار،تحریم میته برداشته شده است.

همچنین:«لایتخذَالمومنون الکافرینَ اولیاءمن دون المومنین...الاان تتّقوامنهم تقاة».آل عمران/28

افراد با ایمان نباید کافران را به جای مومنان به عنوان دوست و سرپرست خود انتخاب کنند... مگراینکه ازآنها تقیّه کنندکه منظور از تقیّه ،استفاده ازآنها درجهت رسیدن به اهداف ضروری است و بنابراین در صورت وجود این منظور برای رسیدن به هدف لازم با آنها پیوند دوستی برقرار کنند.

از لحاظ تعلق گرفتن حکم به فعل مکلف به طورمستقیم یا غیرمستقیم به حکم تکلیفی و حکم وضعی تقسیم می‌شود؛ و به لحاظ حکم برای چیزی به عنوان اوّلی یاثانوی به حکم واقعی اولی وحکم واقعی ثانوی گفته می‌شود، چنانچه حکم ،ازادله قطعی یا ظنی بدست آید حکم واقعی و ظاهری نام می‌گیرد؛ و به جهت صدور آن به مولویت یا ناصحیت و مرشدیت به حکم مولوی و حکم ارشادی و به لحاظ صدورآن ابتدا از نزد شارع بدون داشتن پیشینه ای نزد عقلا و عرف یا صدور آن از جانب شارع به جهت امضای بنای عقلا وعرف به حکم تاسیسی و حکم امضایی تقسیم شده است. (جمعی از پژوهشگران،1421،3/198).

-2-1-4- مصلحت

مصلحت مصدر و در لغت به معنای صلاح دیدن است. همچنین مصلحت می‌تواند به عنوان اسم به کار رود که در این صورت دلالت بر یکی از مصالح دارد. در المنجد این واژه این چنین معنی شده است: «عبارتست از اعمالی که انسان را به منفعت خود و قومش می‌رساند. وقتی گفته می‌شود او از اهل مفاسد است نه مصالح یعنی او اعمالی را انجام می‌دهد که آدمی را به فساد می‌رساند و نه به صلاح».(المنجد فی اللغه و الا علا م،۱۹۸۶م،۴۳۲).شهید اول در قواعد فقه در مورد مصلحت می‌نویسد: «شریعت مبتنی بر صلا ح است» و از سیره عملی و نظری پیامبر اسلام(ص) مویدات بسیاری برای تایید و اهمیت آن بیان می‌کند.(افتخاری، ۱۳۸۴، ۱۲).

1-2-1-4-1- مصلحت و تفاوت آن با ضرورت

مصلحت در لغت به معنای منفعت و سود می‌باشد و همیشه در مقابل مفسده به کاربرده می‌شود.«محمد سلام مذکور»در تعریف مصحلت می‌نویسد«مصلحت عبارت است از جلب منفعت و دفع ضرر در حدودی که مقاصد شرع حفظ شود.» (ساور سفلی،1384،67)

مصلحت به معنی مفید بودن است و در تفاوت مصلحت با ضرورت، می‌توان گفت که هر امر ضروری مصلحت است، امّا هر امر دارای مصلحت، الزاماً ضروری نیست، الّا آن که بالقوه ضروری باشد. مصلحت گاهی دارای اولویت تعیینی است وگاهی نیز دارای اولویت تفضیلی می‌باشد. در آن جا که اولویت تعیینی است،مصلحت همان ضرورت است. اگر اولویت تفضیلی است، ضرورت نیست؛ یعنی مصلحت تام، مستلزم وجوب آن شیء است و مصلحت غیرتام، مستلزم استحباب آن می‌باشد .به هر شکل؛ آن چه که برای جامعه مصلحت دارد یعنی مفید است، تا آنجا که ممکن باشد، باید آن را تحصیل کرد. ( جوادی آملی ،1389،ولایت فقیه، 465).

1-2-1-5-حکم حکومتی

حکم حکومتی دستوراتی است که زمامدار جامع مسلمین با در نظر گرفتن قواعد و قوانین اسلامی و همچنین با در نظر گرفتن مصلحت در شرایط زمانی و مکانی خاصی صادر می‌نماید که اطاعت و پیروی رابرای همه آحاد جامعه اسلامی واجب و ضروری می‌نماید و مادامی که آن شرایط پا برجا باشند حکم صادره همچنان به قوت خود باقی است

احکام حکومتی به معنای احکام سرپرستی جامعه است.( اسلامی،1387، 232).

صدر در تعریف احکام حکومتی می‌گوید: تصمیماتی هستند که ولّی امر در سایه‌ی قوانین شریعت و رعایت موافقت آنها به حسب مصلحت وقت اتخاذ می‌کند و طبق آنها مقرراتی را وضع نموده و به موقع به اجرا در می‌آورد. (صدر،بی تا ،721). امام خمینی(ره) در تعریف حکم حکومتی می‌فرمايد: «منظور از احکام حکومتی احکامی است که از اختیارات و ولایت مفوضه‌ي الهی به ولی و حاکم اسلامی ناشی مي‌شود و در پرتو آن می‌تواند با توجه به مصلحت و مفسده‌ي ملزمه‌ای که تشخیص مي‌دهد حکمي را صادر کند و یا تغییر دهد و نیز مقرراتی را وضع نماید».) خميني، روح‌الله، صحيفه‌ي نور، 1370، 20/0(1370

بنابراین احکام حکومتی شامل هر حکمی است که از سوی ولی فقیه در جهت اداره‌ي نظام اسلامی بر مبنای مصلحت اسلام و مسلمین صادر مي‌گردد.( صرامی، 1380، 46). احکام حکومتی، تصمیماتی است که حاکم، در سایه قوانین شریعت و رعایت موافقت آن ها به حسب مصلحت وقت گرفته، طبق آن ها مقرراتی وضع نموده، به اجرا در می‌آورد. مقررات نام برده لازم الاجرا و مانند شریعت دارای اعتبار می‌باشند، با این تفاوت که قوانین آسمانی، ثابت و غیر قابل تغییر و مقررات وضعی، قابل تغییر و درثبات و بقا، تابع مصلحتی می‌باشند که آن ها را به وجود آورده است و چون پیوسته، زندگی جامعه انسانی در تحول و رو به تکامل است طبعاً این مقررات تدریجاً تغییر و تبدل پیدا کرده، جای خود را به بهتر از خود خواهند داد. بنابراین می‌توان مقررات اسلامی را بر دو قسم دانست؛ قسم نخست احکام آسمانی و قوانین شریعت که مواردی ثابت و احکامی غیر قابل تغییر می‌باشند و قسم دوم مقرراتی که از کرسی ولایت سرچشمه گرفته، به حسب مصلحت وقت وضع شده و اجرا می‌شود.( طباطبایی، بی تا، بحثی درباره مرجعیت و روحانیت، ۸۳- ۸۵).

در تعریفی دیگر حکم حکومتی عبارت است ازیک سلسله از احکامی که لازمه ولایت گسترده ولی امر برمسلمین است، به جهات مختلفی که بر او تصور دارد. (اسلامی، 1387، 41).

احکام حکومتی و مقررات صادره قابل تغییر می‌باشد که به عنوان «اختیارات والی »نامگذاری گردیده اند. (اسلامی، 1387، 76). بنابراین طبق این توصیف و تعریف، احکام حکومتی، مقررات لازم الاجرا و معتبری است که «ولی امر» مسلمین طبق مصلحت وقت وضع کرده و به اجرا می‌گذارد. در این بیان، هم به «وضع » و تصویب مقررات اشاره شده است و هم به «اجرای » آنها، و هر دو در قلمرو حکم حکومتی قرارگرفته اند. نتیجه این که قانونگذاری و اجرای قوانین از جمله موضوعات حکم حکومتی است. یکی دیگر ازتعاریف حکم حکومتی این گونه می‌باشد: «حکم حکومتی (ولایی)، حکمی جزئی از ناحیه حاکم است که از راه تطبیق قوانین کلی الهی بر مصادیق جزئی آنها به دست می‌آید».(مکارم،1413ق، 1/537،536).

برخي در تعريف حكم حكومتي چنين گفته‌اند: «حكم حكومتي، عبارت است از فرمان‌ها، دستورات، قوانين و مقررات كلي و شرعي كه با توجه به مصلحت‌هاي كلي جامعه اسلامي، توسط رهبري جامعه، طبق اختياراتي كه شريعت به او نهاده است، صادر مي‌شود».( نوايي، 1381،135).

«احکام حکومتی عبارت است از فرمان‌ها و دستورالعمل‌های جزئی وضع قوانین و مقررات کلی و دستور اجرای احکام و قوانین شرعی که رهبری مشروع جامعه، با توجه به حق رهبری - که از جانب خداوند متعال یا معصومان علیهم السلام )بنابردیدگاه های معاصر درباره ولایت فقیه) به وی تفویض گردیده است - و با لحاظ مصلحت جامعه صادر می‌‌‌کند».( صرامی، 1380،47).

حکم حکومتی حکم صادره از ولی امر مسلمین که عبارت است است از امر و نهیی که امام(ع) یا نائب امام به عنوان ولی امر مسلمین صادر می‌کند. (جمعی از پژوهشگران، 1421،3/362).

در تعریفی دیگر از فقهای شیعه حکم حکومتی این چنین بیان شده است: صدور فرمان و دستوراتی از طرف رهبری جامعه كه ولی فقیه جامع الشرائط نائب امام غایب، در حوزه مسائل اجتماعی و سیاسی با در نظر گرفتن مصالح جامعه اسلامی که ملاك اصلی در صدور حكم حكومتی مصلحت جامعه است یعنی هر وقت ولی فقیه مصلحتی را برای اداره جامعه تشخیص دهد آن را جعل می‌كند. هر چند فقها بخصوص متقدمین ابواب مستقلی را در باب حكم حكومتی نگشوده بودند؛ اما اهتمام آن بزرگواران به این مقوله را می‌توان در بحثهای جهاد، انفال، اراضی موات، قضاء، وقف، حدود، قصاص و دیات متوجه شده است و صرف اعتقاد به نیابت فقیه جامع شرائط از جانب امام زمان و واجب الاتباع بودن فرامین او، خود دال بر جایگاه مهم این عنصر مهم (حكم حكومتی) در فقه شیعی است با توجه به مطالب ذكر شده، بدرستی می‌توان دریافت كه صدور حكم حكومتی از جمله اختیارات ولی فقیه جامع الشرائطی است كه زمام امور در جامعه اسلامی را دارا می‌باشد ( نصری، 1387، 241). حکم حکومتی یا حکم ولایی،احکامی اجرایی هستند که توسط رهبر مشروع جامعه اسلامی براساس مصلحت اسلام و جامعه اسلامی و نظام اسلامی صادر می‌شود، مانند دستور مربوط به انفال که از طرف حاکم جامعه اسلامی صادر می‌شود.(منتظری، مترجم صلواتی، محمود و شکوری، ابوالفضل، 1409،8/384). نام دیگر حکم حکومتی حکم موسمی است (منتظری، رساله استفتاءات، 1431،2/258). نتیجه این است که همان گونه که از نام حکم موسمی پیداست این حکم بنا به شرایط و مصالحی صادر گردیده است که تا زمانی که که آن شرایط و ضوابط وجود دارد آن حکم دارای اعتبار است. حکم حکومتی دستورات خاصی می‌باشند که حاکم جامعه اسلامی برای اجرای احکام اولیه و احکام ثانویه وضع می‌کند مانند تشکیلات ارتش و مقررات مربوط به گذرنامه و مانند این امثال که همه آنها برای برقراری نظم در جامعه که وجوب آن از احکام اولیه اسلام است و توسط حکومت اسلامی و زیر نظر حاکم اسلامی که در دوران غیبت ولی فقیه است وضع می‌شود. (مکارم،1427،215). بنابراین حکم حکومتی دستوراتی هستند که نسبت به مشمولین لازم الاجراست و این عمل به دلیل صدور آن از منبع مشروع و قانونی بدست می‌آید.

1-2-1-6- حاکمیت

از آنجا که نهاد حاکمیت در راس جامعه اسلامی قرار دارد بیانگر اهمیت ویژه و تأثیرگذاری آن برتمامی سطوح جامعه و امورداخلی و بین الملل است و قطعاً باید از شرایط و صلاحیت لازم برخوردار باشد. واژه ی حاکمیت، برقدرت برتر و بالایی دلالت می‌کند که در جامعه هیچ قدرت قانونی دیگری که از آن برتر باشد، وجود ندارد. ( عمیدزنجانی، 1421ه ق ،1/74).

در اندیشه امام خمینی(ره)،حکومت اسلامی، حکومت قانون الهی است«پس حاکم اسلامی باید دو صفت داشته باشد که آن دو، اساس حکومت قانونی است و بدون آن دو حکومت قانونی معقول نیست. یکی از آن صفات علم به قانون[دانش فقه]و دیگری عدالت است. (فیرحی، 1389،244)

بر اساس نظر امام خمینی رحمه الله علیه حاکم در جامعه اسلامی می‌تواند در محدوده کلی مصالح عمومی جامعه اسلامی تصمیم گیری و اقدام کند. زیرا که از دیدگاه ایشان اولاً روند حوزه اختیارات حاکم و معصوم در اداره جامعه یکسان است ثانیاً حوزه اختیارات فقیه فراتر از احکام اولیه و ثانویه است و حکم حکومتی فقیه بر جمیع احکام شرعیه الهیه تقدم دارد. (خمینی، 1367، شئون واختیارات ولی فقیه، ترجمه جعفرکیوانی، 16)

1-2-1-6-1- حاکمیت مشروع

هرگروه و مجموعه ای ممکن است به نوعی اعمال قدرت و حاکمیت کنند لذا حاکمیتی که دارای مشروعیت باشد قابلیت پذیرش عمومی را ایجاد می‌کند. مفهوم مشروعیت در اینجا به معنای باور عمومی اعضای یک جامعه می‌باشد مبنی بر اینکه قدرت دولت برای وضع و اجرای قوانین، قدرتی حق است و مستوجب فرمان برداری می‌باشد. بدین گونه که دولت عالی ترین مرجع اقتدار، مدعی سلطه انحصاری در درون قلمرو خویش و به این معنا واجد حاکمیت است (فیرحی ،1389،11).

به طورخلاصه، مقصود از مشروعیت حاکمیت در اینجا دوچیزاست :

نخست این که دولت در درون خود رقیبی ندارد و بر همه گروهها مسلط است، به نحوی که این تسلط مصلحت آمیز است.

ثانیاَ از دیدگاه خارجی و بین الملل، دولتهای دیگرآن را دولتی مجزا و مستقل می‌دانند.

1-2-1-6-1- حاکم شرع

حاکم شرع کسی است که مسئولیت سرپرستی و سامان دادن امور مربوط به جامعه مسلمین را با بهره گیری از دستورات الهی بر عهده دارد.

حاکم جامعه اسلامی که امام نامیده می‌شود موظف است از بیضه اسلام حفاظت و پاسداری کند تا دشمنان را از حریم مملکت اسلامی براند و حدود شرعی را جاری کند تا محارم حضرت حق - سبحانه و تعالی - محفوظ و محروم بماند و دین خد ارا پاسداری کند و در همه کارها نظارت و تفحص کند تا مسلمانان بتوانند با آسودگی زندگی کنند. (لمبتون، مترجم، محمدمهدی، فقیهی،1385،454). امام خمینی(ره) درکتاب البیع و نیز رساله مشهور حکومت اسلامی تنها شرط حاکمیت فقیه بر جامعه اسلامی را اجتهاد و فقاهت بیان می‌کند و رهبری در دوران غیبت را بی هیچ ترجیحی روی عنوان « فقیه عادل» یا «عالم ِعادل» می‌برد. هرچند که در باب تشخیص مرجع تقلید فتوابیان می‌کند که بنای عقلا برقول افضل است. (فیرحی، 1389،245).

حاکم جامعه اسلامی می‌تواند در موضوعات، بنابر مصالح کلّی مسلمانان یا بر طبق مصالح افراد حوزه حکومت خود، عمل کند. این اختیار هرگز استبداد به رأی نیست، بلکه در این امر، مصلحت اسلام و مسلمانان منظور شده است. پس، اندیشة حاکمِ جامعه اسلامی نیز، همچون عمل او، تابع مصالح اسلام و مسلمانان است (امام‌خمینی،1378، شؤون و اختیارات ولی فقیه، 44).

حاکم شرع کسی است که منصوب از طرف خداوند است و این نصب یابه طور مستقیم و یا با واسطه می‌باشد.(جمعی ازپژوهشگران،1421،3/198). بنابراین حاکم شرع یا حاکم شرعی به کسی گفته می‌شودکه از جانب خداوند برای ایجاد نظم و ساماندهی اموربندگان و سرپرستی جامعه در قلمرو اختیارات و ولایت تفویضی از سوی خداوند منصوب شده باشد؛ خواه این نصب به طور مستقیم باشد همانند پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) و یا با واسطه باشد مانند امامان معصوم(ع)که توسط پیامبر(ص) به امامت منصوب شده اند و یا این نصب از طریق واسطه واسطه انجام شده باشد، مانند نائب خاص یا نائب عام که توسط امام معصوع(ع) به نصب خاص یا عام منصوب شده است. (جمعی ازپژوهشگران،1421،3/198). مقصود از نائب عام منصوب ازطرف امام معصوم(ع)فقیه جامع الشرایط است که با توجه به صلاحیت زمامدار جامعه اسلامی است.

1-2-1-6-3- اوصاف و شرایط حاکم

نظام اسلامی در فرایند نظارت درونی، سعی برآن داشته است که با در نظرگرفتن اوصافی خاص برای حاکم، وی را از انجام هر عملی که فاسد است باز داشته و به همین تناسب جامعه را به سمت مطلوب هدایت می‌کند. از آن جا که مقوله نظارت درونی، امری باطنی و درونی بوده و قابلیت تعیین ندارد، باید به صورت ضابطه مند درآمده و در مرحله عمل به اجرا در بیاید، از این رو شارع، درآغاز، اوصافی خاص را برای حاکم فرض کرده است.به این صورت که حاکم جز درصورت واجد بودن آن شرایط و اوصاف، صلاحیت حکم رانی بر جامعه اسلامی را نخواهد داشت و در صورت به دست گرفتن حاکمیت سیاسی جامعه مسلمین، حاکم جائر و نامشروع خوانده خواهد شد که این مورد در فرهنگ فقه سیاسی شیعه به عنوان طاغوت تعبیر می-گردد.(ایزدهی،1387 ،61).

امام خمینی( ره) در توصیف شرایط حاکم می‌گوید:

مهم شناخت درست حکومت و جامعه است که براساس آن، نظام اسلامی بتواند به سود مسلمانان برنامه ریزی کند که وحدت رویه و عمل ضروری است و همین جا است که اجتهاد مصطلح در حوزه ها کافی نمی باشد. بلکه یک فرد اگر اعلم به علوم معهود حوزه ها هم باشد ولی نتواند مصلحت جامعه را تشخیص دهد و به طور کلی در زمینه اجتماعی و سیاسی فاقد بینش صحیح و قدرت تصمیم گیری باشد، این فرد در مسائل اجتماعی و حکومتی مجتهد نیست و نمی تواند زمام جامعه را به دست گیرد. (فیرحی،1389،247). اوصاف مذکور نه تنها شرط حدوث ولایت سیاسی در جامعه می‌باشد، بلکه شرط بقای آن هم محسوب می‌شود. بدین معناکه حاکمی که با شرایط خاص، صلاحیت ولایت بر امت را به دست آورد در صورت از دست دادن این اوصاف، ازحق ادامه ولایت محروم شده و اگر نگوئیم از مصادیق طاغوت است، لااقل دیگر حائز مشروعیت در تصدی حاکمیت سیاسی نخواهد بود. (ایزدهی،1387،62).

از ممیزهای حاکمیت اسلامی این است که رئیس و رهبر باید دارای شرایطی باشند که به طور کلی شرایط رهبری در حکومت اسلامی عبارتند از:

1.علم به قوانین اسلام وکمال اعتقادی واخلاقی:

این شرایط ضروری برای رهبری ناشی از طبیعت حکومت اسلامی است که پس از شرایط عامه (عقل و تدبیر)شرایط اساسی وجود دارد:

1.1. از آنجا که حکومت اسلامی حکومت قانون است برای زمامدار علم به قوانین لازم و ضروری است کما اینکه هر فردی در هرشغلی باید علم به ضروریات آن شغل داشته باشد.

2.1. حاکم باید از کمال اعتقادی و اخلاقی برخوردار باشد، چرا که اگر زمامدار عادل نباشد در اجرای قانون عادلانه رفتار نخواهد کرد. (خمینی،1423، ولایت فقیه ،58-61).

2.قدرت تشخیص مصلحت: از آنجا که در حکومت اسلامی همیشه باب اجتهاد باز است و طبیعت نظام اسلامی و انقلاب اقتضا می‌کندکه نظرات فقهی-اجتهادی در زمینه های مختلف به شکل آزاد عرضه می‌گردد، که در این مورد نکته مهم شناخت درست حکومت و جامعه است که براساس آن، نظام اسلامی بتواند به نفع مسلمین برنامه ریزی کند بنابراین فردی که در مسائل اجتماعی و حکومتی مجتهد نباشد، نمی تواند زمام امور جامعه را به دست گیرد (خمینی، صحیفه نور،1385 ،21/129).

3.کفایت اجتهاد و عدم ضرورت مرجعیت: نظام اسلامی بدون سرپرست نمی تواند نقش هدایت جامعه را داشته باشد، لاجرم باید باید در زمان غیبت معصوم(ع) فردی که صلاحیت این مهم را داشته باشد بر جامعه حاکمیت کند و از وظایف ایشان دفاع ازحیثیت اسلامی مردم و جامعه اسلامی در جهان سیاست و نیرنگ است. این فرد از طریق مجلس خبرگان رهبری که منتخب مردم است به عنوان رهبر برگزیده می‌شود که به صورت قهری مورد قبول مردم است. در این صورت، ایشان ولی منتخب مردم است و حکمش نافذ است. (خمینی، صحیفه نور،1385 ،21/129).

4.مردمی بودن: حاکم جامع اسلامی سطح زندگی اش مانند مردم جامعه خودش است و به مسائل و مشکلات مردم آگاهی واحاطه دارد. در بحث اجرای عدالت به گونه‌ای است که چنانچه یک نفر از پائین‌ترین افراد جامعه بر ایشان ادعایی داشت و پیش قاضی می‌رفت و در محکمه حاضر می‌شد، قاضی شخص اول مملکت را احضار می‌کرد و ایشان هم در محضر قاضی حاضر می‌شدند. (خمینی، بی تا ،صحیفه نور ،3/84). در نظامهای سیاسی اهل سنت و نظام سیاسی غرب به راهکار نظارت درونی قدرت، باور چندانی ندارند بنابراین، اوصافی را به عنوان پیش فرض حاکمیت حاکم در مرحله آغاز و ادامه، فرض نمی‌دانند.(همان).

1-2-1-6-4- جنبه های حاکمیت

الف .اقتدارداخلی: این اقتدار توسط دولت در قلمرو داخلی یک کشور توسط حاکم جامعه یاهیأت حاکمه اعمال می‌شود.

ب.استقلال خارجی: این استقلال به این معنامی باشد که حاکمیت یک کشور مانع از مداخلات خارجی و دیگر دولتها درکشور و قلمروی داخلی تحت حاکمیت خود می‌‌شود. لذا باید اذعان کرد که هیچ حاکمیت و تشکل سیاسی، بدون اراده برتر که همان قدرت رهبری سیاسی است نمی تواند به حیات خود ادامه دهد. در تاریخچه تحولات نظریه حاکمیت، منشأ حاکمیت و ریشه های قدرت عالی، در جامعه پشتوانه ی مردمی می‌باشد. البته شرایط تاریخی و سیاسی و فرهنگی و عقیدتی هر جامعه را باید در ایجاد حاکمیت وقدرت عالی حاکم بر جامعه مدنظرقرارداد.

1-2-1-7- حکومت

در معنای سازمانی این واژه دارای تشکیلات ونهادهای سیاسی، مانند قوه مجریه، قوه مقننه و قوه قضائیه می‌باشد، این قوا از عمده‌ترین عناصر و عوامل تشکیل دولت می‌باشند و دولت از طریق این نهادها، تجلی و در سطح جامعه و بین الملل اعمال حاکمیت می‌کند (عمیدزنجانی، 1421 ،1/73).

تفکر حکومتی در اسلام دارای خصوصیت های ویژه ای است:

در تفکر حکومت اسلامی‌،اسلام دارای تفکر محض در زمینه حکومت نیست؛ زیرا که مکتبهای فکری صرف، تنها در حریم فکر و اندیشه برنامه دارند در حالیکه بخشی در اسلام مربوط به معارف و اعتقادات و جهان بینی است و بخش دیگری از آن مربوط به امور اخلاقی و تهذیب نفس می‌باشد، در کنار این دو، بخش سومی وجود دارد که به شرح وظایف و دستورهای عملی پرداخته است.(جوادی آملی، 1379،75). با توجه به این که اسلام بحث ارشاد،امر به معروف و نهی ازمنکر، جهاد، دارد حدود و مقررات و قوانین اجتماعی دارد و بنابراین اسلام دارای تشکیلات همه جانبه و حکومت است و فقط به مساله اخلاق و عرفان و وظیفه فرد نسبت به خالق نپرداخته است. لذا اگر اسلام به انسان راه را نشان می‌دهد در کنارش از او مسئولیت می‌خواهد و همین که اسلام رسالتش جلوگیری از مکاتب باطل است و تجاوز و طغیان طواغیت را درهم می‌کوبد، چنین امری بدون وجود حکومت و چنین هدفی بدون سیاست هرگز امکان پذیر نیست.(همان منبع)

اسلام از آن جهت که دین الهی است واز آن جهت که کامل و خاتِم همه مکتب هاست، برای اجرای احکامش و برای ایجاد قسط و عدالت در جامعه، نیاز به حکومت و دولت دارد، لذا اسلام بدون حکومت و دستگاه اجرایی، قانونی صرف است و با اسلام واقعی و اصیل در تعارض است.(همان،76)

امام خمینی(ره)درباره حکومت می‌فرمایند: حکومت در نظر مجتهد واقعی، فلسفه عملی تمام فقه در تمامی زوایای زندگی بشریت است. حکومت نشان دهنده جنبه عملی فقه در برخورد با تمامی معضلات اجتماعی و سیاسی و نظامی و فرهنگی است. (اسلامی،1387، 19) .

1-2-1-8- فقه به چه معنا است؟

 کلمه فقه دراصطلاح قرآن و سنت عبارت است ازعلم وسیع و عمیق به معارف و دستورات اسلامی (مطهری،بی تا، فقه وحقوق،20/65).

راغب اصفهانی در مفردات غرائب القرآن می‌گوید:«الفقهُ هوالتوصلُ الی علم غائب بعلم شاهد». (همان)فقه رسیدن به علوم غایب به وسیله علوم حاضر می‌باشد.

کلمه فقه و تفقّه در قرآن کریم و احادیث بسیار به کار رفته است و آنچه که در همه مفاهیم این کلمه مدنظر است این است که مفهوم این کلمه در همه جا همراه با تعمیق و فهم عمیق است و در قرآن کریم به این مورد اشاره گردیده است: فلولانفرَمن کلِّ فرقةٌمنهم طائفةٌ لیتفقّهوافی الدین ولینذِرواقومَهُم اذارجعواالیهم لعلهم یَحذَرُونَ.توبه/122.

پس باید از هر فرقه‌ای نزد رسول خدا باشند تا آن علمی که آموخته اند بقوم خود بیاموزند که شاید قومشان خدا ترس شده و از نافرمانی خداوند حذر کنند.

مضمون آیه شریفه بالا براین معنا دلالت دارد که اگر در هر طایفه‌ای، تعدادی برای بصیرت در دین تلاش کنند تا در میان مردمی که قوم آنها هستند اعلام خطر(آگاهی)کنند. شاید از ناشایستگی ها حذر کنند.

پیامبر اکرم(ص) در مقام فقهای دین فرموده‌اند: مَن حفظ علی اُمتی اربعین حدیثاً بعثُه‌اللهُ فقیهاًعالماً. (مطهری،بی تا،فقه وحقوق،20/64). هرکس چهل حدیث بر امت من حفظ کند خداوند او را فقیه و عالم محشور می‌کند.

مولی متقیان حضرت علی (ع) در مورد جایگاه علمای دین می‌فرمایند:

واعلموا اِنَّ عبادالله المستحفظینَ علمه ُیصونونَ مصونه ویفجِّرون عیونه، یتواصلونَ بالولایةِ و یتلاقونَ بالمحبّةِ و یتساقون بکاسِ رَوَیّةِ و یصدرونَ برَّیةِ. نهج البلاغه/212. بدانیدکه آن دسته از بندگان خدا که علم خدا به آنان سپرده شده، سرِخدا را نگه می‌دارند و چشمه‌های او را جاری می‌سازند(چشمه‌های علم را به روی مردم باز می‌کنند) با یکدیگر روابط دوستی و عواطف محبت آمیزی دارند با گرمی و بشاشت و محبت با یکدیگر ملاقات می‌کنند و یکدیگر را از جام اندوخته-های علمی و فرهنگی خود سیرآب می‌سازند، این یکی از جام اندوخته‌های فکر و نظر خود به آن یکی می‌دهد و آن یکی به این یکی، در نتیجه همه سیرآب و ارضا شده بیرون می‌آیند.

 1-2-1-8-1- فقه سیاسی

مفهوم ویژه‌ای که از فقه سیاسی به عنوان دیدگاهها و ندیشه‌های حکومتی اسلام اختصاص یافته است از دیرباز با عنوانهای همانندالاحکام السلطانیه، مسائل الولایات والولایات و السیاسیات نام-گذاری گردیده است که در این اواخر به نام «فقه سیاسی»نام گرفته است، که همه این عناوین و اصطلاحات حاکی از یک مفهوم و معنای مشترک و واحد می‌باشد (منتظری، 1409، مبانی فقهی حکومت اسلامی،1/10).

فقه سیاسی را دو نوع می‌توان تعریف کرد‌:

1. فقه سیاسی، کلیه‌ی مباحث سیاسی فقه را شامل می‌شود، مثل خطبه‌های نماز جمعه، دارالاسلام، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، حدود و دیات و دیگر مباحث و احکام فقهی که رنگ و بوی سیاسی دارد. این تعریف سنتی از فقه سیاسی است (عمید زنجانی، 1421، 2/44).

2. تعریف امروزی فقه سیاسی عبارت است از‌: تمامی پاسخ‌هایی که فقه به سوال‌های سیاسی عصر و زمان می‌دهد‌، مثلا دیدگاه فقه در خصوص انتخابات، تفکیک قوا، مشروعیت و جایگاه دستگاه اجرایی و...، همه در محدوده‌ی فقه سیاسی است. حال اگر فقه سیاسی را به ‌معنای دوم در نظر بگیریم، شامل نظام سیاسی، فلسفه‌ی سیاسی و اندیشه‌ی سیاسی می‌شود، یعنی همه‌ی این مفاهیم در تعریف فقه سیاسی گنجانده شده است(عمید زنجانی،1421، 2/47).

در تعريف فقه سياسي بیان شده است: «فقه سياسي اسلام مجموعه قواعد و اصول فقهي و حقوقي است كه عهده دار تنظيم روابط مسلمانان با خودشان (روابط داخلي) و ملل ديگر عالم (روابط خارجي) بر اساس مباني دين اسلام (كه قسط و عدل است و متضمن فلاح و رستگاري انسان است) كه آزادي و عدالت را فقط در سايه توحيد عملي مي داند».( شكوري، 1377،50). فقه سياسى كه شامل مسائل مربوط به حسبه و حكومت و سياست خارجى و جهاد و حقوق بين الملل مى‌گردد.(عمیدزنجانى، 1421، 2/47 ). گاه مسائل فقه سیاسی مربوط به اصولی است که بر اساس آن اصول، اندیشه‌ی سیاسی شکل می‌گیرد‌، بنابراين فقه سیاسی شامل آن دسته از مباحث حقوقی در اسلام می‌شود که تحت عناوینی چون حقوق اساسی، مفاهیم سیاسی و حقوق بین‌الملل و نظایر آن مطرح می‌گردد. (عمید زنجانی، 1367، 2/41)

امام خمینی(ره) نیز در تعریف فقه شیعه بیاناتی دارند که عبارتند از:

«حكومت در نظر مجتهد واقعی فلسفه‌ي عملی تمامی فقه است و فقه در تمام زوایای زندگی بشریت است. حكومت نشان‌دهنده جنبه‌ي عملی فقه در برخورد با تمامی معضلات اجتماعی سیاسی و فرهنگی است.» (امام خمینی،1381، صحیفه‌نور،21/289). فقه سیاسی به‌ عنوان عرصه‌ای از فقه- که در گستره‌ی زمان با تحولات و تغییرات زیادی روبه‌روست - بیش از عرصه‌های دیگر فقه، نیازمند پاسخ‌های سریع و آسان به مسائل و معضلاتی است که با آن مواجه است و استفاده از قواعد فقهي، می‌تواند بهترین راه برای رسیدن به پاسخ مناسب محسوب شود.( محمدی، 1382،43). در چاپ سنگی کتاب جامع العلوم، درفصل مربوط به سیاسیت بیان شده است که:

«جهان، بوستانی است که آبیار آن دولت است؛ دولت سلطانی است که نگاهبان و حاجب آن شریعت است؛ شریعت سیاستی است که ملک راحفظ می‌کند.» (لمبتون ،1385،مترجم ،محمدمهدی فقیهی ،355) فقه سیاسی اسلام عنوانی می‌باشد که شامل بحثهای فقهی جهاد، امر به معروف، نهی از منکر، حسبه، خراج، فیء، احکام سلطانی، ولایات و بویژه ولایت فقیه می‌شود.

(عمیدزنجانی،1421،1/19). پس باید گفت که فقه سیاسی شامل آن دسته از مباحث حقوقی می‌شود که تحت عناوینی چون حقوق اساسی و حقوق بین الملل و نظایر آن قرار می‌گیرد. (عمیدزنجانی،1421،2/50). فقه حکومتی در معنای فقه سیاسی اسلام بیانگر احکام کلی شرعی برای اداره امور جامعه و نظام حکومت اسلامی است. (اسلامی ،1387، 38)

حکم حکومتی خود بخشی از احکام سیاسی اسلام است بنابراین اصول فقه احکام حکومتی و اصول فقه احکام سیاسی تفاوتی ندارد. (اسلامی ،1387، 41). لذا باید گفت که در فقه، مباحثی تحت عنوان جهاد، امر به معروف، نهی از منکر، حسبه، امامت، خلافت، نصب امرا و قضات، جمع آوری مالیات، و وجوهات شرعیه، مولفة قلوبهم، دعوت به اسلام، جمعه و جماعات، آداب خطبه ها، صلح و قرارداد با دولت‌های دیگر، تولی و تبرّی، همکاری با حاکمان و نظایر آن به طور مستقیم یا غیرمستقیم مطرح شده است که به آنها احکام سلطانیه یافقه سیاسی گفته می‌شود .به این ترتیب فقه سیاسی شامل آن دسته از مباحث حقوقی می‌شود که تحت عناوینی چون حقوق اساسی، حقوق بین‌الملل و نظایر آن مطرمی‌گردد.(ایزدهی،1387،34). در تاریخ اندیشه های اسلامی، تفکر سیاسی در زمینه ضرورت ایجاد حکومت عدل الهی، بر این اندیشه قرآنی متکی است که بندگان صالح خداوند زمین را به ارث خواهند برد.(انبیاء/105). اندیشه سیاسی مبتنی بر نظر ولایت فقیه امام خمینی (ره) بعد از شکل‌گیری ذهنی توسط خبرگان منتخب مردم، در قالب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران درآمد، و جمهوری اسلامی را به عنوان نظام مبتنی بر مبانی فقه سیاسی به جهان عرضه کرد.(عمیدزنجانی،1421،1/23). در حکومت جمهوری اسلامی ولایت فقیه به عنوان عنصر اساسی فقه سیاسی و روح حکومت اسلامی و پایه اصلی تفکر سیاسی شناخته می‌شود. (عمید زنجانی،1421،1/23).

اسلام، در حوزه عبادات و احکام که صبغه تعبدی آنها زیاد است و عقل متعارف از ادراک خصوصیات آنها عاجز است، تمامی کلیات و جزئیات را بیان فرموده است اما در سایر حوزه ها مانند اقتصاد، سیاست، کشاورزی، دامداری، و...، فقط خطوط کلی را بیان فرموده است و اجتهاد در جزئیات را در این حوزه های مورد نیاز حکومت که در رأس آن فقیه جامع الشرایطی است را به تعقل واگذار نموده است و البته که عقل یکی از دو منبع دین است. ( جوادی آملی ،1389،334).

قوانین مصوب در نظام سیاسی دوگونه است:

1. مطابق و همسان با شریعت. مثل اینکه در قوانین، شرابخوری و.. .ممنوع باشد. در این مورد و موارد مشابه تخلف از قانون، مسلماً ارتکاب گناه و معصیت محسوب می‌شود، زیرا نافرمانی و سرپیچی از دستور شرعی صورت گرفته است. (لمبتون،مترجم محمدمهدی فقیهی ،1385،40).

2. قانون مصوب به صورت عینی در شرع نباشد، بلکه بادید مصلحت گرایانه وضع شده باشد، مانند قوانین راهنمایی و رانندگی. در اندیشه امام خمینی(ره) تخلف از هرگونه قانون (حتی درحدرعایت عبور از چراغ راهنما) معصیت و خلاف شرع می‌باشد.(همان). فقه سیاسی پایه اصلی حقوق سیاسی و عمومی، مقررات مربوط به نظام سیاسی، حدود و اختیارات و وظائف امام امت است و مسائل حقوقی اساسی در اسلام، گاه در سطح بالاتر ازمقوله حقوقی، بصورت جزئی از جهان بینی و عقاید اسلامی مطرح می‌گردد. (عمیدزنجانی،1421،1/23). فقه سیاسی پاسخ گوی سوالات در هر زمانی است و این بدان دلیل است که فقه شیعه پاسخ گوی سوالات سیاسی هر عصری می‌باشد. مثل دیدگاه فقه در مورد انتخابات، نظارت نهادینه بر قدرت سیاسی و... که روش استنباط و متد آن همان فقه سنتی بوده اما سوالات مطرح شده در این حوزه جدید است و به تبع آن پاسخ های جدید می‌طلبد. (ایزدهی،1387،35). فقه سیاسی اسلام‌، مجموعه قواعد و اصول فقهی و حقوقی است که عهده دار تنظیم روابط مسلمانان با خودشان و ملل غیر مسلمان دنیا براساس مبانی قسط و عدل بوده و تحقق فلاح و آزادی و عدالت را منحصراٌ در سایه توحید، عملی می‌داند. (ایزدهی،1387،35). بنابراین نتیجه می‌گیریم که فقه سیاسی عملاٌدو بخش عمده را در بر می‌گیرد:

1 .اصول و قواعد مربوط به سیاست داخلی وتنظیم روابط درون امتی جامعه اسلامی

.2اصول و قواعد مربوط به سیاست خارجی و تنظیم روابط بین الملل و جهان اسلام.

بنابراين فقه سياسي بيشترين ميراث فكري خط توحيدي را سرمايه انديشه و تحقيق خود قرار داده و همه تلاش فكري محققان بزرگ عرصه فقه را براي دست يابي به حكومت مطلوب و اصول و مباني آن به كار گرفته است. ( عميد زنجاني،1421، 1 /17) در فقه سياسي منابعي مانند 1. قران 2. سنت 3. اجماع 4. عقل به عنوان ادله كشف قواعد حقوقي و وحي به عنوان منبع اصلي تأسيس و مشروعيت اين قواعد شناخته مي شود.( عميد زنجاني،1383، 1/ 48). با توجه به آنچه آورده شد مي توان گفت كه فقه سياسي عهده دار تنظيم و هدايت روابط سياسي مسلمين با خويشان و نيز ديگر ملل و جوامع غيرمسلمان است. (شكوري،1377،50).

بنابراين فقه سياسي دو بخش اساسي دارد:

1- اصول و قواعد مربوط به سياست داخلي و تنظيم روابط جامعه اسلامي .

2- اصول و قواعد مربوط به سياست خارجي و تنظيم روابط بين الملل و جهان اسلام.

 1-2-1-9- ولایت

 ولایت باکسره واو به معنای یاری کردن و با فتحه واو به معنای سرپرستی است. و همچنین گفته شده که این واژه باکسره واو و با فتحه واو مانند دِلالت و دَلالت است که اولی اسم و دومی مصدر است و حقیقت این کلمه، سرپرستی و عهده دار بودن کاری است (سیداشرفی ،1389،24)

ولایت واژه ای عربی است که که از کلمه ولی گرفته شده است. ولی در زبان عربی، به معنای آمدن چیزی به دنبال چیز دیگر است؛ بدون آن که فاصله ای در میان آن دو باشد که لازمه چنین توان و ترتّبی، قرب و نزدیکی آن دو به یکدیگر است. لذا این واژه با هئیت‌های مختلف(به فتح وکسر) در معانیِ«حبّ و دوستی»، «نصرت و یاری»، «متابعت و پیروی»، «سرپرستی» اعمال شده است که وجه اشتراک همه این معانی، قرب معنوی می‌باشد. (جوادی آملی،1379 ،122) مفهوم ولایت در اداره سیاسی جامعه اسلامی وتعیین کردن خط و مشی سیاسی امت و دولت اسلامی ،رهبری سیاسی می‌باشد و جهت دهنده به حرکتهای سیاسی و کنترل کننده شتاب آن لازمه خلیفه ،وارث،امین حاکم وحجت بودن فقیه است واین نوع ولایت ورهبری تعبیری است که امیرالمومنین درمورد امامت ،آن راباکلمه قطب بیان فرمودند. (عمیدزنجانی، 1421، 2/361).

از مجموعه نظراتی که در رابطه با واژه ولایت مطرح شد، نتیجه گرفته می‌شود که این واژه در رابطه با سرپرستی و حکومت است که معنای ریشه این کلمه یعنی نزذیکی در آن لحاظ گردیده است و از همین جهت بر امیر و والی گفته می‌شود که او از طریق امارت و سلطنت، خود را نزدیک به مردم می‌داند و از طریق یاد شده خود را به مردم نزدیک می‌داند و از این طریق با آحاد مردم ارتباط و قرابت پیدا می‌کند. یعنی والی با دستورات خود ادعای دوست داشتن مردم و یاری رساندن آنها را دارد و یا انتظار دارد که او را دوست داشته و یاری نمایند. (سیداشرفی، 1389، 25)

 1-2-1-9-1- ولایت درقرآن

 ولایت در قرآن به معنای سرپرست واداره کننده می‌باشد. (سیداشرفی ،1389،26)

«الله ولی الذین آمنوا یخرجُهم مِن الظلماتِ الی النّور»

خدا سرپرست کسانی است که ایمان آورده اند،آنها را از تاریکیها به سوی نور ایمان خارج می‌کند.بقره/257

«و مالکم من دون الله مِن ولّیٍ ولانصیر»

شما راجز خدا سرپرست و یاری کننده ای نیست.عنکبوت/24

«ولایستطیعُ ن یُمِلَّ هوفلیُملِل ولیُّهُ بالعدل»

یا اگر نمی تواند مطلب را املا کند پس سرپرست او املا نماید. بقره/282

 1-2-1-9-2- ولایت در کلام معصومین

 واژه ولایت در مباحث مختلف فقهی به معنای مصطلح و عرفی آن، یعنی حاکم، سرپرست و مدیر به کار رفته است اگر چه در موارد مختلف، نحوه کاربرد آن متفاوت است. این واژه در مواردی در قالب ولایت دراحکام انتظامی، سیاسی و مالی اسلام، به معنا مدیریت امور جامعه که همان حکومت و کشورداری است به کاررفته و در مواردی در قالب اداره امور و اموال یتیمان، سفهاء، مجانین و صغار بر فقیه اطلاق گردیده است؛ بنابراین می‌توان گفت که اداره امور نامبرده از شئون حکومت داری است. زیرا از آنجا که اداره امور جامعه و افراد آن به عهده حاکم است، سرپرستی این افراد و امور متعلق به آنها از مصادیق حکومت و حاکم بودن است. (سیداشرفی، 1389، 30)

واژه ولایت در کلام فقهای شیعه به معنای حکومت و تدبیر امور جامعه می‌باشد. ولایت و سرپرستی فقیه جامع الشرایط بر امور صغار و مجانین جامعه به دلیل حق ولایت و سرپرستی ایشان بر خردمندان جامعه می‌باشد همانطور که پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع)به این دلیل که ولی امر خردمندان جامعه بوده اند نسبت به صغار و مجانین و... نیز ولایت دارند و ولایت فقیه حاکم بر جامعه بر صغار و مجانین در پرتو ولایت ایشان بر خردمندان می‌باشد (سیداشرفی، 1389، 39)

با فحص و جستجو در کلام معصومین(ع)روشن می‌شود که واژه ولایت به معنای صاحبان امر، حاکمان و مانند این موارد آمده است، خصوصاً در بیانات امام علی(ع) در نهج البلاغه 18 بار ولاة جمع والی،15بار ولایت و ولایات 9 بار به کار رفته، که در تمامی این موارد، به معنای امارت و حکومت می‌باشد. (سیداشرفی ،1389،27).

1.در نامه دهم از نهج البلاغه امام علی(ع) این گونه معاویه را مورد خطاب قرار می‌دهد:

«و متی کنتم یا معاویةُ ساسةَ الرَّعیُّةِ و وُلاةَاَمرِاللهِ».

ای معاویه، از کی تدبیرگر مردم و حاکم بر سرنوشت امت بوده ای؟

2.«والله ما کانت لی فی الخلافةِرغبةٌ ولا فی الولایةِ اِربةٌ».( نهج البلاغه ،خطبه 25 ).

به خدا سوگند که مرا در خلافت، رغبتی و در حکومت، حاجتی نبوده است.

3.«عَن فُضیلٍ عن ابی جعفر(ع)قال:بُنی الاسلامُ علی خمسٍ:الصَّلوةِ والزَّکاةِ والصَّومِ والحجِّ والولایةِ ولم یُنادَ بِشَیءٍ مانودی بالولایةِ یومَ الغدیرٍ».

فضیل از قول امام باقر(ع) نقل می‌کند که آن حضرت فرمود: اساس و بنیان اسلام برپنج چیز قرارگرفته است، نماز، زکات، روزه، حج، و ولایت(حکومت) و به هیچ یک از این امور آن گونه که برای ولایت در روز غدیر فریاد زده شده است، فریاد زده نشده است.

 1-2-1-10- ضوابط ومحدودهای حکم حکومتی درفقه شیعه

 1. محدوده و قلمرو حکم حکومتی:

دستوراتی که از سوی فقیه صادر می‌گردد به چند صورت قابل تصور است. (امام خمینی،صحیفه نور، 1369، 20/170) .

با بررسی هر یک از این موارد می‌توان به محدوده و قلمرو حکم حکومتی و موارد اتفاق و اختلاف درآن را آشکار نمود: صدور احکام جزئی در زمینه‌ی تنظیم نهاد های اجتماعی، نصب و عزل کارگزاران، تصویب طرح ها و برنامه ها و سایر تصمیماتی که در جهت اداره جامعه انجام می‌گیرد. در چنین مواردی که از مباحات محسوب شده و هیچ گونه امر الزامی در مورد آنها وجود ندارد،ا گر ولی فقیه حکم کند حکم ایشان نافذ است، زیرا این امور از اموراتی است که - بنا به قول ولایت عامه فقیه یا از باب حسبه-دراختیار فقیه حاکم است.

2. خصوصیت های حکم حکومتی:

1. صدور از حاکم اسلامی: از آن جا که حکم حکومتی توسط حاکم اسلامی انشاء می‌شود، بدون فرض وجود حاکم جامع الشرایط،فرض وجود حکم حکومتی ممکن نیست. (اسلامی ،1387، 69)

2. تغیّر: حکم حکومتی که بر اساس تشخیص مصلحت و به ملاحضه زمان و مکان و تشخیص موضوع صادر می‌شود، و این محدویت زمانی و مکانی از شرایط صدور حکم حکومتی است که در احکام ثابت اسلام نیست.(همان)

3.ابتناء بر مصلحت: ابتناء بر مصلحت به معنای ابتناء بر همان مصلحت اهم است و حاکم در صدور این گونه احکام تزاحم ملاکات راملاحضه می‌کند و برخی را بر برخی ملاکات دیگر ترجیح می‌دهد و در تشخیص این ترجیح به معرفی شرع از ملاکات و ترجیح برخی بر ملاکات دیگر رأی می‌دهد و زمانی که مصداق حکم اهم را یافت، حکم را صادر می‌کند. (همان،70)

4.تعیّن در حوزه اجتماعی: احکام کلی الهی، گاه جنبه شخصی و فردی محض دارند و گاه آثار اجتماعی دارند. ولی از آن جا که احکام حکومتی در فرض وجود حکومتِ مشروع برای حاکم. لزوم انتظام بخشی به امور جامعه است، حاکم در مواردی حکم می‌کند که تاثیر اجتماعی برای آن قابل ملاحضه باشد.(همان)

5.حکم حکومتی در زمره احکام متغیر اسلام است، به لحاظ این که صدور از حاکمِ مشروع، حکم شرعی خوانده می‌شود و به لحاظ نفس حکم نیز حکم شرعی خوانده می‌شود؛ به این دلیل که مشروعیت حکم جدای از مشروعیت منبع صدور حکم نیست، مثلاً تحریم تنباکو از سوی میرزای شیرازی درزمان خود و در همان شرایط صدور، حکم شرعی خوانده می‌شد به این دلیل که ادله صدور حکم در همان شرایط وجود داشته است. (همان،72)

 1-2-2- نتیجه بحث

 حکم حکومتی مجموعه دستوراتی است که توسط حاکم جامعه اسلامی در جهت تامین مصالح عمومی با در نظر گرفتن شریعت صادر می‌شود

فقه سیاسی شامل مجموعه قواعدی می‌شود که عهده دار ایجاد نظم داخلی و همچنین تنظیم روابط کشور اسلامی با بین الملل است لذا این قواعد معین در حالت دستوری از جانب حاکم صادر،که حکم حکومتی نامیده می‌شود و واجب الاتباع است.

 1-3- بررسی تاریخی جایگاه حکم حکومتی درفقه سیاسی

1-3-1- بنیان فقه سیاسی

1-3-1-1- شریعت وفقه سیاسی

 قرآن دین را، اسلام (ان الدین عندالله الاسلام.آل عمران/19)دین نزد خدواند اسلام است و اسلام را کاملترین دین توحیدی بیان می‌کند(الیوم اکملتُ لکم دینکم واَتممتُ علیکم نعمتی ورضیتُ لکم الاسلام دیناً).مائده/3.

«امروز دینم را بر شما کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام کردم و دین اسلام را برای شما پسندیدم».

اسلام دین را به معنای عقیده و عقیده را به زندگی ارتباط داده و از آن شریعت را به وجود آورده است. (عمیدزنجانی،1421،1/21). شریعت در لغت به معنای نهرآبی است که تشنگان به سوی آن می‌روند اما در اصطلاح فقها عبارت است از اوامر و نواهی و ارشاداتی که خداوند تبارک هدف از آن را تربیت انسان و به دنبال آن رسیدن به تکامل بشر را قرار داده است که از طریق وحی انجام شده است. (عمیدزنجانی،1421،1/21). بنابراین از آن جا که اسلام کامل است و تمامی برنامه های سعادت بخش زندگی را دارد باید گفت که بنیان فقه سیاسی نیز از آن نشات گرفته است.

  1-3-1-2- ضمانت اجرا درفقه سیاسی

 تعهد هر انسان مؤمن و مکلف به انجام تکلیف الهی ضمانت اجرا در فقه سیاسی می‌باشد بدین معنا که الزام آور بودن قواعد حقوقی مرتبط با فقه سیاسی حاکمیت اراده تشریعی خداوند است و تعهد فرد و جامعه نسبت به تکالیف الهی در مقام اذعان و عمل از ایمان آنها به حاکمیت الهی نشات می‌گیرد، لذا تمامی امور مرتبط با فقه سیاسی، حتی حقوق سیاسی و حقوق بین الملل از ضمانت اجرا برخورداراست. (عمیدزنجانی،1421،1/61). برای اجرای ضمانت لازم در فقه سیاسی راه هایی وجود داردکه عبارتنداز:

تعیین مسئولیت و پیش بینی‌های لازم جهت کنترل در قانون داری ضمانت اجرایی باشد همانند مجازات هایی که برای تخلفات رئیس جمهور اعمال می‌شود برا ی این که اجرای قانون اساسی و نظم جامعه تامین شود. (عمیدزنجانی،1421،1/62). در قانون اساسی جمهوری اسلامی برای اجبار قوای سه گانه به وظایف قانونی خود از اختیارات ریس جمهور و برای اجبار رئیس جمهور از اختیارات رهبری و برای کنترل مقام رهبری از نهاد مردمی خبرگان رهبری استفاده می‌شود. (عمیدزنجانی،1421،1/62). فقه سیاسی و دولت دراندیشه سیاسی اسلام از مهمترین و بنیادی ترین مباحث است و از زمان پیامبر تاکنون مطرح بوده است.

 1-3-1-3- تحولات فقه سياسي

 به دلیل تغّیرجوامع و نیازهای جدید، همچنین پاسخگو بودن به نیازها، فقه سیاسی هم مورد تحول قرارگرفته است. تحولات فقه سياسي را مي‎توان از دو بعد مورد مطالعه قرار داد:

1-مرحله تکوین: «دورة تكوين و تأسيس فقه سياسي به عصر نزول قرآن و دورة زمامداري پيامبر اسلام - صلّي الله عليه و آله - و سنت آن حضرت در مقام رياست دولت اسلامي باز مي‎گردد كه در اين دوره خطوط كلي فقه سياسي در زمينة مسائل حكومت، جهاد، تولّي، تبري، صلح، معاهده، ديپلماسي و سياست خارجي و نظائر آن توسط وحي (قرآن) و سنت پيامبر تعيين شد و سپس در خلال احاديث اهل بيت - عليهم السّلام - تشريح و تفريع شد، عملكرد (سنت عملي) پيامبر - صلّي الله عليه و آله - ضمن تأسيس قواعد كلي فقه سياسي، نمونه‎ها و تجربه‎هاي عيني نظريه‎هاي اسلام را نيز ارائه داد و موفقيت پيامبر - صلّي الله عليه و آله - در اجراي احكام تأسيسي اسلام در زمينة مسائل سياسي بطور ضمني حقانيت و صلاحيت و اتقان اين احكام را نيز ثابت نمود» .)عمید زنجاني ،1377، 2 57/).

2-مرحله تدوین: در مورد مرحلة تدوين فقه سياسي بايد بگوئيم مباحث فقه سياسي در كتب فقهي معمولاً در خلال ابوابي همچون جهاد، انفال، حسبه، ولايات، قضاء و احياناً در حدود و ديات مطرح مي‎گرديد براي عنوان نمونه در كتاب انتصار تأليف سيد مرتضي (ره) مباحث فقه سياسي فقط در پنج صفحه تحت عنوان «مسائل في المحارب» آمده است.( السيد المرتضي،بی تا،231 -235).

 1-3-1-4- تاريخچه فقه سياسي

 1-فقه سياسي نيز مانند فقه عمومي در طول تاريخ اسلام تكوین يافته است (البته بايد توجه داشت كه فقه سياسي غير از فلسفه سياسي اسلام است. در مطالعه تاريخ فقه سياسي و ريشه يابي آن در بستر زمان خواه ناخواه بايد به عصر پيامبر گرامي اسلام(ص) برگرديم. آن حضرت براي هدايت بشر از آموزه هاي وحياني استفاده مي نمود. آيات قرآن به تدريج مسائل اجتماعي، اجراي حدود، مسائل حكومتي و سياسي، مسائل اقتصادي و... را مطرح مي نمود(كه قسمتي از آن فقه سياسي است) در جامعه اسلامي زمان پيامبر(ص) احكام با نظارت خود پيامبر(ص) كه رئيس حكومت بود اجرا مي گرديد. تعيين حكام ايالات، فرستادن سفرا و... اين در حقيقت نخستين مرحله از تاريخ فقه سياسي است.( شكوري، 1377، 40-43).

2- فقه سياسي بعد از حيات پيامبر(ص):بعد از درگذشت پيامبر(ص)، مسلمين ضمن رو در رو شدن با مسائل جديد، اجتهاد در قرآن و سنت آغاز و بر اين اساس فقه سياسي اسلام تكامل بيشتري پيدا مي كند، منتهي مباحث فقه سياسي در ضمن فقه عمومي مطرح مي شد.( همان، ص 40-43).

 1-3-1-5- تاریخچه فقه سیاسی در زمان معصومین

 عصرپیامبر(ص)وائمه معصومین(ع):

اصول اولیه و ریشه های اصلی فقه سیاسی اسلام، مانند هر مساله دیگر در قرآن مجید و سنت رسول خدا و ائمه معصومین(ع) قراردارد، به این دلیل که همه احکام و دستورات اسلام درعصرنبوت با نزول آیات قرآن و سنت رسول خدا(ص) تدوین و تکوین یافته و در عصرائمه(ع) فقه اسلام در همان مسیر بنیان گذاری شده و برپایه همان اصول و ملاکها تطور یافته است. (منتظری،1409، مبانی فقهی حکومت اسلامی، مترجم محمود صلواتی، ابوالفضل شکوری،1/12،13).

نخستین تدوین در تاریخ فقه سیاسی شیعه را می‌توان در میراث گرانبهای امیرالمومنین (ع)یافت به گونه‌ای که با یقین می‌توان گفت که هر جمله‌ای از نهج البلاغه پیامی در زمینه حکومت و مسائل سیاست و مدیریت جامعه می‌باشد و قطعاً برای فقیه در استنباط اصولی فقه سیاسی



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


جزوه سازه های بناهای معروف-گلابچی-دانشگاه تهران جزوه سازه های بناهای معروف-گلابچی-دانشگاه تهران د
شنبه 09 اردیبهشت 1396 ساعت 12:24 | بازدید : 118 | نویسنده : filecompartment | ( نظرات 0 )
جزوه سازه های بناهای معروف-گلابچی-دانشگاه تهران

جزوه سازه های بناهای معروف-گلابچی-دانشگاه تهران

دانلود جزوه سازه های بناهای معروف-گلابچی-دانشگاه تهران مربوط به کتاب استاتیک کاربردی

تعداد ص:98

فرمت فایل: pdf

نوع فایل: تایپ شده 



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
نویسندگان
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1351
:: کل نظرات : 0

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 5

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 8
:: باردید دیروز : 235
:: بازدید هفته : 1982
:: بازدید ماه : 2343
:: بازدید سال : 2772
:: بازدید کلی : 2772
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران