![]() بررسی دیدگاههای فقهی علامه جعفریwordفهرست مطالبعنوان صفحه 1-1-7) ابزار گردآوری داده ها15 فصل دوم:شناخت زندگی و شخصیّتاستاد علاّمهی جعفری 2-1) زندگی نامه ی علاّمهی جعفری17 2-2) اخلاقیّات علاّمهی جعفری22 2-3) مهم ترین ویژگی های شخصیّتی علاّمهی جعفری25 2-3-2)اهتمام بر تبلیغات دینی25 2-3-5) حق مداری و حقیقت جویی27 2-3-8) توجّه به مقتضیات زمان30 2-4) شیوه و سبک زندگی علاّمهی جعفری30 2-5)تلاش های علمی علاّمهی جعفری32 2-6) رابطهی علاّمهی جعفری با شخصیّت ها35 فصل سوم:بررسی آراء و اندیشه های علاّمهی جعفری 3-1) دیدگاههای فلسفی علاّمهی جعفری40 3-2) فلسفهی سياسي از دیدگاه علاّمهی جعفري46 3-3)دیدگاههای عرفانی علاّمهی جعفری53 3-4) دیدگاه تربیتی علاّمهی جعفری57 3-5)زیبا شناسی و هنر از دیدگاه علاّمهی جعفری62 فصل چهارم: بررسی دیدگاههای فقهی علاّمهی جعفری 4-1)علاّمهی جعفری استاد فقه69 4-3)اهمّیت فقه در زمان پیامبر73 4-6)فقه از دیدگاه علاّمهی جعفری84 4-7) دیدگاه علاّمه در ارتباط با احکام فقهی87 4-8) دیدگاههای فقهی علاّمهی جعفری دربارهی حقوق حیوانات89 4-9) دیدگاه فقاهتی علاّمه در ارتباط با حقوق بشر95 4-10) ایرادات علاّمهی جعفری به اعلامیه ی حقوق بشر99 4-10-1) عدم صراحت حقوق بشر جهانی در ممنوعیت ها99 4-10-3) عامل حقیقی اجرای حقوق بشر سلطه های سیاسی غالب اند.100 4-10-5) زندگی با کرامت یا رفاه100 4-10-9) حفظ کرامت انسان پس از مرگ102 4-11) تعامل فقه و عرفان از دیدگاه علاّمهی جعفری105 4-12) دیدگاه فقهی علاّمه در ارتباط با ژنوم انسانی107 چكيدهبررسی دیدگاههای فقهی علاّمه جعفری به وسيلهی: زهرانیکدارشد پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی انجام شده و هدف آن بررسی دید گاه های فقهی علاّمهی جعفری است. سؤال اصلی این است که دیدگاههای فقهی علاّمهی جعفری بر چه مبنایی قرار دارد؟ در پاسخ چنین سؤالی باید گفت: استاد اگر چه در میان دانشجویان و حوزویان چهره ای فلسفی و احیاناً ادبی و عرفانی داشت، مع الوصف یک مجتهد جامع الشرایط بود و از بیست و سه سالگی به فتوای خود عمل میکرد. خفض و تواضع علمی و فقهی ایشان در حدّی بود که اکثر مردم اساساً ازتفحّص فقهی ایشان بی اطّلاع بودند. حال آن که علاّمهی جعفری در حوزهی معارف فقهی و حقوق اسلامی نیز همانند سایر عرصه ها باریک بینیها، ژرف اندیشیها و اندیشه های بدیع داشت که اندکی از آن به جامعه عرضه شد. علاّمه مبنای احکام فقهی را آیات و روایات اسلامی میدانست و به تخصّصی و کاربردی شدن فقه تأکید زیادی داشت. واژهی هاي كليدي: علاّمهی جعفری ، دیدگاه، فقه، تفحّص، عرفان مقدمهتاریخ بستر «ظهور و افول» و «طلوع و غروب» پدیده های مختلفی است، لیکن در این میان پدیده هایی در حوزهی حیات انسانی رخ میدهد که نمیتوان و نمیبایست به آسانی از کنار آن گذشت و آن را به تاریخ سپرد. از میان انبوه پدیده هایی که در ساحت انسانی به وقوع میپیوندد، ظهور شخصیّت های ویژه و خاص، از جمله وقایعی هستند که بایستی در کنار آنها سکنی گزید، بدان خیره شد و عمق و بطن آنها را دریافت. یکی از شخصیّت های اسلامی که در ایران معاصر به تکاپوی چندین ساله در فضای فرهنگی همت گماشته و آثار و ثمرات متعدّدی را به ارمغان آورده است، استاد علاّمه محمدتقی جعفری میباشد. شخصیّت، زندگی، احوال و آثار، منش و بینش و اندیشه و عمل علاّمه نکته هایی را فرا راه طالب فهم و تأمل قرار میدهد که میتواند دستگیر راهرو و راه دانش و بینش و ارزش باشد. علاّمهی جعفری از جمله شخصیّت هایی هستند که جهت فهم عصر خود و اقتضائات آن، در تلاش بودند، تا بنیادها، مبادی، لوازم و پیامدهای تفکّر و عمل جهان معاصر را دریابند، بر روح عصر خود اشراف داشته باشند. از اینکه ایشان غیر از مطالعهی صدها و هزاران کتاب فلسفی و عرفانی، به مطالعهی تحقیق در بیش از چهار هزار جلد کتاب فلسفه و عرفان و رمان و فقه وغیره همّت گماشتهاند، مؤیّد تلاش ایشان در جهت زمان شناسی و فهم عصر خویشتن بوده است. روش و منش، بینش و دانش و فضایل والایی که این دانشمند در خود جمع کرده، جزء نوادر و نوابغ نمیتوان جایی یافت، استعداد عالی، درک فوق العاده، فکر نقّاد، حافظهی قوی، روح پر نشاط، استقلال در اندیشه، اعتماد به نفس، حقیقت جویی، روبرویی شجاعانه با آراء گوناگون، اعراض از تقلید و اعتدال در انتخاب رأی از جمله خصوصیاتی است که در وی بارز و نمایان است. هستی شناسی، معرفت پژوهی، شناخت فلسفهی دین، مطالعه و تحقیق در فلسفهی حیات، تعلیم و تربیت، کاوش های کلامی و اعتقادی مانند مکاتب فلسفی ـ اجتماعی غرب، بررسی مبانی فقهی و حقوقی، بررسی مباحث فیزیک نظری و مبانی معرفت شناختی ریاضیات، توجّه به علوم طبیعی، تمدّن شناسی، مطالعه در فلسفهی تاریخ، شناخت مضامین و مفاهیم عرفانی و پاره ای ازعلوم دیگر در عرصه گاه، براق اندیشه این متفکّر متعهّد و جولانگاه زورق فکری اوست ودر بسیاری از این حوزه ها و عرصه ها سعی بر ارایهی آرای مستقل و نظریه های منحصر به فرد داشته است. علاّمهی جعفری برای روشن ساختن مسأله ای با آن چنان جامعیتی برخورد می نمود که دربارهی آن موضوع ده ها مبحث با ارزش دیگر مطرح میکرد. با وجود آن که وی به طور وسیع و گسترده و به شیوهای دقیق و عمیق مسایل فلسفی و کلامی را مورد بحث و بررسی قرار میداد و در این مقوله به مسایل و مطالب تازه ای دست مییافت و متوجّه زوایایی خاصّ میگردید که دیگران از آن غفلت داشتهاند و در واقع میتوان او را صاحب نظر در حکمت نظری دانست امّا از پژوهش در مباحث فقهی غافل نبود. با توجّه به اینکه پژوهش های متعدّدی در زمینهی دیدگاههای فلسفی و کلامی، هستی شناسی استاد انجام گرفته امّا به دیدگاههای فقهی ایشان کم تر پرداخته شده، از اینرو پژوهش موردنظر سعی دارد علاوه بر بررسی زندگینامه و شخصیّت و آثار این استاد بزرگوار به بررسی دیدگاههای فقهی ایشان بپردازد. فصل اول 1- كليات1-1- بيان مسأله آیت الله محمّدتقی جعفری یکی از دانشمندان صاحب نظر در فلسفه، عرفان، تحلیل جهان بینیها، انسان شناسی، مولوی شناسی و تفسیر نهج البلاغه است و احاطه ی ایشان بر مسایل فقهی وحقوقی اسلام تا حدودی ناشناخته مانده است. از دلایل این امر، رسالت فرهنگی ایشان در عرصهی اجتماع و دانشگاه پس از پایان تحصیلات در حوزهی علمیّه ی نجف اشرف در چهار دههی پیش بوده است. بنا به ضرورت زمان، علاّمه به رفع نیازهای فرهنگی دانشگاهیان و جامعهی علمی کشوردر زمینهی معارف اسلامی و جهان بینیها اهتمام ورزید. حال آن که علاّمهی جعفری در حوزهی معارف فقهی و حقوقی اسلام نیز همانند سایر عرصه ها باریک بینیها، ژرف اندیشیها و اندیشه های بدیع داشت که اندکی از آن به جامعه عرضه شد (فاطمی، 1379 ، ص205). با توجّه به آثار زیادی که از علاّمه برجای مانده و ضرورت توجّه به علم فقه، جایز است ابتدا اشارهای به فقه و هدف و اهمّیت آن داشته باشیم: فقه در لغت به معنای فهم است، و علم فقه، علمی است که در مورد احکام و تکالیف شرعی عملی مردم گفت وگو میکند. به عبارت دیگر فقه عبارت است از: علم به احکام شرعی فرعی از روی دلیلهای تفصیلی آنها (شهید ثانی، 1376 ، ص10) بنابراین، فقه، مطلق دانستن احکام نیست، بلکه دانستن استدلالی احکام است؛ یعنی دانستن از روی ادلّه و وسایط در اثبات آنها نه وسایط در ثبوت (گرجی، 1375 ، ص7). از آن جا که هدف از قانونگذاری خداوند متّعال، سامّان بخشیدن به زندگی مادّی و معنوی انسانها میباشد، فقیه تلاش میکند مدلول و معنای واقعی خطابات را که کاشف و حاکی از احکام الهی هستند، به درستی دریابد و بتواند در مقام عمل، عینیت بخش دریافت و ارایهی احکامیگردد که آن احکام دایرمدار مصالح و مفاسد واقعی و نفس الامری هستند. فقیه با بهره جستن از ملکه ی اجتهاد، به دنبال آن است که حکم فعل مکلّف را از ادلّهی تفصیلی استنباط کند؛ تا پاسخگوی همهی نیازمندیهای تکلیفی انسان در زمینههای زندگی فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در دنیا و زمینه ساز سعادت او در آخرت باشد. تامین عدالت اجتماعی که فلسفهی بعثت انبیاء الهی و ارسال کتب آسمانی است و پیوند دادن آن با اصلاح، تربیت و تزکیّهی فرد و اجتماع، هدف فقه است که فقیه عمر خویش را در پی تحقق آن میگذارد. (فیض ، 1389 ، ص18) و البته در این راه مصلحت های اجتماعی و فردی همواره مدنظر فقیهان بوده و به قول امام محمّد غزالی مصالح پنج گانه: مصلحت دین، مصلحت نفس، مصلحت عقل، مصلحت ناموس، مصلحت مال در سراسر فقه نمود و بروز داشته و همهی احکام و مقرّرات فقه، ضامن حفظ و بقای این مصلحت هاست ( به نقل ازشهید ثانی ، پیشین، ص28). این نکته به روشنی قابل درک است که علم فقه پس از معرفت خدای تعالی شریف ترین و برترین علوم است؛ زیرا رابطهی علم فقه نسبت به اعمال و رفتار مردم، از هر علم دیگری بیشتر و نیرومندتر است. چه، بوسیله علم فقه است که اوامر و نواهی خدای تعالی شناخته و امتثال میشوند. و نیز آن چه به وسیلهی فقه دانسته میشود یعنی احکام و قوانین الهی، پس از معرفت خداوند برترین معلومات است. و در عین حال این فقه است که امور زندگی مردم را سامان بخشیده و مایهی کمال و پیشرفت نوع انسان میگردد. برای اهل تحقیق روشن است که فقهاء با تحمّل زحمات طاقت فرسای خویش در طول تاریخ توانستند این میراث گران بها را به سلامت به دست ما برسانند (خوئینی ، 1390 ، ص10) با توجّه به اهمّیت فقه قابل ذکر است که از استاد جعفری دو اثر فقهی در نجف اشرف به نام های الامر بین الامرین و الرضاع که تقریرات درس دو تن از مراجع برجسته ی نجف اشرف است و کتاب منابع فقه رادر سال 1349 ش، ارایه کرده که جلد نخست از رسایل فقهی دربردارندهی یازده رسالهی فقهی است که شش رسالهی اوّل از کتاب منابع فقه گرفته شده و با اندکی اصلاحات، مجدّدا چاپ شده است. (فاطمی ، 1377 ، ص205). مهم ترین مباحث یاد شده ی استاد شامل: طهارت اهل کتاب ، ذبایح اهل کتاب، عدم انحصار زکات در موارد نهگانه ، قاعدهی لاضرر و لاضرار ، حلیت و حرمت گوشت انواع حیوانات ، حقوق حیوانات در فقه اسلامی ، کیفر سرقت در اسلام، مقایسهی حقوق بشر از دیدگاه غرب و فقه و حقوق اسلامی ، بحثی درباره امر به معروف و نهی از منکر ، حرمت سقط جنین ، مسؤولیت مدنی ناشی از جرم کودکان بزهکار در فقه و حقوق اسلامی. از آن جایی که اندیشهی فقهی استاد نسبت به سایر دیدگاهایشان کم تر مورد توجّه قرار گرفته این پژوهش سعی دارد به بررسی دیدگاههای فقهی ایشان بپردازد. 1-1-1) سوال اصلیدیدگاههای فقهی علاّمهی جعفری بر چه مبنایی قرار دارد؟ 1-1-2) فرضیه های تحقیق 1) علاّمهی جعفری دارای اندیشهی فقهی است. 2) علاّمهی جعفری از قواعد فقهی ( به صورت کاربردی ) در موضوعات سوال و موارد مستحدثه استفاده میکرد. 3)علاّمهی جعفری با روش فقها مبنی بر بررسی آراء علمای گذشته در درس خارج فقه، میانه ای نداشت. 1-1-3) اهداف تحقیق 1) بررسی دیدگاههای فقهی علاّمهی جعفری 2) بررسی قواعد فقهی مورد توجّه علاّمهی جعفری 3) بررسی تفاوت دیدگاههای فقهی علاّمهی جعفری با سایر فقها 1-2) ضرورت و اهمّیت تحقیق فقه، امروز علاوه بر چالش با طيف شش ضلعي فقه ستيزان (ملحدان دين ستيز، عرف گرايان شريعت گريز، اباحي طلبان بيمبالات، سياسيون ليبرال، متنسّكان اقليگرا، صوفي مآبان مسلكي) با دو آفت و عارضهی افراطي و تفريطي اساسي مواجه است. 1) ظهور بي مبالاتي علمي و رواج اظهارات و افتائات فارغ از دغدغه ی منطق و مبنا 2)فقر جرأت علمي و سيطره ی نوعي انعطال و انسداد پنهان بر فن و فعل اجتهاد جايگزيني اصطياد مشرب مدار به جاي اجتهاد منطق محور، تلاش براي بوميسازي و شرع اندود كردن نظرات و نظامّات وارداتي غربي، اصرار بر اصالـت الحذف و اقلي گرايي در قلمرو شريعت، سياستزدگي و افتائات حزبي، اصالـت التّجدّد، روشنفكرزدگي، شاذگرايي، اصرار بر تكثّر و تكثير آراء، بدعت گذاري به جاي بديعپردازي، رواج فقه ژرناليستي، مظاهر عارضهی نخست است. انعطال اجتهاد و نوآوري در حوزهی فقه علمي (عقاید) و در بخش عمده فقه عملي (احكام اجتماعي سياسي، و، اخلاق و تربيت) بسندگي به تفقه در فقه فردي و پرهيز از اجتهاد در «اجتهاد» همچنين محدود انگاشتن (دست كم محدود كردن) كاربرد قرآن، سنّت فعلي، فطرت و عقل و عدم اعتناي درخور به نقش اصل عدالت مداري تكوين و تشريع، نيز غفلت از خصلت جامعنگري، جامعهگرايي و دولت پردازي اسلام و نكات بسيار ديگر در استنباط، نشانههاي عارضه «انسداد اجتهاد» است. فقه در كنار اخلاق، «نظام نامه ی چگونه زيستن» مؤمنان را شكل ميدهد؛ در عهد ما فقه اسلامي، به خاطر حضور كارساز خود در صحنهی تدبير حيات جمعي مسلمانان بهويژه مردم ايران از منزلت و موقعيت ويژهاي برخوردار گشتهاست، و اين امر، اينك از سويي فقه و علوم فقهي را در معرض چالشها و چند و چونهاي بسيار نهاده و گروهها يا كساني را، هرچند به دواعي متفاوت، به تنقيد و تنقيص فقه و حقوق اسلامي واداشته است، و از ديگرسو(و طبعاً) مسئوليت فقيهان و حقوقپژوهان را در ژرفايش، گسترش و بازپيراست علوم فقهي و نظام حقوقي اسلام صدچندان ساخته است. از طرفی دیدگاههای حکیمانهی علاّمهی جعفری در زمینه فقه میتواند بنا به ضرورت توجّه به فقه به عنوان یکی از ضروریّات تربیت دینی مثمر ثمر باشد. از اینرو این پژوهش سعی دارد به بررسی فقه از دیدگاه علاّمهی جعفری بپردازد و دیدگاههای فقهی وفلسفی وعرفانی ایشان را مورد بررسی دقیق و موشکافانه قرار دهد. 1-1-4)پیشینه ی تحقیق در زمینهی فقه تاکنون تحقیق جامعی صورت نگرفته و اگر بحثی مطرح شده بیشتر به صورت بیان دیدگاهها بوده یا به صورت گزارش امّا از دیدگاههای فلسفی، علمی، انسان شناسی ودیگر مباحث پژو هش ها انجام شده که برخی ازآنها عبارتند از: 1)علی ربّانی (1390) پژوهشی تحت عنوان«بررسی مباحث کلامی علاّمهی جعفری و برتراند راسل » انجام داده که در این پژوهش ضمن بررسی تفاوت دیدگاههای این دو در نهایت اشاره میکند به ویژگیهای مشترک دو متفکّر و فیلسوف نامبردار و توجّه و اهتمامی که آنان به مقولههای مختلف در زمینهی فلسفه، مذهب و انسانشناسی دارند به عبارت دیگر، پژوهش فلسفی در زمینهی انسان و مذهب در آثار این دو فیلسوف غرب و شرق جایگاه برجستهای را بهخود اختصاص داده است. با این تفاوت که پژوهشهای لرد راسل در این باره مبتنی بر فلسفهی شکّاکیت و الحاد است، ولی تحقیقات استاد جعفری از فلسفهی الهی الهام گرفته است، و این امر سبب تفاوت دیدگاه آن دو در اینگونه مسایل گردیده است؛ تفاوتی که استاد جعفری را در جایگاه منتقد افکار و اندیشههای راسل نشانده است. 2)صالح افشار تویسرکانی(1390)پژوهش تحت عنوان«امام حسین از دیدگاه علاّمه جعفری» انجام داده که اشاره میکند استاد علاّمهی جعفري همواره بر توجّه داشتن به اهمّيت حادثه ی عاشورا اصرار ميورزيد. از آن جهت كه اين حادثه، تابلويي ماندگار براي بشريت به يادگار نهاد كه ارزشهاي انساني در متن آن به زيبايي به نمايش درآمد. اين حادثه به بهترين شكل، قابليّت انسان را در گرفتار آمدن به درجهی حضيض سقوط و استعداد او را در اوج گرفتن به درجهی رفيع صعود، براي همهی آيندگان نماياند. عاشورا برجستهترين صحنهی نمايش حضور خدای تعالی در زندگي انسان بود. حادثه ی عاشورا در نگاه علاّمه آنچنان است كه ميتواند تكيه گاه و پشتوانهی اخلاق ابناي بشر قرار گيرد. ميتوان در آينهی عاشورا تفسير عظمت حيات انسان را به تماشا نشست. در نهایت اشاره میکند که اگر چه داستان كربلا دلخراشترين حادثههاست، امّا استراتژيترين حادثه نيز به شمار ميرود. به اين دليل كه نكات مهمّ اين داستان، قابل مقايسه با هيچ يك از حادثههاي بشريت درطول تاريخ نيست. چرا كه تماماً آگاهانه و با اختيار صورت پذيرفته است. 3)علی نوروزی و زهره متقی(1390) پژوهشی تحت عنوان «زیبا شناسی از منظر علاّمهی جعفری و پیامدهای تربیتی آن » انجام داده اند. در این پژوهش اشاره شده که «زيبايي شناسي و هنر» يکي از نمودها و جلوههاي بسيار شگفت انگيز و سازندهی حيات بشري و مهم تر از آن، قلمرو يا حيطه ی مشخصي است که جهان در آن تفسير ميگردد. در حالي که تقريباً تمام افراد جامعه ميپذيرند يکي از اهداف تعليم و تربيت، آشنا کردن دانش آموزان با هنر و ارایهی فهمي از آن، ايجاد حس زيبايي شناختي علمي، و پرورش خلاقيت هنري است و يکي از مسایل مهمّ تعليم و تربيت چگونگي توجّه به بعد وجودي انسان در گرايش به زيبايي است، با اين حال، در اولويت بندي هاي معاصر نظام هاي تعليم و تربيت، زيبايي شناختي در مقام عمل، در رتبهی پايينتري قرار دارد و در نتيجه، در نظام تعليم و تربيت در زمينه ی هنر به طور خاص نيز ديدگاهي صحيح ارایه نگرديده است و آن را اغلب يک کار اضافي، ظريف، و يا تکميلي قلمداد ميکنند؛ نگرشي که با مطالعهی تاريخ تربيت، اثبات آن به راحتي امکان پذير است. در نهایت به این نتیجه میرسد که آن چه در بحث زيبايي شناسي مورد نظر علاّمه است، شامل تمام جنبه هاي تعليم و تربيت و در همهی حوزه هاي يادگيري مي باشد و در واقع، وي کاملاً تربيت زيبايي شناختي را از تربيت هنري که شامل آموزش صرف هنر است، تفکيک و از معناي محدود خارج ميکند و آن را يکي از جنبه هاي تربيت زيبايي شناختي ميداند. آن چه علاّمه در تربيت زيبايي شناختي دنبال ميکند، تربيت درک کنندگان خلاق و خودجوش است و در اين درک کردن، به حالات دروني و شناخت عميق اشاره دارد و نه صرفاً آگاهي از آنها يا درباره آنها. از اين رو، با قراردادن افراد در معرض اين تجربيات به شيوهی خوشايند، تجربهی پايدار و فرايند مداوم يادگيري و پيشروي در خط کمال و راه حيات معقول که علاّمه دنبال آن بود، حاصل ميشود. 4)عبدالله نصری(1390)پژوهشی تحت عنوان«علم وفلسفه از دیدگاه علاّمهی جعفری» انجام داده که به این مسأله اشاره کرده که علاّمهی جعفری چنین تعریفی را از قانون علمی ارایه میدهد: قانون علمی قضیهای است کلی که بیان کننده نظم موجود در عالم میباشد و تحقّق آن مشروط به مقتضیات و شرایطی است. به طور مثال قرار گرفتن زمین در مقابل خورشید که موجب روشنایی زمین میشود به جهت استمرار شرایط و مقتضیات خاصّی است. به بیان دیگر هر قانون علمی را از نظم حاکم بر روابط بین پدیده ها به دست می آوریم. قانون علمی، آن قضیّه ی کلی است که بیان کنندهی یک جریان منظّم در عالم هستی است که برای به وجود آمدنش شرایط و مقتضیاتی لازم است، به طوری که در صورت تخلف یکی از آن شرایط و مقتضیات، جریان مربوط به وجود نمیآید، در حقیقت استمرار آن شرایط و مقتضیات، موجب استمرار جریان میباشد و کلّیت قانون هم از این جا ناشی میگردد که آن امور (شرایط و مقتضیات) در حال به وجود آمدن استمرار است و به این نتیجه رسیده. از نظر علامه، همان گونه که پدیده های مادّی از دیدگاه علمی قابل شناسایی هستند، حقایق ارزشی نظیر عدالت و شرف و تکلیف و ارزش نیز میتوانند به عنوان موضوع های علمی بررسی دقیق شوند. 5)دکتر شریف لک زایی (1389) پژوهشی تحت عنوان «فضاهای آزادی در اندیشهی علاّمهی جعفری» انجام داده که وی اشاره کرده آزادی، مقولهای است که شاید در منظومهی فکری بسیاری از اندیشمندان دارای تفاسیر متعدّدی باشد. لکن از دیدگاه اسلام شقوق مختلف آزادی چه در حوزهی سیاسی و چه در حوزههای فکر و اندیشه دارای تعریف و حدّ و مرز مشترکی است. علاّمهی جعفری به عنوان یکی از برجسته ترین چهره های فکری مسلمین در سالهای اخیر در کتب خود به تبیین مفهوم آزادی و ارایهی حدّ و مرزها و هدف غایی آزادی انسانها پرداخته است. در نهایت به این نتیجه میرسد که علامهی جعفری به اختصار بحث آزادی سیاسی را بیان کرده و بنیاد آزادی سیاسی را که تعیین سرنوشت آزادانه و اختیارمداری انسان و فقدان سلطهی غیر بر آدمی است مورد تأکید قرار داده است. آزادی سیاسی چیزی نیست جز اینکه انسان بر فعل و انفعالات جامعه، نظام سیاسی، حاکمیّت و حاکمان جامعه تأثیرگذار باشد. در واقع، آزادی سیاسی هنگامی مصداق مییابد که آدمی بتواند در نظام سیاسی و اجتماعی ای که در آن زندگی میکند، نقش آفرینی کند و در تعیین سرنوشت خود نقش داشته باشد. علاّمهی جعفری اولویّت آزادی بر هرگونه سلطه ای در این نوع از آزادی را به وضوح مطرح کرده است. در واقع اگر آدمی فاقد آزادی سیاسی باشد و نتواند در سازوکار سیاسی جامعهی خود دارای نقش باشد، نسبت به عملکرد خود نیز نمیتواند پاسخ گو و مسئول باشد. 6)اسماعیل جعفر پور (1387) پژوهشی تحت عنوان «سیری در اندیشه های سیاسی اجتماعی علاّمهی جعفری» انجام داده، وی به بررسي آرا و انديشههاي سياسي علاّمهی جعفري پرداخته و وجوه اهمّيت آن هم در بازشناسي هويّت پيشين و معرّفي آراي سياسي متفكّران مسلمان و عرضهی آنها به مراكز علمي و پژوهشي و هم در ماهيّت چنين نظريه هايي در دورهی معاصر توجّه داشته است. همچنین وی بیان می دارد که علاّمهی جعفري تأمّلات سياسي - اجتماعي خود را در مواجه با بحراني كه به دنياي مدرن روي آورده، انجام داده و در رهايي از آن به ارایهی الگوي «حيات معقول» روی آورده است كه ذات آن عاري از چنين بحرآنها مي باشد. در نتيجه گيري از بحث، نشان داده شده است كه چگونه دستگاه فكري و فلسفي و عرفاني و شناخت شناسانه ی علاّمه در مواجه با سؤال ها و دغدغه هاي فكري زمانه ميتواند نظم سياسي مطلوب و معقول را ترسيم كند و انسان را از حيات مادّي و بحر آنهاي ناشي از اعمال سياست هاي مادّي و حيواني و ماكياولي نجات داده، در زندگي معنوي و سياست معقول قرار دهد. 7) اختر غلامی (1387) پژوهشی تحت عنوان «انسان شناسی از دیدگاه علاّمهی جعفری» انجام داده و اشاره کرده که از ديدگاه علاّمهی جعفري، خداوند انسان را به طور مستقيم و دفعي از خاک آفريده است، و فرضيّه ی تکاملي داروين و ساير فرضيهها در اين مورد، از نظر علمي به اثبات نرسيده است. انسان موجودي است داراي دو ساحت مادّي و معنوي، که از ساحت معنوي او به نفس تعبير ميشود، و نفس، حقيقتي است که در بدو تولّد خود، مادّي است، ولي در جريان تکامل رو به تجرّد ميرود. بين نفس و بدن در حيات دنيوي انسان ارتباط و تعامل وجود دارد، و هدف از آفرينش انسان، تکامل يعني تقرب وجودي انسان به خداوند است. شرايط دستيابي به کمال هم عبارت است از خودشناسي و ايمان به خداوند و رسولان او؛ ايماني که زمينهساز اعمال شايسته ميشود. از سوي ديگر، انسان در نظام آفرينش از جايگاه ويژهاي برخوردار بوده، و داراي کرامت، يعني شرافت و عزّت ذاتي، و تواناييهاي وجودي است، که با تلاش ميتواند آنها را شکوفا نمايد. انسان خليفهی خدا ی تعالی بر روي زمين است و ملاک برتري انسانها نسبت به يکديگر نيز تقوا میباشد. همچنين انسان موجود عاقلي است و علاوه بر آن حق انتخاب و گزينش نيز دارد، و اختيار وي منافاتي با خالقيّت مطلق و ساير اوصاف خداوند ندارد؛ زيرا افعال او خارج از دايرهی علم الهي شکل نميگيرد. در وجود انسان نيرويي به نام وجدان هم هست، که به شکلهاي مختلف ظاهر ميشود. از سوي ديگر، انسان ميتواند به شيوهی خاصّي در زندگي دنيوي عمل کند؛ مانند دنياگرايي صرف و يا آخرتگرايي صرف، و يا جدا کردن حساب آخرت از دنيا و ارتباط نداشتن بين آن دو. امّا تنها شيوهاي که ميتواند سعادت دنيا و آخرت انسان را تضمين کند زندگي بر اساس حيات معقول است. حيات معقول يعني تنظيم کردن زندگي دنيوي انسان به شکلي که علاوه بر سعادت دنيوي، سعادت اخروي نيز تأمين شود. 8) مصطفی فرح بخش (1387) پژوهشی تحت عنوان «انسان و مفاهیم در دیدگاه علاّمه محمّد تقی جعفری» انجام داده و به این مسأله اشاره کرده که هر اندازه فاصله ی بین ناظر و جسم متحرّک زیادتر باشد، حرکت آن جسم کندتر مینماید. حقیقت این است که با اينكه سازندهی كشش زمان در كارگاه مغز ماست و ما ميتوانيم عبور طناب ممتدّ زمان را در درون خود احساس نموده و چگونگيِ شتاب و كنديِ آنرا به طور مستقيم دريافت كنيم، با اين حال، به ندرت اتّفاق ميافتد چنين توجّه عميقي به درون داشته و واقعيّت گذشت زمان را به خوبي دريابيم. در نهایت به این نتیجه رسیده که از دیدگاه علاّمه اساسيترين مختصّ حيات، تعديل و تصعيدِ خودمحوري به سود انسانمحوري است كه رو به كمال دارد. همانگونه كه ملاحظه ميشود، اشتراك با حيات ديگران و لزومِ تعديل و تصعيد، با لذّتجويي سازگار نميباشد. از آن هنگام که در دیدگاه نوع انسانی، حقیقتی به نام «قانون» نمودار شده، مفهوم «عدالت» نیز برای او مطرح گشته است، زيرا عدالت عبارت است از: رفتار مطابق قانون. اين تعريف كه به نظر ما يكي از جامعترين تعريفات براي عدالت است، ميتواند شامل همهی رفتارها و پديدههاي عادلانه باشد. گمان نميرود يك انسان عاقل پيدا شود و معناي قانون و عدالت و اهمّيتِ اساسيِ آن دو را درك كند، با اينحال عاشق عدالت نشود. عدالت است كه واقعيّت را از ضدّ واقعيّت تفكيك ميكند. عدالت است كه طعم حياتيِ قانون را مشخص میکند. 9) مرتضی یوسفی راد (1386) پژوهشی تحت عنوان «کنکاشی در فلسفهی سیاسی علاّمهی جعفری: فلسفه سیاسی حیات معقول» انجام داده که وی بیان میکند علاّمهی جعفری ضمن نقد و نفی فلسفه های مادّی، ضرورت داشتن نگرش فلسفی با جهت الهی برای حیات و زندگی را واضح و روشن میداند. به عقیده ی وی، باید در جامعه تعقّل همگانی ایجاد کرد تا همیشه همهی افراد جامعه، از افکار، اعمال و رفتارهای خود پرسش فلسفی داشته باشند و در عین حال بتوانند بدانها پاسخ معقول بدهند. فلسفه، اصلی ضروری برای زندگی بشر است. فلسفه، یعنی فکر، تأمّل، اندیشیدن، واین امر همهی شئون حیات آدمی و اصول زندگی انسان را در بر میگیرد. فلسفه به این معنی یک پیشرفت و حرکت در عمق و تحوّل، گردیدن وشدن است؛ چون به طرح سؤالات اساسی پرداخته و اهتمام به پاسخ آنها داشته؛ در حالی که علوم تجربی امروزی، حرکت در عرض و سطح دارند؛ امّا فلسفهی مبانی اصول عملی هر جامعه را شکل میدهد و با فرهنگ آن جامعه عجین شده است. علاّمهی جعفری در نظریّهی حیات معقول خود، آن را گردیدن، شدن وحرکت در رسیدن به هدف های والای انسانی میداند که با گذشتن از حیات طبیعی و حرکت در حیات معقول تا رسیدن به حدّ کامل آن به دست میآید. وی امکان دستیابی به چنین حیاتی را با اعمال سیاست، معقول میداند که مجموعا نظام سیاسی حیات معقول را تشکیل میدهند. نتیجه اینکه فلسفهی سیاسی علاّمهی جعفری، ترسیمگر زندگی مطلوب وحیات معقولی است که ناظر به دو بعد مادّی و معنوی انسان و نیازهای آن است. علاّمهی جعفری تفکّر سیاسی حاکم بر غرب را ناشی از نگرش مادّی از انسان و حاکمیّت سیاست مادّی و طبیعی حاکم بر جوامع غربی میداند که دنیای معاصر را دچار دردهای بیدرمان زیادی کرده است. وی نجات بشریّت را در شکوفاسازی عقول بشری و وجدان سلیم و فطرت پاک میداند که در ذاتّ انسان نهاده شده و انسان به واسطهی آنها امکان درک حقّ و باطل را مییابد و این به واسطه ی درک معارف حقّ از منابع عقل و وجدان و پیامبران عظّام و رسیدن انسان به واسطه ی مدیریت معقول به آزادی مسئولانه و انتخابگر و آگاهانه در درک بهتر(شایسته)ها و عمل بدانها حاصل میشود. 10) حسن مهدی فر(1381) پژوهشی تحت عنوان «حیات معقول از دیدگاه علاّمهی جعفری» انجام داده که به این مسأله اشاره کرده زندگی انسان و چگونگی و هست و بایدهای آن، همواره یكی از بزرگترین دغدغه های انسان شناسان، حكیمان و در راس همهی آنان پیامبران الهی و اوصیای آنان بوده و اصولاًً هدف از فرستادن پیامبران و انزال كتب، راهنمایی و ایصال انسان به زندگی والا و هدفی اعلا بوده است. ضرورت تفسیر و توجیه صحیح حیات انسانی و هماهنگ ساختن دو قلمرو زندگی انسان آن چنان كه هست و آن چنان كه باید باشد در تمامی شئون و ابعاد آن، همسان ضرورت وجود خودانسان است. لزوم عبور انسان از مرحلهی حیات طبیعی حیوانی به حیات اعلای انسانی و حركت به سوی هدف والای زندگی كه همانا رسیدن به جاذبه ی ربوبی و لقاءالله است، مقصود اصلی آفرینش انسان تلقی میگردد، در قرآن و سخنان معصومین علیه السلام خصوصاً نهج البلاغه، تفسیر و توجیه زندگی انسانی و ارایهی راهكارهای منطقی در جهت تحوّل و حركت تكاملی انسان و ورود وی به حیات طیّبه، به طور كاملاً بنیادین و اصیل، توضیح داده شده و مورد تأكید قرار گرفته است. از طرف دیگر، علاّمهی جعفری (ره) دارای دیدگاههای جامع، ارزشمند و نوین در موضوعات مختلف دینی، فلسفی، كلامی، فقهی و انسان شناسی است كه موضوع حیات معقول از جمله ابتكارات ایشان در جهت تفسیر صحیح حیات انسانی میباشد لذا جایگاه انسان به عنوان رهرو طریق حیات معقول، توصیف و راه های تكامل انسان در حیات تكاملی و معقول تبیین شده است در ادامه، انسان كامل از منظر حیات معقول و عرفان مثبت اسلامی كه مبتنی بر قرآن و نهج البلاغه است مورد توجّه قرار گرفته است. با توجّه به پژوهش های فوق ذکر برتری این طرح بر این است که ضمن بررسی شخصیّت و دیدگاههای علاّمهی جعفری، به طور اخص به بررسی دیدگاههای فقهی ایشان میپردازد. 1-1-5) اهداف کاربردی این پایان نامه میتواند برای دستگاه های زیر مورد استفاده قرار گیرد؛ دانشگاه ها مؤسّسات پژوهشی این قبیل دستگاه ها میتوانند برای آشنایی بیشتر از دیدگاههای علاّمهی جعفری استفاده کنند همچنین میتوانند در جهت گسترش تحقیق و پژوهش در این زمینه، از تحقیق مورد نظر استفاده نمایند. 1-1-6) روش تحقیق این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با رویکردی فقهی انجام میشود. 1-1-7) ابزار گردآوری داده ها مراجعه ی مستقيم به منابع كتابخانه اي و غيره (اعم از فارسي، انگليسي، عربي) استفاده از مجلّات و فصلنامه های پژوهشی، مقالات اینترنتی و سایر منابع موجود روزنامه ای و منابع اسنادی مي باشد. 1-1-8) سازماندهی تحقیق در این پژوهش در فصل اوّل کلّیات تحقیق و در فصل دوّم به بررسی زندگی نامه ی علاّمه و در فصل سوّم به بررسی آراء و اندیشه های علاّمه پرداختهایم و در فصل چهارم دیدگاههای فقهی علاّمه را مورد بررسی قرار داده ایم و در نهایت در فصل پنجم به نتیجه گیری پرداختهایم. 2- شناخت زندگی و شخصیّت استاد علاّمهی جعفریامروزه همهی اندیشمندان و صاحب نظران مسایل اجتماعی به این حقیقت تأکید دارند که از طریق بررسی نوع برخورد و کم و کیف بهره برداری مردم جوامع مختلف از سرمایه های مادّی و معنوی خود میتوان دور نمای آیندهی جوامع را از نظر پیشرفت و تعالی و یا انحطاط و عقب ماندگی به صورت بسیار دقیق پیش بینی کرد. بر این اساس، استفادهی مناسب از دست آوردهای فکری و فرهنگی اندیشمندان بزرگ و دانشمندان متعهّد، در دست یابی به اهداف اجتماعی و پیشرفت های لازم علمی و فرهنگی و نیز در مبارزه با پیش آمدهای ناگوار اجتماعی و غیره بسیار مفید و مؤثّر میباشد. از جمله ابعاد مؤثّر شخصیّت بزرگان عرصهی علم و اندیشه، شناخت شخصیّت، اخلاقیّات ، تفکّرات سیرهی زندگی آنهاست. این بخش از شخصیّت انسانهای برجسته، به ویژه از نظر آموزشی و تربیّتی در همهی اقشار به ویژه قشرهای جوان بسیار مؤثّر است. در این بخش، سعی در شناخت شخصیّت علاّمهی جعفری و ویژگی های شخصیّتی آن داریم، ضمن اینکه تلاش میشود نگاهی به دوره های مختلف زندگی پربار علمی علاّمه و بررسی بعضی از ویژگی های سازندهی شخصیّت آن داشته باشیم. 2-1) زندگی نامه ی علاّمهی جعفری استاد علاّمهی جعفری به سال 1302 خورشیدی[1] در یکی از خانواده های متدیّن شهر تبریز متولّد شد. کودکی خویش را در پناه پدری راستگو و مادری سیّده و پاکدامن آغاز کرد. پدر علاّمه جعفری، حاج کریم جعفری، تحصیلاتی نداشت و نانوا بود امّا حافظه ای غیر عادّی داشت و اغلب سخنان وعّاظ شهر را جمله به جمله بیان میکرد، خود علاّمه میگوید: «پدرم درس نخوانده بود امّا حافظهی غیر عادّی داشت و اغلب سخنان وعّاظ شهر را جمله به جمله بیان میکرد. بعدها ما به عظمت پدرمان پی بردیم. او روحیه ی بسیار بالایی داشت و آدم رقیق القلبی بود. شغلش نانوایی بود و بدون وضو دست به خمیر و نان نمیزد»(فاضلی، 1378، ص45). امّا مادر ایشان از سادات علوى یکى از خاندان بزرگ تبریز به شمار مىآمد، با سواد بود و نخستین بار قرآن را به استاد جعفری آموخت. امّا متأسفانه در سن سی و دو سالگی (درسال 1321ش) ازدنیا رفت. علاّمه در این زمینه میگوید: «مادرم از سادات علوی و از خاندان بزرگ تبریز به شمار می آمد. مادرم بر خلاف پدرم با سواد بود و جوان هم از دنیا رفت و به هنگام مرگ سی دو سال داشت و نخستین بار او قرآن را به من یاد داد. حتّی یادم میآید وقتی با او به مشهد رفتیم، در طول راه قرآن میخواند و میان راه که برای استراحت و نماز توقّف کردیم، فرزندانش را دورش جمع کرد و یک سورهی قرآن به ما تعلیم داد» ( سفری، 1377، ص21). جوادی میگوید: «مادر علاّمه از خاندان بزرگ و محترم تبریز بود. پدر ایشان مرحوم «ربیع حکیم» طبیب بود و مرحوم حاج کریم جعفری پدر علاّمه در روزگار جوانی نزد میر ربیع حکیم کار میکرد»( جوادی، 1378، ص 9). علاّمه در آغازین سالهای حیات حدود شش سالگی به مدرسه رفت و تحصیلات ابتدایى را در دبستان اعتماد آغاز کرد و چون 1) در مقدمه کتاب اخلاق و مذهب نوشته محمّد تقی جعفری، توسط انتشارات تشیع، تاریخ تولّد ایشان 1302 هـ.ش ذکر شده و در جمله کلام اسلامی ش 28، این تاریخ 1303هـ.ش ذکر شده است. همچنین در کتاب تاریخ حکما و عرفا ی متأخرین صدرالمتألهین زمان تولد وی 1302هـ.ش قید شده است که به احتمال زیاد همان 1302هـ.ش صحت بیش تری دارد. جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید |