مرجع ترجمه و نشر علوم مهندسی صنایع شامل مقالات ترجمه شده و فارسی، کتاب‌ها، نرم‌افزارها، پاورپوینت، پرسشنامه‌های استاندارد، معرفی کتاب‌های مدیریت و مهندسی صنایع، ...
مقاله32-ارزيابي كيفيت خدمات ارائه شده توسط شركت سهامي بيمه ايران 70 ص مقاله32-ارزيابي كيفيت خدمات
ساعت | بازدید : 281 | نویسنده : فایل کده | ( نظرات )
مقاله32-ارزيابي كيفيت خدمات ارائه شده توسط شركت سهامي بيمه ايران  70 ص

مقاله32-ارزيابي كيفيت خدمات ارائه شده توسط شركت سهامي بيمه ايران 70 ص

-1- مقدمه

مطالعاتي كه در رابطه با علل موفقيت سازمانها بعمل آمده است. حاكي از آن است كه كيفيت انتظارات بيشتري از خدمت در اين سازمانها ،به مثابه يك موضوع مهم مطرح بوده و تمامي فعاليتهاي سازمان در جهت تأمين آن هماهنگ مي شود. مشتريان عامل حياتي هر تجارتي هستند و كيفيت خدمات مي تواند مشتريان را راضي و آنها را حفظ كند.

از سوي ديگر، امروزه تنها سازمانهايي در عرصه رقابت از موقعيت مناسب برخوردارند كه محور اصلي فعاليت موسسه خود را تأمين خواسته هاي مشتريان و ارضاي نيازهاي آنان با حداقل قيمت و حداكثر كيفيت قرار داده اند.

با توجه به افزايش نقش سازمانهاي خدماتي در عرصه هاي اقتصادي و اهميت كيفيت در عرصه هاي رقابت داخلي و بين‌المللي و موضوع كيفيت خدمات از ديدگاه مشتريان را انتخاب نموده‌ام.

 

 

 

2-1- بيان مسأله

با توجه به اينكه مردم به طور روزافزون با فرهنگ بيمه اي آشنا مي‌شوند و از طرفي خبر حوادث فراوان كه به طور روزمره در نقاط مختلف كشور به گوششان مي رسد موجبات تمايل آنها را به اخذ پوشش بيمه اي فراهم مي نمايد. در نتيجه به طور روزمره به حجم كارهاي بيمه ايران افزوده مي شود. و از طرفي به علت دولتي بودن مجوز براي استخدام نيروهاي جديد وجود ندارد. بدين ترتيب روز به روز نيروهاي موجود در شركت با حجم بيشتري از كار روبرو مي شوند و در نتيجه بتدريج خسته و فرسوده مي شوند. به علت دولتي بودن مجوز پرداخت دستمزد و ايجاد رفاه بيشتر را نيز ندارد و در نتيجه بي انگيزگي كاركنان بيشتر مي شود و نمي توانند خدمات با كيفيت به مشتريان خود عرضه كنند. كارمنداني كه داراي شرايط فوق باشند. در برخورد با ارباب رجوع خوشرو و با انگيزه نمي باشند.

بدين ترتيب در زمان بروز خسارت نيز پذيراي مشتري نبوده و عدم پاسخگوئي و يا جواب نامعتبر موجب رفت و آمدهاي مكرر مشتريان را فراهم نموده و در نتيجه حتي اگر خسارت نيز پرداخت شود موجب رضايتمندي مشتري نخواهد شد.

همانطور كه مي دانيم اگر مشتري در يك رشته بيمه اي از بيمه گر خود ناراضي شود. كل پرتفوي خود را به ساير شركتهاي بيمه منتقل خواهد نمود. در نتيجه چنانچه مشتري كه درواقع عامل بقاي شركتهاي بيمه هستند از آنها رويگردان شوند. زمينه را جهت اضمحلال و نابودي آنها فراهم ميگرداند.

3-1- هدف

1-3-1- الف هدف اصلي:

ارزيابي كيفيت خدمات ارائه شده توسط شركت سهامي بيمه ايران – شعبه مطهري از ديدگاه مشتريان.

1-3-1- ب اهداف فرعي:

آشنايي با تاريخچه صنعت بيمه در جهان

آشنايي با تاريخچه صنعت بيمه در ايران

آشنايي با ساختار شركت سهامي بيمه ايران

بررسي مدل هاي ارزيابي كفيت خدمات

انتخاب مدل و شاخصهاي مرتبط

آگاهي شركت بيمه ايران از نواقص خدمات ارائه شده و اقدام درجهت رفع آن

شناسايي و اولويت بندي عوامل مؤثر بر كيفيت خدمات از ديدگاه مشتريان.

1-3-1- پ هدف كاربردي:

استفاده از نتايج تحقيق در رابطه با عوامل موثر بر كيفيت خدمات در ساير شركتهاي بيمه دولتي و خصوصي.

4-1- اهميت و ضرورت انجام تحقيق

بيمه ايران قديميترين و با سابقه‌ترين شركت بيمه در ايران است. با توجه به پيدايش شركتهاي بيمه خصوصي و افزايش رقابت بين شركتهاي بيمه و خارج شدن بازار تقريباً انحصاري بيمه از دست شركتهاي بيمه دولتي و در رأس آن شركت بيمه ايران ، افزايش كيفيت خدمات ارائه شده توسط بيمه ايران براي بقا در صحنة رقابت ضروري است. چون همانطور كه مي دانيم رابطه مستقيم بين كيفيت خدمات و موفقيتهاي سازماني وجود دارد.

5-1- سؤالات تحقيق

1-5-1- سوال اصلي تحقيق: ارزيابي كيفيت خدمات بيمه ايران – شعبه مطهري از ديدگاه مشتريان چگونه است؟

2-5-1- سوالات فرعي تحقيق:

- آيا ملموسها بر كيفيت خدمات تأثير دارد؟

- آيا ميزان اعتماد بر كيفيت خدمات تأثير دارد؟

- آيا ميزان پاسخگويي بر كيفيت خدمات تأثير دارد؟

- آيا اطمينان بر كيفيت خدمات ارائه شده توسط بيمه ايران تأثير دارد؟

- آيا دلسوزي بر كيفيت خدمات ارائه شده توسط بيمه ايران تأثير دارد؟

6-1- فرضيه هاي تحقيق

- بين ملموسها و كيفيت خدمات ارائه شده توسط بيمه ايران رابطه وجود دارد.

- بين اعتماد و كيفيت خدمات ارائه شده توسط بيمه ايران رابطه وجود دارد.

- بين پاسخگوئي و كيفيت خدمات ارائه شده توسط بيمه ايران رابطه وجود دارد.

- بين اطمينان و كيفيت خدمات ارائه شده توسط بيمه ايران رابطه وجود دارد.

- بين دلسوزي و كيفيت خدمات ارائه شده توسط بيمه ايران رابطه وجود دارد.

7-1- متغيرهاي تحقيق:

- ملموسها

- اعتماد

- پاسخگوئي

- اطمينان

- دلسوزي

 

8-1- واژگان تخصصي:

مشتري : شخصي حقيقي يا حقوقي كه به نوعي با سازمان ارتباط دارد. و از كالا و خدمات آن بهره مند مي گردد. در اين تحقيق مشتريان بيمه ايران – شعبه مطهري مورد نظر مي باشند.

كيفيت: كيفيت كالا، توانايي و قابليت كالا در انجام وظايف محوله را نشان مي دهد.

كيفيت ويژگي هايي نظير دوام ، قابليت اعتماد، دقت، سهولت استفاده، تغييرپذيري آسان و ساير صفات ارزشمند را در برمي گيرد. (الواني، 1382)

بيمه: مادة 1 قانون بيمه مصوب 7/2/1316 قرارداد بيمه را اين گونه تعريف ميكند: بيمه عقدي است كه به موجب آن يك طرف تعهد مي كند و در ازاي پرداخت وجه يا وجوهي از طرف ديگر در صورت وقوع يا بروز حادثه، خسارت وارده بر او را جبران كند يا وجه معيني را بپردازند. (نعامي، 1384)

 

9-1- محدوديتهاي تحقيق

1- عدم همكاري مطلوب پرسنل بيمه ايران در توزيع پرسشنامه‌ها ميان مشتريان.

2- عدم تمايل اغلب مشتريان به تكميل با حوصله و دقيق پرسشنامه‌هاي توزيع شده.

 

1-2- پيشينه

1-1-2- واژة بيمه:

واة بيمه كلمه پارسي قديم است در مسالك و ممالك تأليف ابواسحق ابراهيم اصطخري در ذكر و يار طبرستان و ديلم ازشهر بيمه ياد مي‌كند كه در آن حدود هيچ جايي سردتر از بيمه نيست.

بيمه (bime) : اطمينان در مقابل مخاطره ايكه محتمل الوقوع باشد. (فرهنگ نفيسي)

بيمه: عملي است كه اشخاص با پرداخت پولي مسئوليت كالا يا سرمايه يا جان خود را بعهده ديگري مي گذارند و بيمه كننده در هنگام زيان بايد مقدار زيان را بپردازد. (فرهنگستان ايران)

بيمه: (اردو و هند= بيمار ضمانت) عملي است كه اشخاص با پرداخت وجهي قرارداد منعقد كنند كه در صورتيكه موضوع بيمه گذاشته بنحوي از انحاد در مخاطره افتد. شركت بيمه از عهده خسارت برآيد. بيمه شامل موارد ذيل مي شود : بيمه عمر و بيمه اعضاي بدن ، بيمه سرقت و غيره.

مادة 1 قانون بيمه مصوب 7/2/1316 قرارداد بيمه را اين گونه تعريف مي كند: بيمه عقدي است كه به موجب آن يك طرف تعهد مي‌كند در ازاي پرداخت وجه يا وجوهي از طرف ديگر در صورت وقوع يا بروز حادثه و خسارت وارده بر او را جبران نموده يا وجه معيني بپردازد (آجري، 1382).

 

2-1-2- تاريخچة بيمه در جهان

اولين قرارداد بيمه اي كه به وجود آن پي برده اند. قرارداد بيمه حمل و نقل است كه به سال 1347 ميلادي در شهر ژن ايتاليا منعقد شده است . بنابراين شايد شروع فعاليت بيمه اي به معني امروزي آن قرن چهاردهم ميلادي باشد.

پيدايش بيمه در قرن چهاردهم و يا احتمالاً يك قرن قبل از آن به اين معني نيست كه قبلاً بشر درصدد يافتن وسيله اي براي مقابله با آثار و حوادث نبوده است.

آن طور كه از تالمود نقل كرده اند در قرون قديم بين دريانوردان حاشيه خليج فارس مرسم بوده است كه هر گاه در كارواني يكي از حيوانات بار بر مي ميرد و حيوان ديگري به هزينه افراد كاروان تهيه مي شود تا صاحب آن به تنهايي زيان وارده را تحمل نكند.

در يونان قديم موسساتي دولتي نظير سازمانهايي بيمه اجتماعي يا مددكاري وجود داشته كه به كمك درماندگان مي شتافته است و از جمله تأمين زندگاني افراد كهنسال از كار افتاده را به عهده داشته است در روم قديم نيز نمونه ايي از مستمري مادام العمر وجود داشته است.

بديهي است محاسبات حق بيمه در اين نوع عمليات كه با بيمه امروزي به هر حال شباهتي دارد مبتني بر آماده درستي نبود و به خصوص در مورد مستمري مادام العمر از جدول مرگ و مير حساب شده اي استفاده نمي شد. (بقاي ، 1384، ص 10)

1-3-1-2- پيدايش بيمه دريايي

بيمه به معناي امروزي ابتدا در زمينه حمل و نقل روع شد و گويا يك نوع معامله اعتباري كه در قرون وسطي مرسوم بود، موجب پيدايش بيمه باربري شده است. بعضي سرمايه داران و صرافان به صاحبان كشتي و بازرگاناني كه قصد خريد كالا و حمل آن از طريق دريا را داشتند نوعي وام به نام حوادث دريا پرداخت مي كردند.

در قرارداد اين وام ، وام گيرنده متعهد مي شود در صورتي كه كشتي يا كالا سالم به مقصد برسد علاوه بر اصل وام مبلغ قابل توجهي اضافه بر آن پرداخت كند و اگر كشتي يا كالا در دريا غرق شود وام گيرنده از بازپرداخت وام معاف باشد مبلغي كه وام گيرنده پس از رسيدن كشتي يا كالا به مقصد علاوه ب اصل وام مي پرداخت ، خيلي بيش از بهره متناسب با ميزان وام و مدت آن بودو مي توان گفت كه بخشي از اين مبلغ بهره وام و ديگري حق بيمه اي بود براي خطر غرق كشتي يا كالا كه خسارت آن با اين قرارداد متوجه وام دهنده مي شد. منتهي با اين تفاوت كه در بيمه امروزي حق بيمه قبلاً دريافت مي شود. ولي در اين نوع معامله حق بيمه پس از انقضا خطر و به شرط سالم رسيدن موضوع معامله دريافت مي شد. به قول دمستن خطيب يوناني اينگونه معامله در قرن دوازدهم در يونان و روم وجود داشته است و به قول «پي ش» به علت ناامني درياها و ركود روابط تجارتي بين كشورها مدتها متروك بوده است.

اين روابط اعتباري در قرون سيزدهم در اروپا رواج فراوان داشت تا اينكه در سال 1324 ميلادي «پاپ گرگوارنهم» كليه معاملات رباخواري و از جمله نوع مورد بحث را ممنوع ساخت. اما اين ممنوعيت چيزي از رواج آن نكاست: زيرا سرمايه داران و صرافان ضمن از امر پاپ با تغيي مختصري در ماهيت معامله توانستند بكار خود ادامه دهند. به اين ترتيب كه توافق كردند بابت وام بهره اي پرداخت نشود. اما از اين بابت كه درصورت از بين رفتن كالايي كه از محل وام خريداري مي‌شود بازرگان اصل وام را مسترد نخواهد كرد. به عبارت ديگر خسارت وارد به بازرگانان در صورت غرق يا سرقت و نظاير آن به عهده وام دهنده است. بنابراين بازرگان بايد در مقابل اين تعهد وجهي بپردازد كه از لحاظ مقدار معادل همان بهره است. ولي عنوان بهره را ندارد و بنابراين بازرگان بايد در مقابل اين تعهد وجهي بپردازد كه از لحاظ مقدار معادل همان بهره است. ولي عنوان بهره را ندارد و بنابراين علاوه بر رابطه وام بدون بهره رابطه ديگري بين طرفين برقرار شد كه قابل مقايسه با بيمه امروزي است يعني تعهد تقبل خسارت احتمالي در مقابل حق بيمه اين نوع قراردادها ابتدا در فلورانس و بعد در ژن سپس در ساير نقاط اروپا رواج پيدا كرد و به همين ترتيب بيمه باربري و دريايي به وجود آمد. اما از نظر نبايد دور داشت كه هنوز محاسبات حق بيمه بر اساس آمار و مبتني بر تجربه كافي نبوده و معمولاً حق بيمه ها با اهميت خطرهاي بيمه شده تناسب نداشت و هنوز بيمه را با قمار و شرط بندي مقايسه مي كردند . به همين جهت در هلند به موجب فرماني به تاريخ 1567 بيمه ممنوع شده و البته اين ممنوعيت بيش از سه سال دوام نداشت. (نعامي، 1384، ص 12)

2-2-1-2- پيدايش بيمه آتش سوزي

بعدها در همان بيمة نامه هاي دريايي بيمه گر متعهد گرديد ضمناً خساراتي را كه پس از رسيدن كالا به بندر مقصد و در حمل و نقل زميني واقع مي شود جبران كند. در انگلستان بيمه گران ضمن صدور بيمه نامه‌هايي دريايي تعهد پرداخت وجهي را در صورت غرق كشتي و فوت ملوانان قبول كردند به اين ترتيب بيمه هاي غير دريايي معمول شد و اين بيمه هاي اخير توسط همان بيمه گراني كه بيمه اي دريايي را عمل كردند متداول گرديد.

از جمله بيمه هايي كه در قرن هفدهم توسعه يافت. بيمه در مقابل خطر آتش سوزي بود. درانگلستان آتش سوزي بزرگ سال 1466 لندن كه 90 كليسا و 13000 خانه را بكلي مفهوم ساخت مومجب رواج سريع بيمه آتش سوزي شد. در سال 1677 سازماني به نام فايرافيس و در سال 1684 يك شركت بيمه به نام فرندلي سويسي تشكيل گرديد و درسال 1694 اولين موسسه بيمه بر اساس شركتهاي تعاوني شروع به كار كرد. بعهد در قهوه خانه ادوارد ولويه سازماني در لندن به وجود آمد كه به نام خود او معروف شد. در اين سازمان تعداد زيادي بيمه گر به معاملات بيمه اي مي پردازند. در آلمان اولين شركت بيمه آتش سوزي در سال 1677 در هامبورگ تشكيل گرديد و پس از آن در دانمارك و بلژيك موسساتي براي اين نوع بيمه به وجود آمد در فرانسه اولين موسسه بيمه آتش سوزي به شكل تعاوني در سال 1750 تشكيل گرديد و اولين كمپاني بيمه در سال 1786 تشكيل يافت. (نعامي، 1384، ص‌13).

 

3-1-2- تاريخچه بيمه در ايران:

بيمه به مفهوم امروزي آن در ايران سابقه چنداني ندارد. در حدود سال 1280 هجري شمسي موسسه روسي به نام ناوژدا و كافكازكوري در ايران شرع به كار كردند كه پس از انقلاب بلژيكي تعطيل شدند . بعد از آن شركت بيمه انگليسي آليانس نمايندگي خود را در ايران تأسيس كرد و شركتهاي ديگر انگليسي و آلماني و سوئيسي در ايران شروع به فعاليت نموده اند . بعدها شركت بيمه دولتي شوروي بنام «اينگ تراخ» نيز در ايران شعبه اي تأسيس كرد و تعداد اين شركتها بتدريج افزايش يافت.

فعاليت شركتهاي بيمه خارجي در ايران كه در بدو امر مفيد به نظر مي رسيد. به صورتي درآمده بود كه براي اقتصاد ملي به جاي نفع، زيان آور بود. از يك طرف اين شركتها با استفاده از عدم اطلاع بيمه گذاران در مقابل پوششهاي محدود حق بيمه كلاني مطالبه و دريافت مي كردند و به بهانه هاي گوناگون از پرداخت خسارت سرباز مي زدند و از طرف ديگر سالانه مقدار قابل توجهي ارز به صورت حق بيمه از كشور خارج مي نمودند.



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دانلود فایل پکیج وردهای درباره بازارشناسی دانلود فایل پکیج وردهای درباره بازارشناسی تعداد صفحات :
ساعت | بازدید : 134 | نویسنده : فایل کده | ( نظرات )
دانلود فایل پکیج وردهای درباره بازارشناسی

دانلود فایل پکیج وردهای درباره بازارشناسی

تعداد صفحات : 110 صفحه
فرمت فایل ها : Word
 
 
 
 
بازارشناسی چیست؟...بازاریابی چیست؟

 

 

بازارشناسی علمی جدید در زمینه شناخت ویژگی‌ها و مختصات جغرافیایی، اقلیمی، جمعیتی، فرهنگی، بهداشتی، اقتصادی، ارتباطی، سیاسی و نظامی کشورهای مختلف است که به تجار و بازرگانان امکان بررسی ابعاد مختلف یک منطقه را برای ایجاد روابط اقتصادی می‌دهد.از منظرمدیریت بازرگانی بازارشناسی یعنی انجام تحقیقات بازاریابی برای شناخت نظام بازار و نظام صادرات قبل از هرگونه انجام عملیات صادراتیجای دیگر گفته شده است :بازارشناسی یعنی تحقیقات بازاریابی و بررسی‌های بازارها

 

 

 

 

 

با توجه به تفاوت بین خواسته‌ها و تمایلات مشتریان و همچنین ویژگی‌های فرهنگی، اقتصادی، جغرافیایی و... آن‌ها، دیگر نمی‌توان تمام‌شان را با یك چشم نگریست و مجبوریم برای هر بازار متناسب با ویژگی‌ها و خصوصیات خودش عمل كنیم.

به عبارتی بازارهای مختلف، نسخه‌های متفاوتی را طلب می‌كند. این شركت‌ها هستند كه باید خودشان را با مشتریان هماهنگ كنند و پاسخ باب میل ایشان آن هم خوب‌تر و موثرتر از رقبا به آن‌ها بدهند.

برای توفیق در بازارهای رقابتی ابتدا باید مشتریان را شناخت. بازارشناسی لازمهء توفیق در بازار است. بازاریابان و فروشندگان مجرب قبل از هر اقدامی ابتدا برای بازارشناسی هزینه می‌كنند. آن‌ها نیك می‌دانند كه هزینه‌های شناخت بازار در واقع سرمایه‌گذاری است و از زیان‌های فراوان تصمیمات بدون شناخت جلوگیری می‌كند.

دیگر دوران تصمیم‌گیری براساس حدس و گمان پایان یافته است. یاد بگیریم كه حدسیات سازمان نیافتهء خودمان را به جای تحقیقات سازمان یافته از بازار نگذاریم.

مشتریان آگاه عصر ارتباطات نیاز به قیم فكری ندارند. آن‌ها از شما انتظار دارند كه به نزد ایشان بروید و با مطالعهء رفتار و كردار آن‌ها و شناخت خواسته‌های ایشان پاسخ مناسب به دستورات آن‌ها بدهید. در غیر این صورت شما را حذف می‌كنند.

در سالیان گذشته چون عمدتا بنگاه‌های اقتصادی در فضای انحصاری فعالیت كرده‌اند، ساختارهای فكری وعملكردی‌شان نیز بر آن اساس شكل گرفته بود.

اما واقعیت این است كه گذشت آن زمانی كه آن‌سان گذشت، باید شناخت از مشتری، مقدمهء تمام تصمیمات شما در شرایط رقابتی باشد.

شركت‌های موفق‌كشورهای پیشرو از این مسیر حركت كرده‌اند تا به مقاصد زیبای كسب و كار رسیده‌اند. به نظر شما چرا بازار چادر مشكی ایران سالیان سال است كه در دست شركت‌های ژاپنی است؟ آیا غیر از این است كه شناخت از فرهنگ و مذهب ایرانیان، آن‌ها را در فكر بهره‌برداری مناسب از این بازار انداخته است: همچنین است تولید پلوپز، مهر، تسبیح و... توسط كشورهای ژاپن، چین و... را مورد عنایت قرار دهید.

فرهنگ و مذهب و سایر خصوصیات و ویژگی‌های مشتریان را بشناسید، به آن‌ها احترام بگذارید، قرار نیست ما معلم فرهنگی ایشان باشیم و قرار نیست فرهنگ آن‌ها را بپذیریم.

اما لازم است به باورها و كردارهای آن‌ها احترام بگذاریم تا موفق شویم پس قبل از هر كاری برای بازارشناسی برنامه داشته باشید و برنامه‌هایتان را با بهترین نحو اجرا كنید.



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مقاله31-مديريت آموزشي مبتني بر سيستم 208 ص مقاله31-مديريت آموزشي مبتني بر سيستم 208 ص بخش اول م
ساعت | بازدید : 146 | نویسنده : فایل کده | ( نظرات )
مقاله31-مديريت آموزشي مبتني بر سيستم 208 ص

مقاله31-مديريت آموزشي مبتني بر سيستم 208 ص

بخش اول


مقدمه:

در جهان امروز توسعه هدف اصلي جوامع و از مهمترين سياستگذاري‌هاي دولت‌ها محسوب ميگردد. بديهي است که توفيق جوامع در زمينه‌هاي فرهنگي، سياسي، و اقتصادي در گرو برخورداي از يک نظام آموزشي منسجم و پوياست و مديريت موثر نقش اساسي در هدايت نظام آموزشي در نيل به اهداف توسعه بر عهده دارد.

از زمان تشکيل آموزش و پرورش، به صورت رسمي‌در کشورها حدود يک قرن مي‌گذرد در خلال اين مدت نظام آموزشي در اثر تحولاتي که در سطح جامعه رخ داده است ازجهات گوناگون وسعت و گستردگي پيدا کرده است و اين امر اهداف، وظايف و مسئوليت‌هاي آن را پيچيده تر و اداره امور را به مراتب دشوارتر نموده است.

رسالت اساسي آموزشي و پرورش تربيت انسان سالم و سازنده است براين اساس مديران فقط بازگوکننده بخشنامه‌ها ومجري آئين نامه‌ها وناظر بر اجراي برنامه‌ها‌ي رسمي‌ نيستند بلکه وظيفه دارند فعاليت‌هاي مدرسه را در جهت اهداف متعالي تربيت، سازندگي دانش آموزان و در نهايت موفقيت جامعه هدايت نمايند.

پس، مديران آموزشي حال و آينده موظف هستند که با تعاريف و کارکردهاي مديريت، نظريه‌ها و تئوريهاي مديريت، راه، روش و اصول جديد مديريت (سازمان‌هاي يادگيرنده، مديريت مشارکتي، مديريت خلاق، مديريت دانش، مديريت کيفيت فراگير آشنايي کامل داشته باشند تا بتوانند محيطي دلپذير و رضايت بخشي براي فعاليت پرسنل فراهم آورند.)

به اميد آنکه مديريت آموزش و پرورش، امري عادي و مرسوم تلقي نشود و مديران آموزشي در چارچوب صرف اعمال ضوابط، بايدها و اتکاء به قدرت رسمي، محبوس ومحدود نگردد، بلکه بيش از آن، زمينه براي ايجاد و توسعه روابط انساني به ويژه مديريت آموزشي فراهم گردد.


نوع تحقيق:

روش کتابخانه اي

روش‌هاي کتابخانه اي در تمامي‌تحقيقات علمي‌مورد استفاده قرار مي‌گيرد، ولي در بعضي از آن‌ها در بخشي از فرآيند تحقيق از اين روش استفاده مي‌شود و در بعضي از آن‌ها مانند اين تحقيق، موضوع تحقيق از حيث روش، ماهيتا کتابخانه اي است و از آغاز تا انتها متکي بر يافته‌هاي تحقيق کتابخانه اي است.

در مهارت تحقيق کتابخانه اي، آشنايي با نحوه استفاده از کتابخانه است؛ يعني ما بايد از روش‌هاي کتابداري، نحوه استفاده از برگه دان و ثبت مشخصات کتاب، نحوه‌ي جستجوي کتاب در کتابخانه و نيز رايانه‌هاي آن مقررات بهره برداري و سفارش کتاب ونظاير آن اطلاع حاصل نماييم.

براي اين کار لازم است با مطالعه منابع مربوط و نيز استفاده از تجارت ديگران و همچنين راهنمايي کتابداران کتابخانه‌ها مهارت لازم را به دست آورند.

شيوه‌ي جستجوي کتاب يا منبع مورد نياز در کتابخانه است. براي اين کار معمولا کتابخانه ها، برگه دان‌ها يا کارتهاي ويژه‌اي در اختيار دارند که به سه شکل تنظيم شده است: 1. بر اساس عنوان کتاب، 2. براساس موضوع، 3. بر اساس نام مولف

همچنين اين اطلاعات در رايانه‌هاي کتابخانه‌ها ذخيره سازي شده که مراجعان مي‌توانند آن‌ها را بازيابي کنند. بنابراين، ما مي‌توانيم با استفاده از اين شکل‌ها کتاب يا ديگر منابع مورد نظر را در برگه دان‌ها بياييم و شماره ثبت کتاب را که معمولا در گوشه بالا و سمت چپ کارت يا برگه براي کتب لاتين و در سمت راست آن براي کتب فارسي نوشته شده است روي کاغذ يا فرم ويژه ياد داشت کند و به کتابدار تحويل دهد.

هر کتابخانه آيين نامه و مقررات خاصي دارد و محقق بايد به مفاد اين آيين نامه که معمولا از روي ديوار جعبه اعلانات نصب شده ، يا نزد کتابدار است، آشنا شود و مطابق آن به عضويت کتابخانه در آيد يا از آن بهره برداري کند.

کتابداران ماموريت راهنمايي متقاضيان و نيز تامين خدمات مورد نياز را دارند و ما در هر زمان مي‌توانيم از راهنمايي و مساعدت آن‌ها بهره مند شويم.

در کتابخانه‌ها به طور کلي دو دسته منبع وجود دارد: اول ، منابعي که به امانت داده مي‌شود و ما مي‌توانيم مطابق مقررات کتابخانه آن‌ها را به امانت ببريم؛ دوم، منابعي که به امانت داده نمي‌شود و ما صرفا مجاز هستيم ‌در محل کتابخانه از آن‌ها استفاده کنيم. اين منابع عبارتند از : فرهنگ ها، کتابهاي مرجع، اطلس ها، مجلات، آرشيوها، برخي اسناد و مدارک.

کتابخانه‌ها از حيث دسترسي ما به منابع به سه گروه تقسيم مي‌شوند: 1. کتابخانه‌هاي باز، که در آن‌ها ما مي‌توانيم آزادانه بين قفسه رفت و آمد کرده، کتابها را مورد وارسي قرار دهيم و کتاب مورد نظر خود را انتخاب کنيم. 2. کتابخانه‌هاي بسته، که در آن‌ها ما امکان دسترسي به منابع را به طور مستقيم نداريم بايد کليه تقاضاهاي خود را به کتابدار تحويل دهيم. 3. کتابخانه‌هاي نيمه باز، که در آن‌ها بخشي از منابع مستقيما در دسترس ما قرار دارد (بخش جرايد، مرجع و ...) و بخشي ديگر در اختيار کتابداران است.

انواع سند

در مطالعات کتابخانه اي اسناد گوناگوني مورد استفاده قرار مي‌گيرد، اعم از آن که تحقيق به روش کتابخانه اي انجام شود ويا اينکه بخشي از فرآيند تحقيق را مطالعات کتابخانه اي تشکيل دهد.

اسناد عمده در مطالعات کتابخانه اي عبارتند از : کتاب، ميکروفيلم، ميکروفيش، ديسکها، ديسک‌هاي رايانه اي، بانک‌هاي اطلاعاتي، مقاله‌ها و مجله ها، اسناد اصل، اسناد دولتي، نشريه‌هاي رسمي‌دولتي، اسناد شخصي و خصوصي، مطبوعات، آمارنامه‌، اسناد صوتي و تصويري و ...

ابزار گردآوري اطلاعات درروش کتابخانه اي

اين ابزارها بسته به نوع سند و هدف ما از گردآوري اطلاعات و نوع آن متفاوت است. عمده ترين ابزاري که در تحقيق کتابخانه اي براي جمع‌آوري اطلاعات از آن استفاده مي‌شود عبارتند از : فيش، جدول و فرم، پرسشنامه استخراج اطلاعات، نقشه و کروکي.

فيش

ابزاري است از جنس کاغذ يا مقوا که ما بخشي از يک متن مورد مطالعه را که در رابطه مساله تحقيق خود مي‌يابيم، روي آن ثبت نموده يا الصاق مي‌نماييم.

فيش‌ها انواع گوناگوني دارند؛ يعني بر اساس سطح اطلاعات مربوط يا موضوع و نيز حجم مطلب انتخاب شده از متن متفاوتند.

متن مورد استفاده براي ثبت در فيش ممکن است عين مطلب و به صورت نقل قول مستقيم يا برداشت ما از مطلب و به صورت نقل قول غير مستقيم يا ترجمه از متن به زبان ديگري باشد، يا همچنين ممکن است چکيده مطالب مورد مطالعه ، مشاهده، ثبت و ضبط مطالب به دست آمده باشد . در هر فيش ثبت اطلاعات چند بخش وجود د ارد که عبارتند از:

  1. بخش اطلاعات مربوط به منبع يا اثري که اطلاعات از آن گرفته مي‌شود شامل نام اثر، نام نويسنده و مترجم، مشخصات اثر از قبيل نام ناشر، شماره چاپ، زمان نشو و ... براي صرفه جويي در اين امر ما مي‌توانيم بر اساس کتابشناسي اوليه که براي تحقيق خود انجام داده به هر يک از منابع مربوط کد مخصوصي اختصاصي دهيم. سپس درهنگام فيش برداري از منابع به درج شماره کد بر روي فيش اکتفا کنيم.
  2. بخش اطلاعات درباره موضوع مورد مطالعه و متن ثبت شده در فيش. اين اطلاعات شامل عام و کلي و فرعي بودن مطلب، موضوعات جانبي ، نوع مطلب شامل نقل، ترجمه ، تلخيص و غيره.
  3. بخش اطلاعات در مورد فيش ، اين اطلاعات درباره خود فيش است، شامل کد فيش يا شماره مسلسل، کد فيش‌هاي مکمل، تاريخ فيش برداري و نام فيش‌نويسان.
  4. بخش ثبت يا الصاق متن، اين بخش فضاي عمده فيش را به خود اختصاص مي‌دهد. در حاشيه ياذيل اين بخش فضاي خاصي به نظر فيش بردار يا محقق اختصاص داده مي‌شود تا نظر خود را در آن يادداشت نمايد.

روش تجزيه و تحليل اطلاعات

روش تجزيه و تحليل اطلاعات با توجه به مطالب نوشته شده در داخل متن به صورت تحليل شخصي بوده است.و در مواردي که اطلاعات در زمينه‌ي کم بوده با مراجعه به کتابهاي مربوطه تجزيه و تحليل انجام پذيرفته است.

تحقيقاتي که نوعاً کتابخانه اي هستند واطلاعات به وسيله ابزارهاي سنجش مربوط نظير فيش، جدول، کارت و امثال آن گردآوري ميشود، از نوع تحقيقات کيفي هستند. چون مطالب به صورت کمي‌نيست وجنبه آماري ندارد معيار و مبناي ديگري غير از روش‌هاي آماري در اين گونه تحقيقات مورد توجه قرار مي‌گيرد. به طور کلي در تجزيه و تحليلهاي کيفي ازعقل و منطق و تفکر و استدلال استفاده مي‌شود. يعني ما با استفاده از کتابها اطلاعات لازم را به دست مي‌آوريم و با تفکر واستدلال خود آن‌ها را تجزيه وتحليل مي‌کنيم.

 

ضرورت تحقيق و تجزيه و تحليل:

يکي از وجوه مشخص عصر ما، رشد وتوسعه نظام‌هاي آموزشي است.همان طور که مي‌دانيم تقاضا براي آموزش زياد شده است يعني تعداد دانش‌آموزان افزايش يافته وقتي دانش آموزان زياد شوند مدارس زيادي بايد تاسيس شود معلمان بيشتري استخدام شوند و سرمايه‌گذاري آموزشي هم بايد بيشتر شود از طرف ديگر، ضرورت تغيير در تصميم گيري، بهبود کيفي آموزشي، نقش مديريت نظام آموزشي را به وظيفه اي پر مسئوليت تبديل ساخته است.

نظام‌هاي آموزشي، به اين امر پي بردند که بدون مديريت و رهبري، قادر نخواهند بود که پاسخگوي مسئوليت‌هاي خودشان باشند.

وقتي مردم اهميت آموزش وپرورش را درک کنند حساسيت بيشتري پيدا مي‌کنند و روش‌ها و شيوه‌هاي علمکرد مدارس مورد سئوال واقع مي‌شود مثلا ديگر روش‌هاي سنتي را قبول ندارند يا اينکه شيوه‌هاي آموزشي کشور خود را با شيوه‌هاي کشور‌هاي پيشرفته مقايسه مي‌کنند اينجاست که نظام‌هاي آموزشي بر مي‌آيند تا شيوه‌هاي آموزشي خود را تغيير دهند.

نياز به مديريت و رهبري، در همه زمينه‌هاي فعاليت اجتماعي، محسوس و حياتي است. اين نياز، به ويژه، در نظام‌هاي آموزش و پرورش اهميت بسيار دارد، زيرا که آموزش و پرورش نقش اساسي در گردش امور جامعه و تداوم و بقاي آن بر عهده دارد و رهبري ومديريت اثر بخش، لازمه تهيه اجراي برنامه‌هاي آموزش و پرورش نتيجه بخش است.

امروزه تقريبا در همه نظام‌هاي آموزش و پرورش، نگرش مثبتي نسبت به امر آموزش و مديريت ملاحظه مي‌شود و گسترش روزافزون نظام آموزشي باعث شده که مسئله مديريت و رهبري در آموزش و پرورش بيش از پيش اهميت پيدا کندولي با همه اين‌ها مديريت آموزشي هنوز جايگاه اساسي خود را در نظام آموزشي پيدا نکرده است ونياز به تحقيق و پژوهش در اين زمينه زياد است.

وجود مسائلي نظير افت تحصيلي، ترک تحصيل، عدم کارآيي فارغ التحصيلان، ناتواني برخي مديران در حل مسائل و مشکلات آموزشي و تقاضا براي بهبود کيفي عملکردها از يکسو، و گسترش روز افزون علوم و فنون و پيچيده تر شدن شرايط اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي جامعه، مطرح شدن انديشه‌هاي نو و گوناگون در تعليم و تربيت و تغيير شيوه‌هاي مديريت و رهبري از سوي ديگر ضرورت وجود مديران آموزش ديده و ماهر را که بتوانند امور و فعاليت‌هاي مدرسه را در جهت نيل به اهداف کلي و جزئي تعليم و تربيت هدايت نمايند پيش از بيش نمايان ساخته است. پس براي اينکه چنين مديراني را درجامعه داشته باشيم در زمينه مديريت آموزشي تحقيق و پژوهش فراواني ضرورت دارد تا جايگاه واقعي مديريت آموزشگاهي تبيين شود و مديران آموزشي هم مهارت‌هاي لازم را در اين زمينه به دست آورند.

بدون ترديد، اثر بخشي و کارايي موثر هر سازمان، موسسه و آموزشگاه به توانايي، مهارت و تخصص نيروهاي انساني، بويژه مديريت آن‌ها بستگي دارد. امروزه فردگرايي و انحصار طلبي در مديريت‌ها زير سئوال است. آنچه در تحقيق و پژوهش‌ها در زمينه مديريت‌ آموزشي آشکار مي‌گردد نقش مشارکت گروهي، استفاده از حداکثر استعدادهاي افراد، انديشيدن، تحرک مغزي، بحث و گفتگو، اشتراک و تفاهم و درک، بازنگري و ارزيابي و به طور کلي ارتباطات مطلوب بين افراد است.

اينک که دولت محترم و بخصوص وزارت آموزش و پرورش مصمم هستند در جهت تحول اداري و طرح مدرسه هوري آموزش و پرورش قدم بگذارند لازم است در گام اول تربيت مديران لايق ، متخصص و اثر بخش در راس ادارات کل، مناطق و نواحي، قسمت‌هاي مختلف ادارات و خصوصا مديريت آموزشگاه‌ها را سر لوحه کار خود قرار دهند زيرا دانش، تجربه و استعداد شرط مديريت اثر بخش مي‌باشد. لازمه دانش نيز مجهز بودن به علم روز ، تکنولوژي و ارزيابي توان علمي‌همه کارکنان آموزشي و پروش مي‌باشد زيرا اعتقاداين است که متوليان فرهنگ و تربيت بايد جويبار ، پويا و روان باشند نه ساکن و ثابت.

رهبري آموزشي به معناي ياري ومدد به بهبود کارآموزشي، حمايت، تقويت، ياري و مساعدت و سرانجام همکاري کردن است، نه دستور دادن .

پس اگر مديران تربيت يافته و شايسته در راس مدارس قرار گيرند کيفيت آموزش و پرورش به طور فزاينده‌اي بهبود خواهد يافت. بسياري از مشکلات جسماني، رواني ، آموزشي، اجتماعي ، خانوادگي و ارتباطي دانش آموزان از طريق مديريت آگاه و شايسته در همان مدرسه به نحو مطلوب حل و فصل خواهد شد. داشن آموزان و معلمان به تلاش بيشتر برانگيخته مي‌شوند و با ايجاد جو مناسب وهمکاري لازم موجبات تحقق هدف‌هاي آموزش و پرورش فراهم مي‌آيد. در نتيجه، مديريت آموزش و پرورش که به هدايت فعاليت‌هاي اصلي فرآيند کمال مي‌پردازد محور اصلي توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي ملت‌ها به حساب مي‌آيد. پس با توجه به مطالب فوق، واقعيت مديريت آموزشي، ضرورت تحقيق و تجزيه و تحليل آشکار مي‌شود.

ويژگي‌هاي مديران آموزشي

آموزش و پرورش، رشته اي بسيار تخصصي و پيچيده است که اداره امور آن، نياز به کارشناس مجرب، عالم و توانا دارد واز عهده هر کس که مختصر تجارب عملي و آشنايي کمي‌با مديريت دارد بر نمي‌آيد. زيرا سازمان‌هاي آموزشي و پرورشي، با ديگر سازمان‌هاي اداري، اقتصادي، بهداشتي، صنعتي، و ... هم به لحاظ دامنه وظايف و عمق تجارب و هم به لحاظ علم و دانش و وظيفه اي که در ارتباط با تعليم و تربيت کودکان ، نوجوانان و جوانان بايد داشته باشند، کاملا متفاوت است و توجهات خاصي را مي‌طلبد.

بدين جهت مديران آموزش و پرورش علاوه بر آگاهي کامل از علم مديريت، اصول و تئوري‌هاي آن بايد شرايط و ويژگي‌هايي را دارا باشند که برخي از مهمترين آن‌ها عبارتند از:

  1. در زمينه مديريت، داراي مهارت‌هاي فني، انساني و ادراکي باشد.
  2. به کار خود به عنوان مدير آموزشي، نگرشي آگاهانه و علمي‌داشته باشد.
  3. با اصول و فلسفه آموزش و پرورش و آراء و عقايد مربيان بزرگ تربيتي آشنايي داشته باشد.
  4. اصول و مباني برنامه ريزي درسي و آموزشي را به خوبي بداند و ازسوابق و تحولات تاريخي آن آگاه باشد.
  5. با سازمان و اداره آموزش و پرورش در کشورهاي مختلف جهان يعني آموزش و پرورش تطبيقي، آشنايي لازم را داشته باشد.
  6. نظام آموزش و پرورش کشور را به خوبي بشناسد از سوابق و تحولات تاريخي آن آگاه باشد.
  7. در زمينه علوم تربيتي و روانشناسي، دانش و معلومات کافي بدست آورده باشد تا در هنگام مشکلات معلمان مدارس را راهنمايي کنند.
  8. مسائل و مشکلات رواني و رفتاري دانش آموزان را در پرتو علوم روانشناسي تشخيص دهد و در حل آنها کوشش نمايد.
  9. با اصول بودجه بندي و بودجه متداول و برنامه اي آشنايي داشته باشد.
  10. روابط و مناسبات متقابل ميان مدرسه، خانواده و جامعه را درک کند و براي رسيدن به اهداف آموزشي آن‌ها را مورد استفاده قرار دهد.
  11. با راه‌هاي گوناگون اندازه گيري و ارزشيابي پيشرفت تحصيلي آشنايي لازم را داشته باشند.
  12. کليات روش‌ها و فنون تدريس را به خوبي بدانند.
  13. از مباني علم جامعه شناسي و جامعه آموزش و پرورش به خوبي آگاهي داشته باشد تا بتواند رابطه متقابل بين جامعه و تعليم و تربيت راازابعاد گوناگون مورد توجه قرار دهد و بداند که چه مسئوليت و رسالت عظيمي‌در اين مورد بر عهده دارد.
  14. به اهميت آموزش و پرورش به عنوان بهترين وسيله براي ايجاد تغيير ارزش‌ها، هنجارها و رفتارها آگاه باشد و بداند هرگاه هدفهاي آموزشي تغيير کند و نظام تازه اي به منظور تحقق بخشيدن هدف‌ها و ارزش‌هاي جديد به وجود آيد، در آن صورت مشکلات اجتماعي و نقايص رفع خواهد گرديد و پرورش نيروي انساني متخصص و تحصيلکرده و کارآمد، براي رشد وتوسعه اقتصادي، اجتماعي امکان پذير خواهد بود.
  15. بتواند مشکلات و مسائل مدارس و نظام آموزشي را در رابطه با شرايط و ويژگي‌هاي جامعه تجزيه و تحليل کند.
  16. به مسئوليت‌ها و وظايف چند بعدي آموزشي، ارشادي، فرهنگي، اجتماعي و اداري واقف باشند.
  17. از سلامت جسماني، رواني و شخصيتي کامل برخودار باشند.
  18. سابقه آموزشي و معلمي، حداقل به مدت پنچ سال داشته و سال‌ها در اين زمينه تجربه کسب کرده باشند. زيرا بسيار نادر است کسي بتواند وظايف مربوط به مديريت را به خوبي انجام دهد بدون آنکه مدت زيادي از دوران خدمت خود را در انواع خدمات آموزشي و کارآموزي نکرده و آشنايي لازم را به دست نياورده باشد.
  19. قوانين و مقررات نظام آموزشي را به خوبي بداند و براي حل مشکلات مدارس از آن‌ها مدد بگيرد.
  20. مديران و رهبران آموزشي بايد کودکان و جوانان را ياري کنند تا استعداد‌ها و تواناييهاي خود را کشف کنند و راهنمايي شوند تا رشته تحصيلي، يا شغل و حرفه مناسب براي خود برگزينند. آن‌ها بايد پسران و دختران ما را با مهارت‌هاي اساسي و لازم آشنا و براي زندگي در جامعه آماده سازند.
  21. به شاگردان خود فرصت دهند تا استعدادهاي خلاق خود را شکوفا سازند و با همکاري يکديگر طرح‌هاي تنظيم شده را به اجرا در آورند.
  22. مديران آموزشي ، بايد آگاه باشند که هدف‌هاي آموزش و پرورش در يک جامعه، ممکن است وسيله اي براي حفظ شرايط موجود و تسليم به سرنوشت و مقدرات باشد، يا برعکس ، انسان را حاکم بر سرنوشت خود سازد و در تکاپوي زندگي مرفه تر و ايجاد جهان بهتري او را ياري کنند.
  23. با نظام فرهنگي جامعه و ارزش‌ها و هنجارهاي آن آشنا و به اهميت و نقش آنها، واقف باشد و بداند که تاثير ارزش‌ها و هنجارهاي نامناسب و غلط، چنان عميق و گسترده است که مي‌تواند حتي در کارآيي و عدم کارآيي، اهميت ندادن به وقت ، فرار از کار وبيزاري از آن ، بي اهميت شمردن ثمر کار خود، کم اهميت شمردن برخي مشاغل و برتر شمردن بعضي مشاغل ديگر، بسيار موثر است. به عبارت ديگر بايد بدانند که «نظام فرهنگي» جامعه نقش مهم و سازنده اي در به وجود آوردن روحيه تازه که متناسب با دنياي جديد و فعاليت‌هاي اقتصادي و قبول اصلاحات اجتماعي است بر عهده دارد.
  24. مديران آموزش و پرورش بايد آگاه باشند که چه راهي را مي‌پيمايند و چه هدف‌هايي را دنبال مي‌کنند و آيا اين هدفها و خط مشي بنابر مصالح ملي و مملکتي است يا زير نفوذ گروه خاصي که به نام «گروه فشار» ناميده مي‌شود قرار داد و احيانا به خدمت مي‌نمايد و ندانسته سنگ آن‌ها را به سينه مي‌زنند. زيرا آن‌ها بايد بدانند که آموزش و پرورش در حال حاضر، در بسياري از کشورهاي جهان ، وسيله اي است که عده کمي‌از افراد و گروه‌ها، افکار و اعمال اکثريت مردم را زير نفوذ و تسلط خود در مي‌آورند و براي مهار کردن ذهن کودکان و نوجونان، کشمکش و جدالي که در تاريخ بشر بي نظير است وجود دارد.
  25. مديران آموزشي بايد از اين خصوصيت و توانايي برخوردار باشند که از امکانات بخش خصوصي در جهت پيشبرد هدفهاي آموزشي استفاده نمايند و بتوانند با آن‌ها رابطه دو جانبه و زنده اي برقرار کنند. علاوه براين، خود را از جهت کمي‌و کيفي با تکامل صنعتي سازگار کنند.
  26. مديران و مسئولان آموزش و پرورش، در هر مقام و مرتبه اي که هستند بايد در برابر وسوسه‌هاي شيطاني که آنان را به سوء استفاده از اختيارات قانوني وادار مي‌کند ايستادگي نمايند. آن‌ها بايد رضايت خاطر خويش را در خدمت به خلق و انجام وظيفه و ارضاي خاطر مراجعه کنندگان بجويند نه در تحکم و فرمانروايي بر آنان.
  27. مديراني که در سلسله مراتب بالاي اداري بايد بتوانند از عهده قضاوت درباره تمام مسائل آموزش و پرورش از نظر فني، اداري و مالي برآيند و با نظام‌هاي آموزشي معمول در کشور خود و ساير کشورهاي جهان آشنايي کامل و ارتباط داشته باشند. مديران آموزشي بايد بدانند که معلمان آينده، فقط واسط انتقال مقداري معلومات براي زينت دادن ذهن جوانان نيستند.

بلکه آنها چون، معماران ، پيکرتراشان و کارشناسان قابلي هستند که بايد موضوع کار خود يعني طبيعيت شاگردان ودستگاه تفکر آنان و نيز محيط اجتماعي، اقتصادي، سياسي و ... عصر خود را به خوبي بشناسد تا بتوانند افرادي، متناسب با نيازهاي حال و‌ آينده جامعه پرورش دهند. در اين صورت، کلاس درس و محيط‌هاي آموزشي چنين معلمان و مديراني ، محلي نيست که در آن کودکان و نوجوانان، سخن‌هاي معلم يا نوشته‌هاي کتابهاي درسي را چون وحي آسماني به حافظه بسپارند و فقط براي امتحانات آماده شوند، بلکه کار گاهي است که در آن شاگردان عقل خود را آزاددانه به کار مي‌اندازند و درباره مسائل مورد توجه خويش، مي‌انديشند و مفاهيم ‌علمي ‌و اخلاقي خود را بر بنياد مشاهده و تحقيق علمي‌استوار سازند و به آنچه گذشتگان گفته و بديهي انگاشته اند، بسنده نمي‌‌کنند.

(قرائي مقدم، امان. مديريت آموزشي. ص 36)

جنبه نوآوري تحقيق:

امروزه، مدل مديريت سنتي که در آن، مدير کنترل مي‌کرد و کارکنان تحت نظر او بودند، کارآمد نيست، بنابراين ، براي ايجاد يک محيط کار توانمند، نقش مدير بايد از چارچوب فرماندهي و کنترلي خارج شود به تشکيل محيطي مبتني بر حمايت و حس مسئوليت منتهي گردد که در آن، کارکنان فرصت داشته باشند و به نحو احسن همکاري کنند.

در گذشته ، به سبب کوچک بودن سازمان ها، مديران سنتي مي‌دانستند چه کاري بايد انجام شود و دستور اجراي آن را به کارکنان خود مي‌دادند. اما در سازمان‌هاي گسترده امروزي، مسائل آن قدر جديد و گاه آنقدر پيچيده و دشوار است که در هنگام پيش آمدن يک حادثه غير منتظره يا کار تازه، مدير بايد براي حل آن از همکاران خود ياري بخواهد. اغلب موارد، او مسئول پيدا کردن راه حل نيست، بلکه بايدهمگام با کارکنان خود براي کشف امکانات و يافتن راه‌هاي مناسب همکاري کند.

با توجه به مطالب بالا ، مي‌توان نتيجه گرفت که مديران بايد راه و روش‌هاي مديريت سنتي را رها کرده وبا اصول و روش‌هاي مديريت کيفيت، مديريت مشارکتي، مديريت دانش، مديريت خلاق آشنا شوند و آنها را در محيط‌هاي آموزشي خود به کار گيرند.

چون دراين پروژه تحقيقاتي در مورد مطالب بالا به طور کلي توضيح داده شده است پس اين مطالب کمک فراواني به مديران آموزشي خواهد کرد .

پس، مديران آموزشي بايد همواره از جديدترين متدهاي علمي‌بهره ببرند و هرگز فراموش نکنند که آن‌ها مسئول سازماني هستند که عوامل مجموعه ‌اش بهترين و پيچيده‌ترين آفريده خداوند يعني انسان هستند پس دستيابي به علم روز و تکنيک مطلوب، ايجاد ضوابط و قوانين، رعايت امور عاطفي و روابط انساني بايد سر لوحه کارشان قرار گيرد و با نظرخواهي از ديگران در مورد عملکردهاي خويش، روح انتقاد و سازندگي را با نشاط و رضايتمندي در درون سازمانشان ايجاد کنند.

از جمله کمک‌هاي ديگري که اين تحقيق به مديران آموزشي مي‌کند اين است که باعث مي‌شود مديران از اصل تحقيق و پژوهش و مطالعه غافل نباشند. مديران آموزشي بايد طوري برنامه ريزي کنند تا بتوانند ساعاتي از عمر خود را صرف مطالعه کنند و با برقراري ارتباط با صاحبنظران تلاش نمايند تا سطح علمي‌خود و مجموعه همکاران را بالا ببرند. به اين منظور، فراهم ساختن ابزار تفکر و عمل، فراگيري مکانيسم مهارت‌هاي فني و کارآمد، استفاده از ميراث فرهنگي براي غناي علوم آموزشي و تربيتي ، مقايسه روش‌هاي موفق بين المللي به مدير کمک مي‌کند تا در موقع مناسب اصلاحات اساسي را در امر آموزش و پرورش انجام دهد. پس مدير مي‌تواند با استفاده از مطالعه اين تحقيق با اصول و روش‌هاي تحقيق و پژوهش آشنا شود.

اگر يک مدير آموزشي، اين تحقيق را مطالعه کند به اين نتيجه مي‌رسد که نيروي انساني از مهمترين و ارزشمندترين دارايي‌هاي هر سازمان آموزشي است که در همه فصل‌ها به اين نکته اشاره شده است. لذا موفقيت مديران آموزشي در رسيدن به اهداف آموزشي، مرهون توجه کافي به اين منبع حياتي مي‌باشد. از جمله عوامل در هدايت نيروي انساني به کارگيري عوامل انگيزشي توسط مديران مي‌باشد.

باتوجه به اهميت نظام آموزش وپرورش در امر تعليم و تربيت و با عنايت به اين نکته که معلمان در اين مجموعه ، رسالت سنگين و نقش عمده اي را بر عهده دارند. ضروري است‌مديران و رهبران آموزشي با درک اهميت انگيزش، محيطي برانگيزاننده و چالش ايجاد نمايند. در چنين محيطي تعهد شغلي با تعهد اخلاقي به هم آميخته و معلمان نه بر حسب وظيفه،5 بلکه از روي ميل و رغبت دروني هدايت شده و با ابراز آزادانه عقايد و تبادل افکار به خلق روش‌هاي نو وابتکاري در امر تعليم و تربيت خواهند پرداخت.

مديريت آموزشي از گسترده ترين انواع مديريت‌هاي موجود در سازمان‌ها به شمار مي‌آيد. درحال حاضر تعداد مدارس و سازمان‌هاي آموزشي در همه کشورها بيش‌تر از مجموع ساير سازمان‌هاي موجد در آن کشورها است. با اين تفسير، بخش اعظم مديران در جهان به اداره سازمان‌هاي آموزشي اشتغال دارند.

تعاريف مديريت آموزشي که در فصل اول بخش دوم آمده است اهميت وظايف مديران آموزشي را در سازمان‌هاي آموزشي به خوبي آشکار مي‌سازد . يکي از تعاريف موجود، مديريت آموزشي را راهنمايي، کنترل و اداره امور مربوط به جريان تعليم و تربيت (از قبيل گزينش معلمان و دانش آموزان، برنامه‌هاي مطالعاتي، برنامه‌هاي درسي و روش‌هاي آموزشي) معرفي مي‌کند.

در اين تعريف، مدير آموزشي در همه فعاليت‌هاي آموزشي نقش و جايگاه ويژه‌اي بر عهده دارد. با توجه به اين نقش و با درنظر گرفتن مباحث مطرح شده در خصوص مديريت آموزشي مي‌توان به مواردي دست يافت که هم از جهت موضوعي و هم از جهت ارزش‌هاي حاکم بر جامعه نيازمند به توجهي بيش تر در اين زمينه مي‌باشد. به عبارت ديگر، مديريت آموزشي بايد با نگاهي نو به اين موارد در جهت تقويت هر چه بيش تر محيط‌هاي آموزشي گام بردارد.

پس، مديران و رهبران آموزشي در سطح مختلف بايد با ديدي عالمانه به مسائل گوناگون آموزش و پرورش، و ازجمله مدرسه به عنوان يک واحد اجتماعي ، بپردازند، تحولات عميق اجتماعي در مدرسه را زير نظر داشته باشند، رابطه مدرسه با جامعه را مورد ملاحظه قرار دهند تا بتوانند رهبري و هدايت لازم را اعمال کنند.


نتيجه گيري و پيشنهاد:

نظام آموزش و پرورش عظيم ترين سازمان و تشکيلات جامعه است و رسالتي بسيار مهم دارد که فراهم آوردن زمينه شکوفايي و بروز استعداد‌هاي بالقوه‌ي دانش‌آموزان است. مديران نقش اساسي در اثر بخشي و کارايي نظام آموزشي دارند. پس نتيجه مي‌گيريم که اگر مديران کار آ و اثر بخش باشند توليدات و برون داد اين نظام که دانش آموزان و فارغ التحصيلان مي‌باشند کارآ و اثر بخش خواهند بود. پس مديري کارآمد است که از منابع انساني و مالي در جهت نيل به اهداف و مقاصد آموزشي بهره ببرد.

بنابراين، سازمان آموزشي به منظور کارآو اثر بخش کردن فعاليت‌هاي آموزشي بايد از منابع انساني و مادي به نحو مطلوب بهره گيرد. درجهت رسيدن به اهداف تلاش کند اگر تلاش‌هاي مديران، معلمان،‌مربيان و... بتواند چنان شرايط مطلوب آموزشي را فراهم نمايد که فرآيند ياد دهي- ياد گيري به موثرترين وجه ممکن انجام شود.مديران ما کارآ و اثر بخش و در نهايت بهره ور خواهندبود.

اساس فعاليت‌هاي آموزشي مدارس بر پايه «آماده سازي» دانش آموزان و تقويت «خودآموزي» آنان گذاشته شده است . فلسفه «آموزش براي زندگي» بر فراز تمامي‌ هدف‌ها قرار دارد.

بر اساس اين فلسفه مي‌توان به تغييرات بنياديني انديشيد که متضمن «يادگرفتن براي زندگي بهتر» باشد.

برجسته ترين تغييراتي که در آموزش و پرورش ما بايد صورت گيرد عبارتند از:

  1. تغيير در شيوه کار معلم

بهسازي کيفيت تدريس (مهارت‌هاي حرفه اي) معلمان، نياز آشکار جامعه آموزش دهنده امروز ما است . مثلا در آموزش‌هاي مدرسه اي، همه جا شاهد بارور شدن فعاليت‌هاي گروهي هستيم هنگامي‌که معلمان بتوانند به صورت گروهي فعال باشند خواهند توانست شيوه‌هاي تدريس خودشان را از حالت بسته به حالت باز تغيير دهند.

  1. سهيم کردن معلمان و کارکنان در مديريت وگردانندگي مدرسه
  2. گسترش کارافزارهاي آموزشي

يک مدير آموزشي براي اينکه بتواند به اهداف آموزشي برسد بايد مسائل ذيل را فعال نمايد:

  1. ايجاد انگيزه در بين معلمان و دانش آموزان به منظور بالا بردن ميزان عملکرد آنان
  2. شرايطي را به وجود آورد که کارکنان به قبول مسئوليت و مشارکت در آن تشويق شوند.
  3. ارزشيابي منصفانه واقع بينانه از ميزان فعاليت همکاران و دانش آموزان داشته‌ باشند.
  4. معلمان و دانش آموزان را تشويق نمايد تا به مطالعه، تحقيق و پژوهش بپردازند.
  5. از توان رهبري دانش آموزان در اداره مدرسه استفاده نمايد.
  6. شرايطي را ايجاد کند که به ابتکار و نوآوري منجر شده و همگان را به بهره‌وري بيشتر سوق دهد.
  7. از والدين خواسته شود به جاي آنکه مانند جانشين معلم عمل کنند، در تقويت يادگيري دانش آموزان خود تلاش کنند. از طرف ديگر مدير بايد ارتباط موثر با والدين دانش آموزان برقرار کند و آن‌ها را هم در امور مدرسه مشارکت دهد.
  8. مدير بايد بهترين کتابها را به دانش آموزان از طريق انجمن علمي‌و يا توسط افراد متخصص معرفي نمايد و شرايطي را به وجود آورد تا کتابخواني توسط دانش‌آموزان در مدرسه گسترش يابد و آن‌ها را به اين امر تشويق نمايد.
  9. براي اينکه فرآيند ياد دهي و ياد گيري بهتر انجام گيرد مدير بايد لوازم و مواد آموزشي مورد نياز را تهيه نمايد و در اختيار معلمان و دانش‌آموزان قرار دهد.

پيشنهاد مي‌شود که در انتخاب مديران به عوامل زير توجه کرد:

از آن جا که درصد قابل توجي از عملکرد مديران به تفاوت‌هاي شخصيتي و فردي آن‌ها مربوط مي‌شود پيشنهاد مي‌شود با استفاده از آزمون‌هاي شخصيت، مديراني را انتخاب کنيم که برون گرا، باشند، تنها به انجام وظيفه اکتفا نکنندودر نتيجه، انسان گرا باشند.

با استفاده از آزمون‌هاي سبک مديريت، مديراني را انتخاب کنيم که سبک مديريتي آنان، آزاد منشانه و رابطه مدار باشد. زيرا سبک‌هاي مديريتي رابطه مدار در محيط‌هاي آموزشي سبب رضايت شغلي معلمان مي‌شود و در اثر بخشي و کارآيي آنان تاثير بسزايي دارد.

در معيارهاي انتخاب مديران به حسن سابقه و تعادل رواني آنان در محيط‌هاي آموزشي توجه شود.

پس گزينش مديران بر اساس ضابطه و معلومات و آزمون‌هاي تخصصي و تست‌هاي هوش باشد زيرا که محور اصلي مديريت و مغز پوياي آموزش و پرورش مديران هستند.

نيروهاي اجرايي هر سازماني سرمايه‌هاي اصلي آن به شمار مي‌آيند و براي حفظ و نگه‌داري آنها نبايد از هيچ گونه تلاشي غفلت ورزيد. مدير واحد آموزشي بايد بداند که رفع نيازمندي‌هاي حرفه اي و شخصي نيروهاي آموزش دهنده را بر عهده دارد. فراهم آوردن امکانات آموزش‌هاي مداوم براي معلمان و کارکنان مدرسه ، در جهت بهبود مهارتهاي حرفه اي آنان، نه تنها بر کيفيت کار آن‌ها تاثير مي‌گذارد بلکه علاقه‌ها و دلبستگي‌هاي شغلي شان را تشديد مي‌کند. تدابير رفاهي وايجاد امنيت‌هاي روحي و رواني در محيط کار نيز جو تفاهم واطمينان خاطر به وجود مي‌آورد ودر نهايت منجر به حفظ و نگه داري سرمايه‌هاي انساني مي‌شود.

مدير واحد آموزشي بايد پيوسته در صدد دستيابي به اطلاعات جديد (بر گرفته از عوامل تاثيرگذار بيروني، همچون اولياء، جامعه، نهادهاي اجتماعي، و غيره) و نيز پديده‌هاي نوين آموزشي باشد و با برنامه‌هاي نو همواره کيفيت آموزش‌هاي واحد خويش را بالا ببرد. پويندگي وجويندگي از خصلتهاي هر واحد آموزشي است. روزآمد کردن اطلاعات در واحدهاي آموزشي تضمين کننده پيشرفت و تعالي جامعه است. مدير مي‌تواند ، با وسعت نظر، پژوهش‌هاي آموزشي را در برنامه‌هاي خود بگنجاند ويافته‌هاي نوين تجربي و آموزشي را به اجرا بگذارد.

مديران آموزشي بايد بدانند که رمز موفقيت در اميدوار ساختن دانش آموزان، معلمان و کارکنان به يادگيري و ياد دهي است و در اين کار احترام گذاشتن به شخصيت دانش آموز پيش شرط اساسي تلقي مي‌گردد . دانش آموزان را بايد متقاعد کرد که به عنوان انسان‌هاي ارجمند مي‌توانند در جهاني که سرشار از مشکلات است منشا اثر باشند.



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


جزوه زبان تخصصی معماری آکادمی تخصصی معماری جزوه زبان تخصصی معماری آکادمی تخصصی معماری دانلود جزوه
ساعت | بازدید : 129 | نویسنده : فایل کده | ( نظرات )
جزوه زبان تخصصی معماری آکادمی تخصصی معماری

جزوه زبان تخصصی معماری آکادمی تخصصی معماری

دانلود جزوه زبان تخصصی معماری آکادمی تخصصی معماری

 

تعداد ص: 113

فرمت : PDF

نوع فایل: تایپ شده 

 



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مقاله36-بررسي میزان آشنائی مدیران با مفهوم ارتباطات یکپارچه بازاریابی360ص مقاله36-بررسي میزان آشنا
ساعت | بازدید : 123 | نویسنده : فایل کده | ( نظرات )
مقاله36-بررسي میزان آشنائی مدیران با مفهوم ارتباطات یکپارچه بازاریابی360ص

مقاله36-بررسي میزان آشنائی مدیران با مفهوم ارتباطات یکپارچه بازاریابی360ص

فهـرسـت

 

عنوان‌ صفحه

چکيده

مقدمه‌

فصل‌ اول‌: كليات‌

1-1-‌ بيان مسئله‌ .......................................................................................................... ‌2

2-1ـ اهمیت تحقیق....................................................................................................... 2

3ـ1ـ اهداف‌ تحقیق ...................................................................................................... 8

4ـ1ـ سؤالات‌ تحقيق‌...................................................................................................... 8

5ـ1ـ جامعة‌ آماري‌......................................................................................................... 8

6ـ1ـ روش‌ تحقيق‌......................................................................................................... 12

7ـ1ـ تكنيك‌ جمع‌آوري‌ اطلاعات‌ (ابزار پژوهش......................................................................... 13

8ـ1ـ روش‌ تجزيه‌ و تحليل‌ اطلاعات‌.............................................................................. 13

9ـ1ـ موانع‌ تحقيق‌......................................................................................................... 14

10-1-یافته های پژوهش.............................................................................................. 14

11-1- مبانی نظری ...................................................................................................... ..15

1-11-1- نظریه جريان دو مرحله اي................................................................. . 15

2-11-1- نظریهاستحكام................................................................................. 15

3-11-1- نظریهاستفاده- رضايتمندي................................................................. 16

4-11-1- نظریهسلسله مراتب تأثيرات ارتباطي.................................................. 16

5-11-1- نظریهپذيرش................................................................................. 16

6-11-1- نظریه انگيزشي.................................................................................. 17

7-11-1- نظریههاي خصيصه منفرد................................................................... 17

8-11-1- نظریهشخصيتي چند خصيصه اي.................................................... 18

9-11-1- نظریههاي مخاطب شناسي................................................................ 19

 


فصل‌ دوم‌: بررسي‌ ادبيات‌

بخش‌ اول‌:

1ـ1ـ تعریف واژگان‌ ..................................................................................................... . 25

1ـ1ـ1- مفهوم ارتباط .......................................................................................... . 25

2ـ1ـ1- مفهوم‌ ارتباطات ...................................................................................... .26

3ـ1ـ1- مفهوم‌ بازاریابی...................................................................................... ..28

4ـ1ـ1- مفهوم‌ ارتباطات بازاریابی........................................................................ ..31 5ـ1ـ1- مفهوم‌ مدیریت بازاریابی....................................................................................................................... . 31

6ـ1ـ1- مفهوم‌ ارتباطات یکپارچهبازاریابی........................................................... . 32 7ـ1ـ1- مفهوم‌ رسانه ها. 34

8ـ1ـ1- مفهوم‌ تبلیغات....................................................................................... . 35

9ـ1ـ1- مفهوم‌ پیشبرد فروش.............................................................................. . 38

10ـ1ـ1- مفهوم‌ فروش مستقیم............................................................................ . 40

11 ـ1ـ1- مفهوم‌ فروش شخصی......................................................................... . 41

12 ـ1-1- مفهوم‌ روابط عمومی........................................................................... . 41

13 ـ1ـ1- مفهوم‌ حمایت مالی............................................................................. . 44

14 ـ1ـ1- مفهوم‌ فروش رابطه ای........................................................................ . 44

بخش‌ دوم‌:

1ـ2ـ سیر تحولات بازاریابی .......................................................................................... . 45

2ـ2ـ دوران تکامل مدیریت بازاریابی.............................................................................. . 52

3ـ2ـ فلسفه های مدیریت بازاریابی ................................................................................ . 54

1-3ـ2ـ گرایش تولید ....................................................................................... . 57

2-3ـ2ـ گرایش محصول.................................................................................... . 57

3-3ـ2ـ گرایش فروش...................................................................................... . 58

4-3ـ2ـ گرایش بازاریابی................................................................................... . 58

5-3ـ2ـ گرایش بازاریابی اجتماعی..................................................................... . 64

4ـ2ـ تعاریف بازاریابی.................................................................................................. . 65

5ـ2ـ ابعاد تعاریف بازاریابی........................................................................................... . 67

1-5ـ2ـ نیازها و خواسته ها ............................................................................... .68

2-5ـ2ـ مبادله .................................................................................................. 69

3-5ـ2ـ بازار .................................................................................................... 70

6ـ2ـ ابعاد گوناگون Marketing ................................................................................. 71

1-6ـ2ـ بازارگرایی............................................................................................ 71

2-6ـ2ـ بازارشناسی ........................................................................................... 71

3-6ـ2ـ بازاریابی .............................................................................................. 71

4-6ـ2ـ بازارسازی............................................................................................. 72

5-6ـ2ـ بازارگردی ............................................................................................ 72

6-6ـ2ـ بازارسنجی ............................................................................................ 72

.............................................................................................................................. 7ـ6ـ2ـ بازارداری 73

8ـ6ـ2ـ بازارگرمی ............................................................................................. 73

9ـ6ـ2ـ بازارگردانی ............................................................................................ 74

7-2-شش گام برنامه بازاریابی........................................................................................ 75

بخش‌ سوم:

1ـ3ـ بازاریابی نوین ..................................................................................................... 76

2ـ3ـ ماهیت ارتباطات بازاریابی .................................................................................. 82

3-3- مفهوم ارتباطات یکپارچه بازاریابی......................................................................... 85

4-3- فرآیندبرنامه ریزی IMC..................................................................................... 88

5ـ3ـ اهداف ارتباطات یکپارچه بازاریابی(IMC)............................................................. 89

6 ـ3ـ فاکتورهای رشدIMC.......................................................................................... 90

7 ـ3ـ ارتباطات بازاریابی وIMC................................................................................... 91

8 ـ3ـ پنج فاکتور کلیدیIMC....................................................................................... 93

9 ـ3ـ اهداف IMC..................................................................................................... . 95

10ـ 3ـ ویژگی های اصلی IMC................................................................................................. 96

11ـ3ـ آمیخته تبلیغات وIMC..................................................................................................... 98

12 ـ3ـ به سوی یکپارچگی.......................................................................................................... 99

13 ـ3ـ نقش IMC در بازاریابی مدرن(5 گام).......................................................................... 104

14-3-بازاریابی مبتنی بر ارتباطات یکپارچه بازاریابی................................................................ 105

15 ـ3ـ آینده بازاریابی مبتنی بر IMC........................................................................................110

16 ـ3ـ فرآیند هشت مرحله ای IMC........................................................................................113

17 ـ3ـ فرآیند برنامه ریزی 8 مرحله ای هشت مرحله ای IGMC..........................................115

18 ـ3ـ فرآیندIMC (گونرینگ ) ..............................................................................................118

19 ـ3ـ مراحل توسعه IMC.......................................................................................................121

20 ـ3ـ موانع موجود بر سر راه اجرای IMC ..........................................................................125

21 ـ3ـ مقیاس های تعیین اهداف و اندازه گیری IMC.............................................................129

بخش‌ چهارم‌:

1ـ4ـ فرآیند ارتباطات در IMC .................................................................................................137

1-1ـ4ـ عناصر فرآیند ارتباط..........................................................................................138

2-1ـ4ـ مراحل ایجاد ارتباطات اثربخش با مشتریان ......................................................138

3-1ـ4ـ مراحل برنامه ارائه خدمات به مشتریان (9 مرحله ).............................. .......... 145

2ـ4ـ انتخاب رسانه ها ...............................................................................................................161

3ـ4ـتبلیغات................................................................................................................. 169

1-3ـ4ـ میزان تبلیغات .................................................................................................. 170

2-3ـ4ـ تعیین اهداف تبلیغات ......................................................................... 172

3-3ـ4ـ تعیین بودجه تبلیغات........................................................................... 173

4ـ3ـ4ـ تعیین استراتژی تبلیغات ...................................................................... 174

5ـ3ـ4ـ عملکردهای تبلیغات‌.............................................................................. 175

6ـ3ـ4ـ ویژگی های ساختار پیام در تبلیغات‌........................................................ 176

7ـ3ـ4ـ خصوصیات جاذبه ها در تبلیغات‌ ........................................................... 177

8ـ3ـ4ـ تبلیغات و آگهی ها .............................................................................. 181

9ـ3ـ4ـ گام های اصلی برنامه تبلیغات و آگهی ها................................................ 186

10ـ3ـ4ـ تبلیغ شفاهی و رهبران عقاید................................................................ 192

4ـ4ـ ترویج ................................................................................................................. .205

1-4ـ4ـ عوامل مؤثر در ترکیب ترویج ................................................................ . 207

2-4ـ4ـماهیت و اهمیت ترویج .................................................................................... 211

3-4ـ4ـ روش های ترویج ................................................................................ ..211

4-4ـ4ـ ماهیت ابزار های ترویج ....................................................................... . 213

5-4ـ4ـ عوامل مؤثر در تعیین ترکیب فعالیت های ترویجی........................................... ..220

5ـ4ـ پیشبرد فروش ..................................................................................................... .. 222

1-5ـ4ـ تصیمات اصلی در امور پیشبرد فروش .................................................. .. 224

6ـ4ـ فاصله بین فروش و بازاریابی ................................................................................ .. 230

7ـ4ـ روابط عمومی بازاریابی....................................................................................... .. 234

1-6ـ4ـ ابزارهای مهم روابط عمومی .................................................................. .. 237

2-6ـ4ـ مهمترین اقدامات در مورد روابط عمومی ............................................................238

3-6ـ4ـ اجرای برنامه روابط عمومی ................................................................. .. 239

4-6ـ4ـ ارزیابی نتایج روابط عمومی ................................................................ .. 239

8ـ4ـ حمایت مالی ....................................................................................................... .. 241

 

فصل‌ سوم‌: روش‌ تحقيق‌

1ـ3ـجامعه‌آماري‌ ...................................................................................................................... 246

2ـ3ـ روش‌ و ابزار جمع‌آوري‌ اطلاعات‌ .................................................................................... 249

3ـ3ـ روش‌ تحقيق‌ در علوم اجتماعی...................................................................................... 249

1-3-3- روش‌ کار در تحقيق‌ حاضر .............................................................................. 276

4ـ3ـ اعتبار صوري‌ پرسشنامه‌ .................................................................................................... 277

5ـ3ـ روش‌ تجزيه‌ و تحليل‌ اطلاعات‌ ...................................................................................... 278

6-3- سؤالات‌ تحقيق‌............................................................................................................... 278

7-3- مستندات سؤالات‌ تحقيق‌................................................................................................ 278

 

فصل‌ چهارم‌: يافته‌هاي‌ تحقيق‌

1-4- تجزیه و تحلیل داده های توصیفی .................................................................................. 302

 


فصل‌ پنجم‌: پيشنهادات‌

بخش‌ اول‌:

1ـ5ـ نتيجه‌گيري‌ ......................................................................................................................345

بخش‌ دوم:

2ـ5ـ پيشنهادات‌ .......................................................................................................................353

منابع‌............................................................................................................................................356

 

پيوست‌ ......................................................................................................................................363

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست جداول:

 

عنــوان صفحه

جدول شماره 1 : توزیع فراوانی و درصد پاسخگویان بر حسب " سن " .......................... 302

جدول شماره 2 : توزیع فراوانی و درصد پاسخگویان بر حسب " جنسیت " .......................303

جدول شماره 3 : توزیع فراوانی و درصد پاسخگویان بر حسب " میزان تحصیلات " ..........304

جدول شماره 4 : توزیع فراوانی و درصد پاسخگویان بر حسب " رشته تحصیلی "............... 306

جدول شماره 5 : توزیع فراوانی و درصد نظر پاسخگویان در مورد تعیین مشخصات بالقوه مشتریان قبل از تولید یک محصول خاص................................................................................. 308

جدول شماره 6 : توزیع فراوانی و درصد اهداف پاسخگویان از تدوین استراتژی بازاریابی....309

جدول شماره 7 : توزیع فراوانی و درصد میزان توجه پاسخگویان به برقراری ارتباط طولانی مدت با مشتریان نهائی .....................................................................................................................311

جدول شماره 8 : توزیع فراوانی و درصد میزان آگاه فرض کردن مخاطبان هدف از نظر پاسخگویان................................................................................................................................ 312

جدول شماره 9 : توزیع فراوانی و درصد میزان تمایل پاسخگویان به تولید یک محصول ویژه برای یک قشر خاص .............................................................................................................. 315

جدول شماره 10 : توزیع فراوانی و درصد نظر پاسخگویان در مورد عوامل تاثیر گذار بر تصمیم گیری در مورد تولید یک محصول جدید .............................................................................. 317

جدول شماره 11 : توزیع فراوانی و درصد نظر پاسخگویان در مورد بخش های مشارکت کننده در تصمیم گیری هنگام تدوین راهبردهای بازاریابی برای یک محصول جدید.........................319

جدول شماره 12 : توزیع فراوانی و درصد میزان اهمیت در نظر گرفتن گروه بازاریابی مجزا برای پیشبرد فروش هر برند از نظر پاسخگویان .............................................................................. 321

جدول شماره 13 : توزیع فراوانی و درصد میزان اعتقاد پاسخگویان به اصلاح وبهبود روش های بازاریابی مرسوم شرکت .......................................................................................................... 322

جدول شماره 14 : توزیع فراوانی و درصد نظر پاسخگویان در مورددخالت اعضاء گروه بازاریابی در تصمیم گیری مربوط به پیشبرد فروش ............................................................................... 323

جدول شماره 15 : توزیع فراوانی و درصد نظر پاسخگویان در موردمیزان اعتقاد شرکت به این موضوع که کارکنان گروه بازاریابی نیز خود جزء مشتریان شرکت محسوب می شوند............... 324

جدول شماره 16 : توزیع فراوانی و درصد نظر پاسخگویان در موردمیزان تلاش شرکت در جهت ایجاد صمیمیت وروحیه همکاری بین اعضاء گروههای مرتبط بازار یابی ................................ 325

جدول شماره 17 : توزیع فراوانی و درصد نظر پاسخگویان در مورد میزان تلاش شرکت برای ایجاد زمینه ای برای ارائه خلاقیت توسط اعضای گروههای بازاریابی در انجام وظایف و امور محوله.. 326

جدول شماره 18 : توزیع فراوانی و درصد نظر پاسخگویان در مورداستفاده شرکت از آگهی تبلیغاتی یکسان در رسانه های متفاوت .......................................................................................328

جدول شماره 19 : توزیع فراوانی و درصد نظر پاسخگویان در موردمیزان همکاری واحدهای متفاوت شرکت برای یکپارچه بودن اهداف کلان شرکت خود در ارائه محصولات .................. 329

جدول شماره 20 : توزیع فراوانی و درصد میزان اهمیت دادن پاسخگویان به پایگاه اجتماعی مشتریان نهائی به منظور درک وپذیرش بهتر پیامهای تبلیغاتی ..................................................... 331

جدول شماره 21 : توزیع فراوانی و درصد میزان تمایل پاسخگویان به تبلیغ محصولات ویژه شرکت در رسانه های با مخاطب محدود .....................................................................................332

جدول شماره 22 : توزیع فراوانی و درصد میزان تمایل پاسخگویان بهاستفاده شرکت از شعارهای تبلیغاتی با تم جهانی..................................................................................................................... 334

جدول شماره 23 : توزیع فراوانی و درصد نظر پاسخگویان در موردمیزان اهمیت دادن شرکت به تلاشهای تبلیغاتی شرکتهای رقیب هنگام برنامه ریزی................................................................ 335

جدول شماره 24 : توزیع فراوانی و درصد نظر پاسخگویان در موردمیزان اهمیت بازخوردهای مخاطبان هدف در سیاست گذاری های آینده شرکت ............................................................... 337

جدول شماره 25 : توزیع فراوانی و درصد نظر پاسخگویان در موردمیزان سنجش رابطه بین افزایش بودجه تبلیغات با افزایش میزان فروش برای تصمیمات آتی شرکت ............................ 339

جدول شماره 26 : توزیع فراوانی و درصد نظر پاسخگویان در موردمیزان استفاده از فناوری اطلاعا ت و ارتباطات(IT)برای تبلیغ محصولات شرکت ......................................................... 341

جدول شماره 27 : توزیع فراوانی و درصد نظر پاسخگویان در موردمیزان استفاده از سیاست پیشبرد فروش...............................................................................................................................343

 

 

 

فهرست نمودارها :

عنــوانصفحه

نمودار شماره 1 : سن ................................................................................... .......................... 303

نمودار شماره 2 : جنسیت..........................................................................................................304

نمودار شماره 3 : میزان تحصیلات............................................................................................305

نمودار شماره 4 : رشته تحصیلی............................................................................................... 307

نمودار شماره 5 : مشخصات بالقوه مشتریان قبل از تولید یک محصول خاص....................... 308

نمودار شماره 6 : اهداف تدوین استراتژی بازاریابی...................................................................310

نمودار شماره 7 : توجه به برقراری ارتباط طولانی مدت با مشتریان نهائی .............................312

نمودار شماره 8 مخاطبان هدف آگاه........................................................................................... 314

نمودار شماره 9 : تولید یک محصول ویژه برای یک قشر خاص .............................................. 316

نمودار شماره 10 : عوامل تاثیر گذار بر تصمیم گیری در تولید یک محصول جدید ............... 318

نمودار شماره 11 : بخش های مشارکت کننده در تدوین راهبردهای بازاریابی..........................320

نمودار شماره 12 : در نظر گرفتن گروه بازاریابی مجزا برای هر برند......................................... 321

نمودار شماره 13 : اصلاح وبهبود روش های بازاریابی مرسوم شرکت ................................... 322

نمودار شماره 14 : دخالت اعضاء گروه بازاریابی در تصمیم گیری ها....................................... 323

نمودار شماره 15 : میزان اعتقاد شرکت به اینکه کارکنان خود مشتری هستند............................ 324

نمودار شماره 16 : میزان تلاش شرکت در جهت ایجاد صمیمیت............................................ 325

نمودار شماره 17 : میزان تلاش شرکت برای ایجاد زمینه ای برای ارائه خلاقیت ..................... 327

نمودار شماره 18 : استفاده شرکت از آگهی تبلیغاتی یکسان در رسانه های متفاوت...................328

نمودار شماره 19 : میزان همکاری واحدهای متفاوت شرکت برای یکپارچه بودن.................... 329

نمودار شماره 20 : اهمیت به پایگاه اجتماعی مشتریان نهائی به منظور درک بهترپیامها...............330

نمودار شماره 21 : تبلیغ محصولات ویژه در رسانه های با مخاطب محدود ............................331

نمودار شماره 22 : استفاده شرکت از شعارهای تبلیغاتی با تم جهانی........................................ 332

نمودار شماره 23 : اهمیت به تلاشهای تبلیغاتی شرکتهای رقیب................................................ 335

نمودار شماره 24 : اهمیت بازخوردهای مخاطبان در سیاست گذاریهای آینده شرکت ............. 337

نمودار شماره 25 : سنجش رابطه بین افزایش بودجه تبلیغات با افزایش میزان فروش............... 339

نمودار شماره 26 : میزان استفاده از فناوری اطلاعا ت و ارتباطات(IT)..................................... 341

نمودار شماره 27 : میزان استفاده از سیاست پیشبرد فروش.........................................................342

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست شکل ها :

عنــوان صفحه

شکل 1ـ سیر تحولات بازاریابی..................................................................................... .41

شکل 2ـ مراحل بازاریابی نوین...................................................................................... .70

شکل 3ـ اشکال ابزارهای پیشبرد فروش......................................................................... .77

شکل 4ـ ابزارهای ارتباطات بازاریابی............................................................................. 85

شکل 5ـ اجزای ترکیب ترویج....................................................................................... 92

شکل 6ـ مراحل مختلف IMC...................................................................................... 93

شکل 7ـ فرآیند برنامه ریزی 8 مرحله IGMC .................................................................. 108

شکل 8ـ مراحل توسعه IMC....................................................................................... 115

شکل 9ـ ابزارهای یکپارچهIMC........................................................................................... 116

شکل 10ـ فرآیند مراحل IGMC ....................................................................................... 117

شکل 11ـ مراحل آمادگي خريدار.......................................................................................... 132

شکل 12ـ چهار تصمیم برای توسعه برنامه تبلیغاتی ............................................................. 164

شکل 13ـ اهداف تبليغاتي قابل اجرا...................................................................................... 165

شکل 14ـ تصمیمات اصلی در تبلیغات و آگهی ها ................................................................ 178

شکل 15ـ پنج فاكتور اصلي ابزار ترویج.................................................................................. 200

شکل 16ـ اجزای IMC.......................................................................................................... 202

شکل 17ـ یکپارچه سازی ترکیب ترویج................................................................................. 209

شکل 18ـ عوامل مؤثر در تعیین ترکیب فعالیت های ترویجی................................................ 212

شکل 19ـ استراتژی ایجاد کشش و یا استراتژی تهاجمی........................................................ 213

شکل20- نظریه شخصیتی چند خصیصه ای........................................................................... 241

 

چكيدة تحقيق :

پژوهش حاضر تحت عنوان «بررسي میزان آشنائی مدیران با مفهوم ارتباطات یکپارچه بازاریابی»[1]

در محدودة زماني سال 1386 و در قلمرو مكاني شرکت های خصوصی و دولتی فعال در زمینه تولید مواد شوینده و بهداشتی در تهران صورت پذيرفته است. هدف اصلي اين تحقيق شناسایی میزان آشنائی مدیران با این مفهوم و استفاده ازراهکارهای آن در تدوین استراتژی بازاریابی شرکت هایشان می باشد.

با توجه به چارچوب‌هاي نظري تحقيق در حوزه های مخاطب ،محتوای پیام و رسانه ها ، پژوهش

حاضر در صدد یافتن پاسخ به این پرسش است که در میان 5 شاخص IMC و بازاریابی مدرن ، کدام شاخص ها در حوزه بازاریابی در ایران اجرا شده و یا قابل اجرا می باشند و کدام شاخص ها با توجه به تفاوت های فرهنگی ایران با کشورهای غربی که مهد تمدن بازاریابی هستند ، غیر قابل اجرا هستند؟

به همين منظور 4 فرضيه به شرح ذيل تدوين گرديد :

1ـ تعیین میزان آشنائی مدیران بازاریابی با مفهوم تعامل با مشتریان نهایی.

2 ـ تعیین میزان آشنائی مدیران بازاریابی با مفهوم یکپارچه کردن ابزارهای ارتباطی.

3 ـ تعیین میزان تمایل مدیران بازاریابی به استفاده از تکنیک های پیشبرد فروش .

4 ـ تعیین میزان تمایل مدیران بازاریابی به استفاده از تاکتیک های روابط عمومی به جای تبلیغات .

تحقيق حاضر جزء تحقيقات كاربردي و از نظر روش جمع‌آوري داده‌ها ، جزء تحقيقات توصيفي و از نوع پيمايش مي‌باشد.

جامعة آماري اين تحقيق متكي به جمع‌آوري داده‌ها از مديران ارشد بازاریابی بوده است.به منظور گردآوري اطلاعات ، پرسش‌نامه ای‌ با 27 سؤال طراحي گردید كه برای تمام مدیران بازاریابی شرکت های تولید کننده مواد شوینده و بهداشتی در تهران به صورت حضوری توسط شخص محقق برده شد .

براي تجزيه و تحليل اطلاعات ، ابتدا داده‌هاي تحقيق از پرسش‌نامه‌ها استخراج و در رايانه ثبت شد و با استفاده از نرم‌افزار آماري SPSS در بخش روش‌هاي توصيفي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت .

نتايج حاصل از اين پژوهش نشان داد كه اکثریت مدیران بازاریابی شرکت های مواد شوینده و بهداشتی جوان ، تحصیلات کارشناسی و از هر دو جنس زن و مرد می باشند.در این شرکت ها به تعیین مشخصات مشتریان بالقوه قبل از تولید یک محصول جدید ،برقراری ارتباط طولانی با مشتریان و آگاه فرض کردن آنها ، انتخاب گروه بازاریابی مجزا برای هر نام تجاری،ایجاد صمیمیت بین اعضاء ، مشتری فرض کردن کارکنان شرکت ، ایجاد زمینه ای برای ارائه خلاقیت توسط کارکنان ، تلاش برای همکاری بین واحدهای متفاوت شرکت در جهت یکیارچه کردن اهداف شرکت ، توجه به پایگاه اجتماعی مخاطبان برای درک بهتر ییام ها ،تبلیغ محصول ویژه در رسانه هایی با مخاطب محدود ،توجه به تبلیغات رقبا ، سنجش رابطه بین میزان تبلیغات و میزان فروش و استفاده از تکنیک پیشبرد فروش ، در حد متوسط و پایینی توجه می شود .به منظور اتخاذ تصمیم های اساسی در مورد محصولات به ترتیب مدیران بازاریابی ، فروش ،تبلیغات ، روابط عمومی و نام تجاری[2] شرکت دارند و برای تدوین استراتژی بازاریابی و تولید یک محصول جدید به تمام فاکتورها در حد یکسانی توجه می شود .

شرکت های شوینده و بهداشتی به اصلاح روش های بازاریابی مرسوم شرکت ،دخالت اعضاء گروه بازاریابی در تصمیم گیری های اساسی ، توجه به تمایز محتوایی پیام ها در زمان انتخاب رسانه مورد نظر ، توجه به بازخورهای مخاطبان و تاٌثیرگذاری آن بر روی سیاست گذاری آینده در حد زیاد و قابل قبولی می باشد .

در این شرکت ها میزان اهمیت به تولید محصول ویژه ، استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات و داشتن شعار تبلیغاتی با موضوع جهانی بسیار ناچیز می باشد .

 

مقدمه :

انسانها از اولین لحظه حیات تا آخرین دم زندگی در تلاش و حرکتند. عده­ای در پی نان و گروهی در اندیشه نام فعالیت می کنند. بعضی از مردم در جستجوی تحقق ارزشها و ترویج آنها و برخی به هر وسیله­ای به دنبال تحقق آرزوهای خود هستند و گروهی نیز مجموعه­ای از خواسته ها را در کنار هم می طلبند. اما یک وجه مشترک در احوال همه آنها ملاحظه می شود و آن «نیاز» است. جامعه بشری اکنون بیش از هر زمان دیگر با کمبود منابع و نیازهای متنوع مواجه است و تلاش می کند با استفاده از منابع محدود موجود پاسخگوی قسمتی از نیازهای نامحدودش باشد. اگر اقتصاد بررسی چگونگی رفع نیازهای نامحدود با استفاده از منابع محدود باشد، مدیریت مجموعه­ای از مهارتها و دانسته­ها برای استفاده بهینه از منابع محدود موجود خواهد بود و بازاریابی علم تشخیص نیاز و رفع آنها از طریق تبادل منابع است.

در دنیای امروز، دگرگونیهای بسیار زیاد همراه با گسترش رقابت در زمینه های متنوع، بویژه در بازاها، مشاهده می شود. «تغییر» واژه آشنایی است که توأم با فرصتها و تهدیدهایی برای جوامع و زمینه های شغلی مختلف، گاهی عامل رشد و توسعه، و زمانی عامل نگرانی و تحیر و واماندگی می شود. کشورها و شرکتهایی که پویایی را هدف خود قرار داده­اند، سازندگی و توسعه را در تغییر می یابند و گروهی که فقط متقاضی برکت بدون حرکت هستند، از ایجاد هر گونه تغییر در وضع موجود نگران بوده، مقاومت شدیدی در برابر آن نشان می دهند – تا روزی که مجبور به پذیرش آن گردند . استفاده از بازاریابی – که واژه­ای نارسا و در عین حال جاافتاده و مصطلح برای مارکتینگ است – برای همه شرکتها و سازمانهایی که در صدد هستند بدون تسلیم در برابر تغییر، حضوری آگاهانه در بازار داشته باشند ضرورت دارد. آنها باید تلاش کنند تا با بازاگرایی، بازارشناسی، بازارگردی و بازاریابی سهم بازار مناسبی برای خود بدست آورند و با عرضه محصولی خوب با قیمتی مناسب، به کارگیری روشهای مطلوب توزیع، استفاده از تبلیغات آگاه کننده و جهت دهنده و شناسایی رقبا، فرصتها و تهدیدهای محیطی، سهم بازار خود را افزایش دهند و با خلاقیت، ابتکار، انعطاف پذیری و تطبیق منابع با نیازها و خواسته های مشتریان داخلی و خارجی ، علاوه بر افزایش سهم بازار و مشتریان خود را نیز حفظ نمایند.

بازاریابی برای هر نوع حرکت آگاهانه و هدفمند در بازار امروز ضرورت دارد - بازاری که دیگر نه مرز می شناسد و نه مشتری خاصی را در نظر دارد. «جهانی شدن» بازار پدیده­ای است که به تدریج چهره خود را نمایان می سازد. شعار امروز بازاریابی برای همه کار آفرینان و مدیران و بازاریابن حرفه­ای در این جمله کوتاه خلاصه می شود:

«جهانی بیندیش، محلی عملی کن». جهانی شدن بازار یعنی اقتصاد و تجارت بدون مرز، و لازمه آن بینش وسیع، حرکت هدفند، نگرش سیستمی، و افزایش توانمندی ها و بهبود مقررات و قوانین است. بازاریاب امروز باید مرزها را بشکند، مغزش را به کار اندازد و مرزهای کامیابی را زودتر از دیگران بیابد و بشناسد تا بتواند در تلاطم بازار واقعی که در آن حرفه­ایها در شکار لحظه­ها هستند و فرصتها را به سادگی از دست نمی دهند - خود را نجات دهد. بازاریابان باید جهان را به عنوان بازار محصولات و خدمات خود به حساب بیاورند و با اتخاذ نگرش و تفکری سیستمی تلاش کنند تا با شناخت محیطها و فرهنگهای موجود در جهان، محصولات خود را هماهنگ با تقاضای مشتریان گوناگون عرضه کنند. ایران نیز در شرایط فعلی نیازمند آگاهی از علم بازاریابی و استفاده از آن است؛ زیرا بازاریابی، مفاهیم بسیار گسترده و متنوعی را در بر می گیرد.

( روستا ، ونوس ، ابراهیمی – 1385- 1، 2)

جابجایی از فروش انبوه به سمت فروش هدفمند و یک به یک و استفاده از ترکیب غنی تر و بزرگتر کانالهای ارتباطی و ابزارهای پیشرفت ، برای فروشندگان مشکل آفرین بوده است.

مشتریان بین منابع پیام تمایز قائل نمی شوند. در ذهن مشتری، پیام های تبلیغاتی از شبکه های مختلف و از الگوهای مختلف پیشرفت، تماماً به جزیی از یک پیام واحد درمورد شرکت تبدیل می شوند. پیام های ناسازگار از این منابع متفاوت منجر به تصاویر ذهنی گیج کننده از شرکت و موقعیت نام تجاری کالا می شود.

شرکت ها در یکپارچه سازی کانال های مختلف ارتباطی خود مشکل دارند و تبلیغات شبکه انبوه یک چیز می گوید. در حالی که پیشبرد فروش سیگنال متفاوتی می فرستد و برچسب محصول نیز پیام دیگری دارد.

مشکل این است که این ارتباطات ، از منابع مختلف شرکت می آیند. پیام های تبلیغاتی توسط دپارتمان های تبلیغاتی یا آژانس های تبلیغاتی ارائه می شوند، ارتباطات فروش شخصی توسط مدیران فروش تعیین می شوند و سایر متخصصین مسئول روابط عمومی ، پیشبرد فروش، فروش مستقیم ، وب سایت ها و .... می باشند.

اخیراً این جدایی در عملکرد، مشکل مهمی برای شرکت ها و ارتباطات آنها بوده است. بسیاری از شرکت ها، سایت ها و سایر گزینه های ارتباطی دیجیتال خود را، به گروههای متفاوت سازمان دهی می کنند و آنها را از فعالیت اصلی فروش جدا می سازند. یک کارشناس IMC می گوید:

واقعیت این است که اکثر مصرف کنندگان در تقسیم بندی استفاده خود از سیستم های جدید ناتوانند: « سلام، من می خواهم از اینترنت استفاده کنم، لذا تلویزیون را می سوزانم، تمام رادیوهای خود را دور می ریزم، تمام ثبت نام های خود در مجلات را لغو می کنم، راستی با تلفن خود باید چه کنم؟ نباید دیگر نامه بفرستم؟» این دنیای واقعی مشتری نیست و نباید شکل دنیای فروشنده ها هم باشد.

تمام ابزارهای ارتباطی باید به صورت یک ترکیب ارتباطی وسیع تر درآیند. به طور مثال، تبلیغات تلویزیونی یا تبلیغات مکتوب در مورد یک محصول خاص، علاقه مشتری به نام تجاری کالا را افزایش می دهد، تبلیغات در اینترنت ، مشتری را با وب سایت های شرکت هم آشنا می سازد و سایت ها به خریداران امکان می دهند، قیمت محصول را پیدا کنند و یک توافق آنلاین انجام دهند و در مورد آن محصول چیزهایی بیاموزند.

در گذشته، کسی مسئول اندیشیدن بر نقش های متفاوت ابزارهای ترویج در ارتباطات بازاریابی و هماهنگ سازی آنها نبود، ولی امروزه اکثر شرکت ها از IMC استفاده می کنند. در این حالت، شرکت برای ارائه یک پیام واضح، یکنواخت و راضی کننده در مورد سازمان و نام تجاری کالا ، با دقّت کانال های ارتباطی خود را هماهنگ و یکپارچه می سازد.

IMC هویت نام تجاری کالا را می سازد و همچنین ارتباطات قوی با مشتری را از طریق پیوستگی تمام پیام ها و تصاویر شرکت ایجاد می کند. پیام ها و موقعیت نام تجاری کالا از طریق تمام فعالیت های ارتباطی و شبکه هماهنگ می شوند. IMC بدان معنا است که تبلیغات و فروش شخصی باید دارای یک پیام واحد باشند و روابط عمومی هم با تماس مستقیم با پیام مشابهی را بفرستد.

IMC مستلزم شناخت تمام نقاط تماس است، جاهایی که مشتری با شرکت، محصول و نام تجاری کالاها در ارتباط است. هر تماس با نام تجاری کالا یک پیام ارائه می دهد، چه خوب ، چه بد و یا متفاوت ، شرکت باید در تمامی تماس ها، یک پیام مثبت و یکنواخت را ارائه دهد. برای ایجاد و یکپارچگی در ارتباطات بازاریابی ، شرکت ها باید مدیر این را به عنوان مسئول تمام ارتباطات شرکت، استخدام کنند.

ارتباطات بازاریابی یکپارچه ( IMC) باعث یکنواختی و افزایش اثر فروش می شود و با در نظر گرفتن اینکه مشتریان متفاوت هستند، برنامه های ارتباطی را در بخشهای ویژه متمایز می کنند و مدیر ارتباطات ، مسئول یکسان سازی تصویر شرکت که توسط هزاران فعالیت بازاریابی شرکت انجام می شود، می باشد.

 

(Kotler, Armestrong – 428,429)

 

 

[1] -(Integrated Marketing Communication )IMC

2 -Brand

 

فصل اول

کلیات

 

1-1)بيان مسأله

پژوهش حاضر درصدد پاسخگويي به اين سؤال است كه بر اساس قرائن موجود تجربي و علمي، مديران بازارايابي شركتهاي دولتي و خصوصي در زمينه مواد شوينده مستقر در تهران، تا چه ميزان با مفهوم جديد ارتباطات يكپارچه (IMC) آشنا بوده و تا چه ميزان از تكنيكهاي آن در طراحي استراتژي بازاريابي خود استفاده مي كنند.

ارتباطات بازاريابي به مديران يادآوري مي كند كه همه عناصر تبليغات و ارتباطات بايد به صورت يكپارچه با يكديگر هماهنگ شوند تا همانند صداي سازهاي يك اركستر سمفونيك كه هدف مشخصي را دنبال مي كند به گوش برسند.

(آميكو به نقل از حيدرزاده- 1380-27)

 

2-1)اهميت تحقيق:

امروزه با توجه به جهاني شدن و توسعه فن آوري هاي نوين، مفاهيم جديدي منجمله، بازاريابي ارتباطي ارائه شده است. مفهوم IMC فرصتهاي زيادي در پيش روي شركتهاي مختلف قرار داده است.

امروزه شركتهاي بزرگ دنيا از بازاريابي انبوه رويگردان شده و با توجه ويژه به مقوله ارتباطات، توجه خود را به يكپارچه كردن ارتباطات بازاریابی (مديريت بازار) معطوف نموده اند.

ارتباطات يكپارچه بازاريابي (IMC) فعاليتي است جهت متحد كردن همه ابزارهاي ارتباطي بازاريابي و مشاركت و گسترش دادن پيامها براي برقراری ارتباط دوطرفه با مخاطبان هدف از يك راه تازه.

برنامه IMC از برنامه هاي سنتي تبليغاتي خيلي پيچيده تر مي باشد زيرا كه منابع پيام بيشتر، ابزارهاي ارتباطي بيشتر و مخاطبان بيشتري را مد نظر قرار مي دهد.

با توجه به موارد ذكر شده و هزينه هاي سرسام آور تبليغات براي شركت هاي تجاري، در سال 1993 پيشنهاد شد كه با محوريت قرار دادن ارتباطات در فرآيند بازاريابي ضمن برقراري ارتباطات مؤثر با مخاطبان، مي توان تا مقدار زيادي هزينه هاي مرتبط با تبليغات انبوه را كاهش داد و با استفاده از بخش ارتباطات و روابط عمومي، موفقيت هاي بيشتري را كسب كرد.

(صمدي، عباسي-1385- 435، 436)

تبليغات مدرن شكل جديدي از تلاش اوليه اي است كه براي تبليغات مي شده است . مبلغين آمريكا، سالانه 244 بيليون دلار براي تبليغات هزينه مي كنند و در كل دنيا، چيزي نزديك به 465 بيليون دلار صرف تبليغات مي شود. هر چند تبليغات اكثراً توسط شركتهاي تجاري استفاده مي شود، ولي در سازمان هاي بدون سود و آژانس هاي اجتماعي نيز كاربرد دارد. در واقع بزرگترين شركتي كه در قرن 21 بيشترين هزينه را در تبليغات داشت، يك سازمان بدون سود بود.

استراتژي تبليغات شامل دو عنصر اصلي بود : ارائه پيام هاي تبليغاتي و انتخاب رسانه مناسب براي تبليغات و شركت ها به رسانه به عنوان تابعي از فرآيند توليد پيام مي نگريستند. دپارتمان توليد ابتدا تبليغات مناسب را خلق مي كرد و سپس دپارتمان رسانه اين پيام را به مخاطبين ارائه مي كرد ، ولي امروزه بخش بندي رسانه ها، تعيين هزينه برای رسانه و استراتژي هاي بازاريابي متمركز به هدف، اهميت فرآيند انتخاب رسانه را افزايش داده اند.

480, 482)- 1384- Kotler)

بازاريابي براي هر نوع حركت آگاهانه و هدفمند در بازار امروزه ضرورت دارد- بازاري كه ديگر نه مرز مي شناسد و نه مشتري خاصي را در نظر دارد. «جهاني شدن» بازار، پديده اي است كه به تدريج چهره خود را نمايان مي سازد. شعار امروز بازاريابي براي همه كارآفرينان و مديران و بازاريابان حرفه اي در اين جمله كوتاه خلاصه مي شود: «جهاني بينديش، محلي عمل كن». به این مفهوم که ، جهاني شدن بازار (اقتصاد و تجارت بدون مرز) مستلزم بينش وسيع، حركت هدفمند، نگرش سيستمي و افزايش توانمنديها و بهبود مقررات و قوانين است. بازارياب امروز بايد مرزها را بشكند، مغزش را به كار اندازد ، رمزهاي كاميابي را زودتر از ديگران بيابد و بشناسد تا بتواند در تلاطم بازار واقعي كه در آن حرفه ايها در شكار لحظه ها هستند و فرصتها را به سادگي از دست نمي دهند، خود را نجات دهد.

(روستا، ونوس، ابراهيمي-1385- 2)

جهاني شدن قلمرو بازاريابي، روندها و روند سازها را هر چه بيشتر گسترده ساخته و تبليغات را قابل انتقال به آن سوي مرزها کرده است. پيشرفت در امكانات، تلفنهاي همراه، شبكه هاي رايانه اي و پهناي باند مخابرات، تشكيل گردهمايي مجازي را تسهيل مي كند كه در آنها تبليغات به دور از محدوديتهاي جغرافيايي منتشر مي شود. نشر روز افزون نام و نشان ها باعث همراهي گسترده تر مردم شده، قابليت تأثيرگذاري تبليغات را افزايش داده است. از سوي ديگر افزايش درآمد قابل تصرف مردم در سراسر جهان، عامل مشاركت گسترده آنها در اينگونه پديده ها شده است.

(حيدرزاده-1384-27)

گرايش به تبلیغ یا استفاده از رسانه هاي الکترونیکی ،دلايل مشخص خود را دارد و در واقع به ويژگي هاي منحصر به فرد آنها باز مي گردد كه هفت مورد آن آشكار است:

1-آزادي از زمان و مكان.

2-امكان دسترسي به ادبيات جهاني واژه ها.

3-امكان استفاده از گرافيك متحرك، موسيقي، صدا و تصوير.

4-امكان ارتباط بي واسطه.

5-امكان كنش و واكنش دو سويه.

6-امكان شخصي شدن.

7-رفتارهاي افقي و بدون سلسله مراتب

(شكرخواه-1382- 28،29)

با توجه به موارد فوق مي توان اهميت ارتباطات در بازاريابي را اينگونه بيان نمود كه از طريق هماهنگ نمودن و انسجام بخشيدن به فعاليتهاي تبليغي از دوباره كاري و هزينه هاي مرتبط با آن اجتناب خواهد شد، همچنين از مزيت هم افزايی (Synergy) ابزارهاي مختلف تبليغاتي استفاده خواهد شد و سرانجام برنامه هاي تبليغاتي به صورت كارا و اثربخش طراحي خواهند شد.

(صمدي، عباسي-1385- 449)

با وجود اينكه امروزه نوك پيكان رقابت شركت هاي برتر دنيا در عرصه تجارت را بازاريابي تشكيل مي دهد، هنوز اين علم يا هنر، جايگاه خود را در كشور ما نيافته است . در بسياري از موارد گويا حتي تعريف درستي از آن درك نمي شود.

كالا از منظر بازاريابي تركيبی از محصول (Product) ، بسته بندي (Package)، برچسب (Lable)، قيمت (Price)، نام (Brand) و شعار تبليغاتي (Slogan) مي باشد. نه تنها محصول بلكه كليه عناصر فوق در انتخاب كالاي شركت از سوي بازار مؤثر هستند. تقريباً مي توان در مورد كالاهايي كه مصرف كننده نهايي آنها عموم مردم مي باشند (نظير شوينده ها) اهميت عناصر آميخته فوق را به ترتيب ذيل رتبه بندي كرد:

1-قيمت- محصول (در يك بازار خاص، معمولاً بين اين دو پارامتر، همبستگي شديدي وجود دارد)

2-نام و شعار تجاري

3-بسته بندي

4-برچسب

گذشت زمان مظروفي بوده است كه در آن افزايش توليد، تنوع مارك ها و اشباع بازارها را داشته ايم. ظهور توليد كنندگان متعدد بويژه در صنعت فوق الذكر موجب شده است كه انتخاب مشتريان در خريد هر كالا بشدت افزايش يابد ، به عبارت ديگر امروزه كسي مجبور به خريد نام و يا مارك خاصي نيست. نكته حائز اهميت اين است، كه در طول زمان، امكان حفظ امتيازات تكنولوژي براي يك توليدكننده ميسرنيست عملاً نيز توليدات كالاهاي مورد نظر در بخش ويژه اي از يك بازار از نظر كيفيت محصول در دراز مدت به سمت يكديگر سوق مي يابند. اين در حالي است كه توليدكننده محتاج به القاء برتري و حداقل القاء تفاوت كالاي خود با كالاهاي رقبا به مشتريان است تا توجه آنان را به كالايش جلب كرده و شرايط خريد كالا را از سوي مشتريان فراهم سازد.

در پي احساس ضرورت فوق، شركتهاي كشورمان تلاش مي كنند كه با تبليغات گسترده از طريق ابزارهای رسانه ای مختلف (بيل بوردهاي شهري- تلويزيون- راديو- روزنامه ها و مجلات و....) بتوانند نوعي امتياز و يا تفاوت را بين كالاي خود و رقبا ايجاد نمايند و با شناساندن خود به مشتريان شانس فروش كالاي خود را در مقابل نمونه رقيب افزايش دهند. بواسطه محدوديت در ايجاد نوآوري هاي فني و سپس حفظ آن، اکثر شركتها به سمت ايجاد تفاوتهاي القايي سوق يافته اند كه مستلزم ا ستفاده كارآمدتر از ديگر عناصر تركيب كالا است. ولي بدليل عدم توانايي در انتخاب تركيب كالايي مناسب براي مصداق حرفه اي خود ، كارايي هزينه هاي تخصصي به امر تبليغات و بازاريابي را در شركتهايشان با افت كيفيت مواجه مي كنند. در بين عناصر، تركيب كالايي مذكور، به طور بي سابقه اي گسترش يافته است و نيز راههاي ارتباط ميان شركتها، مشتريان و محيطهاي ديگر به گونه اي مؤثرتر و كارآمدتر طراحي مي شوند. توجه به مشتري همواره از معيارهاي اصلي يك بازاريابي موفق بوده است اما تصورات در اين باره كه چگونه مي توان يك جهت گيري كارآمد در ارتباط با مشتريان داشت به شدت تغيير كرده است و انتخاب بهترين مسيرها براي رسيدن به مشتري بسيار مهم تر شده است. اگر در دهه هاي 80 و 90 اغلب سيستم هاي مديريت مشتري با هدف جمع آوري حداكثر اطلاعات در باره مشتريان تدوين مي شده تا در نهايت ا ز اين اطلاعات در جهت عرضه مناسب كالا براي اي مشتريان استفاده شود، در عصر حاضر، اغلب تيم هاي مديريت مشتري با هدف پي بردن به نيازهاي فردي مشتريان شكل مي گيرد و عرضه با توجه به نيازهاي تك تك مشتريان انجام گيرد. در حالي كه در دهه هاي 80 و 90 نوعي عرضه استاندارد وجود داشت كه بر اساس اطلاعات كلي در باره مشتريان صورت مي گرفت. امروزه، مشتريان ديگر در قالب گروههاي مقصد، طبقه بندي نمي شوند بلكه هدف اصلي در بازاريابي نوين آن است كه بر اساس الگوي برنده- برنده نيازهاي مشتريان به بهترين شكل ممكن تأمين شود.

جان هاگل سوم و آرتور بي آرمستراگ در اين ارتباط به بازارهايي اشاره مي كنند كه در آنها، مشتريان ساير عوامل مؤثر در زمينه قيمت و حتي نوع كالاها را هم تعيين می كنند. به ديگر سخن در بازاريابي نوين، مشتريان در صدر تمامي برنامه ها و استراتژي ها قرار دارند و نقش محوري ايفا مي كنند. در اين عرصه هيچ فرق نمي كند كه كجا مي توان يك مشتري بالقوه را يافت، در سوپرماركت، در سفر، سركار، در خانه يا در مقابل كامپيوتر؛ بلكه مهم آن است كه هميشه و همه جا در انديشه جذب تك تك مشتريان بود. همواره وظيفه اصلي بازاريابي آن است كه هميشه خود را به صورت انعطاف پذيري با طرحها و الگوهاي موجود سازگار كرده و ابزارهاي مناسب را به منظور برآورده كردن نيازهاي مشتريان در اختيار قرار دهد.

يكي از عمده ترين مشكلاتي كه بازاريابي امروزي با آن روبرو است، تجزيه روزافزون آن است، از مدت ها پيش، بازاريابي كلاسيك با استفاده از روشها و ابزارهاي نوين بازاريابي، تكميل شده است. روشهای نوين بازاريابي و مديريت مشتري امكانات تازه اي را براي ابزارهاي مديريتي كلاسيك فراهم كرده است.

پيش قراولان دنياهاي نوين رسانه اي مانند مارشال مك لوهان از دهها سال پيش، شبكه اي شدن را به عنوان ويژگي اصلي روشها، مشكل ارتباطات و اقتصاد آينده مي دانستند.

جهان بازاريابي نيز به شدت تحت تأثير اين ويژگي شبكه اي شدن قرار دارد. اين مسأله از آنجا قابل درك است كه مديريت ارتباطات در روند بازاريابي همواره داراي اهميت بيشتري مي شود.

يكي از ويژگيهاي مهم بازاريابي نوين آن است كه در آن ارتباطات به صورت يك طرفه نيست و همه با هم در ارتباط متقابل هستند. اين مسأله نه تنها چالشي بزرگ براي شركتها محسوب مي شود بلكه مدلهاي بازاريابي يكپارچه ، اين امكان را فراهم مي كند كه علاوه بر بازارهاي جمعي كلاسيك، بازارهاي تازه اي نيز تشكيل شود كه در آنجا عرضه كنندگان و خريداران با هم ارتباط مستقيم برقرار كرده و كالاهاي مورد نياز يكديگر را تأمين كنند.

تغييراتي كه بواسطه رسانه ها و تكنولوژي هاي جديد در روند بازاريابي صورت گرفته است هيچ گاه موجب نشده است كه نقش اصلي بازاريابي دچار تحول محسوسي شود. هنوز هم مهمترين دل مشغولي صاحبان كارخانه ها و مديران شركتها آن است كه محصولات خود را به گونه اي عرضه كنند كه با حداقل هزينه و حداكثر سودآوري به فروش بروند.

اين معيارها مرزهاي طبيعي هرگونه بازاريابي انعطاف پذير و مبتني بر فردگرايي را نيز به خوبي تعريف مي كنند.

(هرمان- طولاني-1384 _48)

 

3-1)اهداف تحقیق

هدف اصلي اين تحقيق شناسایی میزان آشنائی مدیران با مفهوم و استفاده ازراهکارهای آن در تدوین استراتژی بازاریابی شرکت هایشان می باشد.

اهداف فرعي:

1ـ تعیین میزان آشنائی مدیران بازاریابی با مفهوم تعامل با مشتریان نهایی.

2 ـ تعیین میزان آشنائی مدیران بازاریابی با مفهوم یکپارچه کردن ابزارهای ارتباطی.

3 ـ تعیین میزان تمایل مدیران بازاریابی به استفاده از تکنیک های پیشبرد فروش .

4 ـ تعیین میزان تمایل مدیران بازاریابی به استفاده از تاکتیک های روابط عمومی به جای تبلیغات .

 

4-1)سؤالات تحقیق

1) مدیران بازاریابی تا چه میزان ، با مفهوم تعامل با مشتریان نهایی(ارتباطات ) آشنائی دارند؟

2) مدیران بازاریابی تا چه میزان ، با مفهوم یکپارچه کردن ابزارهای ارتباطی(در تبلیغات ) ، آشنائی دارند؟

3)مدیران بازاریابی تا چه میزان ، تمایل به استفاده از تکنیک پیشبرد فروش (به منظور افزایش درصد فروش در کوتاه مدت) دارند؟

5)مدیران بازاریابی تا چه میزان ، استفاده از تاکتیک های روابط عمومی را به تاکتیک های تبلیغات ترجیح می دهند؟

 

5-1)جامعه آماری

دراین تحقیق کلیه شرکتهای دولتی وخصوصی فعال درزمینه مواد شوینده وبهداشتی در تهران مورد بررسی قرار گرفته اند که اسامی آنها در انجمن صنایع شوینده ، بهداشتی وآرایشی ایران به ثبت رسیده است انتخاب صنایع مواد شوینده و بهداشتی به عنوان جامعه آماری تحقیق حاضر، به این دلیل است که صنعت مذکور یکی از معدود صنایعی است که در ایران از علم بازاریابی بهره می برد . (Iranian Association Of Detergent ,Hygenic And Cosmetic Industries)DHCI

 

ردیف

نام شرکت

1

ارکیده بوشهر

2

ایران آوندفر

3

ایران رایحه

4

ایران شکوه

5

ایران کف

6

به کف

7

بهداد

8

بوژان

9

بیژن اسماعیلی

10

پارس

11

پامچال

12

پاویژ

13

پاک کن

14

پاک رخ

15

پاکریز

16

پاکسان

17

پاکشو

18

پاکسایه

19

پاکنام

20

تجزیه شیمی پارس

21

تهران پاکشید

22

تهران شکوفا

23

تولیپرس

24

تولیدارو

25

تولیدی تالیان

26

تیز پاک خراسان

27

جاوید

28

دامت

29

دکتر جهانگیر

30

دکتر عبیدی

31

زیباوش

32

ژاله کار

33

سمبل شیمی

34

شیمی قهرمان

35

شیمیایی پویا

36

شیمیایی فر

37

صنایع بهداشتی ایران

38

صنایع بهداشتی ساینا

39

طراوت

40

عطرآگین

41

فرآوری جلبکهای دریایی

42

فوماکف

43

کفساز شرق

44

کندر

45

گروه بهداشتی فیروز

46

گل ایران

47

گلان

48

گلبان

49

گلپاک

50

گلتاش

51

گلرخ

52

لقمان

53

ماهان بهداشت

54

معجزه

55

نازبو

56

هنکل پاک وش

57

وصال ایران

58

یاس خرمشهر

59

یاس شیمی

60

کف (سهامی عام)

61

کیمیای ایران

 

 

6-1)روش تحقيق

براي انجام تحقيق حاضر ابتدا كتب و مقالات متعددي در خصوص در خصوص بازاریابی مدرن و ارتباطات یکپارچه بازاریابی IMC ، که یک نگرش جدید در خصوص بازاریابی است ، مطالعه گردید و سپس بر اساس شاخصهای IMC ، 36 پرسش طراحی گردید و برای تاٌیید اعتبار صوری آن در اختیار اساتید فن قرار گرفت که پس از اعمال نظر اساتید،

منجمله استاد دکتر علی طالقانی استاد دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، فارغ التحصیل رشته Marketing ،که تحقیقات رسمی در حوزه شاخص های IMC ،انجام داده اند، پرسش ها از 36 به 31 کاهش یافت.در مرحله بعد این پرسش نامه در اختیار 5 نفر از مدیران بازاریابی قرار گرفت که در نهایت ، تعداد سوٌالات از 31 به 27کاهش یافت و با توجه به اینکه در طراحی پرسش های پیشین از عبارت " شرکت های تولید کننده مواد شوینده در تهران " به منظور غیر مستقیم بودن و گرفتن پاسخ های صادقانه استفاده شده بود پس از دریافت 5 پرسش نامه ابتدائی و دریافت پاسخ های " نمی دانم در شرکت های دیگر چه روندی در حال انجام است. "

نتیجه گیری شد که با حذف عبارت "شرکت های تولید کننده مواد شوینده در تهران"

از ابتدای تمامی سوٌالات ، از جبهه گیری و ممانعت از دادن پاسخ به پرسش ها جلوگیری شود

لذا پرسش نامه جدیدی طراح شد.

این پژوهش با درنظر گرفتن معیار زمان ، مقطعی – با توجه به میزان ژرفایی ، پهنا نگر – با توجه به معیار وسعت ، تحقیق در جامعه شناسی خرد وبا در نظر گرفتن معیار کاربرد ، کاربردی می باشد .

طرح این پژوهش ، ساده ، جامعه آماری آن مدیران بازاریابی شرکت های دولتی و خصوصی فعال در زمینه تولید مواد شوینده و بهداشتی در تهران می باشد.

روش سرشماری (تمام شماری) و ابزار جمع آوری اطلاعات ، پرسش نامه بسته چند جوابی همراه با پرسش های شناسائی می باشد.

پرسش ها مرتبط با طرز تلقی وساخت آن به صورت قیفی می باشد که توسط شخص محقق

برای تمام مدیران بازاریابی شرکت های شوینده مستقر در تهران به صورت حضوری برده شد و تمامی 66 شرکت مذکور ، پاسخ گوی پرسش نامه ها بودند و تمامی نسخه ها قابل استفاده بود.

 

7-1)تکنیک جمع‌آوري اطلاعات (ابزار پژوهش) :

روش اصلي گردآوري اطلاعات در اين تحقيق پرسش‌نامه است كه توسط شخص محقق

برای تمام مدیران بازاریابی شرکت های شوینده مستقر در تهران به صورت حضوری برده شد.

1)برای سنجش میزان آشنائی مدیران بازاریابی با مقوله ارتباطات (تعامل با مشتریان نهایی ) به ترتیب از سوٌالات 5 ،6 ، 7 ، 8 ،9 ،10 و 15 استفاده شده است.

 

2)برای سنجش میزان آشنائی مدیران بازاریابی با مقوله یکپارچه کردن ابزارهای ارتباطی(در تبلیغات ) به ترتیب از سوٌالات 7 ،12 ، 13، ، 18 ، 19 ، 20 ، 21 ، 22 ، 23 و 25 استفاده شده است.

 

3)برای سنجش میزان آشنائی مدیران بازاریابی با مقوله تمایل به استفاده از تکنیک پیشبرد فروش (به منظور افزایش درصد فروش در کوتاه مدت) به ترتیب از سوٌالات 12 ، 14 و 27 استفاده شده است.

 

4)برای سنجش میزان آشنائی مدیران بازاریابی با مقوله ترجیح استفاده از تاکتیک های روابط عمومی به جای استفاده از تاکتیک های تبلیغات به ترتیب از سوٌالات 11 ، 16 ، 17 ،24 و 26 استفاده شده است .

8-1)روش تجزیه و تحلیل اطلاعات

در تحقیق حاضر با استفاده از نرم افزار SPSS توزیع فراوانی سؤالات پرسشنامه از طریق جداول یک بعدی اخذ گردید .

9-1) موانع تحقیق

با توجه به تفاوتهای فرهنگی ایران با کشورهای غربی که مهد بازاریابی نوین می باشند ، بسیاری از فاکتورهای ارائه شده در 5 شاخص ارتباطات یکپارچه بازاریابی در ایران نه تنها قابل اجرا نیستند بلکه قابل اندازه گیری نیز نمی باشند، همانند ساختن مقوله برای پیشبرد فروش. لذا محقق بیشتر بر روی فاکتورهای قابل بررسی در ایران تمرکز کرده است.

 

10-1)یافته های پژوهش

-در سال 1379 تحقیقی تحت عنوان بازاریابی برای افزایش صادرات فولاد ایران توسط دکتر مهدوی نیا و سایرین انجام شده است که با استفاده از نتایج این تحقیق میدانی ، یک مدل تصمیم گیری طراحی شده و به اهمیت استفاده از فنون بازاریابی جهت پیشرفت توسعه صادرات فولاد کشور تاٌکید شده است.

(مهدوی نیا ـ 1379- 101)

- در سال 1384 تحقیقی تحت عنوان بررسی تاثیر ابزارهای پیشبرد فروش بر وفاداری مشتریان بانک های تجاری در تهران توسط دکتر توکلی زاده صورت گرفته که نتایج این تحقیق به اهمیت تأثیر استفاده از ابزارهای پیشبرد فروش بر وفاداری مشتریان بانکها اشاره دارد.

(توکلی زاده ـ 1384)

-در سال 1384 تحقیقی تحت عنوان بازاریابی اینترنتی و نقش آن در توسعة صادرات صنعتداروسازی ایران توسط دکتر علی صنایعی و دکتر عباس علوی شاد انجام شده که بخشی از نتایج این تحقیق به شرح ذیل می باشد:

- تبلیغات الکترونیکی در مقایسه با تبلیغات سنتی تأثیر بسیار زیادی در کاهش هزینه های تبلیغاتی شرکتهای صادرکننده و همچنین اثربخشی بیشتری در برقراری ارتباط بهتر و واضح تر با خریداران آنها دارد.

- رقبای خارجی به میزان بسیار بالایی از بازاریابی و تبلیغات در رسانه اینترنت استفاده می کنند.

- تجارت الکترونیکی در ارتقاء مدیریت روابط مشتریان و سرعت پاسخگویی به نیازهای به هنگام آنها به میزان زیادی مؤثر است.

(صنایعی،علویشادـ1384- 2،3)

11-1) مبانی نظری

 

1-11-1)نظریه جریان دو مرحله ای

نظريه جريان دو مرحله اي مي گويد، رهبران فكري كه به احتمال بيشتر، براي كسب اخبار و اطلاع از امور عمومي به رسانه ها متوسل مي شوند، اين اطلاعات را از طريق ارتباط بين فردي به كساني منتقل خواهند ساخت كه كمتر به رسانه ها وابسته اند. (يانك، استون- بهادري- 1382- 119)

نظريه جريان دو مرحله اي بيانگر آن است كه يك دستور كار امور عمومي گروه بين فردي، تحت تأثير گفت و گوهاي انجام گرفته با دوستان و بستگاني قرار خواهد داشت كه بيشتر به رسانه هاي همگاني وابسته اند. كساني كه بيشتر وابسته به رسانه ها هستند از طريق گفت و گو به دستور كار افراد كمتر متكي به رسانه ها، تأثير خواهند گذاشت. (همان- 121)

2-11-1)نظریه استحکام

بر اساس نظريه استحكام، مخاطب خود را در معرض پيام هايي قرار مي دهد كه با پيش زمينه هاي فكري، اعتقادات، گرايش ها و علايق او هماهنگي دارند و در جهت تقويت آنها حركت مي كنند و همين امر در مورد سخنراني و سخنوري نيز صادق است. (فرقاني- 1382- 111)

هنگام ارائه پيام رعايت شود، اين اصول عبارتند از:

1- تحريك حسن كنجكاوي

2-رعايت نيازها و علايق شنوندگان.

3-علاقه ارتباط گر به محتواي سخن خويش.

4-ارائه مطالب نو، موضوعات نو و تازه و غير تكراري در پيام.

5-استفاده از حكايات و داستان ها.

6-استفاده نكردن از واژه هاي نامأنوس به منظور تسهيل درك مطلب.

7-توضيح دادن و رفع ابهام به منظور ايجاد امكان درك بهتر سخنراني توسط مستمع. (همان- 112)

3-11-1) نظریه استفاده و رضایتمندی

مفروضات اساسي اين نظريه عبارتند از:

الف) انتخاب رسانه و محتوا عموماً فعاليتي عقلاني و معطوف به اهداف و خرسندي هاي خاص است.

ب) مخاطبان نسبت به نيا زهاي رسانه اي كه از شرايط شخصي و اجتماعي ريشه مي گيرند، آگاهي دارند و مي توانند اين نيازها را در قالب انگيزش هاي مختلف بيان كنند.

ج) كاربري شخصي رسانه ها، به بيان كلية بيش از اصول زيبايي شناختي يا فرهنگي در شكل گيري مخاطبان نقش و اهميت دارد.

د) تمام يا اغلب عوامل تأثير گذار بر شكل گيري مخاطبان را مي توان به لحاظ نظري تبيين كرد.

نكات فوق حاكي از آن است كه شركتهاي بازرگاني با دقت روي مخاطبان مي توانند استراتژي تبليغي خود را متناسب با كالا يا خدماتي كه ارائه مي كنند طرا حي و اجرا نمايند.

اين نظريه مخاطب را كاملاً فعال و انتخاب گر مي داند و معتقد است كه امروز اين مخاطب است كه براي وسايل ارتباط جمعي تعيين تكليف مي كند و به انتخاب روزنامه نگاران تأثير مي گذارد. به همين دليل توصيه مي شود اصولي كه مي تواند شنونده را به توجه و تمركز بيشتر برساند.

 

4-11-1)نظریه سلسله مراتب تاٌثیرات ارتباطی

(ري 1973) از ديدگاه بازاريابي آن را بسط داده است، به ما يادآوري مي كند كه به پيشرفت خطر تأثيرات، يعني آگاهي، تغيير نگرش و تغيير رفتار هميشه تحقق پيدا نمي كند. (دهقان- 1376- 175)

5-11-1) نظریه پذیرش

نظرپذيرش عبارت جامعي است براي جهات گوناگوني كه در ويژگي هاي ذيل مشتركند. (MC Quaill- 1987) : افراد چارچوب هايي را براي تغيير محتواي رسانه ها تشكيل مي دهند، اين چارچوب ها ممكن است كم و بيش با چارچوب هاي ديگران مشترك باشند. رسانه ها آنها را مطرح كرده و آموزش داده اند و يا از نياز ها و تجارب افراد ناشي شده اند. چارچوب ها سبب مي شوند كه افراد مختلف، محتواي يكسان را به شكل هاي گوناگون تعبير كنند.

نظريه پذيريش بويژه در مراحل برنامه ريزي تلاشهاي ارتباطي سودمند است. اين نظريه بشدت به تنوع مخاطبان تأكيد مي ورزد و از كاربرد پيش آزمون پيام ها و دسته بندي مخاطبان پشتيباني مي كند. (همان – 285)

 

6-11-1)نظریه انگیزش

مصرف كنندگان صرفاض به دنبال خريد يك كالا نيستند. آنها در عين حال مي خواهند نيازهاي خود را ارضا يا مسائل و مشكلاتشان را نيز حل كنند. لذا مديران بايد بتوانند آن دسته از انگيزه هاي مصرف كنندگان را كه از طريق كالاها يا نام هاي تجاري ارضا مي شوند را كشف و آميخته هاي بازاريابي (تركيب بازاريابي) را با توجه به آنها بنا كنند. به عنوان مثال، گاهي اوقات مصرف كنندگان علي رغم اينكه ممكن است احساس كنند اسير وسوسه هاي خود شده اند باز هم بعضي محصولات و خدمات را به عنوان هديه براي خود مي خرند. تحقيقات انجام شده در مورد انگيزش نشان مي دهند كه بسياري از افراد با انگيزه هاي متفاوت (مثلاً پاداش دادن به خود به خاطر كسب موفقيت يا تلنگر زدن به خود براي تلاش بيشتر) دست به چنين خريدهايي مي زنند. (هاوكينز، بست، كاني0 روستا، بطحايي- 1385- 270، 271)

7-11-1) نظریه های خصیصه منفرد

اين نظريه ها بر روي خصوصيت شخصيتي به عنوان خصوصيت مرتبط با درك مجموعه اي از رفتارهاي فرد تأكيد مي كنند. در اين نظريه ها منظور اين نيست كه ساير خصايص در افراد مهم نيستند بلكه آنها بر روي يك ويژگي خاص درست گذاشته و رابطه آن با با مجموعه اي از رفتارها مورد بررسي قرار مي دهند. برخي از نمونه هاي نظريه هاي خصيصه منفرد كه با بازاريابي ارتباط دارند، نظريه هايي هستند كه مباحثي نظير ناپايداري هيجاني، خودبيني، شدت عواطف و هيجانات و كنترل شخصي رفتارها را مطرح مي كنند.

تشخيص موقعيت فرد بر روي طيف رمانيك/ كلاسيك و سنتي به عنوان يك متغير شخصيتي نكات قابل استفاده و مفيدي را براي بازاريابان در بردارد. رمانتيك بودن با ويژگي هايي نظير قدرت تصور ذهني، خلاقيت و كشف و شهودهاي دروني مرتبط است. به علاوه، در اين بحث احساسات بيشتر از واقعيت ها حاكم هستند، در حالي كه مباحث كلاسيك و سنتي به مسائل غيراحساسي و مادي گرايانه مي پردازند.

يكي ديگر از نظرهاي خصيصه منفرد كه مورد استفاده بازاريابان قرار مي گيرد، نياز مصرف كنندگان به متمايز بودن و بي همتا بودن است. اين نياز به معناي كاوش هاي فرد براي دستيابي به تفاوت هاي نسبي با ساير افراد در زمينه دسترسي به كالاها و سهولت به دست آوردن و استفاده از كالاها به منظور شكل دادن به هويت اجتماعي و شخصيتي خود است. اين موضوع به ماهيت چيزهايي كه يك مصرف كننده براي آنها ارزشي قائل است و در اختيار دارد، چرايي تملك يك محصول و چگونگي استفاده از آن محصول تأثيرگذار است. (همان- 278)

8-11-1)نظریه شخصیتی چند خصیصه ای

اين نظريه بر خلاف نظريه هاي شخصيتي خصيصه منفرد، به تبيين تعدادي از خصايص مي پردازد كه از ادغام آنها، قسمت عمده اي از شخصيت فرد شكل مي گيرد. مدل 5 فاكتور شخصيت، نمونه اي از نظريه چند خصيصه اي است كه بيشتر از ساير نظريه ها مورد استفاده بازاريابان قرار مي گيرد.

اين نظريه، 5 خصوصيت اصلي را شناسايي كرده كه توسط ژنتيك و يادگيري هاي دوران كودكي فرد شكل گرفته اند. اين 5 خصوصيت اصلي با يكديگر تعامل دارند و خود را در رفتارهايي كه فرد در موقعيت هاي مختلف از خود بروز مي دهد نشان مي دهند. اين مدل توانسته است كاربردي بودن خود را در برخي حوزه ها درك فعاليت چانه زني مشتريان، رفتار گلايه آميز مشتريان و خريدهاي اجباري، به اثبات برساند. اين مدل مي تواند در فرهنگ هاي مختلف از قابليت اطمينان بالايي برخوردار باشد. مزيت رويكرد چند خصيصه اي در اين است كه تصويري كامل به دست مي دهد و تعداد بيشتري از شاخص هاي رفتاري را در برمي گيرد. (پنج فاكتور شخصيت)(همان – 279)

 

 

 

خصيصه اصلي

شيوه هاي بروز (صفات)

* برون گرايي

* عدم ثبات رفتاري

* سازگاري، داشتن طبع ملايم

* علاقه به كسب تجربيات جديد

* وظيفه شناسي

* تمايل به حضور در جمع، صحبت در مقابل جمع، جسارت و بي باكي.

* ترش رويي و بدخلقي، تغيير خلق سريع و بي دليل، حساسيت و زود رنجي

* همدردي و دلسوزي، مهرباني و ملاطفت با ديگران، داشتن رفتار خوبانه با سايرين

* داشتن قوه تخيل و تصور فعال، توجه و علاقه به هنر، يافتن راه حل هاي جدي و نوآورانه

* دقت در انجام كارها، تلاش براي درست انجام دادن وظايف

9-11-1)نظریه های مخاطب شناسی

برابر تقسيم بندي مك كوايل مخاطب به مثابه: يك توده، گروه و بازار مورد مطالعه قرار گرفته است كه در اين پژوهش بر «مخاطب به مثابه بازار» تأكيد شده است. زيرا هنگام پخش آگهي هاي بازرگاني از رسانه ها مخاطبان بالقوه يا بالفعل توليدات و خدمات شركت هاي آگهي دهنده در نظر گرفته خواهند شد. اين نكته نيز قابل ذكر است كه موقعيت هاي حاكي از بلاتكليفي و بي تصميمي مصرف كننده را به جستجوي راهنما يا الگوهاي رفتاري تبليغ شده سوق خواهد داد.

نكته حائز اهميت ديگر در نظريه مخاطب شناسي، استفاده از رسانه مناسب براي انتقال پيام (در اينجا آگهي تبليغاتي) است. به عنوان مثال برخي پيام ها در محيط خانه و خانواده بهتر منتقل مي شوند، پس بايد تلويزيون را براي اين منظور برگزيد. در حاليكه، براي پيام هاي فردي و خصوصي تر، پوسترها و مجلات مناسب ترين شيوه هستند.

بديهي است كه جذب مخاطبان و اقناع نمودن آنها براي شركتهاي آگهي دهنده كه با سلايق متفاوتي روبرو هستند شرط بقاء به شمار مي رود.

لذا مسأله برد و تأثير متفاوت رسانه ها بيش از يك مقوله نظري صرف است، زيرا اغلب تبليغات رسانه اي با تكيه بر تصوري از يك گروه هدف انجام مي شود.

اين نظريه بر آن است كه نه تنها اهميت تجربه مخاطبان بلكه معناي اقتباس شده از محتواي رسانه ها نيز تا حد زيادي به تصورات، تجارب و مكان اجتماعي يكايك مخاطبان بستگي دارند. (Jensen 1991) مخاطبان معاني ارائه شده در متون رسانه اي را بر اساس نگرش و آرزوهاي خود «رمزگشايي» مي كنند، هر چند اين كار در يك چارچوب تجربيات نسبتاً مشابه انجام مي گيرد.

(همان، 1980 به نقل از مك كوايل به نقل از منتظر قائم- 1382- 150)

از نظريه مخاطب به عنوان مجموعه اي از تماشاچيان، خواسته گان، شنوندگان و بينندگان اين تعريف از مخاطب، شناخته شده ترين تعريفي است كه در بسياري از تحقيقات در مورد رسانه هاي همگاني به كارگرفته مي شود. تأكيد عمده اي در اين نظريه بر تعداد است.

جمع كل تعداد افرادي كه محتواي يك واحد رسانه، بدان ها دسترسي مي يابد و خصوصيات دمكراتيك تعداد مردم در اين كل كه مورد توجه فرستنده مي باشد. كاربرد اين نظريه در عمل چندان ساده نيست، زيرا در نهايت منتهي به مشكلاتي فراتر از محاسبات صرفاً كمّي، كه اين نظريه بدان تأكيد مي نهد، مي شود.

«كلاوس» به بعضي از پيچيدگي هائي كه در زمينه مشخص كردن درجات مختلف مشاركت و درگيري مخاطبين با محتوا وجود دارد اشاره كرده است. اولين و بيشترين مخاطب، جمعيتي است كه براي دريافت يك پيام ارتباطي در «دسترسي» مي باشد. بنابراين تمام افرادي كه داراي يك دستگاه گيرنده تلويزيوني مي باشد، به يك تعبير، مخاطب تلويزيون محسوب مي شوند. ثانياً مخاطبيني وجود دارند كه عملاً پيام راه به درجات مختلف، «دريافت مي كنند، مانند بينندگان منظم تلويزيون يا مشتريان روزنامه و غيره، ثالثاً، بخشي از مخاطبين واقعي محتوا، تنها دريافت پيام را «ثبت» مي كنند و بالاخره بخش كوچك تري وجود دارد كه آنچه را كه ارائه شده و دريافت گرديده است «دروني» مي سازند.

1- به طور كلي، در اين نظريه، مخاطب فراتر از موضوع دريافت و با توجه كردن مخاطب به پيام نمي رود. توجه يا دريافت محتوا توسط مخاطب نيز به شيوه هاي مختلف بعد از هر واقعه اي ثبت ويا تخمين زده مي شود. همين اندازه اطلاعات ظاهراً منافع تجاري و حرفه اي فرستندگان رسانه را ارضاء مي كند. اليوت در باره محدوديت تأثير اين نظريه از مخاطب، ايراداتي را وارد داشته و اينگونه مخاطبين را مجموعه اي از تماشاچيان نام نهاده است، از ديدگاه او، اگر تأكيد تنها بر افزايش حداكثر تماشاچيان را به عنوان يك هدف نهاده شود، احتمال ا ينكه به موضوع ارتباط واقعي به معني «انتقال منظم معني» توجه شود كمتر خواهد شد.

2- نظريه مخاطب به معني توده. معني توده قبلاً به عنوان يكي از عناصر كليدي در تشريح و توصيف ارتباط توده، كه توسط و ساير علماي اجتماعي تعريف شده است، در بخش هاي پيشين مورد بحث قرار گرفته است. در اين نظريه، تأكيد غالباً بر كثرت زياد عناصر و عدم تجانس و پراكندگي، نا آشنايي و بيگانگي، فقدان سازماندهي و احساس اجتماعي بين اجزاء تشكيل دهنده مخاطب است كه بين آنها ناهماهنگي و تعارض به چشم مي خورد، موجوديت توده فاقد تداوم است مگر در ذهن كساني كه هدفشان جلب توجه و سازماندهي و هدايت بيشترين تعداد مردم است. ريموند ويليامز معتقد است كه اصولاً «توده» وجود ندارد و آنچه را كه ما توده مي ناميم صرفاً شيوه و نگرش به مردم است. با وجود اينكه، اين ن ظريه تبديل به استانداردي شده كه بر اساس آن رسانه هاي همگاني مورد قضاوت و ارزيابي قرار مي گيرند. از اين ديدگاه، هر اندازه مخاطب بيشتر و بزرگ تر باشد، از نظر اجتماعي از اهميت بيشتري برخوردار است. اين نظريه همچنين مبدل به استانداردي شده كه بر اساس آن مخاطب مورد قضاوت قرار مي گيرد. بدين معني كه هر اندازه تعداد مخاطبين بيشتر شود و صورت توده به خود بگيرد، به همان ميزان، فرهنگ و سليقه چنين مخاطبين نازل تر و بي ارزش تر ارزيابي خواهد شد.

3-نظريه مخاطب به معني همگان يا گروه اجتماعي. عنصر كليدي در اين ديدگاه از مخاطب، وجود قبلي يك گروه اجتماعي فعال، متعامل و مستقل است كه خدماتي را از طرف بعضي رسانه ها دريافت مي كند، ولي موجوديت آن متكي به رسانه ها نيست. جان ديوئي اين نظريه را چنين تعريف كرده است، «گروه سياسي اي از افراد كه به واسطه آگاهي از مشكلات مشترك خود، به صورت يك واحد اجتماعي ظاهر مي شوند و در صدد پيدا كردن راه حل هاي مشترك براي مشكلات خويش برمي آيند.» چنين گروه هائي براي توسعه، تداوم و پيشبرد اهداف خود به انواع مختلف ابزارهاي ارتباطي نيازمندند. سي رايت ميلز معتقد است، توسعه رسانه هاي همگاني به گونه اي بوده است كه عملاً مانع از تشكيل همگان شده اند.با وجود اينكه شواهدي در دست است كه نشان دهنده تداوم شكل گيري مخاطبين گوناگون است كه مشخصات همگان را ظاهر مي سازند. گرچه به ندرت با عنوان همگان شناخته مي شوند، ولي بسياري از جوامع داراي يك همگان مطلع و آگاه هستند- آن بخش از مخاطبين كه بيشتر از ساير بخش ها در زندگي سياسي و اجتماعي فعال است و اطلاعات خود را از منابع مختلف، بويژه نخبگان و مطبوعات تخصصي به دست مي آورند. به علاوه در بسياري از جوامع هنوز روزنامه هاي وابسته به احزاب فعال هستند كه با گروه هاي مختلف خوانندگان روابط سياسي دارند. در اينجا ا عضاء يا پشتيبانان يك حزب خاص تشكيل يك همگان را مي دهند كه در واقع همان مخاطب است و بالاخره براي يك نشريه محلي، مخاطبين محلي وجود دارد. كه در چنين مواردي، اعضاي اجتماع (يا محل) همان مخاطبين نشريه محلي را يك گروه اجتماعي نيز به حساب آورد. به طور كلي، مخاطبين خاص و متعددي را مي توان شناسايي كرد كه بر اساس يك مسأله، يك ديدگاه، يك منفعت مشترك و با يك حرفه، شكل گرفته باشند كه داراي اشكال تعامل اجتماعي مخصوص به خود هستند و مخلوق رسانه ها نمي باشند.

4-نظريه مخاطب به معني بازار. همان گونه كه توسعه اجتماعي- فرهنگي به ظهور مخاطبين اوليه و اصلي منتهي شد و توسعه سياسي نينر به ارائه نظريه همگان انجاميد، اين توسعه اقتصادي در قرن نوزدهم بود كه سبب رشد و توسعه نظريه «مخاطب به معني بازار» گرديد. توليد رسانه ها به منزله كالا يا خدماتي هستند كه توسط رسانه هاي رقيب براي فروش به مصرف كنندگان بالقوه عرضه مي شوند. مصرف كنندگا بالقوه يا بالفعل به مثابه بازاري در نظر گرفته مي شوند كه در آن فروشندگان بر اساس رقابت با يكديگر سعي مي كنند بيشترين مشتري را براي كالاهاي خود (توليدات متنوع رسانه ها) جلب نمايند.

مخاطبي كه بدين گونه تعريف مي شود، براي رسانه ها داراي اهميت دو گانه اند، نخست به عنوان مجموعه اي از مشتريان بالقوه براي توليد رسانه ها و دوم به صورت مخاطبي كه در معرض بعضي تبليغات بازرگاني، كه منبع ديگري براي درآمد رسانه ها محسوب مي شود، قرار مي گيرند. هر چند براي رسانه هاي تجاري ضروري است كه مخاطبين خويش را به صورت «بازار» و يا «مصرف كننده» تصور كنند، ولي اينگونه نگرش به مخاطب براي چنين رويكردي داراي پيامدهايي است كه در زير به بعضي از آنها اشاره مي شود:

-اين نظريه پيوند بين رسانه ها و مخاطبين آنها را به صورت يك رابطه مصرف كننده – كالا در نظر مي گيرد. در نتيجه از ديدگاه مصرف كننده، اين عمل رسانه ها «حسابگرانه» ولي از ديدگاه فرستنده، سازماندهي مخاطب تعبير مي شود. به هر صورت برخلاف نظريه مخاطب به معني همگان كه بر جنبه هاي اخلاقي و روابط اجتماعي مخاطب تأكيد مي گذارد، نظريه بازار از چنين هنرهايي فاصله مي گيرد.

-اين نظريه، روابط اجتماعي درون مخاطبين را ناديده مي گيرد. در اين نظريه، خصوصيات مخاطب با توجه به الگوهاي مصرفي و درآمد صورت مي گيرد.

-ديدگاه بازار بطور اجتناب ناپذير ديدگاهي است كه از طرف خود رسانه ها بيان شده است. زيرا ما هيچ گاه خود را وابسته به بازار تصور نمي كنيم، بلكه اين ديگران هستند كه ما را در مقوله هاي بازار قرار داده اند.



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


جزوه خلاصه زبان تخصصی مهدوی نژاد- دانشگاه تهران جزوه خلاصه زبان تخصصی مهدوی نژاد- دانشگاه تهران د
ساعت | بازدید : 132 | نویسنده : فایل کده | ( نظرات )
جزوه خلاصه زبان تخصصی مهدوی نژاد- دانشگاه تهران

جزوه خلاصه زبان تخصصی مهدوی نژاد- دانشگاه تهران

دانلود جزوه خلاصه  کتاب زبان تخصصی مهدوی نژاد- دانشگاه تهران شامل تمامی نکات اصلی 

تعداد ص: 46

فرمت: PDF

نوع فایل: تایپ شده 

 

* این کتاب به عنوان مهم ترین کتاب درس زبان تخصصی معماری در سالهایا خیر مطرح بوده و سوالات زیادی از آن به صورت نوشتاری و تصویری مطرح گردیده است. 

 



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مقاله35-بررسي رابطه بين سلامت سازماني و تعهد سازماني مدارس راهنمايي دخترانه دولتي از ديدگاه دبيران
ساعت | بازدید : 292 | نویسنده : فایل کده | ( نظرات )
مقاله35-بررسي رابطه بين سلامت سازماني و تعهد سازماني مدارس راهنمايي دخترانه دولتي  از ديدگاه دبيران225

مقاله35-بررسي رابطه بين سلامت سازماني و تعهد سازماني مدارس راهنمايي دخترانه دولتي از ديدگاه دبيران225

فهرست مطالب

عنوان صفحه

چكيده

فصل اول:كليات پژوهش

مقدمه............................................................................................................................. 2

بیان مسئله....................................................................................................................... 4

ضرورت واهمیت تحقیق.................................................................................................. 7

اهداف تحقیق.................................................................................................................. 12

فرضیه های تحقیق........................................................................................................... 13

تعاریف مفهومی وعملیاتی................................................................................................ 14

الف-تعاریف مفهومی – جو سازمانی................................................................................ 14

مدرسه سالم.................................................................................................................... 17

مدرسه ناسالم.................................................................................................................. 17

تعهد سازمانی.................................................................................................................. 18

تعاریف عملیاتی ............................................................................................................. 19

 

فصل دوم:ادبيات وپيشينه پژوهش

مقدمه ............................................................................................................................ 23

ادبیات تحقیق.................................................................................................................. 24

مفاهم وتعاریف سلامت سازمانی....................................................................................... 24

سازمان به عنوان یک سیستم اجتماعی ............................................................................... 27

عناصر یک سیستم اجتماعی.............................................................................................. 28

کارکرد اجتماعی پارسونز.................................................................................................. 30

جوسازمانی..................................................................................................................... 31

مفهوم سلامت................................................................................................................. 33

سلامت سازمانی ............................................................................................................. 34

ابعاد سلامت سازمانی ..................................................................................................... 37

سطح نهادي.................................................................................................................... 37

سطح اداری..................................................................................................................... 37

سطح فنی ...................................................................................................................... 40

ابعاد دهگانه سلامت......................................................................................................... 41

خصوصیات ابعاد سلامت از نظر مایلز............................................................................... 44

مدل سطح تامپسون در ترکیب نگرشهای سازمانی وسلامت سازمانی .................................... 49

ویژگیهای اساسی سازمان سالم.......................................................................................... 50

ویژگیهای اساسی سازمان ناسالم........................................................................................ 52

مفاهیم وتعاریف تعهد سازمانی ........................................................................................ 55

انواع تعهد....................................................................................................................... 59

دیدگاههای مختلف در خصوص ابعاد تعهد سازمانی .......................................................... 62

دیدگاه کانتر.................................................................................................................... 63

دیدگاه اتزیونی................................................................................................................ 64

دیدگاه ایوروسون روی..................................................................................................... 65

دیدگاه استاو وسالانسیک.................................................................................................. 65

دیدگاه آرجریس.............................................................................................................. 66

دیدگاه بیکر..................................................................................................................... 67

دیدگاه مایرواسکورمن...................................................................................................... 67

مدل سه بخشی تعهد سازمانی می یروآلن.......................................................................... 69

اجزاء تعهد سازمانی ........................................................................................................ 72

عوامل موثر بر تعهد سازمانی ............................................................................................ 73

الف- عوامل شخصی ...................................................................................................... 74

ب- عوامل سازمانی ........................................................................................................ 76

ج- عوامل غیر سازمانی ................................................................................................... 77

ماهیت شغل وتعهد سازمانی ............................................................................................ 80

انگیزش وتعهد سازمانی .................................................................................................. 81

تقوی وتعهد سازمانی ...................................................................................................... 82

ضرورت واهمیت تعهد مدیریت....................................................................................... 83

سطوح تعهد سازمانی ...................................................................................................... 85

1- تعهد پایین................................................................................................................. 86

2- تعهد متوسط............................................................................................................... 87

3- تعهد بالا.................................................................................................................... 88

نتایج وپیامدهای تعهد سازمانی ........................................................................................ 91

مدلهای تئوریک تجزیه وتحلیل تعهد سازمانی ................................................................... 95

پایه های تئوریک وتجربی رابطه رضایت شغل با تعهد سازمانی .......................................... 97

نتیجه گیری از مفاهیم سلامت سازمانی ............................................................................. 98

نتیجه گیری از مفاهیم تعهد سازمانی ................................................................................. 100

پیشینه تحقیقات............................................................................................................... 101

تحقیقات داخلی در مورد سلامت سازمانی ........................................................................ 101

تحقیقات داخلی در مورد تعهد سازمانی ........................................................................... 110

تحقیقات خارجی در مورد سلامت سازماني ...................................................................... 116

تحقيقات خارجي در مورد تعهد سازماني .......................................................................... 124

تحقیقات منطبق داخل کشور............................................................................................. 130

تحقیقات منطبق خارج کشور............................................................................................ 132

نتیجه گیری..................................................................................................................... 133

فصل سوم:روش اجراي پژوهش

مقدمه............................................................................................................................. 137

روش تحقیق................................................................................................................... 137

جامعه آماری................................................................................................................... 138

نمونه آماری وروش نمونه گیری........................................................................................ 138

روش جمع آوری داده ها................................................................................................. 140

اعتبار وپایایی پرسشنامه سلامت سازمانی وتعهد سازماني.................................................... 140

الف- پرسشنامه سلامت سازمانی ..................................................................................... 142

ابعاد پرسشنامه سلامت سازمانی ....................................................................................... 142

سطح نهادي.................................................................................................................... 142

سطح اداری ................................................................................................................... 143

سطح فنی ...................................................................................................................... 146

پرسشنامه تعهد سازمانی .................................................................................................. 148

ابعاد پرسشنامه تعهد سازمانی ........................................................................................... 148

الف-تعهد عاطفی ........................................................................................................... 148

ب – تعهد مستمر........................................................................................................... 149

ج- تعهد هنجاری ........................................................................................................... 149

روشهای آماری................................................................................................................ 150

 

 

فصل چهارم:تجزيه وتحليل داده ها

مقدمه............................................................................................................................. 152

داده هاي جمعيت شناسي................................................................................................. 152

توصيف داده ها............................................................................................................... 157

تحليل آماري داده ها........................................................................................................ 159

 

فصل پنجم:بحث ونتيجه گيري

مقدمه............................................................................................................................. 180

خلاصه تحقيق................................................................................................................. 181

یافته های تحقیق براساس صورت کلیه فرضیه ها:

فرضيه اول...................................................................................................................... 181

فرضيه دوم...................................................................................................................... 181

فرضيه سوم..................................................................................................................... 182

فرضيه چهارم.................................................................................................................. 182

فرضيه پنجم ................................................................................................................... 183

فرضيه ششم.................................................................................................................... 183

فرضيه هفتم ................................................................................................................... 184

فرضيه هشتم................................................................................................................... 184

فرضيه نهم...................................................................................................................... 185

فرضيه اصلي تحقيق (فرضيه دهم)..................................................................................... 185

يافته هاي تحقيق براساس متغیرهای تشکیل دهنده فرضیه ها ............................................... 185

آزمون فرضيه اول............................................................................................................ 185

آزمون فرضيه دوم............................................................................................................ 187

آزمون فرضيه سوم........................................................................................................... 188

آزمون فرضيه چهارم........................................................................................................ 189

آزمون فرضيه پنجم.......................................................................................................... 190

آزمون فرضيه ششم.......................................................................................................... 191

آزمون فرضيه هفتم........................................................................................................... 193

آزمون فرضيه هشتم.......................................................................................................... 194

آزمون فرضيه نهم............................................................................................................. 195

آزمون فرضيه دهم............................................................................................................ 197

نتيجه گيري..................................................................................................................... 201

نتايج داده هاي توصيفي .................................................................................................. 204

نتايج داده هاي استنباطي................................................................................................... 205

محدوديتهاي تحقيق......................................................................................................... 208

پيشنهادهاي تحقيق........................................................................................................... 209

الف-پيشنهادهاي مبتني بر يافته هاي تحقيق........................................................................ 209

ب-پيشنهادهاي محقق...................................................................................................... 212

فهرست منابع.................................................................................................................. 214

منابع فارسي.................................................................................................................... 215

منابع انگليسي.................................................................................................................. 222

پيوست ها....................................................................................................................... 224


فهرست جداول

عنوان صفحه

جدول 3-1 : تعداد دبیران مدارس راهنمایی دخترانه شهر تهران به تفکیک هر منطقه.............. 138

جدول 3-2 : تعداد دبیران پنج منطقه ................................................................................ 139

جدول 3-3 : گویه های مربوط به سطح نهادی .................................................................. 143

جدول 3-4 : گویه های مربوط به سطح اداری ................................................................... 145

جدول 3-5 : گویه های مربوط به سطح فنی ...................................................................... 147

جدول 3-6 : گویه های مربوط به تعهد عاطفی................................................................... 148

جدول 3-7 : گویه های مربوط به تعهد مستمر ................................................................... 149

جدول 3-8 : گویه های مربوط به تعهد هنجاری................................................................. 150

جدول 4-1:توزيع فراواني نمونه ها به تفكيك منطقه آموزشي............................................... 152

جدول 4-2:توزيع فراواني نمونه ها به تفكيك سن.............................................................. 153

جدول 4-3:توزيع فراواني نمونه ها به تفكيك سابقه كار...................................................... 154

جدول 4-4: توزيع فراواني نمونه ها به تفكيك ميزان تحصيلات........................................... 155

جدول 4-5: توزيع فراواني نمونه ها به تفكيك رشته تحصيلي ............................................. 156

جدول 4-6:شاخص هاي آماري مربوط به متغيرهاي تعهد سازماني ...................................... 157

جدول 4-7:شاخص هاي آماري مربوط به متغيرهاي سلامت سازماني .................................. 158

جدول 4-8: شاخص هاي آماري مربوط به بعد ساختدهي و ابعاد سه گانه تعهد سازماني........ 159

جدول 4-9:همبستگي بين بعد ساختدهي سلامت سازماني وابعاد سه گانه تعهد سازماني......... 160

جدول 4-10:شاخص هاي آماري مربوط به بعد ملاحظه گري وابعاد سه گانه تعهد سازماني ... 161

جدول 4-11:همبستگي بين بعد ملاحظه گري وابعاد سه گانه تعهد سازماني.......................... 162

جدول 4-12:شاخص هاي آماري مربوط به بعد حمايت منابع وابعاد سه گانه تعهد سازماني.... 163

جدول 4-13:همبستگي بين بعد حمايت منابع وابعاد سه گانه تعهد سازماني.......................... 164

جدول 4-14:شاخص هاي آماري مربوط به بعد روحيه وابعاد سه گانه تعهد سازماني ............ 165

جدول 4-15:همبستگي بين بعد روحيه وابعاد سه گانه تعهد سازماني.................................... 166

جدول 4-16:شاخص هاي آماري مربوط به بعد تأكيد علمي وابعاد سه گانه تعهد سازماني...... 167

جدول 4-17:همبستگي بين بعد تأكيد علمي وابعاد سه گانه تعهد سازماني ............................ 168

جدول 4-18:شاخص هاي آماري مربوط به بعد يگانگي نهادي وابعاد سه گانه تعهد سازماني.. 169

جدول 4-19:همبستگي بين بعد يگانگي نهادي وابعاد سه گانه تعهد سازماني ........................ 170

جدول 4-20:شاخص هاي آماري مربوط به سلامت سازماني وتعهد عاطفي........................... 171

جدول 4-21:همبستگي بين سلامت سازماني وتعهد عاطفي................................................. 172

جدول 4-22:شاخص هاي آماري مربوط به سلامت سازماني وتعهد مستمر .......................... 173

جدول 4-23:همبستگي بين سلامت سازماني وتعهد مستمر.................................................. 173

جدول 4-24:شاخص هاي آماري مربوط به سلامت سازماني وتعهد هنجاري ........................ 174

جدول 4-25:همبستگي بين سلامت سازماني وتعهد هنجاري .............................................. 174

جدول 4-26:شاخص هاي آماري مربوط به ابعاد سلامت سازماني وابعاد تعهد سازماني.......... 175

جدول 4-27:ماتريس همبستگي بين ابعاد سلامت سازماني وتعهدسازماني............................. 176

جدول 4-28:شاخص هاي آماري مربوط به سلامت سازماني وتعهد سازماني ........................ 177

جدول 4-29:همبستگي بين سلامت سازماني وتعهد سازماني............................................... 177


فهرست نمودارها

عنوان صفحه

نمودار4-1:فراواني نمونه ها به تفكيك منطقه آموزشي.......................................................... 152

نمودار 4-2: فراواني نمونه ها به تفكيك سن ..................................................................... 153

نمودار4-3: فراواني نمونه ها به تفكيك سابقه كار................................................................ 154

نمودار4-4: فراواني نمونه ها به تفكيك ميزان تحصيلات .................................................... 155

نمودار 4-5: فراواني نمونه ها به تفكيك رشته تحصيلي....................................................... 156

نمودار 4-6:مقايسه ميانگيني نمرات مربوط به متغيرهاي تعهد سازماني ................................. 157

نمودار 4-7:مقايسه ميانگين نمرات مربوط به متغيرهاي سلامت سازماني................................ 158


فهرست شکلها

شکل 2-1 : عناصر سیستم اجتماعی مدرسه ....................................................................... 28

شکل 2-2 : نقش های مربوط به مدیر ............................................................................... 61

شکل 2-3 : ابعاد تعهد سازمانی از دیدگاه آرجریس............................................................ 66

شکل 2-4 : مدل سه بخشی تعهد سازمانی می یر و آلن ..................................................... 70

شکل 2-5 : عمده ترین عوامل تعهد سازمانی .................................................................... 74

شکل 2-6 : مدل ویژگی های شغلی هاکمن و اولدهام ....................................................... 81

چکیده تحقیق

در این پژوهش به دو ضرورت اصلی در سازمانها که امروزه از جمله مسائل مهم به شمار می رود، یعنی سلامت سازمانی وتعهد سازمانی در مدارس راهنمایی دخترانه دولتی از دیدگاه دبیران در سال 87-86 پرداخته شده است.

فرضیۀ اصلی تحقیق بررسی رابطه بین سلامت سازمانی وتعهد سازمانی در مدارس راهنمایی دخترانه دولتی از دیدگاه دبیران در سال 87-86 است.

هدف از این تحقیق بررسی رابطه بین سلامت سازمانی وتعهد سازمانی در جامعۀ آماری وارائه پیشنهادها وراهکارهایی جهت بهبود امور مدارس به مسئولان آموزش وپرورش

جامعه تحقیق عبارت بود از : کلیۀ دبیران مقاطع راهنمایی شهرتهران که ازاین جامعه به حجم 8500 نفر، نمونه ای با حجم 380 نفر با استفاده از جدول «کرجسی ومورگان» تعیین و به صورت نمونه گیری تصادفی مرحله ای انتخاب شد

برای جمع آوری اطلاعات از سه نوع پرسشنامه مشخصات فردی، سلامت سازمانی وتعهد سازمانی استفاده شد.

این تحقیق از نوع توصیفی بوده که از روش همبستگی استفاده شده است.

وکلیۀ عملیات آمار توصیفی واستنباطی پژوهش با استفاده از نرم افزار spss انجام گرفت وسطوح احتمال خطا پذیریر 01/0=x منظور شد وبا توجه به آزمون فرضیه ها نتایج زیر به دست آمد.

  1. بین سلامت سازمانی در بعد ساختدهی وتعهد سازمانی معلمان در جامعه آماری رابطه مستقیم وجود دارد.
  2. بین سلامت سازمانی در بعد ملاحظه گری(رعایت ) وتعهد سازمانی معلمان در جامعه آماری رابطه مستقیم وجود دارد.
  3. بین سلامت سازمانی در بعد روحیه وتعهد سازمانی معلمان در جامعه آماری رابطه مستقیم وجود دارد.
  4. بین سلامت سازمانی در بعد حمایت منابع وتعهد سازمانی معلمان در جامعه آماری رابطه مستقیم وجود دارد.
  5. بین سلامت سازمانی در بعد تأکید علمی وتعهد سازمانی معلمان در جامعه آماری رابطه مستقیم وجود دارد.
  6. بین سلامت سازمانی در بعد یگانگی نهادی وتعهد سازمانی معلمان در جامعه آماری رابطه مستقیم وجود دارد.
  7. بین سلامت سازمانی وافزایش تعهد عاطفی در جامعه آماری رابطه وجود دارد.
  8. بین سلامت سازمانی وافزایش تعهد مستمردر جامعه آماری رابطه وجود دارد.
  9. بین سلامت سازمانی وافزایش تعهد هنجاری در جامعه آماری رابطه وجود دارد.
  10. بین سلامت سازمانی وتعهد سازمانی در جامعه آماری رابطه ی مستقیم وجود دارد.

 


 

 

 

 

مقدمه

چون انسان موجودي است زيستي و رواني، لذا نيازهاي او در قلمرو زيستي و رواني قرار دارد . سرشت نيازمند انساني او را به زندگي اجتماعي سوق مي دهدو به او مي آموزد كه بايد روابط خود را با محيط و انسان ها برقرار سازد. محيط بي جان و جاندار قادر به تاثير در او هستند، در سايه تاثيرات محيطي انسان ها ، عكس العمل نشان مي دهند وبه زبان روان شناسي از خود بروز رفتار مي كنند (عسكريان، 1383، ص 75 و 76).

شخصيت هر عضو سازماني در قالب الگوهاي رفتار سازماني او مشخص مي شود، الگوهاي رفتاري فرد در سازمان مي تواند تابعي از الگوهاي مديريتي آن سازمان باشد. شخصيتي كه زيرساز آن، شخصيت خود فرد قبل از ورود به سازمان است و تاثيرات عوامل محيطي مختلف در سازمان در لايه هاي فرهنگي فرد از عوامل تشكيل دهندة شخصيت اوست. (عسکريان، 1385، ص 102)

پس رفتار سازماني از كنش ها و واكنش هاييكه اعضاي سازمان با در نظر گرفتن تاثير فرهنگ و هويت سازماني، ارزش هاي رايج، هدف مشترك سازماني، هماهنگي يا فعاليت ساير افراد سازمان از خود بروز مي دهند، تشكيل يافته است. به طور كلي زماني كه فرد وارد سازمان مي شود، انتظار دارد در قبال در اختيار دادن انرژي و مهارت خود ، از سازمان دريافتي داشته باشد . يعني يك مبادله و معامله اي بين فرد و سازمان پديد مي آيد و اين رابطه زماني موفقيت آميز تلقي مي شود كه فرد احساس كند توانايي و مهارتي كه در اختيار سازمان قرار مي دهد كمتر از حقوق و مزايايي است كه دريافت مي كند و سازمان نيز با توجه به مخارجي كه افراد مي پردازند، منفعت قابل قبولي را به دست مي آورد . بنابراين هنگامي كه دو طرف موجود در رابطه سازماني خشنود باشند، پديده اي رخ مي دهد كه به آن سينرژي مي گويند(نياز آذري، 1381، ص 46 و ص 61)

به عبارت ديگر فرايند رهبريت اثری مستقيم بر توانايي سازمان در ارضاي نياز هاي كارمندان، ايجاد جو مطلوب كاري و اثر بخشي دارد. اين فرايند شامل مباحثي از جمله مهارت هاي رهبريت، استراتژي ها ، رفتار، خط مش هاي مديريت يا بوروكراسي: ارتباطات، حل درگيري ها و مسائل، انگيزش، تعهد به اهداف سازماني و روحيه مي باشد (شيرازي، 1373، ص 282).

يكي از عناصر عمده اي كه تشكل سازمان هاي آموزشي بدون آن امكان پذير نیستند ، نيروي انساني آموزشي آن سازمان ها يعني معلم است كه صرفاً در امر تدريس و برخوردار بودن معلم از دانش وسيع نمي تواند، ملاك اصلي براي اشتغال پايگاه اجتماعي و مقام معنوي معلم باشد، بلكه شرايط خاص ديگري نيز مي خواهد ، برخورداري از شرايط خاص، به منظور ايجاد دگرگوني هاي لازم در فتار دانش آموز و تكميل استنتاجات او از مفاهيم است (عسکریان، 1385، ص 47).

بنابراين وجود نيروي انساني وفادار به اهداف و ارزش هاي سازمان و تمايل به حفظ عضويت در آن تمايل خواهد داشت كه با تمام تلاش و كوشش خود فراتر از وظايف و مسئوليت هاي تعيين شده در چارچوب شرح و شغل فعاليت مي كند . چرا كه احساس تعهد دروني و الزام عملي نسبت به وظيفه بزرگترين عامل اجرايي براي ممانعت از هر گونه قصور در انجام كار مي باشد (بابايي،‌1376، ص 55).

از ميان همه اشكال تعهد، تعهد سازماني [1] لذت بخش تر،‌ پر جاذبه تر، رايج تر به نظر مي رسد به طوري كه اين علاقه مندي و توجه از طريق مطالعات متعددي كه روابط بين تعهد سازماني و پيش شرطها و پيامدهايش را مورد بررسي قرار داده اند قابل مشاهده است (اشرفي، 1374).

اما انچه كه به دنبال تلاش هاي علمي قابل ملاحظه اي كه در دهه هاي اخير صورت گرفته و در پي توضيح و سنجش جو اجتماعي مدارس بوده، بحث سلامت سازماني[2] جلب نظر مي كند.

سلامت سازماني به وضعي فراتر از اثر بخشي كوتاه مدت سازمان دلالت داشته و به مجموعه اي از خصايص سازماني نسبتاً پر دوام اشاره مي كند،‌يك سازمان سالم،‌به اين معنا ، نه فقط در محيط خود پايدار مي ماند،‌بلكه دردراز مدت قادر است به اندازه كافي با محيط خود سازگار شده، توانائيهاي لازم را براي بقاي خود پيوسته ايجاد كند و گسترش دهد (مايلز، 1969).

در اين تحقيق بحث سلامت سازماني و رابطه آن با تعهد سازماني از ديدگاه دبيران مطرح است.

كه جهت رسيدن به وضع مطلوب و اثر بخش كه ناشي از رضايت شغلي درسازمان (مدارس) است مي توان به عوامل مختلفي از جمله سلامت سازماني اشاره كرد كه در راستاي تحقق سلامت شازماني، تعهد سازماني نيز برآورده خواهد شد ، كه اين تحقيق رابطه بين اين دو مقدار مي باشد.

 

بيان مسئله

بسياري از مردم در داخل يك سازمان متولدشده ، در سازماني ديگر تحصيل كرده و بسياري از دارايي خود را از سازمان كسب كرده اندو در درون يك سازمان از دنيا رفته اند. بسياري از فعاليت هاي آنها توسط سازماني به نام دولت تنظيم مي شود اكثر افراد بالغ بهترين ايام عمرشان را به كار براي سازمان ها و داخل آنها مي گذرانند . پس سازمان ها تاثيري بر زندگي انسان ها ندارند و توجه به علل و چگونگي اقدامات سازمان ها لازم است (الواني، 1380، ص 16).

يكي از چار چوب هاي نظري مشهور سودمند در مورد تعريف و توضيح و سنجش جو اجتماعي مدارس سلامت سازماني است انديشه سلامت كامل در اين سازمان ، توجه را به عواملي كه رشد و شكوفايي آن را تسهيل و نيز به شرايطي كه از پويا ييهاي كامل آن جلويگري مي كنند، جلب ميكند.

بررسي سلامت سازماني يك سازمان آموزشي ، احتمالاً در ايجاد تعهد سازماني و رضايت شغلي نيز ياري بخش است.

يك سازمان سالم، نه فقط در محيط خود پايدار مي ماند، بلكه در دراز مدت قادر است به اندازه كافي با محيط خود سازگار شده، توانائيهاي لزم را براي بقا خود پيوسته ايجاد كندو گسترش دهد (مايلز1999).

انسان كوشش مي كند كه بر اساس يك عمل فكري مبناي معقول براي رفتار خود بيايد. علت اين است كه انسان در بين صد ها هزار انواع موجودات كه داراي مغز هستند، تنها موجودي است كه در بسيار موارد با‌آگاهي نسبت به خود و دنياي اطراف تفكر مي نمايد و با توجه به عوامل ارثي و پرورش شخصيت خودرفتار خاصی را صحيح و منطقي جلوه مي دهد. رفتار مفهوم هدفمدار[3] است. يعني جهت حصول هدف خاصي برانگيخته مي شود و ممكن است همواره آگاهانه و به صورت ناخودآگاه سرزند. واحد اساسي رفتار فعاليت [4] است. به عبارت ديگر رفتار سلسله اي از فعاليت ها است كه در يك واحد زماني از يك نفر بروز مي كند (نياز آذري، 1381، ص44).

پس فردي كه به عضويت يك سازمان آموزشي درآمده، وظيفه وشغلي به اومحول شده و از ان پس ارتباط و تعهد بين او وسازمان آموزشي ايجاد مي شود. (نياز آذري، 1381،‌ص 47).

بنابراين يكي از دغدغه هاي بسياري از سازمان ها به ويژه سازمان هاي آموزشي كه رابطه تنگاتنگي با انسان ها دارد و از حساس ترين و پيچيچده ترين سازمان ها به حساب مي آیند . تعهد نيروهاي انساني اين سازمان ها به كار و حرفه خويش است چرا كه بدون تعهد و دلسوزي مربی نمي تواند رابطه مطلوبي با كاركنان و به ويژه دانش آموزان برقرار كند و وظيفه ي خطير آموزش و پرورش را در آن ها به منصه ظهور برساند و از آنجايي كه عوامل بسياري در اين امر دخيل هستند پس مطالعه ی اين عوامل به ما كمك مي كند شرايط و ويژگي هاي محيط سالم را كه از هر گونه فشار نابجا از طرف محيط خارجي بوده و نيز ارتباط منطقي با جامعه دارد، را بشناسيم و با استفاده ي بهينه از تمامي عوامل بتوانيم تمامی شرايط را براي تعليم و تربيت فراهم سازيم.

تعهد سازماني مقولة مهم و حياتي در سازمان ها بوده كه عمر نسبتاً كوتاهي از آن در مديريت رفتار سازماني سپري شده است. تعهد سازماني افراد با توجه به ساختار سازمان از لحاظ تمركز، تكراري بودن، ارتباطات مناسب، اندازه سازمان، حقوق و فرصت هاي ارتقاء،‌عادلانه بودن، توزيع انسجام، بار نقش و همچنين ويژگي هاي فردي شامل مشاركت شغلي،‌سابقه فرصت، ميزان تحصيلات، تجربه خدمت و ويژگي هاي محيطي شامل فرصت هاي شغلي و مسئوليت خانوادگي تفاوت دارد (ساروقي، 1375، ص68).

هر اندازه فرد در شغل محوله داراي سطح بالاتري از مسئوليت ، استقلال و شغل مورد علاقه و غير تكراري باشد تعهد سازماني بيشتري ابراز مي دارد، همچنين افرادي كه از سرپرستان خود و عدالت ارزيابي بازده كاري خويش، رضايت بيشتري دارند و احساس مي كنند كه سازمان در مسائل رفاهي به آنان توجه بيشتري دارد، سطح تعهد بالاتر دارند،‌در مقابل فرصتهاي ارتقاء شغل كمتر، تنش بيشتر و ابهامات مربوط به شغل تمايل به نشان دادن سطح پايين تر تعهد را به وجود
مي آورد(استرون، 1377، ص 73)

عدم احساسات تعهد مشكل بزرگي درسازمان ها ايجاد مي كند كه عملكرد نيروي انساني را تحت تاثير قرار مي دهد كه با عوامل زيادي در ارتباط است و يكي از ان ها عوامل محيط و جو سالمي است كه در سازمان برقرار است.

بررسي سلامت سازماني مدارس راهنمايي دخترانه در این پژوهش از اين جهت اهميت دارد كه نشان مي دهد وضعيت موجود اين مدارس در ابعاد شش گانه سلامت سازماني چيست ؟

و همچنين تعهد سازماني آنها به چه ميزان است و ثانياً هر يك از ابعاد شش گانة سلامت سازماني داراي چه رابطه با اجزاء سه گانه تعهد سازماني (عاطفي، هنجاري، مستمر) مي باشد كه اين ميزان از ديدگاه دبيران مدارس راهنمايي دخترانه بررسي مي شود.

و با بررسي سلامت سازماني در رابطه آن با تعهد سازماني مشخص شود تا چه ميزان سلامت سازماني و تعهد سازماني در جامعه مورد نظر با هم رابطه دارند تا از اين طريق بتوان موانع را شناسايي كرد تا بدين گونه مشكلاتي كه در سر راه بازدهي منابع آموزشي كه گريبانگير آموزش و پرورش است، كاهش يابد. چون كه اگر مدارس از سلامت سازماني برخوردار نباشد، موجب نامطلوب شدن رفتار سازماني كاركنان خواهد شد.

با توجه به مطالب مذكور :

محقق در راستاي پاسخ يابي به سوالات زير قرار دارد؟

- سلامت سازماني موجود در مدارس راهنمايي دخترانه شهر تهران از نظر دبيران در چه حدي است؟

- بين سلامت سازماني و تعهد سازماني چه رابطه اي وجود دارد؟

 

ضرورت و اهميت تحقيق:

آموزش و پرورش كه داراي هدفهاي معنوي و اقتصادي است و سعي دارد كه فرد را درتحقيق آن هدفها به فعاليت نهادي وا دارد، امروزه دربيشتر جوامع از اهميت خاصي برخوردار است اهميت عمده نهاد آموزش و پرورش در نقش اجتماعي آن است كه با توجه به سازندگي فرد، در آماده نمودن او جهت زندگي در ميان انسان ها نيز همت گماشت، اين نقش با دادن يك سري از دانستني ها ناشي شده از فرهنگ جمعي بر فرد، برآورده مي شود و بدين نحو،‌ تعليم و تربيت ضمن دادن آمادگي به شخص جهت رفع نياز هاي مادي و معنوي خود، در كمك به مرتفع ساختن حوائج جمعي نيز او را آماده مي سازد (عسكريان،‌1376، ص 11).

پس آموزشگاه كه به منزله ركن اساسي سازمان تعليم و تربيت رسمي در تحقق هدف هاي مذكور كوشش مي كند امروزه به عنوان مهمترين عوامل ايفاگر نقش انسان سازي به شمار مي رود و به عنوان يك واقعيت اجتماعي ، ارتباطي مستمر با جامعه پيدا مي كند (همان منبع،ص14)

در مسير تحول و توسعه جوامع به خصوص جوامع صنعتي نقش نيروهاي انساني واجد تعليم و تربيت صحيح و متخصص بسيار زياد بوده است و آموزش و پرورش پويا و سالم نقش كليدي در پرورش اين نيرو ها را دارا است.

سلامت به معناي فقدان بيماري و نارسايي به طور معمول در يك ارگانيسم (موجود زنده) مطرح مي شود كه به زعم ماتيو مايلز [5] صرف نظر از مشكلاتي كه «ارگانيسم پنداري سازمان » و «نوع آرماني» بودن مفهوم «سلامت كامل » به بار مي آورند رويكرد «سلامت سازماني» از لحاظ فهم پويايي هاي سازمان ها و پژوهش و كوشش در جهت بهسازي آن ها ، مزاياي علمي قابل ملاحظه اي دارد .

پارسونز معتقد است كه همة نظام هاي اجتماعي بايد براي استمرار فعاليت و رشد و بقاي خود، چهار مسأله اساسي زير را حل كنند: ( اسكات، ترجمه بهرنگي،1373، ص156 )

1- به دست آوردن منابع كافي و انطباق با محيط (كاركرد انطباق)

2- يقين و تحقق هدف ها (كاركرد تحقق هدف ها )

3- حفظ همبستگي در درون نظام (كاركرد يگانگي)

4- ايجاد حفظ ارزش هاي بي همتاي نظام (كاركرد پنهان يكپارچگي هنجاري)

بنابراين ساز مانها از جمله مدارس؛ بايد دو دسته نياز هاي ابزاري [6] (انطباق و تحقق هدف) و نياز هاي بياني [7] (يگانگي اجتماعي و يكپارچگي هنجاري ) را اضافه كنند . در واقع فرض بر اين است كه سازمان هاي سالم هر دو دسته نياز هاي فوق را تامين ميكنند .

در چارچوب جديد ، سلامت سازماني مدرسه به وسيله شش بعد كه روي هم رفته الگوهاي رفتار و تعامل هاي ويژه درون مدرسه را تشكيل مي دهند، توصيف مي شود اين ابعاد عبارتند از :

يگانگي نهادي،‌نفوذ مدیر، ملاحظه گري، ساخت دهي‌، پشتيباني منابع، روحيه و تاكيد علمي . اين اجزاي مهم هر دو دسته نياز هاي ابزاري بياني نظام اجتماعي راتامين كرده سطح مسئوليت و نظارت موجود در مدرسه را معرفي مي كنند.

از طرفي ديگر بيان تعهد مساله اي است كه سده ها پيش از اين مورد توجه پيشوايان ديني ما بوده است و اين بزرگواران در گفتارها و نوشتارهاي خود اين مساله را به روشني بيان كرده اند. در عهد نامه حضرت علي بن ابيطالب عليه السلام به مالك اشتر موضع انتخاب كارگزاران متعهد مطرح شده و لزوم رعايت آن به وضوح يادآوري شده است.

امروزه در ادبيات رفتار سازماني، ‌تعهد سازماني به عنوان يكي از نگرش هاي مربوط به كار در دهه هاي اخير تحقيقات زيادي را شامل شده است اين تحقيقات بيانگر آن است كه عومل موثر بر تعهد سازماني و همچنين نتايج حاصل از پيامد هاي تعهد سازماني قابل توجه بوده ومورد علاقه بسياري از صاحب نظران رفتار سازماني واقع گرديده است.

به عقيده سالانسيك[8] تعهد حالتي است در انسان كه در‌آن فرد با اعمال خود از طريق اين اعمال اعتقاد مي يابد كه به فعاليت ها تداوم بخشد و مشاركت موثر خويش را در انجام آن ها حفظ كند (پرتر و همكارانش، 1974) .

تعهد سازماني رادرجة نسبي هويت فرد با سازمان و مشاركت او در آن تعريف كرده اند . در اين تعريف، تعهد سازماني سه عامل زير را شامل مي شود:

1- اعتقاد به اهداف و ارز شهاي سازمان

2- تمايل به تلاش شديد در راه سازمان

3- خواست عميق ادامه عضويت درسازمان (ساروقی1374، ص146).

از جايي كه سازمان هاي تربيتي تغذيه دهندة ساير سازمان ها هستند لذادر جوامع پيشرفته موسسات تربيتي از اهميت خاصي برخوردارند (عسكريان، 1373، ص 33).

بنابراين نظام هاي آموزشي به مربياني نياز دارد كه با تعهد سازماني بالا به نفع نظام آموزشی فراتر از وظايف محوله تلاش نمايند. چرا كه چنين مشاغل حساسي ازاهميت ويژه اي برخوردار بوده و ضمانت تعليم و تربيت فرزندان در جامعه درگرو تعهد دبيران مي باشد كه بارفتار خود بردانش آموزان بر‌آنان تاثير مي گذارند .

از دلايل اهميت اين موضوع آن است كه تعهد سازماني به عنوان يك نگرش و طرز تلقي كاري قادر است در عملكرد رفتاري دبيران نقش قابل ملاحظه اي داشته باشد و اطلاعات مفيدي را جهت تحقق اهداف و بهبود عملكرد براي دبيران فراهم آورد و نشان مي دهد كه تا چه ميزان اجزاء سه گانه تعهد در مدارس وجود دارد .

از طرفي سلامت سازماني نيز از اين جهت اهميت دارد كه نشان مي دهد وضعيت موجود در مدارس در ابعاد شش گانه سلامت سازماني چگونه است ؟ نقاط قوت و ضعف اين مدارس در كدام ابعاد است؟

آيا دبيران از روحيه خوب و بالايي برخوردارند؟ تا چه حدي به تحصيل و آموزش اجر و بها داده مي شود؟

رفتار مديران با دبيران بيشتر رابطه دار است يا ضابطه مدار ؟ در مدارس كه محيط آموزشي محسوب مي شوند و بايستي روابط انساني در آن بيشتر مطرح باشد آيا رفتار مديران بيشتر همراه با ملاحظه و مراعات است يا متكي بر قوانين و مقررات و ساختدهي وظايف و اين كه چه كاري ، چه موقع، در چه مكاني و چگونه انجام شود .

سلامت سازماني روشن مي سازد اين آموزشگاهها آيا از امكانات و تجهيزات و منابع لازم و كافي براي آموزش و تحصيل و تدريس برخوردار هستند؟ آيا شرايطي فراهم است كه وسايل آموزشي در اختيار دانش آموزان و دبيران قرار بگيرد ؟ سلامت سازماني نشان دهندة نوع رابطه مدير با كاركنان و رؤسا است و مشخص مي كند آيا مدير مدرسه از توانايي اداره امور و هماهنگي بين اعضاء برخوردار است ؟ سلامت سازماني از جنبة ديگري حائز اهميت است و آن اين كه نشان دهندة رابطة مدرسه با جامعه است سلامت سازماني روشن مي سازد ميزان مشاركت و يا دخالت اولياء در امور اداري و آموزشي مدرسه چگونه است ؟ آيا مدارس راهنمايي نسبت به پيشنهادها و علايق والدين در امور آموزشي مدرسه علاقه مند هستند؟

پس براي ان كه جامعه اي پيشرفته و سالم داشته باشيم و براي آن كه مدرسه اي سالم داشته باشيم بايد تمام عوامل آن با هم هماهنگ باشند و جوي مناسب بر‌آن حاکم باشد، پس جو مفهومي بسيار مهم و اساسي است كه يكي از ديدگاه هاي جو مدارس مفهوم پويائي هاي سازماني (سالم – ناسالم) مي باشد، حال اهميت سلامت سازماني در چيست ؟ يك سازمان همواره براي بقاي خود با مشكلات موجود چه در ارتباط با محيط و چه در درون سازمان مبارزه مي كند . لازمه مبارزه با مشكلات، شناخت آنها و ابعاد مختلف آنها مي باشد. سازمان سالم، سازماني است كه براي ادامه ي حيات خود قادر است به هدفها و مقاصد انساني خود دست يابد ، موانعي كه در دستيابي به اهدافش با آن مواجه مي شود ، بشناسد و اين موانع را از پيش پا بر دارد . سازماني سالم است كه درباره ي خود و موقعيتي كه در آن قرار گرفته واقع بين باشد قابل انعطاف باشد و براي مقابله با هر مشكلي بهترين منابع خود را به كار گيرد ( ساعتچي، 1374، ص 101).

وضعيت سلامت سازماني يك اصل تعيين كننده ي پيشرفت تحصيلي دانش آموز،‌تعهد سازماني كاركنان، گرايش انساني معلمان و اعتماد معلمان به همكارن و مديران مدارس است. مدارس سالم معلماني متعهد دارند كه به يكديگر و به مدير اعتماد دارند و به معيار هاي تحصيلي بالاتر معتقدند . داراي جو باز هستند و معلمان و دانش اموزان موفقي دارند در چنين مدارس پيشرفت آموزشي و رشد حرفه اي معلمان، هدفهاي قابل تحقيق محسوب مي شود (علاقه بند، 1378، ص 28 و 29).

پس مي توان گفت كه سلامت سازماني يكي از عوامل اثر گذار براي ادامه ي حيات سازمان هاي آموزشي مي باشد و در ميزان تعهد معلمان و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان تاثير بسزايي دارد با توجه به ابعاد متفاوت ، مي توان در سياست گذاري ها و برنامه ريزي ها و تعيين اهداف طوري عمل كرد تا كاستي ها و نواقص امور به حداقل كاهش يابد .

 

 

 


اهداف تحقيق :

هدف كلي :

در اين تحقيق هدف كلي عبارتند از :

بررسي رابطه بين سلامت سازماني و تعهد سازماني از ديدگاه دبيران در مدارس راهنمايي دخترانه دولتی شهر تهران .

اهداف ويژه :

اهداف ويژه در اين تحقيق عبارتند از :

1- بررسي رابطه بين سلامت سازماني در بعد ساخت دهي و تعهد سازماني معلمان در جامعه‌ آماري

2- بررسي رابطه بين سلامت سازماني در بعد ملاحظه گري و تعهد سازماني معلمان در جامعه‌ آماري

3- بررسي رابطه بين سلامت سازماني در بعد ساخت دهي و تعهد سازماني معلمان در جامعه‌ آماري

4- بررسي رابطه بين سلامت سازماني در بعد حمايت منابع و تعهد سازماني معلمان در جامعه‌ آماري

5- بررسي رابطه بين سلامت سازماني در بعد تاكيد علمي و تعهد سازماني معلمان در جامعه‌ آماري

6- بررسي رابطه بين سلامت سازماني دو بعد يگانگي نهادي و تعهد سازماني معلمان در جامعه‌ آماري

 

 

 

فرضيه هاي تحقيق:

فرضیه اصلی :

بين سلامت سازماني و تعهد سازماني معلمان در مدارس راهنمايي دخترانه شهر تهران رابطه وجود دارد.

 

فرضيه هاي جزئي :

1- بين سلامت سازماني در بعد ساختدهي و تعهد سازماني معلمان در جامعه آماري رابطه وجود دارد.

2- بين سلامت سازماني در بعد ملاحظه گري و تعهد سازماني معلمان در جامعه آماري رابطه وجود دارد.

3- بين سلامت سازماني در بعد روحيه و تعهد سازماني معلمان در جامعه آماري رابطه وجود دارد.

4- بين سلامت سازماني در بعد حمايت منابع و تعهد سازماني معلمان در جامعه آماري رابطه وجود دارد.

5- بين سلامت سازماني در بعد تاكيد علمي و تعهد سازماني معلمان در جامعه آماري رابطه وجود دارد.

6- بين سلامت سازماني در بعد يگانگي نهادي و تعهد سازماني معلمان در جامعه آماري رابطه وجود دارد.

7- بين سلامت سازماني وافزايش تعهد عاطفي در جامعه آماري رابطه وجود دارد.

8- بين سلامت سازماني وافزايش تعهد مستمر در جامعه آماري رابطه وجود دارد.

9- بين سلامت سازماني وافزايش تعهد هنجاري در جامعه آماري رابطه وجود دارد.

10- بين سلامت سازماني وتعهد سازماني در جامعه آماري رابطه وجود دارد.

تعاريف مفهومي وعملياتي

الف:تعاريف مفهومي

جو سازماني

جو يا اقليم اصطلاحي است كه به ادراك معلمان از حيطه عمومي كار در مدرسه اطلاق مي شود و متأثر از سازمان رسمي، غير رسمي، شخصيت افراد رهبري سازمان است،‌به عبارت ساده تر مجموعه اي از خصوصيات داخلي كه موجب تمايز مدارس از يكديگر شده و در رفتار اعضاء آنهاتأثير دارد، جو سازماني مدارس ناميده مي شود (مسيكل، ترجمه عباس زاده، 1371،‌ج 2، ص 17).

يكي از چارچوب هاي نظري مشهور و سودمند در مور توضيح سنجش جو اجتماعي مدارس، «سلامت سازماني» [9] است. پايه و اساس اين نظريه بر مطالعات و تحقيقاتي كه پارسونز و همكاران او بالز و شيلز[10] (1967) انجام داده اند قرار دارد . پارسونز معتقد بود اگر جامعه بخواهد از بقاء و توسعه برخودار باشد، لازم است چهار مشكل عمومي را كه در مقابل همه سيستم هاي اجتماعي قراردارد،‌به طور موفقيت آميزي حل كند، ‌اين مسائل عبارتند از : انطباق [11] (سازگاري) با محيط اطراف، كسب هدف [12] (هدف سازگاري)، يگانگي [13] يا حفظ هدف دربين اعضاء ، ايجاد و ناپيدايي [14] كه دربرگيرندة حفظ و تجديد الگوهاي انگيزشي و فرهنگي است (هوي و ميسكل، 1382، ص 67).

سلامت سازماني مطرح شده در اين تحقيق در چهارچوب طرح پارسونز در سه سطح فني و اداري و نهادي و شش بعد : ساختدهي، ملاحظه گري، حمايت منابع، روحيه، تاكيد علمي – يگانگي نهادي در مدارس دخترانه راهنمايي شهر تهران مي پردازد.

1-سطح فني:

محصول سازمان را توليد مي كند. در مدارس كاركرد تفكيكي عبارت از فراگرد آموزش و يادگيري است كه معلمان مستقيماً در اين رابطه مسئوليت دارند. دانش آموزان تعليم ديده و تربيت يافته محصول مدارس هستند و كل خرد سيستم تكنيكي به گرد محور مشكلاتي
مي چرخد كه به آموزش و يادگيري اثر بخش مربوط است. اين سطح فني داراي ابعاد و روحيه و تاكيد علمي است.

الف: روحيه : به احساس اطمينان، اعتماد، همدردي و دولتي كه در بين معلمان وجود دارد اشاره ميكند .

ب: تاكيد علمي: به تاكيد مدرسه براي يادگيري دانش آموزان اشاره مي كند . اهداف علمي سطح بالا ولي قابل حصول براي دانش آموزان وضع شده است (هوي و ميسكل 1382، ص 451 و ص 453)

2- سطح نهادي :

سازمان را با محيط پيوند مي دهد . داشتن مشروعيت و حمايت اجتماعي براي مدارس اهميت دارد. مديران و معلمان براي انجام وظايف خود به طور هماهنگ، بدون فشار غير لازم و دخالت افراد و گروه ها از خارج از مدرسه به پشتيباني نياز دارد كه اين سطح داراي بعد يگانگي نهادي است:

الف : يگانگي نهادي: مدرسه اي را توضيح مي دهد كه داراي يگانگي در برنامة آموزشي خود مي باشد مدرسه به علايق كوچك از طرف جامعه محلي و درخواست هاي والدين مستعد است و قادر است كه به طور موفقيت آميزي با نيروهاي بيروني مخرب سازش كند. (نياز نهادی )(همان منبع)

3-سطح اداري:

ميانجي تلاش هاي داخلي سيستم بوده، آنها را كنترل ميكند، فراگرد اداري عبارت از كار كرد مديريت است،‌فراگردي كه از نظر كيفي از تدريس متفاوت است مديران، كاركنان اداري اصلي در مدارس هستند آنان بايد راه هايي پيدا كنند كه وفاداري و اعتماد معلم را توسعه داده وی را براي تلاش بيشتر بر انگيخته و در امور مدرسه هماهنگي ايجاد كنند، مديريت، خرد سيستم فنی را به دو طريق كنترل نموده و به آن خدمت ميكند. اول بين معلمان و‌آنهايي كه خدمات مدرسه را دريافت مي كنند (دانش آمزوان و والدين) ميانجي گري ميكند و دوم براي تدريس اثر بخش منابع لازم را تهيه مي كند، بنابراين نياز هاي معلمان مورد توجه اصلي مديريت است. كه اين سطح داراي ابعاد ملاحظه گري (رعايت) ، ساخت دهي و حمايت منابع است.

الف: ملاحظه گري (رعايت): نشان دهنده رفتاري از مدير است كه دوستانه، حمايتی، بازو و همكارانه است (نياز بياني)

ب: ساختدهي: به رفتاري از مدير اشاره ميكند كه وظيفه مدار و موفقيت مدار است . مدير انتظارات خود را به هيئت آموزش روشن كرده، استانداردهاي دقيق عملكرد را حفظ مي كند (نياز ابزاري)

ج: حمايت منابع : به مدرسه اي اشاره مي كند كه داراي موارد و وسايل آموزشي لازم بوده و وسايل اضافي ديگر به راحتي قابل حصول است. (نياز ابزاري) (هوي و مسيكل، 1382، ص 453)

«ماتيو مايلز»[15] روانشناس و صاحب نظر آموزش و پرورش، اولين نظريه پرداز سلامت سازماني است او در سال 1965 در مقاله مفصلي و توضيح ابعاد اين مفهوم پرداخت. او ده بعد سلامت سازماني را تحت سه عنوان اصلي معرفي كرد. سه بعد اول مربوط به وظيفه هستند، سه بعد دوم به وضع دروني سيستم و نيازهاي نگهداري مربوط مي شوند و چهار بعد ديگر تحت عنوان رشد و تغيير توصيف شده اند (Akbaba.1999,P.2)

1- تمركز هدف [16] 2- كفايت ارتباطات [17] 3- تبديل بهينه قدرت [18]

4- كاربرد منابع[19] 5- انسجام [20] 6- روحيه [21] 7- نوآوري[22]

8- اقتدار[23] 9- سازگاري[24] 10- شايستگي مشكل گشايي[25]

پس از مايلز صاحب نظران ديگر به پيگيري و تكميل اين مفهوم پرداخته و چارچوب نظري و ابزاري براي سنجش و ارزيابي آن پديد آوردند. كميستون و سانابند[26] (1973؛ 1975) يك پرسشنامه سلامت سازماني تهيه كردند داراي پنج بعد تصميم گيري،‌روابط ميان فردي، نوآوري ، استقلال و روابط مدرسه – جامعه بود .

هوبرت[27] (1984) در پرسشنامه سلامت سازماني خود ابعاد روحيه ، قوه توافق (انطباق)،‌كاربرد بهينه قدرت، انسجام، رهبري و برنامه ريزي را مورد تاكيد قرار داده (AKbaba,1999,P.S).

مدرسه سالم:

مدرسه سالم از فشار هاي نامعقول محيط ووالدين محفوظ است و مدرسه در مقابل تلاش هاي والدين براي تحت تاثير قرار دادن سياست هاي مدرسه به طور موفق مقاومت ميكند . مدير يك مدرسه سالم رهبري پويايي ايجاد مي كند كه هم وظيفه مدار و هم رابطه مدار است. چنين مدرسه اي حامی معلماني است مع هذا آنان را هدايت كرده و استانداردهاي عملكرد بالاتر ولي قابل حصول براي دانش آموزان مد نظر مي گيرند . استاندارد هاي عملكرد بالا را حفظ ميكنند و محيط يادگيري منظم و جدي است. علاوه بر اين دانش آموزان با انگيزه زيادي در امور علمي و تحصيلي سخت كار مي كنند و به آنهايي كه در امور علمي موفقيت دارند احترام ميگذارند، وسايل كلاس و مواد آموزشي در دسترس همه است. بالاخره در يك مدرسه سالم معلمان يكديگر را دوست می دارند و به همدیگر اعتماد کرده و درکار خود دلسوز هستند وبه مدرسۀ خود افتخار می كنند (هوي و ميسكل ، 1382 ، ص 457)

مدرسه ناسالم :

مدرسه ناسالم نسبت به نيروهاي مخرب خارجي آسيب پذير است و معلمان و مديران زير حملات خواسته هاي معقول والدين و گروه هاي محلي به طور كلي خواسته هاي موقتي مردم، قرار دارند. مدير رهبري نمي كند و هدايت ،‌رعايت و حمايت محدودي از معلمان ابراز مي شود و مدير، نفوذي در مافوقها ندارد معلمان داراي روحيه ضعيفي هستند معلمان نه به يكديگر و نه به شغل خود احساس خوبي ندارند آنان كنار كشيده، بد گمان در حالت دفاعي هستند . و بالاخره تاكيد كمي بر برتري علمي وجود دارد . به طور ساده، همه وقت كشي مي كنند (هوي و ميسكل ، 1382،‌ص 457).

تعهد سازماني :[28]

عبارت است از نگرش مثبت يا منفي افراد نسبت به كل سازمان است كه در آن مشغول به كارند. درتعهد سازماني، شخص نسبت به سازمان احساس وفاداري قوي دارند و از طريق آن سازمان خود را مورد شناسايي قرار مي دهد (استرون 1375، ص 73).

يا مي توان گفت كه تعهد سازماني بيانگر نوعي وابستگي به سازمان است . به طوريكه فرد به شدت نسبت به سازمان متعهد می باشد . هويت خود را از سازمان ميگيرد . در سازمان مشاركت داردو با آن مي آميزد و از عضويت در‌ آن لذت مي برد (ساروقي 1375 و ص 145).

تعهد سازماني را مي ير و آلن در سه وجه بيان كرده:(Meyar and Allen,1991. P.539)

الف : تعهد عاطفي ب – تعهد مستمر[29] (عقلاني) ج) تعهد هنجاري[30]

الف: تعهد عاطفي : بيانگر پيوستگي عاطفي كارمند و تعيين هويت وي با ارزش ها و اهداف سازمان و ميزان درگيري وي با سازمان است ، كاركناني كه داراي تعهد عاطفي قوي هستند در سازمان می مانند براي اينكه مي خواهند بمانند آنها عضويت خود را درسازمان حفظ نموده و به فعاليت در آن ادامه مي دهند (همان منبع) .

2- تعهد مستمر[31]: بيانگر هزينه هاي ناشي از ترك سازمان مي باشد،‌كاركناني كه ارتباط اوليه آنان با سازمان برمبناي تعهد مستمر مي باشد در سازمان مي مانند ، زيرا نياز دارند بمانند و باقي ماندن براي انها يك ضرورت است (همان منبع ) .

 

[1]- Organizational Commitment

[2]- Organizational health

[3]- Goal oriented

[4]- Activity

[5]- Matthew Miles

[6]- Instrumental needs

[7]- Expressive needs

[8]- Salancik

[9]- Organization Health

[10]- Parsons & Bales & Shils

[11]- Adaptability

[12]- Goal Achievement

[13]- Integration

[14]- Latency

[15]- Mathew Miles

[16]- Goal focus

[17]- Communication Adequacy

[18]- Optimal power Equalization

[19]- Resource Utilization

[20]- Cohesiveness

[21]- Moral

[22]- Innovativeness

[23]- Autority

[24]- Adaptation

[25]- Problem Solving Adequacy

[26]- Kimston & Sonnabend

[27]- Hubert

[28]- Organization commitment

[29]- Affective Commitment

[30]- Normative Commitment

[31]- Continuance Commitment



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مقاله34-بررسي دو عامل فساد مالي و پول شويي در كشورهاي جهان70ص مقاله34-بررسي دو عامل فساد مالي و پو
ساعت | بازدید : 122 | نویسنده : فایل کده | ( نظرات )
مقاله34-بررسي دو عامل فساد مالي و پول شويي در كشورهاي جهان70ص

مقاله34-بررسي دو عامل فساد مالي و پول شويي در كشورهاي جهان70ص

مقدمه

به اعتقاد اكثر متفكران، فساد يك بيماري انكار ناپذير در همه‌ي حكومت هاست و مختص يك قاره، منطقه يا گروه قومي خاص نمي‌باشد. فساد در رژيم هاي سياسي دموكراتيك و ديكتاتوري، اقتصادهاي سوسياليستي، سرمايه داري و فئودال يافت مي‌شود و آغاز اقدامات فساد آميز مربوط به زمان حال نيست بلكه تاريخ آن به قدمت پيدايش مفهوم دولت است.

در اين راستا كاركرد قانون هاي اجتماعي به ويژه قوانين اساسي همواره در اين جهت بوده است كه به سهيم شدن در قدرت سازمان دهد تا بر نحوه‌ي اجراي آن نظارت داشته باشد، بنابراين بنا به قولي: «دنياي كهن سياست، جهان پر ازدحامي است انباشته از ارباب رجوع، حاميان، حكومتيان، توطئه گران و مفتخورها.»

امروزه كشورها را از اين حيث مي‌توان به بيمار، بيمار مزمن و بيمار وخيم دسته بندي نمود. اين وضعيت در كشورهاي جهان سوم چون‌كشور ما به حدي وخيم و مزمن گشته است كه بيمار را تا حد احتضار پيش برده اميد اندكي براي بهبود و نقاهت آن باقي گذارده است.

در كشورهاي جهان سوم انواع و اقسام فساد مثل فساد اداري، فساد مالي، فساد اخلاقي وبه روشني‌در هنجارهاي هر روزه و هر ساعته مسئولان و به تبع آن ها مردم قابل مشاهده است.

هدف اين تحقيق بررسي اجمالي علل و آثار فساد مالي و «پول شوئي» به عنوان عمده ترين، بارزترين و كثيف ترين زير شاخه‌ي اين فساد است.

پول شوئي نيز مانند بحث كلي‌ترآن، فساد مالي، از قدمت ديرينه اي برخوردار است، هر جا حقي ضايع مي‌شود، ملتي به خاك و خون كشيده مي‌شود، دولتي سرنگون مي‌شود،كودتائي بر پا مي‌شود و حتي جنبش مردمي به راه مي‌افتد، ردپاي اين هيولاي وحشتناك ديده مي‌شود.

بنابر يك ضرب‌المثل انگليسي معروف: «هر طوفان بدي براي عده اي خير و بركت به همراه دارد.[1]» اين پديده به طور كلي زائيده تباني سران كشورهائي است كه بسترهاي فعالي براي تطهير منابع مالي نامشروع در عرصه‌هاي اقتصادي و سياسي در اختيار دارند ازجمله اين بسترها مي‌توان «قانون رازداري بانكي» نظام بانكداري كشور سوئيس را نام برد.

تجمع هم زمان قدرت اقتصادي و سياسي در دست اين افراد سبب مي‌شود تعداد دست هاي پشت پرده افزايش يافته، هر حركت و جنبش اصلاح گرايانه مخالف را در نطفه خفه نموده، با هر داوطلب كمال گرا و سالم در دستگاههاي ارشد كشور برخورد به عمل آيد.

به همين سبب است كه وكلا، قضات و حسابرسان قسم خورده كه عوامل اصلي حفظ سلامت اقتصادي و قضائي و سياسي هر كشور هستند دو راه بيشتر در پيش روي ندارند يا بايد از عرصه فعاليت‌هاي فعلي كنار رفته، به عناصري منفعل و فقط منتقد تبديل شوند و يا درگرداب پول شوئي و فساد مالي غرق شوند.

در اين بين نقش سيستم هاي پولي و مالي بسيار مؤثر و كارساز است، نشانگرهاي وجود توانائي هاي بالقوه براي تغيير ماهيت صادقانه يك بنگاه مالي به يك بستر مناسب براي پول شوئي بسيار ساده و در عين حال تأمل برانگيزند:

1)وجود بي‌تفاوتي ميان كاركنان از پائين ترين رده تا بالاترين آنها نسبت به عملكرد صادقانه خود و سايرين به شكلي كه اين رفتارها به يك پديده دروني تبديل شوند.

2)وجود اختلاس و رشوه وكم‌كاري از خفيف ترين تا انواع بارز آن.

3)وجود ملاك و معيارهاي ظاهري براي جدا نمودن فرد سالم از فرد فاسد.

و

در نهايت لازم به ذكر است كه پول شوئي پديده اي نيست كه از سطوح خرد اجتماع، كاركنان بانك ها،مؤسسات اعتباري وآغاز شود بلكه اين پديده از سطوح بالادست، مسئولان، سياست گذاران، دولتمردان وآغاز مي‌شود و تمامي افراد جامعه را درگير و مبتلا مي سازد، به اين ترتيب كه نهادهاي پول شو از سطوح زير دست به عنوان نردباني براي نيل به اهداف شوم خود بهره مي‌برند.

در اين نوشتار سعي برآن بوده است كه با ديدي كل به جزءبه مقوله فساد مالي، پول شوئي و سيستم بانكي‌توجه شود و نكات مهم و انتقادات وارد بر سيستم جاري كشور بررسي گردد. اميد است كه روزي با نجات از دام توسعه نيافتگي، كشوري پالوده از حق و خون ملت خود و ساير ملل بسازيم.

o تعاريف و مفاهيم

تعريف فساد

پژوهشگران فساد مالي را به عنوان يك رابطه‌ي خاص «حكومت-جامعه» تعريف مي‌كنند و بين «فساد اداري» و «فساد سياسي» تفاوت قائل ميشوند و فساد مالي را به عنوان يك ساز و كار «نشست از بالا[2]» يا «توزيع مجدد رو به پائين3» دسته بندي كرده‌اند.

اما به لحاظ همنشيني فساد قدرت با فساد مالي، عملا اين دو مفهوم به هم نزديك گشته و حالتي جدائي ناپذير پديد آورنده اند.

بانك جهاني، فساد مالي را «سوء استفاده از قدرت و اختيارات دولت به منظور تأمين منافع شخصي» تعريف نموده است.

از جمله تعاريف ديگر در اين مقوله، تعاريف مطرح شده در ذيل مي‌باشد، كه عبارتند از: «فساد، تلاش براي كسب ثروت و قدرت از طرق غير قانوني، سود خصوصي به بهاي سود عمومي و يا سوء استفاده از قدرت دولتي براي منافع شخصي بوده و يك رفتار ضد اجتماعي محسوب مي‌شود كه مزايائي را خارج از قاعده و بيجا و برخلاف هنجارهاي اخلاقي و قانوني اعطا كرده و قدرت بهبود شرايط زندگي مردم را تضعيف مي نمايد.»

سطوح فساد

فساد عمدتاً در دو سطح صورت ميگيرد: فساد در سطح اول، مفاسدي است كه عمدتا به نخبگان سياسي مرتبط بوده و كارمندان عالي رتبه و مقامات ارشد دولت ها، درگير اين نوع فساد ميباشند. فساد در سطح دوم، ميان كارمندان رده پائيني است كه در اين نوع مفاسد، رشوه هاي عمومي و كارسازي هاي غير قانوني قرار دارند. فساد در سطح دوم عمدتاً با بخش خصوصي و جامعه درگير و در ارتباط مي‌باشد.

علل فساد

علل ساختاري يا نهادي و علل فرهنگي و اجتماعي، عناويني هستند كه بيشترين دسته بندي ها حول و حوش اين مفاهيم پديد آمده اند. علل نهادي پيدايش فساد و رواج فساد اداري در جايي است كه مأموران دولتي از اختيارات فراوان و «امضاهاي طلائي» برخوردار باشند.

هر چه طيف فعاليت‌هائي كه مأموران دولتي، تحت كنترل و نظارت خود دارند بيش تر باشد، فرصت هاي بروز فساد هم بيشتر خواهد بود و همچنين انگيزه هاي انحرافي ناشي از نظام حقوق و دستمزد نامناسب و تصور كاركنان دولت از ميزان حق خود در مقايسه با بخش خصوصي، نيز از علل نهادي فساد به شمار ميآيد.

هر چه حقوق و پاداش در قبال عملكرد و امنيت شغل و حرفه گرائي در خدمات عمومي كمتر باشد، انگيزه هاي مأموران دولتي در خدمت رساني به «خود» به جاي خدمت رساني به مردم بيشتر خواهد شد. علل اجتماعي فساد نيز، در مواردي چند خلاصه مي‌شود: از جمله، تبعيت از علاقه هاي شخصي و فاميلي به جاي رعايت و مقيد بودن به ضوابط عيني، مشروعيت اندك دولت، سيطره‌ي يك حزب يا طيف خاصي از نخبگان بر فرآيندهاي سياسي و اقتصادي.

بزرگي دولت و فساد در جهان سوم

بزرگي دولت از چند جنبه بر روند فساد تأثير مي‌گذارد، اول، بزرگي دولت منجر به گستردگي حيطه‌ي اختيارات شده و مقامات سياسي در سطح وسيعي داراي اعمال قدرت و نفوذ مي‌شوند. دوم، اين گستردگي موجب بوجود آمدن نياز كاذب و استخدام كاركنان براي تصدي وظايف محول شده به دولت مي‌شود. سوم، از آنجائي كه معمولا مديران نخبه و برجسته در رأس ساختار سياسي و اقتصادي دولت هاي توسعه نيافته قرار نمي‌گيرند، بنابراين بزرگي دولت خود به خود موجب مديريت و اداره‌ي ضعيف بخش هاي دولتي و بروز فسادهاي ناشي از آن مي‌شود.

تجربه ها نشان مي‌دهند كه اقتصادهاي متمركز فرصت هاي زيادي براي سوء استفاده به وجود مي‌آورند. پويائي فساد مالي در بخش دولتي را مي‌توان با الگوئي ساده چنين نشان داد: «فرصت فساد مالي» تابعي است از اندازه رانت‌هاي در اختيار مقامات دولتي به علاوه، اختياري كه مقام ها در تخصيص اين رانت‌ها دارند ومسئوليتي‌كه براي تصميم هاي متخذه باآن ها روبرو هستند و رانت هاي انحصاري نيز در اقتصادهاي متمركز (كنترل شده) بسيار زياد است.

فساد و نظام حقوق ودستمزد

دستمزدهاي پائين در ساختار اداري كشورهاي جهان سوم، خود يكي از عوامل بروز و گسترش فساد مالي است. پائين بودن دريافتهاي كاركنان دولت، وضعيتي را ايجاد مي‌كند كه در بهترين حالت آن، كارمندان، بخش دولتي را به عنوان سكوي پرتابي براي ورود به فعاليت در بخش خصوصي تلقي مي‌كنند.

كارمندان دولت اگر احساس كنند كه حقوق و موقعيت اجتماعي شان نسبت به شايستگي ها و صلاحيتشان كمتر است، به گرفتن رشوه تمايل پيدا مي‌كنند، به ويژه آن كه بخش خصوصي نسبت به بخش دولتي، حقوق بيشتري پرداخت مي‌كند. پائين بودن درآمد سرانه، اقتصادهاي ناپايدار و تورم زا، گراني‌هاي مزمن‌ وحقوق ناكافي‌كارمندان، دركنار رشوه‌گيري، رايج ترين وجه فساد را به يك امر رايج در كشورهاي جهان سوم تبديل ساخته است.

فساد و دستگاه قضائي

دستگاه قضائي دولت در كشورهاي جهان سوم عمدتاً خود بخشي از روند موجود فساد سياسي و مالي بوده و به عنوان بخش مكمل فساد در كنار دستگاههاي اجرائي، فرآيند فساد را پيچيده تر ميسازد. دستگاه قضائي از دو جنبه مي‌تواند تأثيري عميق بر فرآيند فساد بگذارد، اول كوتاهي اين دستگاه در رسيدگي به تخلفات كه عاملي براي جري شدن مرتكبين فساد خواهد شد. دوم، فاسد بودن عناصر قضائي كه با اعمال نفوذ در رسيدگي ها بخشي از زنجيره كاركنان فاسد را تشكيل ميدهند. و اين در حالي است كه هرگونه تحرك دولت‌ها براي مقابله با فساد بدون دستگاه قضائي سالم امكان پذير نخواهد بود.

نوع نظام سياسي و فساد

بسته به نوع نظام سياسي و ساختار آنها، بروز و ظهور فساد اشكال مختلفي به خود مي‌گيرد. در كشورهاي نسبتا بسته كه نظام سياسي آنها خانداني و خانوادگي است، فسادهاي سطح اول به طور قانوني تقسيم بندي شده و صورت مي‌گيرد.

در دولت هاي كودتايي، نظام هاي تك حزبي، جمهوري هاي اسمي و كشورهاي توسعه نيافته نيز الگوهاي خاصي از فساد جاري است و در بين نظام‌هاي مختلف و بسيار سياسي، در نظام هائي كه جريان مردم سالاري در آنها به طور ضعيف وجود دارد، نوع خاصي از فسادهاي تعريف نشده و هرج و مرج گونه را مي‌توان مشاهده نمود.

در نهايت، فساد مالي و وجود آن، نشاندهنده‌ي وجود مشكل اجرائي در قوانين دولتي مي‌باشد كه توسط مقام هاي فاسد مورد سوء استفاده قرار ميگيرد.

فساد، توسعه و توسعه نيافتگي

مطالعات صورت گرفته نشان ميدهد كه معمولا بين توسعه يافتگي و فساد رابطه‌ي معكوس وجود دارد كه علت آن در عوامل متعددي نهفته است.وجود رقابت در ميان احزاب سياسي و فرآيند مردم سالاري در كشورهاي توسعه يافته به نحوي است كه خود به عاملي براي كنترل مقامات دولتي تبديل مي‌گردد. شاخص هاي توسعه انساني، اجتماعي و اقتصادي هر كدام همبستگي كاملا معنا داري را با ميزان فساد نشان ميدهد. به طور مثال، يك همبستگي نيرومند بين محصول ناخالص داخلي سرانه و رتبه ي هر كشور بر اساس شاخص هاي فساد مالي برقرار است ولي با اين حال نمي‌توان رابطه علت و معلولي بين اين دو به دست آورد.

اقتصاد متمركز و گسترش بخش هاي عمومي در دست دولت و محدود بودن فضاي اقتصاد خصوصي بر خلاف اقتصاد باز و غير متمركز در كشورهاي توسعه يافته، از عوامل بروز فساد در توسعه نيافته هاست.

سياست هاي اقتصادي و فساد

اقتصاد زير زميني، مفهومي است كه در كشورهاي توسعه نيافته رايج بوده و اين نوع اقتصاد به طور اجتناب ناپذير با فساد مالي و سياسي در هم تنيده مي‌شوند. منظور از اصطلاح اقتصاد زير زميني، هر فعاليت اقتصادي است كه در حاشيه‌ي قوانين كيفري، اجتماعي و مالياتي انجام گيرد، به عبارت ديگر فعاليتي كه در آمار سرانه سالانه ثبت نشود.

اين تعريف دو نوع اقتصاد زير زميني را شامل مي‌شود، اقتصاد پنهان و اقتصاد پاياپاي و خود گردان. اقتصاد پنهان شامل فعاليت‌هاي غير قانوني بي شمار و متنوع سودآوري همچون خريد و فروش مواد مخدر و مي‌باشد كه پول ساز نيز هستند و اقتصاد به اصطلاح پاياپاي از اقتصاد پنهان كاملا متفاوت است چون شامل فعاليت‌هاي قانوني مي‌شود و تنها فصل مشترك آن با فعاليت‌هاي اقتصاد پنهان، آن است كه درآمارگيري‌هاي اقتصادي رسمي وارد نمي‌شود، زيرا در اين فعاليت‌ها پول مبادله نميگردد.

فساد و بخش خصوصي

فساد و ضعف حكومت از رشد اقتصادي كاسته و مانع پيشرفت بخش خصوصي كارآمد و سالم مي‌شود. اغلب كشورهاي جهان سوم با اقتصادي تمركز گرا و دولتي روبرو هستند.حتي رژيم هاي خانداني و پادشاهي به رغم نزديكي به جهان غرب، از اين قاعده مستثني نيستند.

بدين ترتيب، در فرآيند توسعه، خصوصي سازي به عنوان يك برنامه متداول در كشورهاي جهان سوم مورد نياز بوده و اجرا مي‌گردد. روند خصوصي سازي يكي از اشكال فساد در كشورهاي جهان سوم شناخته مي‌شود. معمولا وقتي شركت هاي بزرگ خصوصي مي‌شوند، روش قابل اتكائي براي ارزش گذاري دارائي هاي آنها وجود نداشته و رژيم مالياتي و مقرراتي كه از قبل حاكم بوده، ممكن است مورد تخطي و اغماض واقع شود.

اگر چه خصوصي سازي در طيف وسيعي از موارد مفيد و مطلوب است، اما بايد فرآيندي طراحي شود كه انگيزه هاي رانت خواري باقيمانده را كاهش دهد. فساد در بخش خصوصي، موجب پيدايش اختلالات اقتصادي در بخش عمومي نيز مي‌شود، سرمايه گذاري ها به سوي پروژه هاي عمراني كه بستر مساعدي براي رشوه و زير ميزي به حساب مي آيد، تغيير جهت ميدهند. به‌ علاوه موجب مي‌شود مأموران دولتي پيچيدگي‌ فني پروژه‌هاي‌ عمراني‌ را به منظور سرپوش‌ نهادن زد و بندها، به نحوي غير ضروري افزايش دهند. بيشتر پروژه هاي ناتمام و با هزينه ي بالا ناشي از چنين روندي در كشورهاي جهان سوم پديد آمده اند.

فساد مالي مقوله اي است كلي و شامل هر عامل يا پديده اي است كه روند عادي و قانوني مسير معاملات را چه در كشور و چه بيرون آن نقض كند. در نيم قرن اخير مهمترين دغدغه ي كشورها در مقوله‌ي فساد مالي را «قاچاق مواد مخدر» تشكيل ميداد، اما در دهه‌ي اخير پديده نويني اين دغدغه را سنگين نموده است كه همان پديده‌ي پول شوئي است.

-در بررسي هائي‌كه درباره‌ي پول شوئي‌ به‌ عمل‌آمده است، سه نظريه‌ در اين خصوص ارائه شده است:

نظريه‌ي اول: پول شوئي ناشي از فعاليت مافيا بود.بدين طريق كه براي نخستين بار (آل كاپون) رهبر افسانه اي مافيا، وجوه سرقتي از باندها را در رختشوي خانه هاي متعلق به خود مخفي ميكرد و سپس از طريق رختشوي خانه ها اين منابع به اقتصاد انتقال مي يافت.

نظريه‌ي دوم: واژه ي پول شوئي را براي اولين بار محققان در جريان رسوائي واترگيت آمريكا در دهه ي 1970 استفاده كردند و سپس به صورت بين المللي مقبوليت يافت.

نظريه‌ي سوم: در يك جمع بندي كلي بايد گفت: پول شوئي مجموعه اقداماتي است كه براي جابجائي پول، داد و ستدهاي غير مشروع وخلاف قانون، مانند خريد و فروش مواد مخدر، فعاليت‌هاي تروريستي و ديگر جنايات به شكل سازمان يافته و با هدف تغيير شكل مبدأ، مشخصات،نوع پول، ذي نفع يا مقصد نهائي انجام مي‌شود. در واقع اين واژه اي براي توصيف فرآيندي به كار ميرود كه در آن وجوه و عوايد غير قانوني حاصل از فعاليت‌هاي محرمانه مانند قاچاق مواد مخدر، قاچاق اسلحه و كال، قاچاق انسان، رشوه و در چرخه اي از فعاليت‌ها و يا گذر از مراحلي شسته شده و ظاهري قانوني به خود مي‌گيرد.

-واقعيت اين است كه پول شوئي جز در پرتو ايجاد اقتصاد سايه و زير زميني شكل نمي‌گيرد.به همين علت مسير تكامل پول شوئي عملا در چرخه ي جرائم فساد مالي طي ميگردد كه شامل: 1)اقتصاد سايه و زير زميني، 2)قاچاق مواد مخدر، 3) تروريسم سازمان يافته، 4)پول شوئي مي‌باشد.

-اقتصاد سايه: عبارت از مجموعه‌ي فعاليت‌هاي اقتصادي چه در بخش توليدي و چه در بخش خدمات شهرونداني است كه كوشش دارند در خارج از مدار و چارچوب تعيين شده ي اقتصاد رسمي با كسب در آمد بيش تر، نيازهاي خود را تأمين نمايد و از عمده ترين جرائم مي‌توان به رشوه دهي، رشوه خواري، دزدي و حيف و ميل اموال عمومي به وسيله‌ي ارگانهاي دولت و كارمندان رده بالاي دولت، فرار از پرداخت ماليات، نپوتيسم (پارتي بازي و سوء استفاده از مقام و موقعيت شغلي)، توليد مفيد مجاز، وجود بازارهاي سياه براي كالاهاي كمياب، معاملات ارزي و تقلب اشاره كرد.

-پول شوئي نيمرخ ديگر فعاليت‌هاي بزهكارانه اي است كه در آن عوايد حاصل از فعاليت‌هاي مجرمانه و غير قانوني طي روندي در مجاري قانوني تطهير و پاك مي‌شود و برخلاف قاچاق مواد مخدر و اسلحه و قاچاق انسان ها، سير متداوم دارد و به شكل مجموعه عمليات نمود مي‌يابد كه اين فرآيند شامل سه مرحله است:

مرحله‌ي نخست، مستلزم قطع هر گونه ارتباط مستقيم بين پول و جرمي كه پول از آن توليد شده است مي‌باشد، مرحله‌ي دوم، مخفي كردن رد پول براي جلوگيري از تعقيب آن و مرحله‌ي سوم، باز گرداندن مجدد پول به مجرم به صورتي كه منشأ نحوه ي اكتساب و محل جغرافيائي آن قابل رديابي باشد.

تأثير پول شوئي در اقتصاد جهان

از آنجا كه پول شويان پس از تطهير پول كثيف با درآمدهاي آن از چرخه ي اقتصاد كشور استفاده مي‌كنند عملا اين فعاليت مانعي براي رقابت كامل و ايجاد منابعي هنگفت براي انجام فعاليت‌هاي سياسي «سياه و پنهان» و منبع اصلي تاريك خانه هاي «سياسي و اقتصادي» به شمار مي‌روند.

پول شوئي آثار زيانباري بر اقتصاد، جامعه و سياست دارد. درآمد دولت‌ها، فاسد شدن ساختار حكومت، بي اعتمادي مردم و.. تنها بخشي از اين آثار است.

-از آثار زيانبار عملكردي پول شوئي:

مي‌توان به طور نمونه به حجم پول شوئي در سال 2000 اشاره كرد كه معادل 500 ميليارد تا 500 ميليارد دلار و معادل 2 درصد توليد ناخالص جهان و 6 درصد توليد ناخالص ملي آمريكا و توليد ناخالص داخلي فرانسه بود.در حال حاضر افزايش جرائم
كاهش تقاضاي پول مي انجامد همچنين پول شويي و جرايم اقتصادي باعث تغيير جهت درآمدي از سرمايه گذاري هاي بلند مدت به كوتاه مدت پر خطر و پر بازده مي‌شود. از آثار سياسي پديده ي پول شوئي، تضعيف موقعيت نهادهاي مالي و كاهش مشروعيت نظام سياسي و بالتبع زمينه ساز بودن براي بي ثباتي سياسي است.

نهادهاي مناسب براي پول شوئي

چون پول شوئي پديده اي جهاني و فرامرزي است، لذا بايد در بستر و مناسباتي قرار گيرد كه همگاني و گسترده باشد تا بتواند اين عمل كثيف را از اقصي نقاط جهان به يك نقطه دروني منتقل كند از مهمترين مراكزي كه مورد تاخت و تاز پول شويان قرار دارد، مؤسسات مالي هستند، همانگونه كه ذكر شد پول شوئي مشتمل بر سه مرحله ي ورود وجوه نقد به نظام مالي يا مرحله ي استقرار، مرحله‌ي انتقال وجوه نقد به درون يا بيرون يا مرحله ي تبديل و جريان‌هاي نقدي بين المللي يا مرحله ي ادغام مي‌باشد تا عوايد حاصل از جرم با هدف پنهان نمودن منشأ غير قانوني آن تغيير شكل يابد، از سوئي ديگر مؤسسات مالي از يك طرف ملزم به حفظ حقوق شهروندان و عدم تجاوز به جرايم حقوقي خصوصي آنان بوده و از طرف ديگر در اجراي ضوابط مربوط به جلوگيري از پول شوئي كه عمدتا معطوف به استفاده محرمانه از مؤسسات مالي مي‌باشد مكلف به رعايت اصولي چون شناسائي مشتريان، گزارش دهي عمليات مشكوك و نظاير آن هستند و در صورت عدم رعايت اين مسايل، توسط كاركنان نهادهاي مالي، آنان مرتكب جرم شده‌اند و برحسب قوانين موجود در كشورهاي مختلف ممكن است محكوم به زندان، جريمه و جز آن شوند و اين در حالي است كه نهادهاي موازي نظام بانكي مثل همان مؤسسات مالي-اعتباري و صندوق هاي قرض الحسنه كه فعاليت‌هائي نظير سپرده گذاري و اعطاي وام انجام ميدهند، بستري بسيار مناسب براي پول شوئي هستند.

از ديگر نهادهاي مناسب پول شوئي، مي‌توان به مواردي چند از جمله، بنيادها و صندوقهاي تعاون خاص، مراكز مذهبي كه داراي فعاليت‌هاي اقتصادي هستند و انجمن هاي خيريه و نظاير آنها، مناطق بهشت مالياتي-مناطق آزاد تجاري‌كه نظارتي بر آنها وجود‌ ندارد و كارگزاران بورس سهام و كالا، شركت‌هاي بيمه اي، نهادهاي ناينانس كننده، آژانس هاي مسافرتي و معاملات املاك و بنگاههاي كار گشائي و ارسال كنندگان پول از طريق نظام هاي دستي (صرافي هاي سنتي و نظام حواله ي اعتباري دستي) اشاره كرد.

پس از جريان انفجار برجهاي ساختمان تجارت جهاني آمريكا با همكاري انگلستان و كشورهاي اروپائي با توسل به قانون ضد پول شوئي در صدد شناسائي منابع مالي مشكوك و مصادره آنها بر آمدند.

در نتيجه بسياري از كساني كه احتمال همكاري آنها با گروههاي تروريستي يا سازمان هاي چريكي كه عليه منافع سرمايه داري عمل ميكردند ميرفت، سرمايه هاي خود را از نظام بانكي مستقر در آمريكا و انگلستان بيرون كشيدند و به ناچار اين سرمايه ها به وطن اوليه يا همان جائي برگشت كه اين ثروت از آن سرزمين غارت شده بود.

حضور قابل ملاحظه‌ي اين منابع در برخي كشورهاي حاشيه‌ي خليج فارس باعث رونق يكباره ي سهام، مسكن و معاملات تجاري گرديد كه اين رونق بي شك با پول شوئي مرتبط مي‌باشد و بررسيها نشان ميدهد كه علائم و نشانه هاي پول شوئي عبارتند از :

1) وجود معاملات گسترده پولي يك مشتري كه با موضوع فعاليت وي مغايرت داشته باشد.

2) معاملاتي كه بدون هيچ دليل تجاري از طريق واسطه ها انجام ميگيرد.

3) معاملات غير مجاز يا معاملاتي كه به درستي ثبت نشده‌اند يعني حسابرسي نامناسب و ناكافي دارند.

4) انجام معاملات ارزي با حجم بالا و شكل نامتعارف مثل حوالجات از سيستم غير بانكي-اسناد قابل واگذاري-خريد مستقيم خدمات انتقال پول

راه كارهاي مبارزه با پول شوئي

تجربه نشان مي‌دهد تا زماني كه بستر فساد مالي در كشورها وجود دارد پول شوئي مطرح خواهد بود لذا راهبردي ترين اصل در مبارزه با پول شوئي خشكانيدن زمينه هاي فساد از طريق قانونمند كردن مبارزه با پول شوئي و استقرار نظام شايسته سالاري و برقراري نظام پاسخگوئي در حكومت‌هاست. از جمله نهادهاي مطرح در اين راستا گروه كار اقدام مالي براي مبارزه با پول‌شوئي (FATF) است كه يك نهاد مالي بين المللي است و هدف آن توسعه و ترويج سياست هاي مبارزه با پول شوئي در سطح مالي و بين المللي مي‌باشد.

هدف از كاربرد اين سياست ها، پيشگيري از بروز مشكلاتي است كه فعاليت‌هاي پول شوئي براي بخش رسمي و مشروع اقتصاد درپي دارد. اين گروه به شكل كميته اي چند منظوره اداره مي‌شود و در زمينه مبارزه با پول‌شوئي نيز پيشنهاداتي ارائه كرده است كه به پيشنهادهاي چهل گانه معروف شده است.امروزه 130 كشور جهان اين پيشنهادها را پذيرفته اند و اين پيشنهادها مجموعه كاملي از تدابير پيشگيرانه عليه پول شوئي هستند كه نظام عدالت كيفري و انتظامي، نظام مالي و تنظيم آن و همكاري بين المللي را در بر ميگيرد.

مهمترين راه كارهاي مبارزه با پول شوئي عبارتند از :

وجود يك نظام جديد حكومتي مبتني بر پاسخگوئي و مسئوليت و استقرار نظام شايسته سالاري دولت مردان، كاهش اختيارات دولت در حوزه ي تصدي گري و گسترش اقتصاد مشاركتي، برقراري نظام حسابرسي به ويژه «حسابرسي عملكرد» و ايجاد يك محيط نظارتي و وجود يك نهاد قضائي قدرتمند كه ضامن حضور قضات شرافتمند و صادق و مستقل باشد و اطلاع رساني و شفاف سازي آمار و اطلاعات در بنگاههاي اقتصادي.

برخي شخصيت هاي مشهور جهان در ارتباط با پول شوئي

بسياري از رهبران و دولتمردان كشورها به ويژه در كشورهاي جهان سوم مشكوك يا متهم به فساد مالي و دست داشتن در پول شوئي هستند.عمده ترين مقام هائي كه در دهه‌ي اخير در ارتباط با پول شوئي مطرح شده‌اند، عبارتند از:

رهبر حزب دمكرات مسيحي ايتاليا-رهبر حزب سوسيال دمكرات ايتاليا-وزير سابق دادگستري سوئيس-مديران ارشد كرديت بانك سوئيس-ديكتاتور سابق فيليپين-بيش از نه نفر از نخست وزيران ژاپن-بادر رئيس جمهور سابق مكزيك-برخي اعضاي كميسيون اروپا-شوهر بي نظير بوتو، نخست وزير سابق پاكستان-ديكتاتور سابق گابن-برخي دولتمردان ارشد كره جنوبي-ديكتاتور سابق نيجريه-رئيس جمهور اسبق پرو-ديكتاتور سابق زئير و بسياري از وزيران و رهبران كشورهاي جهان سوم به خصوص در كشورهاي نفت خيز (خليج فارس).

با توجه به اين كه در تمامي اشكال پول شوئي ردپاي برخي كشورهاي توسعه نيافته از جمله سوئيس به چشم ميخورد، بررسي سوابق اقتصادي و سياسي اين كشور و تعاملات سياسي-اقتصادي آن با كشورمان ايران و كشورهاي قدرتمند جهان منجمله آمريكا ضروري به نظرميرسد.


o تجربيات كشورهاي جهان

اقتصاد ملي سوئيس

در دسامبر 1994 بانك جهاني گزارشي از وضعيت توليد ناخالص سرانه كشورهاي جهان ارائه نمود.براي سومين سال پياپي، كشور سوئيس از نظر سرانه‌ي درآمد ملي، با رقمي معادل 48425 فرانك سوئيس تقريبا 45000 دلار آمريكا، در صدر فهرست بانك جهاني از نظر درآمد سرانه قرار داشت و ثروتمندترين كشور جهان بود.

ژاپن با 39000 دلار در رتبه سوم، آمريكا با 30000 دلار در رتبه هفتم، آلمان با 29000 دلار در رتبه نهم و كويت با 28000 دلار در رتبه دهم قرار داشتند. چنان كه مشاهده مي‌شود، سوئيس از يك نرخ رشد درآمد سالانه اعجاب انگيز در طي دوره هاي ركودي 95-1989 برخوردار بوده است كه حتي قوي ترين ملل صنعتي-گروه هفت-همچون آمريكا، كانادا، ژاپن، آلمان، انگلستان، فرانسه و ايتاليا موفق به كسب چنين نرخ رشدي در درآمد سرانه، نشده‌اند.

تقريبا 26 درصد از كل 41300 كيلومتر مربع مساحت اين كشور پوشيده از جنگل است.قريب به 4 درصد از خاك سوئيس شامل درياچه هاي كوچك بوده و 9 درصد آن به مسكن، شاهراهها و ساير تأسيسات زير بنائي اختصاص يافته است. نزديك به 25 درصد از كل سرزمين سوئيس كاملا بلا استفاده و غير مولد است و بالاخره فقط 17 درصد از كل مساحت كشور سوئيس در اشتغال بخش كشاورزي دام، لبنيات و باغهاي انگور قرار دارد.

كشور سوئيس فاقد منابع معدني بوده و از اين نظر كاملا فقير است.تنها ثروت طبيعي اين كشور كه دولت سوئيس با افتخار پيوسته به آن باليده و آنرا اعلام مي‌كند، زيبائي رشته كوههاي آلپ و هواي پاكيزه آن است.

توليد ناخالصي ملي سوئيس، بدون احتساب نظام بانكي، در بهترين سال اقتصاد اين كشور يعني سال 1975 به شرح زير بوده است:

الف) كشاورزي 6 درصد توليد ناخالصي داخلي، به ارزش 6/5 ميليارد فرانك سوئيس، معادل 2/2ميليارد دلار.

ب) صنعت 47 درصد توليد ناخالص داخلي، به ارزش 8/19ميليارد فرانك.

ج) توريسم با 800000 تخت و ساير خدمات با توليدي به ارزش 7/3 ميليارد فرانك.

د) درآمد حاصل از سرمايه گذاري شركتهاي چند مليتي سوئيس در كشورهاي ديگر44/3 ميليارد فرانك.

طبق آمار رسمي فوق الذكر ارائه شده توسط اداره ي مركزي آمار سوئيس در سال 1975 توليد ناخالص سرانه بدون احتساب بخش بانكداري نمي‌توانست بيش از 4800 فرانك باشد. درهمان سال، گزارش بانك جهاني نشانگر اين است كه سرانه توليد ناخالصي ملي سوئيس معادل 10000 فرانك بوده است. اين بدان معنا است كه مابه التفاوت سرانه ي واقعي توليد ناخالص ملي (يعني 4800 فرانك) و توليد ناخالص سرانه ي تحقق يافته (يعني 10000 فرانك) كه بر مبلغ 5200 فرانك بالغ مي‌شود، بايد مربوط به درآمدهاي بخش مالي اين كشور باشد.

اين قابل تحسين است كه طي دوره رونق اقتصادي (75-1970) نرخ بيكاري سوئيس نه تنها در حد صفر بوده است، بلكه دولت سوئيس براي رفع كمبودها، نيروي كار فصلي نيز از ساير كشورها وارد نموده است. كه طبق قرارداد، كارگران فصلي فقط به مدت 11 ماه مجاز به اقامت در كشور سوئيس هستند. آنها هيچ حقي براي تعويض شغل، ورود خانواده خود به سوئيس، ديدار با خانواده، بيمه اجتماعي، كمك بيمه بيكاري حق بازنشستگي و مرخصي ندارند. بعد از سپري شدن دوره 11 ماهه، آنها بايد طبق قانون از كشور خارج شوند و پس از يك ماه مي‌توانند مجدداً در قالب يك قرارداد جديد وارد سوئيس شوند.

بعضي از افراد، بيش از 15 سال است كه بر اساس اين شرايط براي شركت هاي سوئيسي بدون هيچگونه امنيت قانون در نظام مدرن برده داري (Slavery) كار مي‌كنند. اين قانون هنوز پابرجاست و يكي از بحث‌هاي اساسي بين اتحاديه اروپا و دولت سوئيس مي‌باشد.

 

1- It is an ill wind that blows no one good.

2-Upward Extraction

3-Downward Redistribution



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مقاله33-آزادي اطلاعات و حريم خصوصي 83 ص مقاله33-آزادي اطلاعات و حريم خصوصي 83 ص فهرست مطالب عنوا
ساعت | بازدید : 126 | نویسنده : فایل کده | ( نظرات )
مقاله33-آزادي اطلاعات و حريم خصوصي  83 ص

مقاله33-آزادي اطلاعات و حريم خصوصي 83 ص

فهرست مطالب

عنوان صفحه

مقدمه

بخش اول: آزادی اطلاعات

گفتار اول: مناسبات آزادی بیان و آزادی اطلاعات

گفتار دوم: جایگاه آزادی اطلاعات در اسناد بین المللی

بند اول: منشور ملل متحد اعلامیه جهانی حقوق بشر

بند دوم: میثاق حقوق مدنی و سیاسی

بند سوم: کنوانسیون اروپایی حقوق بشر

بند چهارم: کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر

بند پنجم: اعلامیه حقوق بشر اسلامی

بند ششم: منشور آفریقایی حقوق بشر و مردم 1981 م

بند هفتم: سایر اسناد

گفتار سوم: شناسایی اصل آزادی ارتباطات در یونسکو

بند اول: اقدامات سازمان یونسکو بین سالهای 1960 تا 1970

بند دوم: اقدامات یونسکو بین سالهای 1976 تا 1998

گفتار چهارم: جایگاه تکنولوژی های ارتباطی در جریان آزاد اطلاعات

بند اول: مطبوعات

بند دوم: خبرگزاریها

بند سوم: رادیو

بند چهارم: تلویزیون

بند پنجم: ماهواره

قسمت اول: تلاش بین المللی برای تعیین اصول حاکم بر پخش مستقیم

قسمت دوم: پارزایت

بند ششم: اینترنت

قسمت اول: فیلترگذاری و سرود نمودن سایت

قسمت دوم: قواعد اخلاقی و رفتاری

قسمت سوم: رمزنگاری، گفتار کدبندی شده

گفتار پنجم: ارزیابی عملکرد جمهوری اسلامی ایران در ارسال پارزایت بر روی برنامه های ماهواره ای و فیلترینگ اینترنت

بند اول: ارسال پارزایت بر روی برنامه های ماهواره ای

بند دوم: ارزیابی عملکرد جمهوری اسلامی در خصوص اعمال فیلترینگ

بخش دوم: حریم خصوصی

گفتار اول: حق حفظ حریم خصوصی

گفتار دوم: حریم و امنیت اطلاعات

بند اول: حق حریم و آزادی بیان

بند دوم: حق حریم و جریان فرامرزی داده های فردی

بند سوم: حق حریم و شبکه On Line

گفتار سوم: بررسی کنوانسیون شورای اروپا در خصوص حمایت از افراد در مقابل پردازش خودکار داده های شخصی 1980 م

گفتار چهارم: بررسی منشور حقوق اساسی اتحادیه اروپایی مورخ 7 دسامبر 2000 م

نتیجه گیری

منابع و مآخذ

 

مقدمه

از آنجایی که بشر موجودی مدنی الطبع است همواره محتاج برقراری ارتباط با دیگران بوده است. زندگی هیچگاه در خلاء صورت نمی گیرد و دقیقاً به همین دلیل انسان همواره نیازمند ارتباط با سایر همنوعان خویش است. تا چندی پیش فن آوری هسته ای ابزار سلطه جهانی به شمار می رفت. هر کشوری این فن آوری خوف آور و ویران ساز را در اختیار داشت به خود حق می داد که دیگران را به اطاعت از خویش فراخواند. اما اشاعه و فراوانی تکنولوژی هسته ای از خوف آن کاست. بر این اساس دول چندی در پی یافتن ابزار برای ؟؟ خود برآمدند و آنرا یافتند. این ابزار نوین، فن آوری اطلاع رسانی بود. ابزاری که هیچگونه ارعاب و وحشتی در ورای آن نهفته نشده بود؛ بنای این تکنولوژی بر اساسی ترین حقی که بر حیات معقول بشر استوار بود، پایه می گرفت یعنی آزادی در داشتن عقیده و بیان آزادانه آن و این حقی بود که در متون بنیادین حقوق بشر یعنی اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی نگاشته شده بود.

در اینجا سخن از آزادی اطلاعات و محدودیت های وارد بر آن خواهیم گفت. «آزادی به معنای داشتن اختیار قانونی»[1]حقوقی در پی دارد و به همین دلیل صاحبان آن در برابر این حقوق، تکالیفی نیز بر عهده خواهند داشت. شاید به سختی بتوان تمدنی را یافت، که در برابر آزادیها و حقوق منتبع از آن آزادیها، مسئولیت هایی را نیز به رسمیت نشناخته باشد. اما نکته اساسی اینست که پذیرش یکی از دو دیدگاه مختلف در خصوص آزادی و محدودیت، نتایج متفاوتی در پی خواهد داشت، آیا باید اصل را بر آزادی نهاد یا اینکه مسئولیت را مقدم شمرد؟

ادموند برک می گوید: «عاقلترین هیأت حاکمه آنست که همواره درصدد تحمیل حداقل محدودیت ها به جامعه باشد و نه حداکثر، آزادی چیز خوبی است که باید آنرا توسعه بخشید، آزادی پدیده نفرت انگیزی نیست که همواره درصدد کاستن و محدود کردن هر چه بیشتر آن باشیم».[2]

مقررات بین المللی نیز از همین دیدگاه پیروی می کند و دولتها موظفند حداکثر اختیارات و آزادیها را برای افراد فراهم کنند؛ محدودیت ها استثناء هستند و اعمال آنها نیز نباید به گونه ای باشد که مانع از اجرا و بی محتوا شدن اصل حق گردند. در حقیقت با تعیین حدود و شغور استثنائات است که اصل حق چهره روشنی پیدا می کند. مفاهیمی همچون حریم خصوصی، نظم عمومی، امنیت ملی، اخلاق و ... از چنان کلیتی برخوردارند که در نگاه اول سوء استفاده از آنها بسیار سهل می نماید.

با نگاهی به تاریخچه جریان فرامرزی اطلاعات می توان پی برد که دولتهای مختلف، موضع گیرهای متفاوتی در مقابل این مقوله اتخاذ کرده اند. در حقوق بین الملل کلاسیک جریان فرامرزی اطلاعات اهمیت چندانی برای دولتها نداشت. قوانینی که در سطح ملی و یا از طریق اتحادیه های تجاری به تصویب می رسید به نحوی جابجائی مسافران و هجوم مطالب چاپی را تحت کنترل در می آورد. تلگراف حتی بی سیم نیز نتوانست در این وضع تغییری بنیادین دهد. بعد از جنگ اول جهانی بود که برای اولین بار پخش امواج کوتاه رادیویی برای اهداف تبلیغاتی بکار رفت. پخش کننده این امواج ابتدائاً اتحاد جماهیر شوروی، کشورهای توتالیتر از 1937 و کشورهای دموکراتیک بودند.

از اوایل دهه 1930 تلاشهایی برای تنظیم قواعد راجع به محتوی

 

پخش بین المللی صورت گرفت. موافقتنامه ارتباطات رادیویی کشورهای آمریکای جنوبی در سال 1935[3]و همچنین کنوانسیون مربوط به استفاده از پخش در زمان صلح به زعامت جامعه ملل از آن جمله بود.

در جریان جنگ جهانی دوم، حیات جامعه بین الملل به گونه ای بود که تمایلات و آگاهی ملل تحت تأثیر و نفوذ رسانه ها درآمد. اروپا در طول جنگ بیشترین استفاده را از رادیو و مطبوعات برد. بدین لحاظ این کشورها مصرانه می خواستند اصل آزادی اطلاعات را در چارچوب ملل متحد مورد شناسایی قرار دهند. در سال 1945 ، اساسنامه یونسکو با هدف اصلی ارتقاء جریان آزاد اطلاعات میان ملل و دولتها نوشته و تنظیم گردید. در سال بعد سازمان ملل متحد اهمیتِ آزادی های مربوط به اطلاعات را شناسایی کرد[4]در 10 دسامبر 1948 با ذکر آزادی اطلاعات در اعلامیه جهانی حقوق بشر، حوزه این آزادی مشخص گردید «هر کس حق آزادی عقیده و بیان را دارد. این حق شامل آزادی در کسب اطلاعات و افکار و اخذ و نشر آن، به تمام وسائل ممکن و بدون ملاحظات مرزی می شود[5]

با ظهور جنگ سرد می توان گفت که جریان آزاد اطلاعات موضوع این جنگ و مورد مشاجره شمال و جنوب درآمد. معلوم شد که با دولتهای سوسیالیستی نمی توان در معنای آزادی اطلاعات به توافق رسید زیرا سیستم های سیاسی این کشورها خصوصاً در زمینه پخش رادیوئی غربی به اصل حاکمیت و عدم مداخله متوسل می شدند.

در 16 دسامبر 1966 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل رسید. ماده 19 میثاق اشعار می دارد: «هر کسی باید از حق آزادی بیان برخوردار باشد، این حق شامل آزادی برای جستجو، دریافت، انتشار اطلاعات و عقاید از هر نوع، بدون توجه به مرزها- شعور شفاهی کتبی یا چاپی – به شکل هنری به هر طریق دیگر یا به انتخاب خود می شود». در حال حاضر بیش از 153 دولت این میثاق را به تصویب رسانیده و به موجب آن متعهد شده اند که اصول مندرج در آن را بکار گیرند.[6]از طرفی جهت تصمین این اصول نیز کمیته حقوق بشر تشکیل گردید.

از پایان دهه 1950 کشورهای در حال توسعه اعلام کردند که آنان قربانیان نابرابریهای جدی هستند که در جریان اطلاعات میان شمال و جنوب وجود دارد و ابراز می داشتند که رسانه های شمال واقعیت های مربوط به وضعیت ملی این کشورها را بصورت تحریف شده منعکس می نماید.

آنان خواستار اصلاح موازنه جریان اطلاعات بودند. در دهه 1970 یونسکو در پاسخگویی به تقاضای کشورهای جهان سوم فعالیتهایی را انجام داد. با طرح «نظم نوین جهانی اطلاعات و ارتباطات (NWICO)» بعد جدیدی بر اختلاف شمال و جنوب افزوده شد. بین سالهای 1968 تا 1984 تلاشهای بسیاری با همکاری یونسکو در زمینه انتقاد از جریان آزاد اطلاعات و استقرار نظم نوین جهانی اطلاعات و ارتباطات بعمل آمد. کشورهای در حال توسعه نمی توانستند اصول پس از جنگ جریان آزاد اطلاعات را چیزی بیش از جریان یکطرفه از سوی کشورهای صنعتی تلقی کنند.[7]

در نوامبر 1989 «استراتژی جدید ارتباطات» با هدف تأمین نیازهای دموکراسیهای تازه جوانه زده و کشورهای در حال توسعه به تصویب رسیده هدف از این استراتژی، تشویق جریان آزاد اطلاعات در سطح بین المللی و ملی، ارتقاء توزیع متوازن بهتر و گسترده تر اطلاعات بدون مانعی در راه آزادی بیان و تقویت توانمندیهای ارتباطی و کشورهای در حال توسعه برای افزایش مشارکت آنان در روند ارتباط بود. همچنین اجلاس 28 کنفرانس عمومی یونسکو در سال 1995 استراتژی میان مدت این سازمان برای دوره زمانی 2001-1996 را با هدف پیگیری و ارتقاء جریان آزاد اطلاعات و توسعه ارتباط به تصویب رسانید. آنچه از شواهد بر می آید در قرن بیست و یکم نیز بحث آزادی اطلاعات بحث مهمی است که ابعاد بیشتری پیدا کرده امروزه جریانهای فرامرزی اطلاعات بواسطه ظهور شبکه های الکترونیکی سریع و شتابان شده اند، عاملان جدیدی در صحنه بین المللی برای دفاع از حقوق بشر و بخصوص آزادی بیان ظهور کرده اند (گروههای غیر رسمی، حرکتهای جمعی یا سازمانهای دولتی) و بر اساس تأکید سازمان ملل هدف آنست که این ابزار (اطلاعات) برای توسعه و خدمت به بشریت بکار برده شود.

این مجموعه در نظر دارد:

1- آزادی اطلاعات

2- حریم خصوصی

را در بخش مورد بررسی قرار دهد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پیش از ورود به مباحث آتی، لازم است روشن سازیم که دقیقاً منظور از «اطلاعات» چیست. تعیین حدو رسم موضوع بحث، اولین گامی است که باید در آغاز هر سخن عملی برداشت.

این اصطلاح قبل از آنکه وارد مباحث حقوقی شود در حوزه علوم اجتماعی مورد مطالعه قرار گرفته است و به همین دلیل در آثار محققین این شاخه از علوم انسانی می توان به تعاریف دقیقی از این اصطلاح دست یافت. در بسیاری از آثار حقوقی هم تعریف این اصطلاح به نوعی مفروض تلقی شده است.

برخی معتقدند اطلاعات بصورت مجوز مفهومی ندارد، تنها در مرحله استفاده است که معنا پیدا می کند. این تصمیم گیری است که مشخص می کند چه چیزی اطلاعات است و چه چیزی اطلاعات نیست.[8]

همچنانکه از این تعریف بر می آید در آن بر اساس نگرش کاربر و بهره برداری کننده از اطلاعات اهمیت داده شده است. در حقیقت بر اساس این دیدگاه، پیامی که برای ما قابل بهره برداری است اطلاعات محسوب می شود و در غیر اینصورت، پیامها ؟؟ مبادله شده را نمی توان اطلاعات محسوب کرد.

از نظر گروهی دیگر: اطلاعات یعنی دانش به هر شکل انتقال پذیر یا به بیان دیگر اطلاعات می تواند هر قالب و شکلی را بپذیرد مادامی که ضرورت انتقال پیام از طریق مسیر و مجرایی تشیخص پذیر مطرح باشد.[9]

این تعریف از کلیت بیشتری برخوردار است و علاوه بر این بر قابلیت انتقال و ویژگی سیال اطلاعات تکیه می کند در حوزه انفورماتیک اطلاعات مجموعه ای از «داده ها» هستند و «داده ها» مجموعه ای از اطلاعات خام هستند که باید بوسیله ای پردازش شوند. نتایج حاصل از پردازش داده ها را اطلاعات پرداخته یا بطور مطلق اطلاعات می نامند.[10]

می توان گفت اطلاعات مجموعه ای از پیامها (داده ها)ی قابل انتقال است. در این تعریف نگرش کاربردی جایگاه تعیین کننده ای ندارد، البته هنگامی که از واژه «پیام» و یا «داده» استفاده می کنیم، نمادهایی را در نظر داریم، که دارای مفهوم هستند اما این پیامها لزوماً نباید از دیدگاه چگونگی استفاده از آنها مورد ارزیابی قرار گیرند.

گفتار اول: مناسبات آزادی بیان و آزادی اطلاعات

اصولاً یکی از امتیازات انسان بر سایر موجودات داشتن فکر و اندیشه است. از آن جا که انسان موجودی اجتماعی است نمی تواند اندیشه هایش در قالب حصاری محبوس بماند. از رهگذر تبادل همین اندیشه ها و افکار بوده است که میراث فرهنگی نسل به نسل انتقال یافته و مکاتب گوناگون فکری و فلسفی زائیده شده و تحولات و انقلابات عظیم اجتماعی پدیدار گشته، همه این آثار و نتایج مستلزم آنست که آدمی در ابراز عقاید و نظراتش از نوعی فراغت خاطر برخوردار باشد. آزادی بیان موجب می شود که جامعه پویاتر شود و از حالت سکون خارج شود. این حق در زمره حقوق مدنی و سیاسی افراد جامعه بوده که در زمانها و مکانهای مختلف توسط اخلاق و حقوق در چارچوب ضوابطی پذیرفته شده است. در یک جمع بندی کلی می توان آزادی بیان را چنین تعریف کرد «آزادی بیان عبارتست از اینکه اشخاص افکار، عقاید، اطلاعات، اخبار، آداب و رسوم، مذهب و ... خود را آزادانه انتخاب نمایند و آنرا بروز و اشاعه دهند بدون هیچگونه ترس و اضطرابی»

بدون دسترسی به اخبار و اطلاعات، آزادی بیان مفهومی محدود خواهد داشت به همین دلیل آزادی رسانه ها به نحوی ناگسستنی به این آزادی پیوند خورده است. انتقال افکار و عقاید و بطور کلی «اطلاعات» از لحاظ منطقی ناظر به یک رابطه دو جانبه است؛ یعنی رابطه میان دریافت کننده اطلاعات از یک طرف و ارسال کننده اطلاعات از طرف دیگر، به همین دلیل حقوق، آزادیها، اختیارات و تکالیف طرفین این رابطه، هر یک فی نفسه موضوعی قابل بررسی است. ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر 1648 در بخش اول آزاد عقیده و بیان را آورده است و در جمله دوم آزادی اطلاعات: «هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آنست که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.

در حقیقت آزادی دریافت و انتقال اطلاعات جزء لازم و ملزوم یکدیگرند. که بدون وجود یکی ، دیگری بی معنا خواهد بود.

گفتار دوم: جایگاه آزادی اطلاعات در اسناد بین المللی

بند اول: منشور ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر

بر اساس مقررات منشور ملل متحد، یکی از اهداف ملل متحد حصول همکاری بین المللی برای پیشبرد و تشویق و احترام به حقوق بشر و آزادی های اساسی برای همگان، بدون تبعیض از حیث نژاد، جنس، زبان یا مذهب و ... است.[11]

بر مبنای همین اهداف و بعنوان یکی از نخستین دستاوردهای ملل متحد که اعلامیه جهانی حقوق بشر در 10 دسامبر 1948 به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید مندرجات این اعلامیه بعنوان آرمانی مشترک و معیاری عمومی برای تمام مردم و کلیه ملل جهان اعلام می گردد و تمامی دولت های عضو و همه مردم برای شناختن، پیشبرد و تأمین و مراقبت واقعی و موثر از حقوق و آزادی های عمومی مذکور در اعلامیه فراخوانده می شوند. این اعلامیه انتشار و تبادل آزادانه عقاید و نظرات را از گرانبهاترین حقوق برشمارد و تأکید می کند.

بدیهی است که این اعلامیه به همان اندازه قوی و الزام آور نیست که تعهدات مندرج در معاهدات ممکن است باشند اما اعلامیه ی حاضر در قالب قطعنامه ای از سوی «مجمع عمومی» سازمان ملل متحد تدوین شده که ارزش حقوقی توصیه دارد این اعلامیه در حکم گسترش «منشور» است و حقوق بشر را در حقوق موضوعه بین المللی بصورت مستقل وارد کرده است.[12]

محتوای ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر را می توان در بند 2 ماده 19 میثاق مدنی و سیاسی 1966 ، ماده 10 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر 1950 ، ماده 13 کنوانسیون آمریکائی حقوق بشر 1969 ، و بند 1 و 2 ماده 9 منشور آفریقایی حقوق بشر و ماده 22 اعلامیه بشر اسلامی ملاحظه نمود. البته هر یک از این معاهدات علی رغم عبارات و واژه هایی مشابه، از لحاظ محتوایی عملاً تفاوتهای قابل توجهی دارند و هر یک از فرمولی خاص پیروی می کنند.

بند دوم: میثاق حقوقی مدنی و سیاسی 1966 م

این میثاق برخلاف اعلامیه جهانی حقوق بشر برای دول عضو از نظر حقوقی الزام آور است. در نتیجه این دولتها باید مفاد میثاق را در سطح ملی خود پیاده کنند و بویژه گزارشهای ادواری درباره نحوه برآوردن تعهدات مندرج در هر یک از مقاطعه مشخص شده در میثاق ارائه نمایند. تعیین محدوده دقیق برای ماده 19 میثاق بسیار مشکل به نظر می آید در بند 1 از این ماده برای آزادی عقیده حدود خاصی را قائل نشده و اشعار می دارد هیچکس را نمی توان به سبب عقایدش مورد مزاحمت و اخافه قرار داد»ولی اعمال آزادی بیان و اطلاعات مقرر در بند 2 با آوردن بند 3 محدود میگردد؛ چنانچه امنیت ملی، نظم عمومی، اخلاقیات عمومی و حقوق دیگران اقتضاء نماید چه بسا ضرورت دارد بر این حقوق محدودیت هایی تحمیل گردد و اعمال آن مستلزم «حقوق و مسئولیت های خاص» باشد.

در مورد بند 2 و 3 از این ماده میان کشورهای غربی و کشورهای سوسیالیستی اختلاف نظر ایدئولوژیکی وجود داشت. حقوقدانان غربی معتقد بودند حقوق مزبور در بند 2 از ماده 19 یک قاعده محسوب می شود که بند 3 استثنایی بر آن است. ولی کشورهای سوسیالیستی می گفتند این بند از ماده را باید با توجه به ماده 20 میثاق تفسیر نمود. همچنین معتقد بودند مصادیق بند 3 ماده 19[13] مفاد ماده 20[14]است که آزادیهای مذکور در بند 2 ماده 19 را محدود می سازند و استنباط آنها این بود که به موجب حقوق استفاده از تبلیغ برای جنگ و دفاع از انگیزه های عدوات گونه که جنبه ملی، نژادی یا مذهبی دارد ممنوع است و به آزادیهای بند 2 ماده 19 خدشه وارد می کند.

البته نمی توان پذیرفت که ماده 20 ، پایه درستی برای اعمال محدودیت های موسع باشد ولی به لحاظ اختلاف تأکید شود که میان شرق و غرب وجود داشت و به دلیل ضعیف بودن مکانیزم اجرائی میثاق، می توان نتیجه گرفت که بند 3 ماده 19 برای حاکمیت دولتها حق شرطی قائل شده است. بر اساس همین بند، کشورهای سوسیالیستی به توجیه حقوقی عمل پارازیت پرداختند و آنرا عملی مشروع و حقوقی شناخته و تفسیر نمودند.

در این میثاق، دولتهای عضو متعهدند، که اولاً حقوق مندرج در میثاق را بدون هیچگونه تبعیضی از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیده سیاسی یا عقیده دیگر، اصل و منشاء ملی یا اجتماعی، ثروت، نسب یا سایر وضعیتها محترم شمرده و تضمین بکنند. (بند 1 ماده 2 میثاق)

ثانیاً این کار را از طریق قانون اساسی و با تدوین و تصویب قوانین و اقدامات لازم انجام دهند. (بند 2 ماده 2 میثاق)

ثالثاً شرایط را برای جبران حقوق زیر پا گذاشته شده شهروندان توسط اشخاص خصوصی یا رسمی فراهم آورند.

بند سوم: کنوانسیون اروپایی حقوق بشر

کنوانسیون اروپایی حقوق بشر تنها سند بین المللی حقوق بشر است که از آزادی بیان بطور مشخص و موثر حمایت می کند. به موجب این کنوانسیون، هر فردی حق دارد با استفاده از ابزارهای موجود، اطلاعات را از هر گونه رسانه خارجی که تأسیس و رسمیت حقوق و قانون دارد دریافت نماید. این کنوانسیون که بر پایه اجماع سیاسی میان گروه کشورهای منطقه اروپا بوجود آمده از سیستم اجرایی – قضایی نیز برخوردار است. به موجب مفاد ماده 10[15]دادگاه اروپایی حقوق بشر و کمیسیون حقوق بشر بعنوان بدنه قضایی ایجاد شده اند. در واقع می توان گفت کنوانسیون اروپایی حقوق بشر، نخستین گام را در لازم الاجرا کردن مقررات حقوق بشر اعلامیه جهانی برداشته است.

بند 2 ماده 10 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر در مقایسه با بند 3 ماده 19 میثاق حقوق مدنی و سیاسی محدودیتهایی را بیان می کند ولی دلایل توجیهی مذکور در آن بیش از آن چیزی است که در میثاق آمده و بنظر می رسد آزادی بیان را بسیار محدودتر کرده است. از طرفی دادگاه اروپایی حقوق بشر مکرراً بر نقش سیاسی و اجتماعی حقوق موجود در ماده 10 کنوانسیون تأکید داشته و آنها را بنیادهای یک جامعه دموکراتیک و کثرت گرامی دارد. بر اساس صلاحیت قضایی که ارگانهای کنوانسیون اروپایی دارند هر یک از محدودیت های مذکور در بند 2 نه تنها قانونی است بلکه به جهت اینکه نیاز اجتماعی را تأمین می کند به لحاظ تناسب, ضرروت نیز دارد. ضرورتاً مستلزم یک جامعه دموکراتیک قابل ذکر است که امروزه دادگاه اروپایی حقوق بشر به شکایات رسانه ای در حوزه های مختلف رسیدگی می نماید و رأی صادر می نماید.

بند چهارم: کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر

بند 1 از ماده 13 [16]کنوانسیون آمریکایی، حق آزادی بیان و عقیده من الجمله آزادی اطلاعات را تضمین می نماید ولی به نظر می رسد بند 2 همین ماده در مقایسه با سایر معاهدات حقوق بشر تا حدودی منحصر به فرد است. چون صریحاً به سانسور قبلی، اشاره می نماید. در این بند با اینکه هر گونه سانسور قبلی را نفی کرده است ولی نوعی نظارت قانونی را بر برنامه ها می پذیرد.

همچنین بند 2 ماده 13 این کنوانسیون به نوعی بند 3 ماده 19 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی را به ذهن متبادر می نماید. که موارد محدودیت آزادی بیان را «احترام به حقوق و حیثیت دیگران، حمایت از امنیت ملی، نظم عمومی یا سلامت یا اخلاقیات عمومی داند» بند 3 ماده 13 کنوانسیون به گونه ای با بند 5 مرتبط است و بطور مشخص هر گونه پارازیتی را نفی می نماید.

آنچه که در این کنوانسیون در مقایسه با سایر کنوانسیونها از جمله کنوانسیون اروپایی حقوی بشر برجسته می نماید ماده 14 آن یعنی حق پاسخگویی یا تصحیح است و بواسطه این بند به فرد شخص خسارت دیده از گفتار نادرست و محرمانه حق پاسخگویی را می دهد. بدین ترتیب معمولاً گفته می شود ارزیابی مادتین 13 و [17]14 کنوانسیون حقوق بشر مشکل است و دادگاه حقوق بشر کشورهای آمریکایی تا بحال نتوانسته است آنها را به اجرا درآورد. از همه جا بستر اینکه در ماده 27 کنوانسیون حقوق بشر، تعلیق اصل آزادی بیان و اطلاعات به هنگام بحران مجاز شمرده شده است (یعنی در مواقع جنگ، تهدید عمومی یا سایر موقعیت های اضطراری که استقلال و امنیت دولت به خطر می افتد این یکی از اصولی است که برای مدت زمانی مشروط به اینکه مخالفتی با تعهدات به موجب حقوق بین المللی نداشته باشد قابل تعلیق است)[18]

بند پنجم: اعلامیه حقوق بشر اسلامی – قاهره

در این اعلامیه آزادی اطلاعات به گونه دیگری مطرح میگردد. نظام حقوقی اسلام نیز اصل آزادی بیان را به مانند غربیان یکی از اصول اساسی پذیرفته شده میداند یعنی آزادی و هر گونه فعالیت فکری حق مسلم افراد است ولی از دیدگاه اسلامی بدون قید و شرط و مطلق نیست.[19]زمانی فعالیت فکری مطلوب و مجاز است که مضر به حال جامعه نباشد و موجبات اختلال در زندگی مردم و جامعه را فراهم نیاورد. در واقع حق آزادی قلم و بیان، مشروط به عدم مزاحمت برای حق حیات و کرامت انسانها داشته شده است بدین لحاظ از بررسی اصول آزادی بیان و دریافت اطلاعات در بندهای ماده 22[20] اعلامیه قاهره چنین استنباط می شود که آزادی مورد نظر این اعلامیه کاملاً متفاوت با آزادی بیانی است که در منشور سازمان ملل و سایر اسناد بین المللی مطرح شده است آنچه در این ماده بیش از هر چیز توجه را جلب می کند:

«در اهمیت دادن به شرافت و کرامت انسانها» و درست بودن جریان پخش و دریافت اطلاعات (بدون تبعیض, بدون لطمه زدن به ارزشها و اعتقادات) می باشد.

در واقع می توان گفت که اعلامیه قاهره بر اصل آزادی بیان سه نوع محدودیت وارد ساخته: محدودیت مذهبی (شرعی) اخلاقی و قانونی. البته دو محدودیت اخلاقی و قانونی در بند 2 ماده 29 اعلامیه حقوق بشر، بند 4 ماده 19 و ماده 20 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی بر اصل آزادی بیان یا اطلاعات وارد شده است که غرب از اینها تفسیر مضیق دارند و همچنان خواهان و طرفدار مطلق بودن اصل آزادی بیان هستند. از نمونه های محدودیت اخلاقی می توان شیوع اطلاعات کذب بر علیه دوست یا شخص یا گروه و از نمونه های محدودیت قانونی می توان موارد را که منافع اساسی دولتها از جمله نظم عمومی را به خطر می اندازد نام برد. بنابراین با توجه به مفهوم و دامنه شمول عبارت «موازین شرعی» مندرج در بند الف از ماده 22 اعلامیه حقوق بشر اسلامی و تعاریف موضوع و مضیقی که از آن می شود، گاهی این وضعیت، بطور کلی حقوق بشر را نفی می نماید.

بند هفتم: سایر اسناد

اسناد دیگری نیز از آزادی بیان و اطلاعات نام برده اند، که می توان به بند 1 ماده 13 کنوانسیون حقوق کودک 1989 م اشاره کرد. «کودک باید حق آزادی بیان داشته باشد. حق مذکور شامل آزادی جست و جو، دریافت و ارائه اطلاعات و عقاید از هر گونه است. بدون توجه به مرزها به طور شفاهی، کتبی چاپ شده، یا به شکل آثار هنری و یا از طریق هر رسانه ای که کودک انتخاب کند.»

گفتار سوم: شناسایی اصل آزادی ارتباطات در یونسکو

در دوران بعد از جنگ جهانی دوم، جریان آزاد اطلاعات موضوع جنگ سرد و یکی از موضوعات اصلی مشاجره میان کشورها درآمد. دکترین متضاد در تفسیر این جریان کوشیدند. دکترین دموکراسیهای غربی که به ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر استناد می نمودند و نگرش اتحاد جماهیر شوروی و دموکراسیهای مردمی منبعث (تئوری کمونیستی. در تئوری اینان، رسانه ابزار آموزشی بود که تحت نظارت دولت باید در جهت سرعت بخشیدن به بنای ساختار سوسیالیسم عمل نماید. اما اتحاد جماهیر شوروی و متحدین آن بر اساس موافقت نامه های بین الدولی، اصل جریان آزاد و بدون مانع اطلاعات را با توجه به اصل حاکمیت و عدم مداخله در امور داخلی دیگر کشورها تفسیر می نمودند.

در این اثنا نیز کشورهای در حال توسعه اعلام کردند که آنان قربانیان جدی نابرابریهای هستند که در جریان اطلاعات میان شرق و غرب وجود دارد، آنان در بررسیهای خود ابراز می داشتند رسانه های شمال واقعیت هیا ملی این کشورها را تحریف کرده و وارونه در جهان منعکس می نمایند. به همین دلیلی خواستار اصلاح موازنه جریان اطلاعات[21]و کنترل بر آن در مجامع سازمانهای بین المللی از جمله یونسکو بودند. کشورهای کمونیستی نیز از فرصت استفاده کرده و با ملل جهان سوم در این سازمان جبهه متحدی را ایجاد نمودند و در پایان دهه 1970 از ایجاد «نظم نوین جهانی اطلاعات و ارتباطات NWICO»[22]دفاع نمودند. کوشش های این سازمان خصوصاً در دهه های پایانی قرن بیستم جدی تر شد و در آخرین دهه در مورد یکی از ابعاد آزادی اطلاعات یعنی آزادی مطبوعات به اوج خود رسید و افتخاراتی بزرگ را آفرید. ذیل مختصراً سعی می شود تمامی گامها و اقدامات این سازمان چه بصورت قطعنامه و چه بصورت برگزاری سمینارهای پژوهشی و منطقه ای میان گردد.

بند اول: اقدامات سازمان یونسکو بین سال هال 1960 تا 1974

سال 1960 نقطه آغازین انتقادات نسبت به «نظریه جریان آزاد اطلاعات»[23]بود. برای اولین بار در سمپوزیوم لوبلیانا نسبت به شکاف اطلاعات مبادله شده میان کشورهای غربی و جهان سوم و یک سویی بودن اطلاعات پخش شده انتقاد شد و ضرورت ایجاد یک جریان متعادل اطلاعات مطرح گردید. (از این سمپوزیوم به همت و کمک یونسکو در شهر لوبلیانا تشکیل شد.)

بند ششم: منشور آفریقایی حقوق بشر و مردم 1981 م

این منشور در 27 ژوئن 1981 به تصویب کشورهای عضو «سازمان وحدت آفریقا» رسید و در 21 اکتبر 1986 لازم الاجرا شد. منشور آفریقایی حقوق بشر ویژگیهای خاصی دارد، که آن را از دیگر اسناد متمایز می سازد. ویژگی بی همتای این منشور در آنست که هم حقوق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و هم حقوق مدنی و سیاسی را در بر می گیرد. در حالیکه در سطح جهانی در کنار میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی 1966 ، میثاق بین المللی حقوق اقتصادی اجتماعی و فرهنگی 1966 ق را داریم و همچنین در کنار کنوانسیون اروپایی حمایت از حقوق بشر و آزادیهای اساسی 1950 منشور اجتماعی اروپا را داریم که از سوی شورای اروپا در 18 اکتبر 1961 م تصویب و 26 فوریه 1965 لازم الاجرا شد. این منشور مشتمل بر حقوق اجتماعی اقتصادی و فرهنگی است و در واقع مکمل کنوانسیون اروپایی حقوق بشر است.[24] منشور آفریقایی با ادغام و آوردن این دو نوع حقوق در سندی واحد تأکید می ورزد که این دو گروه از «حقوق» جدایی ناپذیر و مکمل همدیگرند.[25]

ماده 9 منشور آفریقایی اشعار می دارد:

1- هر فرد حق دریافت اطلاعات را خواهد داشت.

2- هر فرد حق ابراز و انتشار عقاید خویش را مطابق قانونی خواهد داشت.

با نگاهی گذرا به اسناد جهانی و منطقه ای حقوق بشر مشخص است حق آزادی بیان و اطلاعات بعنوان یکی از مصادیق حقوق بشری صراحتاً در این اسناد بیان شده که این خود حکایت از اهمیت این حق دراد و با درج و تصریح بدان در اسناد مذکور، تعهداتی برای کشورها برای تحقق این حق برقرار می گردد.

- در سال های 1969 و 1971 کارشناسان بین المللی ارتباطات در شهر مونرال کانادا و پاریس گردهم آمدند و گزارشی را در زمینه ارتباطات، توسعه، استراتژیها و سیاستهای ملی ارتباطی ارائه نمودند.

- در سال 1973 کمیسیون ملی یونسکو در فنلاند، سمیناری را با عنوان «جریان بین المللی برنامه های تلویزیونی» ترتیب داد. در مراسم افتتاحیه این سمینار، رئیس جمهور وقت فنلاند (اوهورگونن) سخنرانی انتقادآمیزی بر علیه برداشت غریبان از آزادی اطلاعات نمود. وی در بخشی از سخنانش ابراز داشت: «در تمامی جهان، جریان اطلاعات بین کشورها به ویژه آنچه از طریق تلویزیون به همه چا جاری می شود. تا حد بسیاری مسیری یک جهتی و حرکتی نامتعادل دارد و به هیچ وجه عمق و دامنه ای را که اصول آزادی بیان ایجاب می نماید دارا نیست.» بررسی ها نشان می دهد کشورهای در حال توسعه در زمینه اطلاعات تحت تأثیر شدید صادرات ممالک صنعتی غربی هستند به گونه ای که می توان وضعیت حاکم در سطح بین المللی را «امپریالیسم خبری» توصیف نمود. محاسبه شده که اطلاعات منتشر شده در جهان از آمریکا منشاء گرفته و این امر اصل آزادی اطلاعات را به زیر سئوال می برد.[26]

- در اجلاسیه 16 کنفرانس عمومی یونسکو (1970 پاریس) دو رویداد رخ داد:

1- برای اولین بار چند دولت عضو، سیاست «جریان آزاد اطلاعات» را مورد انتقاد قرار دادند. از جمله وزیر وقت اطلاعات دولت هند که سخنرانی شدید الحنی درباره سوء استفاده کشورهای غربی از نظریه جریان آزاد اطلاعات برای تسخیر اندیشه های مردم جهان کرده اند، نمود. وی در این سخنرانی نتیجه گرفت جریان آزاد اطلاعات، افسانه ای بیش نیست و تا زمانی که ممالک فقیر و عقب مانده از امکانات لازم برای استفاده برابر از ارتباطات و اطلاعات محروم هستند این جریان محقق نخواهد شد.

2- در این اجلاسیه، دولت شوروی پیشنهاد تدوین اصول کاربر وسایل ارتباط جمعی در روابط بین المللی را ارائه کرد.

- اجلاسیه 17 کنفرانس عمومی یونسکو (1972) گامهایی برای مقابله با عدم تعادل اطلاعات و نابرابری ارتباطات برداشت. برجسته ترین کوشش این اجلاسیه، تصویب «اعلامیه اصول مربوط به کاربرد ماهواره های پخش مستقیم برنامه تلویزیونی» بود که در این اعلامیه بر اصل حاکمیت دولتها تأکید شده بود. این نوع پخش (مستقیم) منوط به کسب موافقت قبلی کشورهای دریافت کننده برنامه بود. همچنین برای انتقال پیامهای تبلیغاتی بازرگانی از طریق ماهواره ضروری دانسته شد که میان کشورهای تهیه کننده پیامها و ممالک دریافت کننده آن توافق خاصی بوجود آید.

- در اجلاسیه 18 کنفرانس عمومی یونسکو 1974 ، تصمیمات جدی درباره قطعنامه اجلاسیه قبلی راجع به تهیه «طرح اعلامیه مربوط به اصول بنیادین کاربرد وسایل ارتباط جمعی به منظور تحکیم صلح، تفاهم بین المللی مبارزه علیه تبلیغات جنگ طلبانه، نژاد پرستی و آپارتاید» گرفته شد. در این اجلاسیه طی قطعنامه ای مقرر گردید در دسامبر 1975 نمایندگان دولتهای عضو یونسکو در پاریس گردهم آیند. در این گردهمایی برخورد شدیدی میان نمایندگان غرب و شرق و نسبت به «جریان آزاد اطلاعات» و «مسئولیت دولت در رابطه با عملکرد وسایل ارتباط جمعی» روی داد. غربیها اصل مسئولیت دولتها را مخالف قوانین موضوعه بین الملل و اعلامیه جهانی حقوق بشر می دانستند و ؟؟ با اصل آزادی اطلاعات، حتی تهدید نمودند که در صورت تصویب این طرح سهمیه پرداخت خود به سازمان را قطع خواهند کرد.

بند دوم: اقدامات یونسکو بین سالهای 1976 تا 1989

- در اجلاسیه 19 کنفرانس عمومی یونسکو 1976 در شهر نایروبی، قطعنامه بسیار مهمی در پشتیبانی از خواست کشورهای در حال توسعه برای برقراری «یک نظم بین المللی نوین اطلاعات» به تصویب رسید. در این قطعنامه به مدیر کل یونسکو مأموریت داده شده یک کمیسیون بین المللی برای مطالعه درباره مسائل ارتباط را تشکیل دهد. سرپرستی این کمیسیون را مک براید بر عهده داشت، به وی مأموریت داده شد تا در چهارده حوزه به بررسی حیاتی ترین مسائل ارتباطات معاصر بپردازد:

الف: وضع موجود اطلاعات و ارتباطات در جهان (در سطح ملی و بین المللی)

ب: بررسی نیازهای ممالک در حال توسعه با توجه به جریان آزاد و متعادل اطلاعات

ج: تجزیه و تحلیل مسائل ارتباطی برای برقراری نظم نوین جهانی ارتباطات

د: تعیین نقش ارتباط در هوشیارسازی افکار عمومی از طریق اقدامات ملی و بین المللی

- در اجلاسیه 20 کنفرانس عمومی یونسکو 1978 ، اعلامیه یونسکو درباره اصول بنیادین مربوط به وسایل ارتباط جمعی در تحکیم صلح، تفاهم بین المللی و پیشبرد حقوق بشر و مبارزه علیه نژادپرستی آپارتاید و تحریک به جنگ به اتفاق آراء به تصویب رسید. برای نخستین بار با این اعلامیه یک سند بین المللی به تصویب رسید که در مقدمه آن اشاره شد که کنفرانس عمومی به آرمانهای ممالک در حال توسعه برای برقراری نظمی نوین، عادلانه تر و موثرتر اطلاعات واقف است.

- در اجلاسیه 20 نسبت به گزارش مک براید پیشنهاداتی صورت گرفت. این پیشنهادات حول 4 محور بود: عدم تعادل اطلاعات آزادی و مسئولیت اطلاعات، حاکمیت دولتها، ارتباط و توسعه

- در اجلاسیه 21 (1980) دو اقدام صورت گرفت: تصویب گزارش نهایی «کمیسیون بین المللی مطالعه درباره مسائلی ارتباطات» و بعد صدور قطعنامه ای برای برقراری نظم جهانی نوین اطلاعات. این قطعنامه استقرار این نظم را منوط به محو نابرابریها، عدم تعادل ارتباطات تعدد منابع و ؟؟ اطلاعاتی، رفع موانع داخلی و خارجی، جریان آزاد و انتشار گستردتر و متعادلتر اطلاعات و افکار و غیره می داند.[27]

- در سال 1982 برنامه بلندمدت یونسکو با عنوان «برنامه عظیم ارتباطات در خدمت انسانها» برای سالهای 1983 تا 1989 به تصویب می رسد. اصول اساسی این برنامه «استقرار نظم نوین بین المللی اطلاعات» بود. در این حادثه عظیم کشورهای غربی در اقلیت قرار گرفتند و پیشنهادات آنان با مخالفت اکثریت دولتها روبرو شد. (در همین زمان آمریکا رسماً اعلام کرد که در پایان دسامبر 1984 از یونسکو خارج می شود، همچنین دولت انگلستان نیز در سال بعد به تبعیت از آمریکا از این سازمان خارج شد.)

- در اجلاسیه 25 کنفرانسی عمومی یونسکو 1989«استراتژی جدید ارتباط» به تصویب رسید. یونسکو به دلیل اهمیت اولیه این استراتژی، مجدداً اصل «جریان آزاد اطلاعات» را که در اساسنامه خودگرایی شمرده بود را تأیید نمود. خصوصاً متعهد به ارتقاء آزادی بیان که زیربنای حقوق انسانی است و آزادی مطبوعات در تمامی جوامع دموکراتیک از طریق مساعدت به تمامی سازمانهای غیر دولتی و بین الدولی که مأموریتشان دفاع از این آزاد ؟؟ شد.

بند سوم: اقدامات یونسکو بین سالهای 1991 تا 1998

در اجلاسیه 26 کنفرانس عمومی یونسکو 1991 قطعنامه 3/4 به تصویب رسید و در همین کنفرانس طرح میان مدت فعالیت یونسکو طی سالهای 1990 تا 1995 اعلام گردید. اهداف تمامی فعالیتهای مذکور ترغیب به آزادی مطبوعات، عدم وابستگی و تکثرگرایی در رسانه عمومی و خصوصی بود. در این قطعنامه از دبیر کل یونسکو خواسته می شود سوم ماه مه را «روز بین الملل آزادی مطبوعات» نامگذاری نماید.

 

[1]- عمید زنجانی، عباسعلی: فقه سیاسی، جلد اول، حقوق اساسی و مبانی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، (مؤسسه انتشارات امیر کبیر، تهران، 1377؛ چاپ چهارم) ص 575

[2]- Burke , Edmond in: Letter to the sheriffs of Bristd , Quotedim: Desmond fisher,” The right to communicate” , Unesco , 1982 , P 26

[3]. The south American Radio Caamunication

[4]. Op. Cit. Information and Cammunication , freedom of . P. 163 . PP6

[5]. Op. Cit. Information and Cammunication , freedom of . P. 164 . PP2

[6]- ایران در سال 1354 به آن پیوسته است.

[7]- مک براید، شن؛ یک جهان چندین صدا (گزارش مک براید) مترجم ایرج پاد، (سروش، تهران 1375) ص 70

[8]- حری، عباسی، «اطلاعات چیست؟» مجله دانشمند، ویژه نامه اطلاعات، شهریور 1369 ، صص 89-88

[9]- کرویت ارس، بت، انتقال تکنولوژی اطلاعاتی به کشورهای کمتر توسعه یافته؛ نگرش نظام یافته مترجم فرشته مولوی، فصلنامه کتاب 2-4 ،1369، ص 239

[10] - مساوات، جلال «مفهوم اطلاع رسانی 3» نشریه اطلاع رسانی، شماره 8 ، 1363 ، صص 115-114

[11]- بند 3، ماده 1 ، منشور ملل متحد 1945 م

[12]- جانسون، گلن، اعلامیه حقوق بشر و تاریخچه آن ، مترجم محمد جعفر پوینده، (نشر نی، تهران 1378، چاپ چهارم) ص 132

[13]- ماده 19 میثاق حقوق مدنی و سیاسی:

بند 1: هیچکس را نمی توان بخاطر عقایدش مورد مزاحمت و اخافه قرار داد.

بند 2: هر کس حق آزادی بیان دارد. این حق شامل آزادی تفحص، تحصیل، اشاعه اطلاعات و افکار از هر قبیل بدون توجه به سرحدات خواه شفاهاً یا به صورت نوشته یا چاپ یا به صورت هنری یا به هر وسیله دیگری به انتخاب خود می باشد.

بند 3: اعمال حقوق مذکور در بند 2 این ماده، مستلزم حقوق و مسئولیتهای خاص است. لذا ممکن است تابع محدودیتهای معینی شود که در قانون تصریع شده و برای امور ذیل ضرورت داشته باشد:

الف: احترام حقوق یا حیثیت دیگران

ب: حفظ امنیت ملی یا نظم عمومی با سلامت یا اخلاق عمومی

 

[14]- ماده 20 میثاق:

بند 1: هر گونه تبلیغ برای جنگ به موجب قانون ممنوع است.

بند 2: هر گونه دعوت (ترغیب) به کینه ملی یا نژادی یا مذهبی که محرک مذهبی یا مخاصمه یا اعمال زور باشد به موجب قانون ممنوع است.

[15]- ماده 10 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر:

بند 1: هر کس حق آزادی بیان دارد، این حق شامل آزادی برخورداری از عقیده، دریافت و نشر اطلاعات و عقاید بدون مداخله مقام دولتی و بدون توجه به سرحدات می شود. این ماده نباید ممانعتی برای دولتها برای فعالیت شرکتهای سخن پراکنی، تلویزیونی و سینمایی ایجاد نماید که اخذ مجوز را ضروری ندانسته.

بند 2: اعمال این آزادیها، چون با حقوق و مسئولیت همراه است چه بسا منوط به بی نظمی های شرایط محدودیتها یا مجازات هایی باشد که قبلاً بواسطه قانون مقرر شده و جامعه دموکراتیک به لحاظ صلاح امنیت ملی، تمامیت ارضی یا ایمنی عمومی برای جلوگیری از بی نطمی یا جرم، برای حمایت از سلامت یا اخلاق جامعه برای حمایت از حیثیت یا حقوق دیگر آن به آنها نیاز دارد. برای ممانعت از افشاء اطلاعاتی که محرمانه دریافت می شوند و یا برای حفظ اقتدار و بیطرفی قوه قضائیه است.

[16]- ماده 13 کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر:

بند 1: هر کس حق برخورداری از تفکر و بیان را دارد. این حق شامل آزادی جستجو، دریافت و نشر اطلاعات و همه گونه نظرات بدون ملاحظات مرزی شفاهاً، کتباً، بطور چاپی در قالب هنری یا به هر وسیله ممکنه می شود.

بند 2: اعمال این حق مذکور در بند پیشین منوط به سانسور قبلی نیست ولی تابع مسئولیتی است که متعاقباً تحیل می شود و باید به وضوح و بر حسب ضرورت بواسطه قانون مشخص گردد تا تضمین نماید:

الف: احترام به حقوق و حیثیت دیگران

ب: حمایت از امنیت ملی، نظم عمومی یا سلامت یا اخلاقیات عمومی

بند 3: حق بیان بواسطه روشها و ابزارهای غیر مستقیم محدود شدنی نیست مانند سوء استفاده از نظارت دولت یا بخش خصوصی بر چاپ اخبار، فرکانسهای پخش رادیویی یا تجهیزاتی که برای نشر اطلاعات کاربری دارند یا هر ابزار دیگری که به نوعی مانع ارتباط و جویان عقاید و نظرات می شود.

بند 4: با وجود مفاد مزبور در بند 2، سرگرمیهای عمومی به موجب قانون مشمول سانسور قبلی می شوند فقط با هدف تنظیم دسترسی به آنها برای حمایت اخلاقی از کودکان و نوجوانان

بند 5: هر گونه تبلیغات برای جنگ، دفاع از عدوات ملی، نژادی، مذهبی که ترغیب به خشونت غیر قانونی یا هر عمل مشابه دیگری باشد که علیه فرد یا گروهی از افراد باشد.

[17]- ماده 14 کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر:

بند 1: شخصی که از عقاید و گفتار نادرست محرمانه که در میان عام توسط رسانه ای که قانوناً فعالیت دارد منتشر یافته خسارتی ببیند حق پاسخ و تصحیح آنرا با استفاده از همان منبع ارتباطی و تحت شرایطی که قانون تعیین کرده دارد.

بند 2: تصحیح یا پاسخ به هیچ عنوان جبران کننده سایر تعهدات قانونی وارده به فرد نیست و از آن نمی کاهد.

بند 3: برای حمایت موثر از شرافت و اشتهار، هر ناشر و هر موسسه روزنامه ای و شرکت تصاویر متحرک و رادیو باید در مقام شخص، مسئولیت داشته باشد و به جهت عضویت ها و امتیازات خاص در حمایت نیست.

[18]- درباره اعتبار حقوقی اعلامیه های حقوق بشر یاد شده، کلاً دو نظریه از سوی حقوقدانان اعلام شده است: عده ای از آنان سعی دارند به این اعلامیه ها خاصیت معاهده بدهند و آنانرا لازم الاجرا بخوانند. در توجیه نظر خود معتقدند دولتهای عضو سازمان ملل، منشور ملل را به تصویب رسانیدند و مفاد منشور نیز برای تمامی دولتهای عضو لازم الاجرا است. مفاد اعلامیه حقوق بشر نیز در واقع تفسیر تعریف مصادیق حقوق بشری است که در منشور آمده پس رعایت مقررات این اعلامیه ریشه در تعهد ناشی از قرارداد و معاهده دارد. عده ای دیگر می گویند حقوق مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر عرف بین الملل و جزء قواعد عرفی بین المللی محسوب می شود و نه تنها برای تمام دولتها بلکه برای همه تعهد آور است و اعلامیه جهانی حقوق بشر، بیان کننده معیارهای مشترک برای همه مردم و دولتهاست.

مهرپور، حسین، نظام بین المللی حقوق بشر، انتشارات اطلاعات 1377 ، ص 50

[19]-جعفری، محمد تقی، حقوق بشر از دیدگاه اسلام و غرب، دفتر خدمات حقوق بین المللی جمهوری اسلامی، تهران 1370 ، ص 454 به بعد

[20]- ماده 22 اعلامیه حقوق بشر اسلامی:

بند 1: هر انسانی حق دارد نظر خود را به هر شکلی که مغایر با اصول شرعی نباشد آزادانه بیان دارد.

بند 2: هر انسانی حق دارد برای خیر و نهی از منکر بر طبق ضوابط شریعت اسلامی دعوت کند.

بند 3: تبلیغات یک ضرورت حیاتی برای جامعه است و سوء استفاده و سوء استعمال آن و حمله به مقدسات و کرامت انبیاء یا بکارگیری هر چیزی که منجر به ایجاد اختلال در ارزشها یا تشتت جامعه یا زیان یا متلاشی شدن اعتقاد شود، ممنوع است.

بند 4: برانگیختن احساسات قومی یا مذهبی یا هر چیزی که منجر به برانگیختن هر نوع حس تبعیض نژادی گردد جایز نیست.

[21]. Balanced Flow of Information

[22]. New world information and communication order

[23]. Moxplank , I did , P, 169 , PP5

[24]. Buergetal , Thomas ,OP.Cit.P.151

[25] - لوین، لیا، پرسش و پاسخ درباره حقوق بشر، مترجم محمد جعفر پوینده، (نشر قطره، تهران 1378 ، چاپ چهارم) صص 111-110

[26]- مک براید، شن، یک جهان چندین صدا، مترجم ایرج پاد، انتشارات صدا و سیما (سروش) 1375 ، صص 20-13

[27]. http://www.Unesco.org/Legal.dacument/macbrid.Report



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مقاله40-بررسی و کاربرد هوش ازدحامی در مسئله مدیریت بحران60ص مقاله40-بررسی و کاربرد هوش ازدحامی در
ساعت | بازدید : 138 | نویسنده : فایل کده | ( نظرات )
مقاله40-بررسی و کاربرد هوش ازدحامی در مسئله مدیریت بحران60ص

مقاله40-بررسی و کاربرد هوش ازدحامی در مسئله مدیریت بحران60ص

فهرست مطالب

عنوان صفحه

 

 

فصل اول – مقدمه ............................................................................................................ 1

فصل دوم-مدیریت بحران................................................................................................... 4

2-1-مقدمه ...................................................................................................................... 4

2-2-مدیریت بحران.......................................................................................................... 5

2-3-آژانسهای مدیریت بحران............................................................................................ 8

2-3-1- آژانس مدیریت اضطراری فدرال (FEMA).......................................................... 8

2-3-2-اینفوسفر- سیستم دریافت و پاسخ.................................................................................. 11

2-3-3-سیستم مدیریت بحران (CMS) ...... 12

2-4-انواع روشهای الگوریتمی تخصیص منابع..................................................................... 14

2-4-1-برنامه نویسی پویا.................................................................................................. 14

2-4-2-برنامه نویسی عدد صحیح ...................................................................................... 15

2-4-3-روش ضرب کننده لاگرانژ ..................................................................................... 16

2-4-4-باز پخت شبیه سازی شده ...................................................................................... 18

2-4-5-الگوریتم ژنتیک 19

2-4-6- انشعاب و کران 21

2-4-7- الگوریتم حریص ................................................................................................. 21

2-4-8- جستجوی تابو 22

2-4-9- تئوری بازیها 23

2-5-عملیات نجات روبوکاپ............................................................................................ 23

2-5-1-ساختار سیستم 25

2-5-2-ساختار عاملها 25

2-5-3-تشکیل تیم 27

فصل3 -هوش ازدحامی..................................................................................................... 29

3-1- مقدمه.................................................................................................................... 29

3-2-الگوریتم بهینه سازی کلونی مورچه ها(ACO) ........................................................... 31

3-2-1-مورچه ها چگونه میتوانند کوتاهترین مسیر را پیدا کنند؟.......................................... 32

3-2-2-کاربردهای ACO................................................................................................. 34

3-3- الگوریتم بهینه سازی انبوه ذرات (PSO) ................................................................. 34

3-3-1-الگوریتم pso .................................................................................................... 35

3-3-2 کاربردهای pso ................................................................................................... 37

3-4-الگوریتم ژنتیکGA ................................................................................................ 37

3-4-1- الگوریتم GA..................................................................................................... 38

3-4-2-کاربردهای GA.................................................................................................... 39

فصل چهارم - استفاده از هوش ازدحامی در مدیریت بحران.................................................. 40

4-1-مقدمه 40

4-2-هوش ازدحامی ......................................................................................................... 42

4-3-حوزه مديريت اورژانسي............................................................................................ 44

4-4-روش شناسي............................................................................................................ 46

4-5-مكانيزم های تخصيص كار مرسوم............................................................................... 46

4-6-روند واكنش اورژانسي .............................................................................................. 48

4-7-ساخت و ارزيابي مدل................................................................................................ 49

4-8-روش شبيه سازي ...... 51

4-9-طراحی آزمایشات...................................................................................................... 53

4-10-روش مقایسه مکانیزم............................................................................................... 54

4-11-رتبه بندی................................................................................................................ 55

فصل پنجم-نتیجه گیری و پیشنهادات ................................................................................. 58

منابع ومراجع ................................................................................................................... 61

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


فهرست شکلها

عنوان صفحه

 

 

شکل 1-وقوع چند بحران هم زمان در یک ناحیه شهری............................................................. 6

شکل 2- FEMA – 101SLG فرایند برنامه ریزی................................................................. 9

شکل 3- FEMA- 101SLG سازمان مدیریت منابع.............................................................. 10

شکل 4- اینوسفر – نمای کلی................................................................................................. 11

شکل 5- نمای کلی سیستم مدیریت بحران................................................................................ 13

شکل6- ساختار الگوریتم بازپخت شبیه سازی شده..................................................................... 19

شکل 7- ساختار الگوریتم ژنتیک............................................................................................. 20

شکل 8- روند الگوریتم انشعاب و کران.................................................................................... 22

 

فصل اول - مقدمه

مسئله مدیریت بحران در سالهای اخیر اهمیت شایانی یافته است . با توسعه محیطهای شهری ،هنگام وقوع یک بحران خطرات جانی و مالی زیادی افراد شهر را تهدید می کند .به این دلیل ایجاد سیستم مدیریت بحران مؤثر و سازمان یافته بسیار ضروری است. هر بحران شامل چندین حادثه با درخواست تعداد معینی واحد اورژانسی است .وضعیت نابهنجار زمانی به وجود می آید که مسئله کمبود منابع و رقابت برای منابع مطرح می شود.با اینکه هر بحران درجه شدت متفاوتی دارد، اما واکنش مناسب به درخواست هر بحران بسیار ضروری است. با تخصیص واحدهای اورژانسی به حوادث به طور خودکار ، گام بلندی در جهت حذف خطاهای بشری برداشته شده است .

در این پروژه روشهای هوش ازدحامی برای تخصیص تعداد بهینه از منابع در محیطی با چند بحران پیشنهاد شده است. این روشها تکنیکهای جدیدی در مدل کردن روند بحرانی با جمعیتی از عاملها و تخصیص منابع است به طوری که همه بحرانها بتوانند از منابع موردنظرشان استفاده کنند. هوش ازدحامی سیستمی است متشکل از تعداد زیادی افراد که با یک کنترل نا متمرکز و خودسامانده متعادل و هماهنگ می شوند . هوش ازدحامی ، منبع الهامی جهت توسعه سیاست های تخصیص گردش کار است. الگوریتم هایی که از این رفتار الهام میگیرند به طور موفقیت آمیزی جهت کاهش زمان های تنظیم شده و زمان های عملکرد در تولید زمان بندی صنعتی به کار میرود .

در این پروژه روشهایی برای بهینه سازی تخصیص منابع به وقایع بحرانی مختلف با توجه به محدودیتهایی همچون دسترس پذیری منابع ، وضعیت بحرانی وقایع، تعداد منابع خواسته شده و غیره ارائه شده است. روش پیشنهادی به سمت مدیریت رخداد وقایع بحرانی به طور همزمان در یک محیط از پیش تعریف شده خاص با مراکز تخصیص منبع تعیین شده در همان محل پیش می رود. هدف افزایش بهره وری واحدهای واکنش اضطراری به همراه کاهش زمانهای واکنش است. هدف اصلی از تخصیص خدمات اورژانسی ، بیشینه سازی کارایی واحدهای واکنش اضطراری در دسترس و موجود و کمینه سازی زمان واکنش برای کاهش آثار یک یا چند واقعه است.

آژانس های مختلفی در این زمینه تاسیس شده است از آن جمله آژانس مدیریت اورژانسی فدرال(FEMA)[1] است. همچنین سیستمهایی برای نظارت و تخفیف آثار حوادث طراحی شده است مانند سیستم دریافت و پاسخ (اینفوسفر)[2] و سیستم مدیریت بحران (CMS)[3].

الگوریتم های زیادی به همراه تعمیمشان برای رسیدن به راه حل های بهینه مسئله تخصیص منبع پیشنهاد شده است. الگوریتم ژنتیک ، تئوری بازیها ، الگوریتم های پویا و... از آن دسته اند.

عملیات نجات روبوکاپ موضوع تعدادی از پیاده سازی های عملی و سودمند است. عملیات نجات روبوکاپ یک محیط شبیه سازی شده برای برنامه ریزی حادثه شامل عاملهای متعدد است.در فصل های بعد به مسائل گفته شده پرداخته می شود.

 

[1] Federal Emergency Management Agency

 

[2] Infosphere

 

[3] Crisis Management System

 

فصل دوم-مدیریت بحران

2-1-مقدمه

در طی چند دههاخیر مدیریت بحران به یک مسئله چندوجهی و پیچیده تبدیل شده است. ماهیت یک بحران یا حادثه از حوادث طبیعی مثل طوفانها و زمین لرزه ها تا حوادث ساخت بشر مانند سقوط هواپیماها، حوادث تروریستی، اعمال عمدی، تخریب انبوه، حوادث صنعتی و غیره متغیر است.

با توسعه و گسترش جوامع شهری ، هنگام وقوع یک بحران خطرات جانی و مالی زیادی افراد شهر را تهدید می کند .به این دلیل ایجاد سیستم مدیریت بحران مؤثر و سازمان یافته بسیار ضروری است.

پروسه مدیریت بحران شامل مراحل تحلیل خطر، دریافت ، واکنش ، نظارت و تخفیف آثار یک بحران می باشد.

در صورت وقوع حوادث متعدد در یک محیط شهری با مسئله مدیریت و تخصیص منابع مواجه خواهیم شد . در این فصل روشهایی برای بهینه سازی تخصیص منابع به وقایع بحرانی مختلف با توجه به محدودیتهایی همچون دسترس پذیری منابع ، وضعیت بحرانی وقایع، تعداد منابع خواسته شده و غیره ارائه شده است. روش پیشنهادی به سمت مدیریت رخداد وقایع بحرانی به طور همزمان در یک محیط از پیش تعریف شده خاص با مراکز تخصیص منبع تعیین شده در همان محل پیش می رود. هدف از مدیریت بحران افزایش بهره وری واحدهای اورژانسی و نیز کاهش زمانهای واکنش است.

2-2-مدیریت بحران

هر جامعه به یک آرایش از واحدهای واکنش اضطراری برای رسیدگی به وقایع بحرانی گوناگون نیاز دارد. مدیریت بحران یعنی ارسال به موقع منابع مورد نیاز به مناطق بحران زده[1].

پیچیدگی این کار از ناهماهنگی واحدهای واکنش اضطراری مانند ماشینهای آتش نشانی ، آمبولانسها و ماشینهای پلیس ناشی می شود.

بعلاوه این واحدها در یک ناحیه وسیع و کنترل شده توسط سازمانهای متعدد توزیع شده است. هر بحران در شدت، درخواست تعداد و نوع منابع و موقعیت منحصر بفرد است. در صورت وقوع حوادث همزمان متعدد ، تعیین شدت هر بحران و تخصیص تعداد بهینه و نوع مناسب واحدهای اورژانسی به هر موقعیت مهم و حیاتی است. بسته به مکان و ماهیت بحران ممکن است درخواستهای اضافی برای واحدهای اضطراری جهت جلوگیری از بدتر شدن یک وضعیت وجود داشته باشد. اگرچه بعضی وقایع ممکن است بحرانی تر از بقیه باشد اما همه آنها نیاز دارند برای جلوگیری از وقوع حوادث و خسارت بیشتر فوراً کمک شوند. هدف اصلی از تخصیص خدمات اورژانسی ، بیشینه سازی کارایی واحدهای واکنش اضطراری در دسترس و موجود و کمینه سازی زمان واکنش برای کاهش آثار یک یا چند واقعه است. شکل 1روند مساعدت با درک بهتر موقعیت را نشان می دهد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 1-وقوع چند بحران هم زمان در یک ناحیه شهری

 

 

فرض کنید یک روند بحران فرضی در یک شهر در حال وقوع است:

ü یک هواپیما در هنگام فرود در فرودگاه سقوط می کند، هواپیمای مسافربری کوچک با 30 تا 35 نفر شامل کارکنان هواپیما. حادثه سقوط بر 2 تا 3 هواپیمای مستقر در فرودگاه نیز تأثیر می گذارد.

ü آپارتمانی در طبقه ششم یک برج بلند آتش می گیردو افرادی در آپارتمان گرفتار می شوند. آتش سوزی کم کم در دیگر آپارتمانهای همان طبقه و طبقه بالایی منتشر می شود.

ü یک تظاهرات در جلوی ساختمان شهر به شورش تبدیل شده است. چند نفر از شورشگران خشمگین شده اند و اشیاء شعله ور به اطراف پرتاب می کنند.

هر کدام از وقایع بالا به عنوان یک بحران تلقی می شوند ، اگرچه هریک در شدت وضعیت بحرانی و تعداد منابع مورد نیازش متفاوت است. سقوط هواپیما بیشترین اولویت را دارد. چون سوخت هواپیماها بسیار آتشگیر است و سایر هواپیماها نیز در معرض خطر هستند بنابراین در حادثه هواپیماها احتمال تلفات و وخامت اوضاع بیشتر است. باید انفجار قبل از اینکه به دیگر هواپیماها سرایت کند و سبب خسارت بیشتری شود کنترل شود. آتش سوزی در اولویت بعدی است و باید قبل از اینکه همه ساختمان را از بین ببرد و سبب خسارت جانی و مالی بیشتری شود کنترل شود. شورش در اولویت آخر قرار دارد. در این وضعیت سه نوع از منابع ملاحظه می شود. آمبولانسها از بیمارستانها و ماشینهای پلیس از ایستگاه پلیس و ماشینهای آتش نشانی از ساختمان آتش نشانی. سقوط هواپیما و صحنه آتش سوزی به ماشینهای آتش نشانی و آمبولانسها نیاز دارند. هر دو موقعیت ممکن است به تعدادی ماشین پلیس برای کنترل شلوغی و برقراری قانون و نظم و جلوگیری از فرار شورشگران نیز احتیاج داشته باشند. همچنین به تعدادی آمبولانس برای تلفات شورش و تعدادی ماشین آتش نشانی برای کنترل آتش سوزی توسط شورشگران نیاز است و عاملهای زیادی مانند دسترس پذیری، فاصله، شرایط ترافیکی و غیره تعیین می کند چه تعداد منابع و از کدام مرکز منبع به مکانهای بحرانی فرستاده شود. به طور قطع به تعداد کافی آمبولانس و ماشین آتش نشانی در مقایسه با درخواستهایی که از طرف موقعیتهای بحرانی، به مرکز رسیده وجود ندارد. بنابراین بسیار مهم است که یک تخصیص بهینه از منابع انجام شودزیرا که بهره برداری کمتر یا بیشتر از منابع می تواند در حفظ جان مردم تاثیرگذار باشد. تخصیص باید با عامل هایی مانند شرایط بحرانی حوادث، درخواست و دسترس پذیری منابع، فاصله و تعداد مراکز منبع سنجیده شود.

2-3-آژانسهای مدیریت بحران

چندین آژانس تاسیس شده است و سیستمهایی برای نظارت و تخفیف آثار حوادث طراحی شده است. بعضی از ویژگیهای برجسته این آژانسها و سیستم ها مورد بررسی قرار می گیرد.

2-3-1- آژانس مدیریت اضطراری فدرال (FEMA)

این آژانس، که پیش از این مستقل بوده و در مارچ 2003 بخشی از سازمان جدید امنیت سرزمین ملی شد وظیفه پاسخگویی، برنامه ریزی ، بازیابی و تخفیف حوادث را دارد. نقطه آغاز FEMA در تصویب نامه کنگره ای 1803 است که یک بخش از قانون مدیریت حوادث جهت مساعدت به یک شهر را به دنبال یک آتش سوزی وسیع فراهم کرد. در قرن اخیر قانون موقت بیشتر از صد بار در واکنش به طوفانها زمین لرزه ها سیلها و دیگر حوادث طبیعی تصویب شده بود. در طی چند سال گذشته تاسیسات نیروی هسته ای، انتقال مواد پرخطر و وظایف دفاع داخلی نیز بر ترکیب پیچیدگی مدیریت اضطراری این آژانس افزوده شده است.

شکل 2 یک قطعه از راهنمایی محلی و وضعیتی 101 را نشان می دهد: راهنمایی برنامه ریزی عملیاتهای اورژانسی چند بحران . اینها رهنمودهایی برای آمادگی اورژانسی است. بخش تحقیق وظایف مربوط به تخصیص منبع را نشان می دهد. هر راه حل پیشنهادی به اطلاعات کاملی درباره پایگاه منبع، نقشه برداری، حوزه قضایی و طبقه بندی اولویت نیاز دارد.

تحقیق

توسعه

معتبرسازی

حمایت و پشتیبانی

ü بررسی قانون طرحها راهنمایی و توافق کمک دو جانبه

ü تعیین پایگاه منبع

ü هدایت تحلیلهای ریسکی/خطری

ü ثبت اشکال خاص محیط برنامه ریزی

 

 

 

 

 

 

 

شکل 2- FEMA– 101SLG فرایند برنامه ریزی

 

طبق سالهای مالی برنامه راهبردی FEMA از 2003 تا 2008:

ü بحران/ حادثه: عمومأ تعریف شده در برداشتن حوادث و اضطراراتی را که ممکن است توسط طبیعت یا وقایع ساخت بشر به وجود آید.

ü واکنش: عملیات اورژانسی هدایت کننده به حفظ جانها و اموال شامل استقرار منابع و تجهیزات اورژانسی تخلیه تلفات تأمین غذا آب پناهگاه و مراقبت پزشکی با توجه به نیاز و ارائه خدمات عمومی و حیاتی

ü بازیابی: بازسازی جوامع اعم از فردی، شغلی و زیربنای دولتی می تواند روی آنها اثر گذاشته آنها را به حالت عادی برگرداند و در مقابل خطرات آینده پشتیبانی شود.

مدیر منبع

تحلیل نیازها:

- دریافت درخواستها

- اولویت بندی وقایع

- تحویل درخواستها

- پیگیری وضعیت درخواستها

- گزارش وضعیت منبع به مدیر منبع

هماهنگی تدارکات:

- تدارک پرسنل و واحدها

- هماهنگی حمل و نقل

هماهنگی:

- هماهنگی مسیریابی پذیرش ذخیره و بررسی موجودی انبار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 3- FEMA- 101SLG سازمان مدیریت منابع

 

بعد از جمع آوری اطلاعات منابع و خطرات احتمالی، یک سیستم به رهنمودهایی درباره توزیع منابع نیاز دارد. شکل 3- طرح کلی مختصری از سازمان مدیریت منبع را ارائه می دهد. بخش تحلیل نیازها در این شکل از جهت به روز رسانی های منبع در هر لحظه، اولویت دهی به وقایع و ارسال منابع به این کار مرتبط است.

 

 

2-3-2-اینفوسفر[1]- سیستم دریافت و پاسخ

پروژهاینفوسفر کالتچ به سیستم های مرکب یا سیستم های ساخته شده از اجزای متقابل اختصاص دارد. یکی از کاربردهای این پروژه یک سیستم دریافت و پاسخ را در بر می گیرد. هدف اساسی سیستم نگهداری یک مخزن اطلاعات از منابع متعدد و تنظیم آنها به یک لغت استاندارد شده است.

شرایط معینی تعیین می کنند که اعلام خطرهای سیستم تولید شود. سیستم بر اطلاعات رسیده از سازمانهای مختلف نظارت می کند و هنگامی که شرط معینی برقرار شد اعلام خطرها به سمت مقصد فرستاده می شوند. سیستم می تواند برای کاربردهای مشخصی برنامه ریزی شود مثلاً سیستم هواپیما وقتی که یک عیب فنی تجهیزاتی پیدا می کند به حالت دیگر تغییر وضعیت می دهد. منابع اطلاعاتی بازبینی شده برای کاربردهای خاص از جهات ظرفیت، سرعت، غیر یکنواختی و ماهیت توزیع شده وسیع است.

سیستم پیشنهاد شده بر مبنای تکرار خطاها ، زمان واکنش ، منابع محاسباتی به کار رفته، شفافیت و سهولت توافق ارزیابی شده است. شکل 4 نمای کلی از جریان کنترل سیستم پیشنهاد شده را ارائه می دهد.

ایجاد یک مجموعه از شرایط دریافت- پاسخ برای یک کاربرد

نظارت بر اطلاعات آژانسها برای یافتن تغییرات مهم در مقادیر اطاعات

تشخیص زمانی که شرایط خاص (اعلام خطر) برقرار می شود

انتشار اعلام خطرها به مقصدها

 

 

 

شکل 4- اینفوسفر – نمای کلی

 

2-3-3-سیستم مدیریت بحران (CMS)[2]

CMS یک نرم افزار مدیریت بحران قدرتمند است که توسط شرکای علمی کاربردی تهیه و ثبت شده است. CMS به عنوان ابزاری برای مدیران واکنش اضطراری دریایی برای مدلسازی ضربات و آثار زیستی ریزش یا یک حادثه طراحی شده است. CMS همچنین می تواند برای آموزش و شبیه سازی تمرینات، تحلیل مزایای هزینه ای و تسهیل واکنش بلادرنگ در حوادث دریایی به کار برده شود. CMS برای ریزش روغن و مواد شیمیایی ، مأموریت جستجو و نجات حوادث هسته ای و اورژانسی دریایی طراحی شده است. همه ماشینهای بخش CMS به یک پایگاه اطلاعاتی منبع واحد متصل شده اند و توانایی دستیابی فوری به اطلاعات منبع را دارند. CMS به یک سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS)2 برای دریافت اطلاعات محیطی لحظه ای مجهز شده است. CMS برای مدیریت و توزیع اطلاعات سازمان جهت رسیدن به واکنش و بازیابی به کار برده می شود.

مدیریت چند بحران یک مسئله پیچیده شامل دریافت ، واکنش و بازیابی از حوادث است. تهیه مقدماتی سودمند در مواجهه با اتفاقات آینده برای فراهم کردن سطحی بهتر از آمادگی و واکنش به حوادث در جهت کاهش تلفات جانی و مالی بسیار مهم است. در بخش قبل سیستمها و آژانسهای طراحی شده برای اصلاح و افزایش توانایی مدیران واکنش اضطراری در جهت ایجاد تصمیمات مدیریت بحران موثر معرفی شد. ابتدا پروتکلها و رهنمودهایی (مانند FEMA) برای تحلیل خطر، کاوش پایگاه منبع و هماهنگی کارکنان و واحدهای منبع ایجاد شدند. بعد از آن مکانیزمهای اعلام خطر (مانند اینفوسفر) جهت نظارت بر حوادث و انجام به روز رسانیهای لحظه ای در آنها و منابع فرستاده شده برای تخفیف آثار آنها هستند. زمانیکه کارهای زیادی در جهت جمع آوری اطلاعات مربوط به منابع و طبقه بندی حوادث انجام می شد، کار قابل توجهی در جهت مکانیزه کردن تخصیص منابع به وضعیتهای بحرانی وجود نداشت. تخصیص واقعی منابع به صورت دستی بر پایه راهنماییهای از پیش تعریف شده و پروتکلها و اطلاعات لحظه ای جمع آوری شده از محل وقوع انجام شده است و در معرض خطای انسانی است.

این پروژه مدلی پیشنهاد می کند که همان اطلاعات را به کار می برد و راهبردهای تخصیص امکان پذیری را بر می شمرد و یک مجموعه بهینه از راهبردهای مدیریت هر بحران را تعیین می کند. کاربردهای پیشنهاد شده بر پایه یک الگوریتم بهینه است برای دریافت بهترین تخصیص ممکن که برای همه مکانهای بحرانی سودمند است.شکل 5 نمای کلی از سیستم مدیریت بحران را نشان می دهد.

 

 

 

مکانیزم اعلام خطر بحران مانند « سیستم دریافت و پاسخ »

تشخیص خطر بحران

تخفیف بحران و گسترش منابع

نظارت بر گسترش بحران و دیگر وقایع ممکن مانند CMS

بازیابی و بهبود

 

 

 

 

 

 

 

شکل 5- نمای کلی سیستم مدیریت بحران

 

2-4-انواع روشهای الگوریتمی تخصیص منابع

چندین راه حل الگوریتمی و تعمیمشان برای رسیدن به راه حل های بهینه مسئله تخصیص منبع پیشنهاد شده است. در این بخش بعضی الگوریتمهای کاربردی برای حل مسئله تخصیص منبع بررسی می شود. اگرچه روشهای الگوریتمی برای مسائل تخصیص منبع گسسته و پیوسته بررسی می شود اما الگوریتمهای گسسته به خاطر ارتباطشان با این پروژه اهمیت داده می شود.

2-4-1-برنامه نویسی پویا:

برنامه نویسی پویا برای مسائل بهینه سازی به کار می رود زمانی که مجموعه ای از انتخابها برای رسیدن به یک راه حل بهینه وجود دارد. ممکن است چندین راه حل برای رسیدن به مقدار بهینه وجود داشته باشد. الگوریتم برنامه نویسی پویا می تواند در چهار مرحله طبقه بندی شود:

  • تعریف ساختار راه حل بهینه
  • تعریف بازگشتی راه حل بهینه
  • محاسبه راه حل بهینه
  • محاسبه راه حل بهینه در یک روش پایین به بالا
  • تهیه راه حل بهینه با استفاده از اطلاعات بدست آمده از مراحل قبلی

فرمول بندی برنامه نویسی پویا برای مسئله تخصیص کار چند عامله با زمان بهینه انجام شده است. m کار به n عامل اختصاص داده شده است و m<n و هر عامل فقط می تواند یک کار را انجام دهد. یک الگوریتم تخصیص کار برای یک تخصیص کار بهینه سراسری، بر پایه یک مسئله بازگشتی خاص وابسته به اصل بهینه سازی بدست آمده است. پس از آن، برنامه نویسی پویا به سبک الگوریتم تخصیص کار زمان بهینه ساخته شده است ، از اینرو هر مرحله الگوریتم بر پایه بازگشت به عقب زودتر است.

برنامه نویسی پویا شبیه به مسئله تقسیم و حل است. اما روش اخیر برای مواقعی که زیر مسائل مشترکی وجود دارد مناسب نیست چون آنها را بطور متناوب حل می کند.

برنامه نویسی پویا هر زیر مسئله را فقط یکبار حل می کند و آنرا در یک جدول ذخیره می کند و به این وسیله از محاسبه مجدد زیر برنامه ای که قبلاً مواجه شده جلوگیری می کند. معایب برنامه نویسی پویا این است که هر وقت برای هر مسئله بهینه سازی به کار رفته است و چندین متغیر وضعیت وجود دارد که هر کدام از آنها مراحل مجزای بزرگی دارند، از نظر ابعادی بسیار گسترده می شود.متغیرهای وضعیت باید با تعداد واحدهای هر مرکز منبع منطبق باشد. همچنین، هزینه محاسباتی الگوریتم پیشنهادی به سرعت با تعداد عاملهایی که موجب غیرعملی شدن آن برای تعداد زیادی از عاملها می شود، افزایش می یابد.

2-4-2-برنامه نویسی عدد صحیح

مسائل بهینه سازی زیادی می تواند به عنوان مسائل برنامه نویسی خطی یا غیرخطی بیان شود. یک برنامه خطی مسئله ای است که به صورت زیر بیان می شود:

Minimize Cx

Subject to Ax=b x0

که x یک بردار از متغیرهایی است که باید حل شود و A ماتریس ضرایب، و c و b بردارهای ضرایب معلوم اند. Cx به تابع هدف فرستاده شده است و عبارت Ax=b یک محدودیت است . یک برنامه غیرخطی مسئله ای است به فرم

Minimize f(x)

Subject to gi(x)=0 i=1,..,m m0

hj(x)0 j=m+1,…,n

f(x) یک تابع هدف شامل چندین متغیر است و دو تابع دیگر محدودیتها هستند. اگر لازم است متغیرهای نامعلوم اعداد صحیح باشند، چنانچه در این مورد لازم است، مسئله به یک برنامه نویسی عدد صحیح ارجاع داده می شود. اگر مسئله فقط به بعضی از متغیرها برای گرفتن مقادیر صحیح نیاز دارد، برنامه نویسی عدد صحیح مختلط (مرکب) نامیده می شود و البته واقعیت این است که برای حل کردن سخت تر است.

روشهای برنامه نویسی عدد صحیح می تواند روی یک محدوده قابل توجه از کاربردها و اندازه های مسئله به کار رود. برنامه نویسی خطی عدد صحیح برای اصلاح راندمان پهنای باند شبکه ها با استفاده از الگوریتم حفاظت بخش به کار می رود. برنامه نویسی خطی عدد صحیح برای دستیابی به یک تخصیص بهینه ثباتها در پردازنده های همه منظوره و سیستم های کار گذاشته شده به کار می رود. اگر چه روشهای برنامه نویسی عدد صحیح برای راه حل های بهینه شناخته شده است، در هر دو کاربرد بالا تشخیص داده شده است که این روشها می توانند برای شبکه با اندازه متوسط، نه بزرگ (در مورد اول) و زمانهای حل کوتاه (در مورد دوم) به کار روند.

2-4-3-روش ضرب کننده لاگرانژ:

در مسائل بهینه سازی ریاضی، ضرب کننده های لاگرانژ در مسائل با محدودیتها به کار برده می شود.

آنها برای یافتن حداکثر و حداقل تابع چند متغیری دارای محدودیت به کار می رود:

Optimize f(x,y)

Subject to g(x,y)=0

لاگرانژ به صورت زیر نوشته می شود:

L=f(x,y)+g(x,y)

که یک ثابت به نام ضرب کننده لاگرانژ است. طبق روش ضرب کننده لاگرانژ، شرایط همزمان زیر وجود دارد:

()x=0 ( ) y=0

هدف یافتن ماکزیمم و مینیمم مقادیر بدست آمده از f در طول منحنی محدودیت روی نقاط g(x,y)=0 است. روش لاگرانژ روی همه متغیرها و محدودیتها به یک روش متقارن عمل می کند بنابراین مسائل با متغیرها و محدودیتهای زیاد می تواند به سادگی سازمان دهی شود . متدلوژی لاگرانژی برای زمانبندی و تخصیص منابع در یک واحد ساخت به کار می رود . هدف به کار گیری مؤثر منابع محدود برای رویارویی با نیازهای متقاضی پویا است. مراکز تولید ، یک سیستم ساخت قابل تغییر را با به کار گیری آرایشهای تولیدی برای ساده سازی خطوط روند تولید و افزایش بازدهی به کار می برند . زمانبندی برای تصمیم گیری زمان ساخت یک سلول (المان) برای تعداد زیادی تولید و تعداد ماشینها برای تخصیص به سلول به کار می رود . این مدل از تخفیف لاگرانژ استفاده می کند و یک تابع دوتایی را به وسیله کاهش پیچیدگی محدودیتها با ضرب کننده های لاگرانژ می سازد.

مسئله اصلی به زیر مسائلی که آسانتر حل می شوند تقسیم شده است . این مدل برنامه هایی با 16 تا 29 درصد بهینگی را تولید می کند . روش مشابه دیگر برای بهینه سازی تخصیص منابع در یک محیط محاسبه توزیع شده ، استفاده از تخفیف لاگرانژ و روشهای تابع گرادیان است .ملاحظه می شود که راه حل بهینه در یک تکرار متناوب بدون همگرایی حاصل می شود . همچنین راه حلهای بالا در زیر مسائل عملی نیستند و ابتکارات دیگری برای رسیدن به زمانبندی های عملی به کار رفته است .

2-4-4-باز پخت شبیه سازی شده

این الگوریتم بر پایه یافتن پیکربندی تعادلی میان مجموعه ای از اتمها در یک دمای داده شده در یک فضای بزرگ است. در سال 1973 ، پینکاس یک تناسب بین این الگوریتم و کمینه سازی ریاضی ترسیم کرد . این کار به عنوان یک تکنیک بهینه سازی برای مسائل ترکیبی پیشنهاد شده بود . بازپخت شبیه سازی شده یک تکنیک جستجوی تصادفی است با این مزیت که در مینیمم محلی نمی افتد . این روش تغییراتی را که سبب کاهش یا افزایش تابع هدف f می شود می پذیرد . تغییر افزایشی در احتمال P اثر میگذارد :

 

 

t یک افزایش در f است و T یک پارامتر کنترلی وابسته به دمای سیستم است. دمای اولیه T0 اثر مهمی بر اجرای الگوریتم دارد . الگوریتم به یک برنامه بازپخت مسئله خاص شامل دمای اولیه و قواعد کاهش آن به عنوان نتایج جستجو نیاز دارد .

شکل 6 ساختار یک الگوریتم بازپخت شبیه سازی شده را نشان میدهد . یکی از مسائل مهم در اجرای بازپخت شبیه سازی شده واقع شدن در دشواری ترسیم تناسب بین T و پارامتر مستقل در مسئله است . بعلاوه اینکه نیفتادن در مینیمم محلی به انتخاب زمانبندی بازپخت ، تعداد تکرارهای انجام شده برای هر دما و میزان کاهش دما در فرآیند خنک سازی بستگی دارد.

 

 

 

شروع

دادن ورودی و آزمایش راه حل اولیه

T=T0 تعیین مقدار اولیه

 

تولید و آزمایش راه حل جدید

پذیرش راه حل جدید؟ ؟

به روز رسانی موجودی

تنظیم دما

پایان جستجو؟ ؟؟؟؟؟

پایان

خیر

بلی

بلی

خیر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل6- ساختار الگوریتم بازپخت شبیه سازی شده

2-4-5-الگوریتم ژنتیک

در سال 1975 الحاق اصول تکامل تدریجی روندهای بهینه سازی به طور رسمی انجام شد . برای به کارگیری یک الگوریتم ژنتیک نیاز به بیان راه حلی به عنوان یک ژنوم (یا کروموزوم) است. الگوریتم یک جمعیت اولیه را به عنوان ورودی می گیرد و عملگرهای ژنتیکی (جهش و برش ) را برای استنتاج و یافتن یک راه حل بهینه به کار می برد. مراحل اصلی به کارگیری الگوریتم های ژنتیک در مسائل زمان واقعی به صورت زیر است :

1- تعیین تابع هدف

2- بدست آوردن نمایش ژنتیکی راه حل

3- تعیین عملگرهای ژنتیکی

بازده الگوریتم ژنتیک به پارامترهای کنترلی وابسته است:

- جمعیت اولیه

- اندازه جمعیت

- احتمال برش Pc

- احتمال جهش Pm

شروع

تولید جمعیت تصادفی از n کروموزوم

ارزیابی برازندگی f(x) از هر کروموزوم

ایجاد یک جمعیت جدید با استفاده از عملگرهای انتخاب ، برش ، جهش و پذیرش

جایگزینی جمعیت فعلی با جمعیت جدید

آیا شرایط خاتمه برقرار شده؟

بهترین راه حل جمعیت را باز گردان

پایان

خیر

بلی

الگوریتم های ژنتیک از دو جهت شبیه به باز پخت شبیه سازی شده است ، یکی در به کارگیری قوانین انتقال احتمالی و دیگری در به کار گیری اطلاعات تابع هدف و نه مشتقات .الگوریتم ژنتیک اگر چه از نظر محاسباتی گران است اما به راحتی می تواند با تکامل تدریجی تابع هدف شبیه سازی شود و محدودیتها می توانند برای همه جمعیت در یک زمان اعمال شود .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 7- ساختار الگوریتم ژنتیک

2-4-6- انشعاب و کران

انشعاب و کران الگوریتم دیگری است که برای حل مسائل بهینه سازی استفاده می شود .این روش همه فضای راه حل را برای بهترین راه حل جستجو می کند .همچنانکه تعداد راه حلهای ممکن به صورت نمایی افزایش می یابد شمارش همه آنها غیرممکن می شود از اینرو کرانهایی برای بهینه شدن تابع استفاده می شود . این الگوریتم سه بخش اصلی را شامل می شود :

- تابع محدودکننده برای تعیین کران پایین برای بهترین راه حل در زیر فضای راه حل داده شده

- روش تعیین و تحلیل زیر فضای راه حل بعدی

اگر زیر فضا بعد از تحلیل نتواند کران و محدودیت ایجاد کند قانون انشعاب زیر فضا را مجدداً به دو یا چند زیر فضا تقسیم می کند .

- اجرای الگوریتم انشعاب و کران به درجه بزرگی فضای جستجوی اولیه ورودی به الگوریتم وابسته است.

اگر اندازه هر زیر فضای تولید شده کوچکتر از اصلی باشد همگرا می شود .الگوریتم انشعاب و کران برای مسائل بهینه سازی پیوسته و گسسته مطلوب است اما به حافظه زیادی نیاز دارد .

2-4-7- الگوریتم حریص

الگوریتم حریص الگوریتمی است که حل مسئله ابتکاری ایجاد یک انتخاب بهینه محلی را در جهت رسیدن به راه حل بهینه سراسری دنبال می کند . الگوریتم های حریص همیشه راه حلهای بهینه تولید نمی کنند زیرا که همه راه حلهای ممکن از یک فضای جستجو را به طور کامل آزمایش نمی کنند. عناصر اساسی یک الگوریتم حریص به صورت زیر است :

- فضای راه حل از جائیکه راه حل ایجاد شده

- تابع انتخاب برای گزینش بهترین عنصر بعدی برای افزودن به راه حل

- تابع امکانپذیری برای بررسی شایستگی عنصر برای افزودن به راه حل

- تابع هدف برای محاسبه مقدار ( کامل یا جزئی ) راه حل به دست آمده

- تابع راه حل برای تعیین اینکه راه حل کامل حاصل شده

الگوریتم های حریص به ندرت برای به دست آوردن راه حلهای بهینه استفاده می شوند و معمولاًزمینه یک روش ابتکاری را تشکیل می دهند . اگر هم مسائلی باشند که به روش حریص حل شوند بهینه سازی آنها غیر بدیهی است . روشهای حریص به خاطر عدم اطمینان در تهیه راه حلهای بهینه کمتر استفاده می شوند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 8- روند الگوریتم انشعاب و کران

2-4-8- جستجوی تابو

در سال 1977 ، فرد گلاور روش حرکت میان فضای راه حل و به کارگیری تکنیکهای حافظه برای جلوگیری از دورهای متناوب را ارائه کرد . الگوریتم حرکتها را در لیست تابو ثبت می کند و اگر راه حل را به نقطه ای از فضای راه حل که قبلاً آنرا دیده بود ببرد ، آنرا جریمه می کند . از اینرو از افتادن در چرخه ها جلوگیری می کند . جستجوی تابو یک تکنیک استنتاج و جستجوی گسترده بهینه سازی است . اگرچه جستجوی تابو راه حلهای برتر و قابل مقایسه برای بهینه سازی مسائل ارائه می کند اما بهینگی را تضمین نمی کند . همچنین ایجاد لیست تابو برای ثبت یک رکورد از حرکتها ابتکاری است .

2-4-9- تئوری بازیها

تئوری بازیها وسیله ای برای مدل کردن و تحلیل تضاد و هماهنگی میان نشانگرهای تصمیم به نام بازیکن است . یک وضعیت زمانی شکل می گیرد که نشانگرهای تصمیم متعدد بااهداف مختلف روی یک سیستم اثر بگذارند یا منابع را تقسیم کنند . تئوری بازیها در سال 1944 با انتشار مقاله «تئوری بازیها و رفتار اقتصادی » توسط ون نیومن و مورگانسترن رسمی شده بود . تئوری بازیها یک چارچوب طبیعی برای مدل کردن روند بحران تأمین می کند. بازیها به سبب ماهیت رقابتی بازیکنان می توانند بحرانهایی را که برای تعداد محدودی از واحدهای اورژانسی رقابت می کنند را شبیه سازی کنند .

بازیها یک مجموعه محدود از عملیات یا راهبردهای تخصیص در دسترس دارند.عمل انتخاب به هر ترکیبی از راهبردها و به هر بحران وابسته است. راهبرد انتخاب شده به وسیله یک بحران به سه پارامتر وابسته است :

- فضای راهبردی که مجموعه راهبردها (تخصیصها)ی در دسترس برای بحران را شامل می شود.

- اطلاعات دیگر بحران ها ( اولویت ، فاصله از مرکز)

- تابع نتیجه یا بهره وری که رضایت یک کاربر از نتیجه را تأمین می کند .

هر بازیکن برای افزایش بهره اش در بازی تلاش می کند . یک جنبه مهم از تئوری بازیها این است که هر تصمیم بازیکن بر پایه تصمیم دیگر بازیکنان است از اینرو هر بازیکن می تواند بهره اش را نسبت به دیگر بازیکنان بهینه کند.ماهیت رقابتی بازی و وابستگی تابع هدف هر بازیکن به تصمیم دیگر بازیکنان ،به راهبرد تخصیص منبع برای دریافت تابع هدف دیگر بازیکنان نیاز دارد .

2-5-عملیات نجات روبوکاپ[2]

جهت آرایش گروهی بزرگ در مسئله نجات از حادثه مدلی ارائه شده است. در این مدل تیمی با عاملهای متعدد آرایش یافته و تخصیص کار از طریق ارتباط ضمنی بین عاملها انجام می شود. عاملهای هوشمند[3] در سراسر ناحیه کار بطور پویا قرار گرفته اند و فرایند ارتباطی بین عاملهای کار را میانجی گری می کنند. عملیات تخصیص کار و وضعیت جاری انجام می شود. آرایش تیم بر اساس نیرو و نوع کارها انجام می شود. تیمهای بزرگ با به کارگیری مکانیزمهای کنترل و ارتباط نامتمرکز (الهام شده توسط رفتارهای جمعی زیستی) تشکیل می شوند. در یک عملیات نجات که محیط در آن بطور پویا تغییر می کند روش کاربردی به هماهنگی کارهای متعددی نیازمند است. در یک محیط پویا برای تخصیص تیمهای عاملهای ناهمگن و تکمیل کارها در یک بازه زمانی معقول اطلاعات کمی وجود دارد. برای نجات از حادثه به هماهنگی میان تعداد زیادی عامل با تواناییهای متفاوت نیاز است. این مدل را می توان برای محیط های مشابه مانند شناسایی فضا و میدان جنگ درون شهری تعمیم داد. عملیات نجات روبوکاپ یک محیط شبیه سازی شده برای برنامه ریزی حادثه شامل عاملهای متعدد است[2]. محیط که می تواند یک محدوده شهری باشد متأثر از حوادثی مانند آتش یا زمین لرزه است. هدف این است که گروهی از عاملهای ناهمگن در انجام کارهایی مانند خاموش کردن آتش نجات انسانها و بازکردن راههای ارتباطی با هم همکاری کنند. این کار به خاطر معرفی چالشها در تشکیل تیمهای پویا از عاملهای ناهمگن در یک محیط متغیر جالب توجه است. نظریه هدایتگر ها که عاملهای ساکن هوشمندی هستند و بطور پویا در ناحیه کار توسط عاملهای متحرک قرار گرفته اند ارائه می شود. هر هدایتگر با میانجی گری ارتباط میان عاملهای متحرک، دستیابی به هدف را در ناحیه محلی اش هماهنگ می کند. فرض شده هدایتگر ها دامنه ارتباطی نسبتأ کوتاهی دارند و عاملهای متحرک فقط با عاملهای ناحیه خودشان ارتباط دارند. عاملهای متحرک عاملهای ساکن را مطابق با نیازهای کاری مختلف آن ناحیه به روز می کنند. این رویه تا زمانی پیش می رود که کنترل نامتمرکز توسط عاملهای ساکن وارد شود و به راهبردهای هماهنگی اجازه دهد در میان عاملهای در زمان واقعی شکل گیرند.

عملیات نجات روبوکاپ موضوع تعدادی از پیاده سازی های عملی و سودمند است. هدایتگر ها در تشکیل تیم میان عاملها وارد نمی شوند و فقط راهنمای حرکت هستند. این روش کاربرد هدایتگر های شبکه ای با هدایتگر های هوشمند و مستقل و راهنمای عاملهای اجرای کار. هدایتگر ها به طور پویا در دامنه کاری بعنوان عامل هماهنگی و کنترل نامتمرکز گسترش می یابند. هدف از به کارگیری عاملهای مختلف نجات تعداد زیادی از انسانها در کوتاهترین زمان ممکن است که هر کدام یک عملیات نجات نیاز دارد. عملیات نجات به هماهنگی عاملهای متعددی نیاز دارد. تعداد عاملهای مورد نیاز برای عملیات نجات به درجه خسارت بستگی دارد که توسط عاملها تعیین می شود وقتی برجهای پیام فرو بریزند کانالهای ارتباطی مسدود می شود و امکان کنترل مرکزی عملیات که شامل هزاران عامل است وجود ندارد.

2-5-1-ساختار سیستم:

ساختار کلی برای حوزه هایی شامل هماهنگی تعداد زیادی از عاملهای متحرک که هر کدام تخصص کاری مختلفی دارند و اجرای کارهای پیچیده در محیط متغیر طراحی شده است. کاوش فضا جستجوی مناطق وسیع مین جنگ درون شهری و عملیات نجات روبوکاپ مثالهایی از این محیطها هستند.

2-5-2-ساختار عاملها:

این مدل شامل عاملهای زیر است:

1- عاملهای متحرک ناهمگن یا عاملهای کار که باید انجام کارهای برآمده از محیط را هماهنگ کنند.

2- عاملهای ساکن (یا هدایتگر ها) که عاملهای کار را در ناحیه خاص راهنمایی می کنند.

عاملهای متحرک فقط با عاملهای ساکنی که در همسایگی سیگنالی خود هستند ارتباط دارند. عاملهای کار بین حوزه های کاری حرکت می کنند که می توانند موقعیت فعلی خود را محاسبه کنند.

 

 

 

عاملهای متحرک به بخشهای زیر تقسیم می شوند:

1- عاملهای جستجوی کلی که گیرنده های همه منظوره برای تعیین انسانها و وسایل و ساختمانهای خسارت دیده دارند و با عاملهای ساکن اطراف اهداف ناحیه با اطلاعات مکانی تقریبی ارتباط دارند.

2- عاملهای تأیید کار که گیرنده های دقیقی برای تخمین درجه خسارت و تعداد انسانهای افتاده در محل دارند آنها تعداد و نوع عاملهای نجات ورد نیاز برای عملیات را محاسبه می کند

عاملهای ساکن عاملهای تأیید کار را از جهت مکان تقریبی اهداف مورد جستجو کمک می کنند

3- عاملهای نجات که پیشگویی تولید شده توسط عاملهای تأیید کار را برای تشکیل تیم با تواناییهای لازم، استفاده می کند

بعد از اینکه نیروی تیم به حد کافی رسید عاملها برای نجات هدف حرکت می کنند.

4- عاملهای گسترش که تعداد هدایتگر ها را دارند. آنها در حوزه کار حرکت می کنند و از یک ملاک ساده برای تصمیم اینکه چه وقت عاملهای ساکن باید وارد شوند استفاده می کند اگر در هر نقطه ای از هدایتگر یک پیام منتشر دریافت نکنند یک هدایتگر را می فرستند (عامل سکن) که با مهر زمان فعلی و اطلاعات مکانی مقداردهی اولیه شده است. در غیر اینصورت آنها حرکت را ادامه می دهند. عاملهای ساکن یک هدایتگر شبکه ای با تواناییهای ارتباطی و محاسباتی هستند که می توانند در منطقه کار گسترش پیدا کنند. عاملهای ساکن سیگنالهایشان را در یک دامنه کوتاه منتشر می کنند با ارتباط با عاملهای کار که به پیام منتشر شده جواب می دهند

 

 

2-5-3-تشکیل تیم

تیم ها با توجه به ارتباط ضمنی بین عاملهای کاری با وساطت هدایتگر ها تشکیل شده اندحوزه کاری بطور پویا به تعدادی ناحیه کاری کوچکتر تقسیم می شود که هر ناحیه یک هدایتگر راهنما که اطلاعات ناحیه را نگهمیدارد دارد.اطلاعات از طریق ارتباط بین هدایتگر ها و عاملهای متحرک که ناحیه را سرکشی می کنند جمع آوری می شود. همچنین هدایتگر ها ارتباط منظم کارها را برقرار می کنند.

وقتی یک عامل به ناحیه اش وارد می شود سعی می کند مکانی را که ممکن است در آن برای انجام کار مخصوص به خودش مورد نیاز باشد پیدا کندبعضی کارها ممکن است با بیشتر از یک عامل سروکار داشته باشند در این حالت هدایتگر پیشنهاد می کند که عاملها برای جمع شدن تعداد مناسبی از نوع مشخص عاملها منتظر باشند.پس کنترل کننده های نامتمرکزی وجود دارد که اطلاعات محیط محلی را دارند و این اطلاعات را برای به کار گرفتن عاملهای کاری در تیم ها به کار می برند.

عاملهای کاری در ورود به یک ناحیه به دنبال کارهای مخصوص به خودشان می گردند. عاملهای جستجو در ناحیه به دنبال اهداف حرکت می کنند. وقتی یکی پیدا کردند با هدایتگر برای ثبت حضور هدف ارتباط برقرار می کنند.

سپس هدایتگر منتظر می شود تا یک عامل تأیید توان در موقعیت هدف را تخمین بزند وقتی یک عامل تأیید وارد یک ناحیه می شود هدایتگر مسیر به سمت مکان تقریبی هدف را راهنمایی می کند و عامل تأیید اطلاعات نیرو و مکان هدف را به هدایتگر می فرستد. مقدار نیرو برای تخمین تعداد عاملهای نجات مورد نیاز به کار می رود و هدایتگر لیست این تخمین ها را نگهداری می کند وقتی عامل نجات وارد ناحیه می شود حضورش را ثبت می کند هدف را محصور کرده و برای پیام از هدایتگر منتظر می شود زمانیکه عاملهای نجات کافی در ناحیه جمع شدند هدایتگر عاملها را برای حرکت به سمت هدف مطلع می کند و تیم عاملهای نجات کار نجات را انجام می دهندوقتی که یک عامل کار معینی ندارد در محیط حرکت می کند و به دنبال اهداف، دیگر نواحی را جستجو می کند.

 

[1] Infosphere

[2] Crisis Management System

[3] Beacon



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تبلیغات
4kia.ir
منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
نویسندگان
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وب سایت در خبرنامه وب سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



دیگر موارد
چت باکس

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)
تبادل لینک هوشمند

تبادل لینک هوشمند

برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان فایل کده و آدرس filecompartment.loxblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1344
:: کل نظرات : 0

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 5

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 20
:: باردید دیروز : 195
:: بازدید هفته : 789
:: بازدید ماه : 693
:: بازدید سال : 16055
:: بازدید کلی : 180636