مرجع ترجمه و نشر علوم مهندسی صنایع شامل مقالات ترجمه شده و فارسی، کتاب‌ها، نرم‌افزارها، پاورپوینت، پرسشنامه‌های استاندارد، معرفی کتاب‌های مدیریت و مهندسی صنایع، ...
سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در آسياي مركزي و قفقاز بعد از جنگ سرد سياست خارجي جمهوري اسلامي اي
چهارشنبه 06 اردیبهشت 1396 ساعت 17:46 | بازدید : 99 | نویسنده : filecompartment | ( نظرات 0 )
سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در آسياي مركزي و قفقاز بعد از جنگ سرد

سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در آسياي مركزي و قفقاز بعد از جنگ سرد

چکیده :

سیاست خارجی کشورها، تحت تاثیر مقدورات ملی و محذوریتهای بین المللی قرار دارد.در چنین حالتی سیاست خارجی ج.ا.ایران به عنوان یک بازیگر عاقل وبسیط در برابر چالشها و فرصتهای مختلفی قرار گرفته است.از جمله این چالشها ،بحرانهای منطقه ای است.وجود بحران های آسیای مرکزی و قفقاز که همراه بوده با چالشهای خشونت آمیز قومی و سرزمینی، سبب شدهبود که ایران نگاه جدیدی نسبت به این دو منطقه داشته باشد.منطقه آسیای مرکزی و قفقاز به دلیل موقعیت استراتژیک و ژئوپلیتیکی که بعد از فروپاشی شوروی که دراوایل دهه نود اتفاق افتاد، از اهمیت بسیاری برای ج.ا.ایران برخوردار بوده و است.کشورهای این دو منطقه به دلیل مشکلاتی مثل پروژه دولت –ملت سازی، درگیریهای مرزی و سرزمینی ، استقلال اقلیت ها و ...که چه قبل از استقلال و چه بعد از آن با آن مواجه بودند. به بحران های محلی و منطقه ای گرفتار شدند.در این بین از آنجا که این بحران ها، امنیت و تمامیت ارضی ایران را نیز تحت تاثیر قرار می دهد ،ایران نیز به این بحران ها بی تفاوت نبوده و واکنش نشان داده و خواهد داد. این پژوهش سعی می کند ابتدا به ابعاد و عوامل بحرانهای منطقه ای ،ازجمله جنگ داخلی تاجیکستان، بحران قره باغ،چچن و گرجستان پرداخته و سپس به سیاست و مواضع ج.ا.ایران نسبت به این بحرانها پرداخته شود. این پژوهش با این فرضیه همراه است ،که سیاست خارجی ایران تاحدودی غیر فعالانه بوده وسعی شده هماهنگ و متمایل به قدرت شمالی خود یعنی روسیه باشد و یا حداقل متضاد با روسیه نباشد.

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول:كليات.. 1

1-1- بیان مساله. 2

1-2-سوال اصلی:3

1-3- فرضیه اصلي:3

1-4-پیشينه تحقیق:3

1-5- ضرورت و هدف تحقیق :6

1-6- روش تحقیق و گردآوری اطلاعات :6

1-7- قلمرو و زبان تحقبق:6

1-8- مفاهیم و متغیرها:6

1-9- نوآوری پژوهش:7

1-10- سازماندهی تحقیق. 7

فصل دوم :مباحث نظري و تئوريك... 8

2-1- مقدمه:9

2-2- نظریه رئالیسم نئوکلاسیک:9

2-3- آنارشی :11

2-4- قدرت مادی.. 12

2-5- تلفیق سطوح خرد وکلان :12

2-5- سیاست خارجی ایران در منطقه :14

2-5-1- .فرایند تصمیم گیری :14

2-5-2- منافع و اهداف ملي :15

2-5-3- عوامل تعيين كننده قدرت :16

2-5-4- رفتار سياست خارجی :16

2-5-5- مدیريت بحران:17

فصل سوم:سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نسبت به بحران تاجیکستان. 22

3-1- مقدمه:23

3-2- بیان مسئله :23

3-3- شروع و تاريحچه جنگ داخلی تاجيكستان :24

3-4- عوامل وعلل بحران :26

3-4-1- عوامل اقتصادي:27

3-4-2- مسائل قومي،جمعیتی (منطقه گرايي) :27

3- 4-3- فرايند دولت- ملت سازي:28

3-4-4- تكثر احزاب و گروهها :29

3-4-5- گذشته تاريخي :29

3-4-6- عامل خارجي :30

3-5- عوامل مذهبي :30

3-5-1- مواضع روسيه :31

فصل چهارم :سياست خارجي ج.ا. ايران نسبت به بحران قره باغ. 41

4-1- اهمیت قفقاز :42

4-2- مقدمه:43

4-3- ريشه هاي تاريخي:48

4-4- تضاد قومي:49

4-4-1-گروههاي افراطي:50

4-4-2- آينده بحران قره باغ:53

4-4-3- سياست خارجي ج.ا.ايران نسبت به بحران:55

4-5- نتيجه گيري:61

فصل پنجم :سیاست خارجی ج.ا. ایران نسبت به بحران گرجستان. 63

5-1- مقدمه:64

5-2- علل عوامل بحران :68

5-3- علل داخلی:68

5-3-1- علل خارجی:70

3هميت گرجستان براي روسيه:70

4-سیاست خارجی ایران در بحران گرجستان :73

5-3-3- نتيجه گيري:78

فصل ششم :سياست خارجي ج.ا.ايران نسبت به بحران چچن.. 80

6-1- مقدمه:81

6-2- موقعيت منطقه اي قفقاز شمالي :82

6-3- ويژگيهاي جمعيتي و جغرافيايي چچن:82

6-3-1- روند شكل گيري بحران چچن:83

6-3-2- جنگ اول چچن :86

6-3-3- جنگ دوم چچن:87

6-3-4- علل و اهمیت چین برای روسیه:89

6-3-5- علل و عوامل استقلال طلبي چچن:92

6-4- عامل فرهنگ:92

6-4-1- گذشته تاريخي:93

4-4-2- عامل مذهب ودين:93

2-4-3- عوامل اقتصاديو اجتماعي:95

6-4-4- دخالتهاي خارجي :95

6-4-5- سياست خارجي ج.ا.ايران نسبت به بحران چچن :96

6-5- نتيجه گيري :101

فصل هفتم :نتيجه گيري ، ارزيابي كلي و ارائه الگو. 103

7-1- مقدمه :104

7-2- اشتراكات و مولفه سياست خارجي در بحران :112

کتابنامه. 118

 

 

 

فهرست اشکال

عنوان صفحه

شكل شماره1-2 مدل رفتار و سياست خارجي براساس نظريه رئاليسم نئو كلاسيك... 14

شكل شماره 7-1 مدل سياست خارجي ايران در بحران هاي منطقه اي آسیای مرکزی وقفقاز. 117

 

 

فهرست جداول

عنوان صفحه

جدول شماره7- 1 بحران هاي ها منطقه اي و سياست خارجي ج.ا.ايران. 112

فصل اول:

كليات

1-1- بیان مساله

سیاست خارجی کشورها، تحت تأثير ویژگی‌های خاص محیط داخلی و محیط بیرونی یا بین‌المللی شکل می‌گیرد و اهداف، اولویت‌ها و جهت‌گیری خاص آن ترسیم می‌گردد. محیط بین‌المللی به عنوان یکي از عوامل تعيين كننده اهداف، اولویت‌ها و جهت‌گیری سیاست خارجی از عناصر متعددي تشكيل گرديده است. از جمله‌ی اين عوامل مي توان به ساختار نظام بین‌الملل(تك قطبی، دوقطبی، چند قطبی) ویا ساختار نظام منطقه‌ای با ویژگی‌های سیستمی یک منطقه خاص (مثل آسیای مرکزی و قفقاز) می باشد. غایت آن این است که هرگونه تحولات و بحران در کشورهای همسایهومنطقه ای،بر دیگر کشورها نیز تاثیر می گذارد. از این رو منطقه آسیای مرکزی و قفقاز که جز زیر منطقه ای جمهوری اسلامی ایران است، از اهمیت فوق العلاده ای برای ایران به خصوص بعد از فروپاشی شوروری در سال 1991 برخورداراست. این تاثیرات در زمینه های مختلفی چون سیاسی، امنیتی، فرهنگی،اقتصادی بودهاست.در نتیجه تحولات و بحرانهایی که در کشورهای این دو منطقه بعد از فروپاشی شوروی اتفاق افتاد، تاثیر بسیاری در جهت گیری سیاست خارجی ایران در قبال این دو منطقه داشته است، به خصوص آنکه این کشورها در گذشته جز قلمرو ایران و تمدن بزرگ ایرانی محسوب می شدند و این کشورها اشتراکات بسیار فرهنگی ، دینی، زبانی با ایران دارند. سیاست خارجی جمهوری اسلامی‌ایران نشان داده‌است که اولا در منطقه قفقاز و آسیای مرکزی، منافع حیاتی روسیه را به رسمیت می­شناسد و ثانیا، مخالف حضور بحران­زای دولت‌های خارج از منطقه است و ثالثاً سعی کرده روابط خود را با کشورهای منطقه با توجه به حفظ تمامیت ارضی و رعایت حسن همجواری برقرار سازد. . با فروپاشی شوروی به غیر از موارد معدودی از کشورها از ثبات برخوردار بودند بقیه کشورهای بوجود آمده از تجزیه در سالهای مختلف دچار بحران شدند. در دوران بلشویکها به علت سیاست های خاص کمونیستهای سابق که در این کشورها سلطه داشتند که برای جلوگیری از هرگونه استقلال خواهی وحدت طلبی هر یک از اقوام؛ سبب شده بود که اقوام مختلف در قلمرو یکدیگر ترکیب دهد و با سياستهاي سركوب گرايانه مانع از استقلال طلبي آنها شوند . با تجزیه شوروی که در مجموع هشت کشور در این دو منطقه بوجود آمد ،سبب شد که کشورهایی که در گذشته به مشکلات مرزی و قومی دچاربودند وفرایندهای دولت-ملت سازی را ناقص طی کرده بودند، با مشکلات عدیده ای روبه رو شوند. که به بحرانهای داخلی و منطقه ای بدل شد. وجود بحرانها و جنگهای داخلی که در این دو منطقه که در این تحقیق به چهار مورد آن( بحران های تاجیکستان،قره باغ،گرجستان و چچن) پرداخته می شود،خود عاملی است بر اهمیت اینمنطقه در سیاست خارجی ایران است. چون که تحولات در خلا صورت نمی گیرد، و هرگونه تحول و بحرانی در سطح جهانی و منطقه ای بر دیگر کشورها نیز تاثیر می گذارد.با توجه به موارد بالا ،پرسشهای ذیل به بررسی سیاست خارجی ایران در قبال بحرانهای این دومنطقه می پردازد.

1-2- سوال اصلی:

سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال بحران های آسیای مرکزی و قفقاز چگونه و در چه جهتی بوده است؟

1-3- فرضیه اصلي:

سیاست خارجی ایران تاحدودی غیر فعالانه بوده وسعی شده هماهنگ و متمایل به قدرت شمالی خود یعنی روسیه باشد و یا حداقل متضاد با روسیه نباشد.

سوال فرعی: نقش قدرت های فرامنطقه ای در ارتباط با سیاست خارجی ایران در بحران های منطقه ای چه تاثیر داشته است؟

فرضیه فرعی : به دلیل اهمیت این مناطق به خصوص قفقاز ، حضور قدرتهای بزرگ فرا منطقه ای در این مناطق بسیار است، که این خود متغیروابسته ای ، برسیاست خارجه ایران در بحران های منطقه است .

1-4- پیشينه تحقیق:

متاسفانه کتاب‌ها و مقالات زیادی به طور خاص در خصوص سیاست خارجی ایران دررابطه با بحران های این مناطق در دسترس نیست ونوشته نشده ولی منابع متعددی در رابطه با سیاست خارجی ایران وروابط خارجی ایران در قبال این دو منطقه وجود دارد. از جمله ، مهمترین کتاب‌ها و مقالاتی که نگارنده در روند تحقيق به آنها دسترسي داشته و مورد مطالعه قرار گرفته، اهم آنهارا مي توان چنين طبقه بندي نمود.[1]«میانجی گری در آسیای مرکزی و قفقاز: تجربه جمهوری اسلامی ایران »الف

این کتاب قصد دارد با عینیت بخشیدن به مباحث تئوریک و با تکیه بر تجربیات نویسنده، به بررسی سیاست خارجی ایران عنوان میانجی در دو بحران منطقه آسیای مرکزی و قفقاز یعنی بحران قره‌باغ و جنگ‌های داخلی در تاجیکستان، به کنکاش در موفقیت‌ها و ناکامی‌ها و نیز علل و ریشه‌های آنها بپردازد. تا براساس دست‌آوردها و رویدادهای به وقوع پیوسته از رهگذرفعالیت‌های میانجی‌گرانه جمهوری اسلامی و پیامدهای مثبت و منفی آنها، الگویی برای میانجی‌گری در این منطقه ارائه شود. اين كتاب در هشت فصل به ارائه تبیینهای علمی و تجربی در رابطه با سیاست خارجی ایران نسبت به دو بحران قره باغ و تاجیکستان می پردازد.

ب). « ابعاد بین المللی بحران گرجستان و آثار آن بر منافع ملی ایران»:[2]

این مقاله توسط علی امیدی نوشته شده است که در آن به بررسی به ابعد مختلف بحران گرجستان و تاثیر آن بر منافع ملی ایران می پردازد. نویسنده اهمیت این بحران را به این دلیل میداند که بعد از سالها نظم حاکم بر روابط دو قدرت جهانی را به چالش کشیده و باعث زورآزمایی این دو رقیب شده. که این خود عاملی برای کاهش فشارهای ساختاری بر جمهوری اسلامی ایران گردیده است. در نتیجه سیاست ایران را در این دیده که دگرگونی ها را پیگیری کند و موضعی محافظه کارانه در مقابل طرفهای درگیر پیش گیرد تا بتواند نوعی توازن بین شرق و غرب در پیش گیرد.

ج). «نقش ایران در پیشبرد مذاکرات صلح تاجیکستان»[3]

این مقاله به بررسی سیاست ونقش ایران در بحران تاجیکستان می پردازد. که ضمن بررسی کوتاهی از روابط دو کشور به اقدامات جمهوری اسلامی ایران مثل برپایی مذاکرات صلح ومذاکره با روسیه و سازمانهای بین المللی در ایجاد و حفظ صلح در جنگ داخلی تاجیکستان می پردازد. در این مقاله نویسنده به اقدامات مثبت ایران در بر حل مسالمت آمیز جنگ داخلی تاجیکستان می پردازد و تاکید می کند که با توجه به اشتراکات زبانی و دینی با تاجیکها ایران اولین کشوری بود که بر حل دیپلماتیک این بحران اقدام کرد که با مخالفتهای روسیه مواجه شد.

د) «ايران و بحران قفقاز، جنگ بين روسيه و گرجستان»[4]

اين مقاله توسط دكتر درويشي نگارده شده است كه در آن به با نگاهي اجمالي به ابعاد مختلف بحران گرجستان مي پردازد و ادعا دارد كه اين جنگ مهمترين رويداد بعد از حادثه 11 سپتامبر است كه نظام هماهنگ بين المللي را بعد از دو دهه به هم زده است و باعث شده ، تا حدی، فشار بین المللی ساختاری نشات گرفته از هژمونی آمریکا علیه دولت ایران، كاهش يابد. در نتيجه نويسنده معتقد است كه ايران با رويكردي جامع به اين بحران به روابط متعادل باغرب و روسيه دست يابد.

 

ه ) «روسيه، ايران، مناقشه چچن»[5]

این مقاله اعتقاد دارد که ایران از قبال سیاست خود نسبت به جنگ چچن منافع بسیاری را ازجانب روسیه کسب کرده. به طوری در طی این جنگ سطح مبادلاتش با روسیه افزایش یافته و تحریمهای سیاسی ایران نیز کاهش یافته است.

ي).«واقعگرایی نوکلاسیک و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران »: [6]

از بعد نظری در رابطه با این تحقیق مقاله ای تحت عنوان بالا ،در صدد کاربست نظریه نئو کلاسیک برای تحلیل سیاست خارجی ایران است. این نظریه با تلفیق دو سطح سیستمیک وداخلی، امکان بیشتری برای تبیین تاثیرگذاری متغیرها، در سیاست ایران فراهم میکند. مقاله دو بخش کلی به بررسی می پردازد. نويسنده در بخش اول به بیان مفاهیم و اصول نظریه می پردازد و در بخش دوم به چگونگی کاربست نظریه با استفاده از ابعاد الگوی چهارگانه چون فرایند تصمیم گیری،اهداف و منافع ملی،عوامل تعیین کننده و رفتار سیاست خارجی برای تحلیل می پردازد.

1-5- ضرورت و هدف تحقیق :

هدف از نگارش این تحقیق بررسی و ارزیابی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال بحرانهای این دو منطقه بعد از جنگ سرد از جمله بحران های تاجیکستان،قره باغ،گرجستان و چچن میباشد ؛ که در کنار بررسی هر یک از این بحرانها و نوع سیاست خارجی ایران نسبت به آنها ، دستیابی به یک الگوی واحدی که بتواند در آینده جهت گیری و نوع سیاست خارجی ایران را در قبال بحرانهای این دو منطقه پیش بینی کند. هدف دیگر از این پژوهش می­تواند تلاش در جهت شناخت بیشتر عوامل تاثیرگذار در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال منطقه که می تواند در زمینه های امنیتی، اقتصادی و... باشد

1-6- روش تحقیق و گردآوری اطلاعات :

نوع روش تحقیق در این پژوهش تحلیلی- توصیفی می­باشد. که داده­ها و اطلاعات مورد نیاز به روش کتابخانهای و با رجوع به كتب، مقالات، روزنامه و نیز منابع اینترنتی گردآوری شده است.

1-7- قلمرو و زبان تحقبق:

از لحاظ زمانی این پژوهش به مسائل و بحرانهای این دو منطقه بعد از جنگ سرد مربوط است

1-8- مفاهیم و متغیرها:

سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، مدیریت بحران،قفقاز وآسیای مرکزی،قدرت های منطقه

1.متغیر مستقل: بحران های آسیای مرکزی و قفقاز

2.متفیر وابسته: سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

1-9- نوآوری پژوهش:

در این تحقیق پس از بررسی و مطالعه منابع مختلف، با توجه به نظریات مدیریت بحران و ... سعی شده که به شناخت هر چه بیشتر سیاست خارجی ج.ا.ایران در رابطه با بحرانهای آسیای مرکزی و قفقاز بپردازد.یعنی در ابتدا به به صورت مطالعه موردی هر یک از این بحرانها پرداخته و سپس به الگوی جامع که بتواند اشتراکات و افتراغات سیاست خارجی ایران در ارتباط با این بحرانها بپردازد.در نتیجه نوآوری نیز درهمین ارتباط می باشد.

1-10- سازماندهی تحقیق

این پژوهش به بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در رابطه با بحران های آسیای مرکزی و قفقازدر هشت فصل می پردازد.

فصل اول؛ تحت عنوان کلیات پژوهش به عنوان مقدمه‌ای بر کل تحقیق محسوب مي گردد و بیان مسأله، طرح سوال و فرضیه، ادبیات تحقیق روش و اهمیت تحقیق را در بر می‌گیرد. در فصل دوم، برای این تحقیق مبنایی تئوریک و نظری طراحي شده تا به عنوان چارچوب نظري تحقيق جهت فهم و تجزيه وتحليل بتواند اهمیت عوامل موثر بر سیاست خارجی ایران در مورد این دو منطقه مورد ارزيابي قرار گيرد. در اینجا نظریه واقع‌گرايي نئو کلاسیک که به عنوان زیر مجموعه پارادایم واقع گرایی است،به عنوان قابل‌انطباق‌ترين نظریه در رابطه با این دو منطقه پرداخته می شود. به علاوه نظریات مدیریت بحران در کنار واقع‌گرايي نئو کلاسیک به بررسی دقیقتر سیاست خارجی در قبال بحرانهای منطقه ای می پردازد.

در فصل سوم به تاریجچه و بررسی بحران ، تاجیکستان و سياست هاي اتخاذي ج.ا.ايران در قبال اين بحران پرداخته مي شود. در فصل چهارم،به تاريخچه و عوامل بحران قره باغ و تحلیل وبررسی سیاست خارجی ایران در قبال اين مناقشه مي پردازد.در فصل پنچم،به بررسي بحران گرجستان(اوت2008) پرداخته و رويكردها و نگاه ايران به اين بحران ارزيابي مي شود ودر فصل ششم به بررسي بحران چچن ، عوامل تاريخي شكل گيري آن و سياست خارجي ايران در قبال اين بحران پرداخته مي شود . در پایان به نتیجه گیری و ارزیابی کلی سیاست خارجی ایران در رابطه با کل بحرانهای آسیای مرکزی وقفقاز و دستیابی به الگوی واحد، با استفاده از اطلاعات به دست آمده از تحقیق، ارائه می شود.

 

واعظی،محمود،میانجیگری در آسیای مرکزی و قفقاز،تجربه جمهوری اسلامی ایران، چاپ وزارت خارجه،1388

[2]امیدی، علی ،« ابعاد بین المللی بحران گرجستان و آثار آن بر منافع ملی ایران»، فصلنامه اطلاعات سیاسی ، اقتصادی، شماره 251،مرداد1387 ،

[3] موسوی، سید رسول ؛«نقش ایران در پیشبرد مذاکرات صلح تاجیکستان» ؛مجله آسیای مرکزی وقفقاز ؛شماره 39

[4]Darvishi,farhad”,Iran and the Causasian Craisis The war between Russia and Georgia”,Qazvin university

,agust 2008

 

[5] Martin Malek, Russia, Iran, “and the Conflict in Chechnya”, Caucasian Review of International Affairs, Vol. 2 (1) – Winter 2008

[6] دهقانی فیروز آبادی،جلال.«واقعگرایی نوکلاسیک سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران » ، فصلنامه سیاست خارجی،شماره 251،تابستان 1389-



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


طرح لایه باز تراکت تبلیغاتی فروشگاه لوازم آرایشی 003 طرح لایه باز تراکت تبلیغاتی فروشگاه لوازم آرا
چهارشنبه 06 اردیبهشت 1396 ساعت 17:45 | بازدید : 122 | نویسنده : filecompartment | ( نظرات 0 )
طرح لایه باز تراکت تبلیغاتی فروشگاه لوازم آرایشی 003

طرح لایه باز تراکت تبلیغاتی فروشگاه لوازم آرایشی 003

دانلود طرح لایه باز تراکت تبلیغاتی فروشگاه لوازم آرایشی و بهداشتی به صورت کاملاً لایه باز و با کیفیت برای طراحان جهت طراحی و آماده چاپ می باشد.

طرح لایه باز تراکت تبلیغاتی فروشگاه لوازم آرایشی و بهداشتی

مدل: cmyk

کيفيت: 300

فرمت: PSD

سايز: 30*21

حجم دانلود: mb 23



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


سياستگذاري و مديريت پوشش در جمهوري اسلامي ايران از سال 1368 تا 1388 سياستگذاري و مديريت پوشش در جم
چهارشنبه 06 اردیبهشت 1396 ساعت 17:44 | بازدید : 100 | نویسنده : filecompartment | ( نظرات 0 )
سياستگذاري و مديريت پوشش در جمهوري اسلامي ايران از سال 1368 تا 1388

سياستگذاري و مديريت پوشش در جمهوري اسلامي ايران از سال 1368 تا 1388

چکيده:

پوشش يكي از شئون انساني و زيرمجموعه‌هاي فرهنگ است که به خصوصيات متفاوت فردي و اجتماعي انسان مربوط مي‌شود. لباس به عنوان يک پديده فرهنگي قدمتي به اندازه زندگي بشر داشته و در سراسر زندگي انسان و تا هنگام مرگ همراه اوست. پوشاک به مثابه همراه هميشگي انسان داراي تأثيرات و کارکردهاي فراواني است که اين کارکردها به نوبه خود سبب ظهور و بروز پديده‌هايي در سطح اجتماع است. بر اين اساس پوشش يکي از نمادهاي فرهنگي و از ارزش‌هاي خاص هر جامعه و فرهنگ و به خصوص فرهنگ اسلامي-ايراني ما به شمار مي‌رود که در طي چند دهه عمر جمهوري اسلامي ايران همواره با مسائل فرهنگي و اجتماعي ديگري گره خورده و مورد سؤال واقع شده است.

علاوه بر آن يکي از مبادي ورود و مداخله دولت‌ها از گذشته در زمينه نحوه پوشش افراد جامعه بوده است و نقش برنامه‌ها و سياست‌هاي حاکميت در اين زمينه غيرقابل انکار است. در سده‌ي اخير موضوع پوشش همواره مورد توجه جوامع اسلامي، انديشمندان و رهبران فرهنگي و دولت‌ها بوده است. از آغاز نظام جمهوري اسلامي ايران، پوشش همواره يکي از مسائل مهم فرهنگي و اجتماعي جامعه بوده و مورد توجه صاحبنظران، کارشناسان و مسئولان دستگاه‌هاي فرهنگي جامعه قرار گرفته است. در سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي طرح‌ها و برنامه‌هاي مختلفي از سوي نهادها و سازمان‌هاي مختلف در جهت فرهنگ‌سازي در اين زمينه، تدوين و تصويب شده است. بر اين اساس، بررسي سير تحول مداخلات حاکميت در اين زمينه نقش بسزايي در تصميم‌گيري‌ها و اقدامات فرا روي سياستگذاران در اين حوزه خواهد داشت.

بر اين اساس تحقيق پيش رو سعي کرده است تا سياستگذاري فرهنگي پوشش در جمهوري اسلامي ايران را مورد بررسي قرار دهد. براي رسيدن به اين مقصود با بررسي رابطه پوشش و فرهنگ، مباني مداخله حکومت در حوزه فرهنگ مورد بحث قرار گرفته و در ادامه مباني دخالت حکومت در پوشش و نيز نحوه و چگونگي مداخله حکومت در زمينه پوشش بررسي شده است. در انتها نيز سير تحول سياست‌ها و مداخلات نظام جمهوري اسلامي ايران در طول سه دهه و نتيجه گيري از مباحث مطرح شده است.

کلمات کليدي: پوشش، حجاب، سياستگذاري فرهنگي، سياستگذاري در جمهوري اسلامي ايران.

 

فهرست مطالب

فصل اول: کليات.. 1

1-1- مسئلهتحقيق. 2

1-2- ضرورتواهميتتحقيق. 3

1-3- سابقهتحقيق. 4

1-4- سؤالاتتحقيق. 5

1-5- روشتحقيق. 6

1-6- اهدافتحقيق. 6

1-7- سازمانتحقيق. 6

1-8- مشکلاتوموانعتحقيق. 7

فصلدوم: پوششوفرهنگ... 9

مقدمه. 10

2-1- فرهنگ... 11

1-1-2- ضرورتتعريففرهنگ... 11

2-1-2- درآمديبرمفهومفرهنگ... 12

3-1-2- تعريففرهنگ... 13

4-1-2- تقسيم‌بنديانواعتعاريفازفرهنگ... 15

1-4-1-2- تعاريف توصيفي.. 15

2-4-1-2- تعاريف تاريخي.. 15

3-4-1-2- تعاريف هنجاري.. 16

4-4-1-2- تعاريف روانشناختي.. 16

5-4-1-2- تعاريف تکويني.. 17

6-4-1-2- نتيجه‌گيري.. 17

5-1-2- عناصر و مؤلفه‌هاي دروني نظام فرهنگ... 18

2-2- پوشش:23

1-2-2- مفهوم پوشش... 23

2-2-2- ريشه‌هاي پوشش... 24

3-2-2- عوامل مؤثر بر الگوي پوشش در جامعه. 27

4-2-2- پوشش و فرهنگ... 28

1-4-2-2- پوشش نماد فرهنگ... 29

2-4-2-2- پوشش و هويت و منزلت اجتماعي.. 30

5-2-2- پوشش در فرهنگ اسلامي.. 33

فصلسوم: دولتوفرهنگ... 38

مقدمه. 39

1-3- دولت و فرهنگ(سياستگذاري در حوزه فرهنگ)40

1-1-3- سياستگذاري عمومي و توسعه فرهنگي.. 40

2-1-3- سياستگذاري فرهنگي.. 44

3-1-3- رويکردهاينظريدربارهسياست‌پذيريفرهنگ... 49

1-3-1-3- ديدگاه فرهنگ آزاد. 49

2-3-1-3- ديدگاه کنترل فرهنگي.. 50

3-3-1-3- نقد و نتيجه. 52

4-1-3- ضرورتبرنامه‌ريزيفرهنگي.. 56

5-1-3- دلايلدخالتوسياستگذاريدرفرهنگ... 58

1-5-1-3- وظيفهدولتاسلاميدرمبارزهباهرجومرجوفسادفرهنگيوزمينه‌سازيدرجهتکمالجامعه:60

2-5-1-3- ضرورت وجود مرکز واحد در مقابله با تهاجم فرهنگي:60

3-5-1-3- ضرورت ملت‌سازي يا ايجاد هويت ملي:61

4-5-1-3- ضرورت نظم‌دهي به تغييرات فرهنگي:62

5-5-1-3- تضمين آزادي بيان، مشارکت و تمرکززدايي فرهنگي:63

6-5-1-3- ضرورت آموزش فرهنگ:63

7-5-1-3- تأثير سياستگذاري فرهنگي بر ساير زمينه‌ها:63

8-5-1-3- افزايش رفاه و گسترش فعاليت‌هاي فرهنگي و تفريحي.. 64

6-1-3- سياستگذاريوبرنامه‌ريزيفرهنگيدرايران. 64

2-3- دولتوپوشش(سياستگذاريدرحوزهپوشش)67

1-2-3- حقوحکم. 68

1-1-2-3- حق و ويژگي‌هاي آن. 68

2-1-2-3- حکم و ويژگي‌هاي آن. 69

3-1-2-3- حق يا حکم بودن حجاب.. 69

2-2-3- حجابازمنظرحقوقوحوزهعموميوخصوصي.. 70

1-2-2-3- حوزه خصوصي.. 70

2-2-2-3- نسبت حکومت با حوزه خصوصي و شخصي.. 73

3-2-2-3- حجاب: خصوصي يا عمومي.. 74

4-2-2-3- تزاحم حقوق در مسئله حجاب.. 75

3-2-3- حجابازمنظراحکاماسلامي.. 77

1-3-2-3- توجيه فردي بودن حجاب.. 78

2-3-2-3- توجيه اجتماعي بودن حجاب.. 79

3-3-2-3- نسبت حکومت با احکام. 82

4-2-3- تعاملرويکردکيفريباسياست‌هايغيرکيفريدرحوزهپوشش... 84

فصلچهارم: سياستگذاريپوششدر. 88

جمهورياسلاميايران. 88

مقدمه. 89

2-4- پوششدرقوانينوسياست‌هايپيشازانقلاب.. 89

1-2-4- پهلوياول. 90

2-2-4- پهلويدوم. 94

3-4- سياستگذاريپوششپسازپيروزيانقلاباسلامي.. 96

1-3-4- دههاول (سال‌هاي 57 تا 68)96

1-1-3-4- بخشنامه‌ها و اطلاعيه‌هاي سازمان‌هاي قضايي و اجرايي.. 101

2-1-3-4- قوانين مجلس... 106

1-2-1-3-4- قانون بازسازي نيروي انساني وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتي و وابسته به دولت.. 106

2-2-1-3-4- لايحه امر به معروف و نهي از منکر. 106

3-2-1-3-4- قوانين رسيدگي به تخلفات اداري(مصوب 1362، 1365، 1371، 1372)107

4-2-1-3-4- ماده 102 قانون مجازات اسلامي.. 107

5-2-1-3-4- قانون مقررات انتظامي هيأت علمي دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالي و تحقيقاتي كشور 108

‌6-2-1-3-4- قانون نحوه رسيدگي به تخلفات و مجازات فروشندگان لباسهايي كه استفاده از آنها در ملاء عام خلاف شرع است و يا‌عفت عمومي را جريحه‌دار مي‌كند.108

3-1-3-4- مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي.. 109

‌1-3-1-3-4- آيين‌نامه انضباطي دانشجويان دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالي.. 109

2-3-1-3-4- آئين‌نامه‌ حفظ‌ حدود و آداب‌ اسلامي‌ در دانشگاه‌ها و مؤسسات‌ آموزش‌ عالي‌110

2-3-4- دهه دوم (سال‌هاي 1368 تا 1378)110

1-2-3-4- چند بخشنامه‌هاي از قوه قضائيه. 111

2-2-3-4- دولت.. 112

1-2-2-3-4- آيين‌نامه اجرايي قانون رسيدگي به تخلفات و مجازات فروشندگان لباس‌هايي که استفاده از آنها در ملاء عام خلاف شرع است و يا عفت عمومي را جريحه‌دار مي‌کند.112

2-2-2-3-4- مصوبات کميسيون سياستگذاري در امور اجرايي مبارزه فرهنگي با مظاهر فساد 113

3-2-3-4- مصوبات مجلس... 117

1-3-2-3-4- قوانين رسيدگي به تخلفات اداري.. 117

2-3-2-3-4- كتاب پنجم قانون مجازات اسلامي.. 117

4-2-3-4- شوراي عالي انقلاب فرهنگي.. 118

1-4-2-3-4- ‌آيين‌نامه انضباطي دانشجويان جمهوري اسلامي.. 118

2-4-2-3-4- اصول، مباني و روش‌هاي اجرايي گسترش فرهنگ عفاف.. 119

3-3-4- دهه سوم (سال‌هاي 78 تا 88)121

1-3-3-4 دولت.. 121

1-1-3-3-4- آيين‌نامه اجرايي مدارس... 121

2-3-3-4- مجلس... 121

1-2-3-3-4- قانون ساماندهي مد و لباس... 121

3-3-3-4- شوراي عالي انقلاب فرهنگي.. 122

1-3-3-3-4- سياست‌هاي مقابله با تهاجم فرهنگي.. 122

2-3-3-3-4- سياست‌هاي فرهنگي تبليغي روز زن. 123

3-3-3-3-4- سياست‌هاي فعاليت‌هاي بين‌المللي زنان. 124

4-3-3-3-4- منشور حقوق و مسئوليت‌هاي زنان در جمهوري اسلامي ايران. 124

5-3-3-3-4- شاخص‌هاي ارزيابي آموزش عالي.. 125

6-3-3-3-4- راهبردها و راهکارهاي گسترش فرهنگ عفاف.. 125

7-3-3-3-4- سياست‌هاي ارتقاء مشارکت زنان در آموزش عالي.. 126

8-3-3-3-4- راهکارهاي اجرايي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب.. 126

4-3-4- سياستگذاري پوشش در صدا و سيما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي.. 127

1-4-3-4- راهبردها و اهداف کلان. 127

2-4-3-4- سياست‌ها و راهکارها133

3-4-3-4- وظايف... 135

1-3-4-3-4- صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران. 136

2-3-4-3-4- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي.. 140

4-4-3-4- اقدامات و عملکردها142

1-4-4-3-4- صدا و سيما142

1-1-4-4-3-4- اقدامات سال 1385. 142

2-1-4-4-3-4- اقدامات سال 1386. 146

2-4-4-3-4- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي.. 152

1-2-4-4-3-4- اقدامات سال 1385. 152

2-2-4-4-3-4- اقداماتسال 1386. 163

فصل پنجم: نتيجه‌گيري.. 172

پيوست‌ها204

منابع:257

فصل اول: کليات

1-1- مسئله تحقيق

لباس و پوشش يكي از شئون انساني و زيرمجموعه‌هاي فرهنگ است که به خصوصيات متفاوت فردي و اجتماعي انسان مربوط مي‌شود. لباس پرچم وجود آدمي است كه از اعتقادات و فرهنگ و آداب و رسوم وي سخن مي‌گويد. پيدايش لباس منشأهاي گوناگوني دارد، منشأ رواني، امنيتي، اجتماعي، اخلاقي و ديني. مفسرين در تفسير آيه 26 سوره اعراف (7) لباس را از جمله نعمات الهي به بشر دانسته‌اند. (حسيني شاه عبدالعظيمي، 1363: ج 4، 29 و قرائتي، 1383: ج 4، 44 و مکارم شيرازي، 1374: ج 6، 133)

لباس به عنوان يک پديده فرهنگي قدمتي به اندازه زندگي بشر داشته و در سراسر زندگي انسان و تا هنگام مرگ همراه اوست. پوشاک به مثابه همراه هميشگي انسان داراي اهميت فراواني است که تأثيرات و کارکردهاي مختلفي چون فرهنگي، مذهبي-آييني، سياسي، اقتصادي، نشانه‌شناسي و ارتباطي، زيبايي‌شناسي، مردم‌شناسي، رواني، اقليمي و.... دارد و مي‌توان آن را از ديدگاه‌هاي مختلفي از قبيل روان‌شناسي، اخلاق، اقتصاد، جامعه‌شناسي، مذهب، قانون، تاريخ و جغرافيا بررسي کرد.

کارکردهاي گوناگون لباس سبب ظهور مسائل مختلف در حوزه اجتماع مانند مسائل اخلاقي-اجتماعي(عفاف و حجاب، فساد اخلاقي و ناهنجاري هاي اجتماعي و طرح مسئله امنيت اخلاقي-اجتماعي)، فرهنگي(مد و مدگرايي، تهاجم فرهنگي و غرب‌گرايي و غرب‌زدگي در پوشش، هويت ملي و طرح مسئله لباس ملي) و اقتصادي(سلطه اقتصادي و تبديل شدن کشورها و جوامع به بازار مصرف توليدات کشورهاي بيگانه و آسيب به توليدات داخلي) شده است. بر اين اساس پوشش يکي از نمادهاي فرهنگي و از ارزش‌هاي خاص هر جامعه و فرهنگ و به خصوص فرهنگ اسلامي-ايراني ما به شمار مي‌رود که در طي چند دهه عمر انقلاب همواره با مسائل فرهنگي و اجتماعي ديگري گره خورده و مورد سؤال واقع شده است.

از سوي ديگر توجه به نقش حکومت در زمينه فرهنگ سازي در اين زمينه انکارناپذير بوده و در نگاهي عميق‌تر، ضروري و اساسي است. در سده‌ي اخير موضوع پوشش همواره مورد توجه جوامع اسلامي، انديشمندان و رهبران فرهنگي و دولت‌ها بوده است. در جمهوري اسلامي ايران نيز حجاب و عفاف در طول چند دهه‌ي اخير همواره يکي از معضل‌هاي مهم فرهنگي و اجتماعي جامعه بوده و مورد توجه صاحبنظران، کارشناسان و مسئولان دستگاه‌هاي فرهنگي جامعه قرار گرفته است. در سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي طرح‌ها و برنامه‌هاي مختلفي از سوي نهادها و سازمان‌هاي مختلف در جهت گسترش و نهادينه سازي فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه، تدوين و تصويب شده است.

حال با توجه به اهميت و ضرورت پوشش به عنوان يکي از مهم‌ترين مسائل فرهنگي جوامع و به خصوص جامعه ايران از يک سو و نقش بي‌بديل و غيرقابل انکار حکومت‌ها در اين زمينه، بجاست که سياست‌هاي دولت در اين زمينه را مورد سؤال قرار دهيم و بپرسيم حکومت در قبال اين مسئله مهم فرهنگي چه اقداماتي انجام داده و سير تحول سياستگذاري و مداخله دولت در حوزه پوشش افراد جامعه پس از انقلاب اسلامي ايران تا کنون به چه صورت بوده است.

 

1-2- ضرورت واهميت تحقيق

پديده لباس و پوشش از مقوله‌هاي پر فراز و نشيب در دوره‌هاي معاصر بوده است که به رغم گذشت حدود سه دهه از عمر انقلاب اسلامي ايران و تأکيد بر اين هنجار از ابتداي انقلاب اسلامي هنوز شاهد ثبات کامل در اين زمينه نيستيم. اين تحقيق به منظور فراهم ساختن پاسخي نظري به اين سؤال است که در اين مدت چه اقدامات و تدابيري در جهت رسيدن به نقطه‌اي که مسئله حجاب و لباس افراد در جامعه مطابق با موازين فرهنگي- ديني يک جامعه اسلامي باشد صورت پذيرفته است. پاسخ به اين سؤال و اطلاع از اقدامات گذشته مي‌تواند در جهت تصميم‌گيري‌ها و اقدامات فرا روي سياستگذاران در اين حوزه مؤثر باشد.

 

1-3- سابقه تحقيق

حوزه تحقيقات حول مسئله پوشش گسترده و متنوع است. تعداد قابل توجهي از منابع اطلاعاتي در حوزه پوشش مربوط به بررسي فقهي پوشش يا مقايسه پوشش اسلامي با پوشش در ديگر اديان است. تعدادي نيز به بررسي‌هاي جامعه‌‌شناختي، تاريخي، زمينه‌هاي اثرپذيري و مانند آن پرداخته‌اند. يکي از مسائل و حوزه‌هاي مطالعاتي و تحقيقاتي مرتبط با بحث رابطه حکومت و پوشش است. در اين حوزه نيز منابع اطلاعاتي از منظرهاي گوناگون به مسئله پوشش نگريسته‌اند.

برخي از منابع در اين حوزه از منظر حقوقي و کيفري به بررسي رابطه حکومت و پوشش پرداخته‌اند که از جمله آنها مي‌توان به پايان‌نامه‌اي با عنوان «مداخله کيفري جمهوري اسلامي در زمينه پوشش نامناسب» اشاره کرد. مقالات متعددي نيز از منظر حقوقي و کيفري اين بحث را دنبال کرده‌اند که از جمله آنها «بررسي قوانين کيفري ايران در زمينه پوشش مردم»، «نقد سياست جنايي جمهوري اسلامي ايران در برخورد با بدحجابي»، «نگرش جرم‌شناختي به پديده بي‌حجابي» و .... را مي‌توان نام برد.

از سوي ديگر برخي مقالات در اين حوزه به رشته تحرير درآمده‌اند. اين مقالات نيز به مسائلي مانند مباني مسئوليت و اختيارات و يا وظايف حکومت اسلامي در زمينه پوشش از منظر فقهي پرداخته‌اند. منابع ديگري نيز از منظر فرهنگي- اجتماعي به رابطه حکومت و پوشش پرداخته‌اند. در اين دسته از منابع نيز مطالعاتي در زمينه جامعه‌شناسي پوشش، رابطه پوشش با هويت و تکامل اجتماعي، آسيب‌شناسي نهادها، سياست‌ها و نظام اجرايي، تحليل زمينه‌ها و عوامل فرهنگي- اجتماعي مؤثر، راهکارهاي و مؤلفه‌ها مداخله در زمينه پوشش و مانند آن مورد بحث قرار گرفته است.آقاي شفيعي سروستاني در کتابي با عنوان «حجاب: مسئوليت‌ها و اختيارات دولت اسلامي» به رويکرد ياد شده تعداد قابل توجهي از مقالات اين حوزه را که عناوين برخي از آنها در سطور پيشين ذکر شد، جمع‌آوري کرده‌اند.

تحقيق پيش رو سعي کرده است تا سياستگذاري فرهنگي پوشش در جمهوری اسلامی ايران را مورد بررسي قرار دهد. از اين منظر با بررسي رابطه پوشش و فرهنگ، مباني مداخله حکومت در حوزه فرهنگ را مورد بحث قرار داده و بر اين اساس مباني دخالت حکومت در پوشش و نيز مهم‌ترين بحث در اين زمينه يعني نحوه و چگونگي مداخله حکومت در زمينه پوشش را بررسي کرده است تا در خاتمه و بر اساس مباحث پيشين سير تحول سياست‌ها و مداخلات نظام جمهوري اسلامي ايران را در طول سه دهه انقلاب اسلامي از نظر بگذراند.

 

1-4- سؤالاتتحقيق

بر اساس آنچه گفته شد سؤال اصلي اين تحقيق اينگونه خواهد بود که:

-سياستگذاري‌ها و اقدامات فرهنگي حاکميت در زمينه‌ي فرهنگ پوشش در طول سال‌هاي 1368 تا 1388 چه سير تحولي را طي نموده است؟

اين تحقيق سعي خواهد کرد به عنوان مقدمه پاسخ به سؤال اصلي به چند سؤال فرعي نيز پاسخ دهد:

- کدام سازمان‌ها عهده‌دار سياستگذاري و اجرا در زمينه فرهنگ پوشش هستند؟

- وظايف و کارکردهاي اين سازمان‌ها چيست؟

- تا کنون چه سياست‌ها و عملکردهايي در اين حوزه اتخاذ و اجرا شده است؟

 

1-5- روشتحقيق

اين تحقيق سعي مي‌کند تا با استفاده از روش توصيفي- تحليلي و از طريق مطالعات کتابخانه‌اي به سؤالات مورد نظر پاسخ گويد. در اين راستا از منابع و متون با ادبيات فقهي، فرهنگي و سياستگذاري استفاده شده و اسناد سياستي و قانوني نيز مورد بررسي قرار گرفته است.

 

1-6- اهدافتحقيق

- تبيين مباني مداخله حاکميت در حوزه فرهنگ

- تبيين مباني مداخله حاکميت در حوزه پوشش

- تبيين نحوه مداخله حکومت در حوزه پوشش افراد جامعه

- بررسي سير تحول مداخلات حاکميت در زمينه پوشش و حجاب

 

1-7- سازمانتحقيق

اين تحقيق سعي کرده است بر اساس سؤالات طرح شده مباحث مورد نظر را در پنج فصل ارائه دهد:

فصل اول: کليات تحقيق

فصل دوم: در اين فصل در پي تبيين و پاسخگويي به رابطه ميان فرهنگ و پوشش هستيم و در ادامه و بخش دوم اين فصل به تعريف و تبيين پوشش از منظر فرهنگ اسلامي خواهيم پرداخت.

فصل سوم: فصل سوم اين تحقيق نيز در دو بخش پيگيري خواهد شد. در بخش اول درباره مباني دخالت حکومت در فرهنگ به بحث و بررسي خواهيم پرداخت. بخش دوم اين فصل نيز مباني دخالت حکومت در زمينه لباس و نيز نحوه و چگونگي اين مداخله را مورد مطالعه قرار مي‌دهد.

فصل چهارم: در اين فصل به بررسي سير تحول مداخلات حکومت در زمينه حجاب و پوشش افراد جامعه مي‌پردازيم. به نظر مي‌رسد مروري بر بستر تاريخي مداخله حکومت در زمينه پوشش به روشن‌تر شدن فضاي بحث کمک بيشتري نمايد. بر اين اساس مداخله رژيم پهلوي را در دو مقطع از نظر گذرانده و سپس سه دهه پس از انقلاب را مطالعه مي‌کنيم.

فصل پنجم نيز در برگيرنده نتايج برگرفته شده از اين تحقيق است.

 

1-8- مشکلاتوموانعتحقيق

- مبهم بودن حيطه تحقيق به جهت ابهام در ارتباط ميان مباحث سياستگذاري عمومي- دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران- و سياستگذاري و خط‌مشي‌گذاري در رشته معارف اسلامي و مديريت و رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع) و تلاش در جهت مشخص کردن حيطه تحقيق (مطالعه و پرسش و مشاوره با اساتيد حوزه سياستگذاري عمومي- دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران- و نيز اساتيد مديريت)

- تشتت و پراکندگي سازماني در مسئله پوشش

- عدم همکاري دفتر فرهنگي اجتماعي وزارت کشور به عنوان سازمان نظارتي بر مسئله پوشش و حجاب در جامعه

- حساسيت برخي از تحقيقات انجام شده در اين حوزه و عدم امکان دسترسي به آنها

- رويکرد فقهي و حقوقي در منابع موجود و نيز بررسي عملکرد رژيم پهلوي در مطالعات صورت گرفته در حوزه پوشش

- کمبود منابع با رويکرد تحقيق پيش رو

- سهل و ممتنع بودن موضوع تحقيق: ممکن است مطالعه و تحقيق در حوزه پوشش افراد جامعه در نگاه اول سهل و آسان به نظر برسد اما در واقع حيطه پوشش و مطالعه و پژوهش در آن بسيار مشکل است. اين مسئله از آنجا ناشي مي‌شود که اين موضوع از عوامل متعددي متأثر است و علاوه بر آن پيشرفت‌هاي کنوني جامعه بشري بر تعدد عوامل مؤثر بر آن دامن زده است. از سوي ديگر تنوع قومي و خرده فرهنگ‌هاي جامعه ايراني و نيز پيچيدگي‌هاي فرهنگي آن بررسي اين موضوع را پيچيده‌تر و مشکل‌تر مي‌کند.



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


شبکه های اجتماعی اینترنتی و مشارکت سیاسی شبکه های اجتماعی اینترنتی و مشارکت سیاسی عنوان صفحه چکی
چهارشنبه 06 اردیبهشت 1396 ساعت 17:43 | بازدید : 123 | نویسنده : filecompartment | ( نظرات 0 )
شبکه های اجتماعی اینترنتی و مشارکت سیاسی

شبکه های اجتماعی اینترنتی و مشارکت سیاسی

عنوان صفحه

چکیده 14

فصل اول: مقدمات و کلیات 15

بیان مساله15 اهمیت پژوهش 17

نتیجه و کاربرد پژوهش 17

پیشینه تحقیق 18

سئوال اصلی 25

فرضیه اصلی 25

فرضیه رقیب 25

تعریف مفاهیم 25

متغیرها 28

روش تحقیق 28

جامعه آماری پژوهش 28

روش نمونه گیری و حجم نمونه 28

پایایی پرسش­نامه 31

چارچوب نظری 32

فصل دوم: مدل تحلیلی پژوهش 38

فصل سوم: شبکه­های اجتماعی اینترنتی، تاریخچه شکل­گیری، ویژگیها و تمایزها 45

ظهور نسل دوم وب و پیدایش شبکه­های اجتماعی اینترنتی 45

"وب2 " چیست؟ 47

تاریخچه شکل­گیری شبکه­های اجتماعی اینترنتی و روند تکامل آنها 53

علل رشد سریع شبکه­های اجتماعی اینترنتی 56

ویژگیهای شبکه­های اجتماعی اینترنتی 58

عملکرد شبکه­های اجتماعی اینترنتی 59

انواع سایتهای اجتماعی اینترنتی 61

فصل چهارم: آمار توصیفی 63

1-4: ترکیب جنسیتی 63

2-4:ترکیب سنی 64

3-4:مقطع تحصیلی 65

4-4: حوزه تحصیلی 66

5-4: مدت زمان استفاده دانشجویان از اینترنت 67

6-4: مدت زمان استفاده دانشجویان از شبکه­های اجتماعی اینترنتی 68

7-4: تغییرات ایجاد شده در مدت زمان استفاده از شبکه­های اجتماعی اینترنتی و تعداد کاربران این شبکه­ها در ایام انتخابات و رخدادهای پس از آن از نگاه دانشجویان 69

8-4: تاثیر فیلترینگ بر دسترسی جوانان و بویژه دانشجویان به سایتهای اجتماعی فیلتر شده 70

9-4: منابع کسب اخبار و اطلاعات روزمره دانشجویان 71

10-4 : کیفیت بهره­گیری از اینترنت 72

11-4:سطح علاقه­مندی به مشارکت در گفتگوهای سیاسی-اجتماعی در شبکه­های اجتماعی اینترنتی 73

12-4: ارزیابی دانشجویان از سطح اعتماد جوانان به شبکه­های اجتماعی اینترنتی 43

13-4: کیفیت مشارکت دانشجویان در شبکه­های اجتماعی اینترنتی 75

14-4: سطح مشارکت در انتخابات 76

15-4: سطح فعالیتهای سیاسی- اجتماعی دانشجویان 78

16-4: تاثیر شبکه­های اجتماعی بر مشارکت در انتخابات 78

17-4: سطح تاثیرگذاری شبکه­های اجتماعی اینترنتی در پیش و پس از انتخابات 79

18-4: میزان تاثیرگذاری شبکه­های اجتماعی اینترنتی در آگاهی معترضین از زمان و مکان تجمعات اعتراضی 80

19-4:مقایسه سطح تاثیرگذاری شبکه­های اجتماعی اینترنتی و شبکه­های اجتماعی سنتی بر اعتراضات پس از انتخابات 81

20-4: الگوی مشارکت(مواضع سیاسی پس از انتخابات) 82

21-4: الگوی مشارکت(واکنش شهروندان به تضییع مداوم حقوقشان از سوی حکومت) 83

22-4: عوامل موثر بر مشارکت سیاسی مردم از نگاه دانشجویان 84

23-4: میزان رضایت سیاسی دانشجویان 85

24-4: حمایت از مواضع سیاسی شخصیتها و طیفهای سیاسی 86

25-4: سطح اعتماد دانشجویان به نظام سیاسی 87

26-4: سطح تقاضای سیاسی دانشجویان 88

فصل پنجم: ارتباط متغیرهای جمعیت­شناختی با متغیرهای مستقل:

1-5: ارتباط میان متغیرهای جمعیت­شناختی بامدت زمان استفاده دانشجویان از اینترنت و شبکه­های اجتماعی اینترنتی 90

1-1-5 : رابطه میان سن و مدت زمان استفاده از اینترنت 90

2-1-5: رابطه میان جنسیت و مدت زمان استفاده از اینترنت 91

3-1-5:رابطه میان حوزه تحصیلی و مدت زمان استفاده از اینترنت 92

4-1-5: رابطه میان سن و مدت زمان استفاده از شبکه­های اجتماعی ایتنترنتی 93

5-1-5: رابطه جنسیت و مدت زمان استفاده از شبکه­های اجتماعی ایتنترنتی 96

6-1-5: رابطه حوزه تحصیلی و مدت زمان استفاده از شبکه­های اجتماعی ایتنترنتی 97

7-1-5: رابطه سن با تغییرات ایجاد شده در مدت زمان استفاده از شبکه­های اجتماعی اینترنتی و تعداد کاربران این شبکه­ها از نگاه دانشجویان 99

8 -1-5: رابطه جنسیت با تغییرات ایجاد شده در مدت زمان استفاده از شبکه­های اجتماعی اینترنتی و تعداد کاربران این شبکه­ها از نگاه دانشجویان 99

9-1-5: رابطه حوزه تحصیلی با تغییرات ایجاد شده در مدت زمان استفاده از شبکه­های اجتماعی اینترنتی و تعداد کاربران این شبکه­ها از نگاه دانشجویان 101

10-1-5: رابطه میان سن و منابع اصلی کسب اخبار دانشجویان 102

11-1-5: رابطه میان جنسیت و منابع اصلی کسب اخبار دانشجویان 103

12-1-5: رابطه میان حوزه تحصیلی و منابع اصلی کسب اخبار دانشجویان 105

2-5: ارتباط میان متغیرهای جمعیت شناختی با میزان علاقه­مندی و اعتماد دانشجویان به شبکه­های اجتماعی اینترنتی 105

1-2-5: رابطه سن با سطح علاقه­مندی دانشجویان به مشارکت در گفتگوهای سیاسی- اجتماعی در شبکه­های اجتماعی اینترنتی 107

2-2-5: رابطه جنسیت با سطح علاقه­مندی دانشجویان به مشارکت در گفتگوهای سیاسی- اجتماعی در شبکه­های اجتماعی اینترنتی 108

3-2-5: رابطه حوزه تحصیلی با سطح علاقه­مندی دانشجویان به مشارکت در گفتگوهای سیاسی- اجتماعی در شبکه­های اجتماعی اینترنتی 109

4-2-5: ارتباط میان سن با ارزیابی دانشجویان از سطح اعتماد جوانان به سایتها یا شبکه­های اجتماعی اینترنتی 110

5-2-5: ارتباط میان جنسیت با ارزیابی دانشجویان از سطح اعتماد جوانان به سایتها یا شبکه­های اجتماعی اینترنتی 112

6-2-5: ارتباط میان حوزه تحصیلی با ارزیابی دانشجویان ازسطح اعتماد جوانان به سایتها یا شبکه­های اجتماعی اینترنتی 113

فصل ششم: بررسی ارتباط میان سرمایه اجتماعی(سطح اعتماد به نظام سیاسی) با متغیرهای مستقل

1-6: ارتباط میان سرمایه اجتماعی با مدت زمان استفاده دانشجویان از اینترنت و شبکه­های اجتماعی اینترنتی 115

1-1-6: رابطه میان سرمایه اجتماعی و مدت زمان استفاده از اینترنت 115

2-1-6: رابطه میان سرمایه اجتماعی و مدت زمان استفاده از شبکه­های اجتماعی اینترنتی 117

3-1-6: رابطه میان سرمایه اجتماعی و تغییرات ایجاد شده در مدت زمان استفاده از شبکه­های اجتماعی اینترنتی و تعداد کاربران این شبکه­ها از نگاه دانشجویان 119

4-1-6: رابطه سرمایه اجتماعی و منابع کسب اخبار روزانه دانشجویان 120

2-6: ارتباط سرمایه اجتماعی با میزان علاقه­مندی و اعتماد دانشجویان به شبکه­های اجتماعی اینترنتی 122

1-2-6: رابطه سرمایه اجتماعی و سطح علاقه­مندی دانشجویان به مشارکت در گفتگوهای سیاسی- اجتماعی در شبکه­های اجتماعی اینترنتی 123

2-2-6:رابطه میان سرمایه اجتماعی با ارزیابی دانشجویان از سطح اعتماد جوانان به سایتها یا شبکه­های اجتماعی اینترنتی123

فصل­هفتم: بررسی رابطه میان میزان رضایت سیاسی با مدت زمان استفاده از اینترنت و شبکه­های اجتماعی اینترنتی، میزان علاقه­مندی به مشارکت سیاسی در این شبکه­ها و سطح اعتماد به شبکه­های اجتماعی اینترنتی

1-7: سنجش ارتباط میان میزان رضایت سیاسی و مدت زمان استفاده از اینترنت و شبکه­های اجتماعی اینترنتی 125

1-1-7: ارتباط مابین میزان رضایت سیاسی با مدت زمان استفاده از اینترنت 125

2-1-7: ارتباط مابین میزان رضایت سیاسی با مدت زمان استفاده از شبکه­های اجتماعی اینترنتی 127

3-1-7: ارتباط مابین میزان رضایت سیاسی با تغییرات ایجاد شده در مدت زمان استفاده از شبکه­های اجتماعی اینترنتی و تعداد کاربران این شبکه­ها از نگاه دانشجویان 129

4-1-7: ارتباط مابین میزان رضایت سیاسی و منابع کسب اخبار روزانه دانشجویان 130

2-7: سنجش ارتباط مابین سطح رضایت سیاسی با سطح علاقه­مندی به مشارکت سیاسی در شبکه­های اجتماعی اینترنتی و اعتماد دانشجویان به آنها 131

1-2-7: رابطه میزان رضایت سیاسی و سطح علاقه­مندی دانشجویان به مشارکت سیاسی در شبکه­های اجتماعی اینترنتی131

2-2-7:رابطه میزان رضایت سیاسی وارزیابی دانشجویان از سطح اعتماد جوانان به سایتها یا شبکه­های اجتماعی اینترنتی133

فصل هشتم: بررسی ارتباط میان مواضع سیاسی با متغیرهای مستقل

1-8: سنجش رابطه میان مواضع سیاسی و میزان استفاده از اینترنت و شبکه­های اجتماعی اینترنتی 135

1-1-8: ارتباط میان مواضع سیاسی و مدت زمان استفاده از اینترنت 135

2-1-8: ارتباط میان مواضع سیاسی و مدت زمان استفاده از شبکه­های اجتماعی اینترنتی 137

3-1-8: ارتباط میان مواضع سیاسی با تغییرات ایجاد شده در مدت زمان استفاده از شبکه­های اجتماعی اینترنتی و تعداد کاربران این شبکه­ها از نگاه دانشجویان 139

4-1-8: ارتباط میان مواضع سیاسی با منابع کسب اخبار و اطلاعلات روزانه دانشجویان 140

5-1-8: ارتباط میان مواضع سیاسی با مدت زمان استفاده دانشجویان از اینترنت 142

6-1-8: ارتباط میان مواضع سیاسی با مدت زمان استفاده دانشجویان از شبکه­های اجتماعی اینترنتی 144

7-1-8: ارتباط میان مواضع سیاسی و تغییرات ایجاد شده در مدت زمان استفاده از شبکه­های اجتماعی اینترنتی و تعداد کاربران این شبکه­ها از نگاه دانشجویان 146

8-1-8: رابطه میان مواضع سیاسی با ارزیابی دانشجویان از سطح اعتماد جوانان به سایتها یا شبکه­های اجتماعی اینترنتی 148

2-8: سنجش رابطه میان مواضع سیاسی با سطح علاقه­مندی دانشجویان به مشارکت درگفتگوهای سیاسی- اجتماعی در شبکه­های اجتماعی اینترنتی 149

1-2-8:ارتباط مواضع سیاسی دانشجویان و سطح علاقه­مندی آنان به مشارکت سیاسی در شبکه­های اجتماعی اینترنتی 149

2-2-8: رابطه مواضع سیاسی و ارزیابی دانشجویان از سطح اعتماد جوانان به سایتها یا شبکه­های اجتماعی اینترنتی 151

3-2-8: ارتباط مواضع سیاسی دانشجویان و سطح علاقه­مندی آنان به مشارکت سیاسی در شبکه­های اجتماعی اینترنتی 152

4-2-8: ارتباط مواضع سیاسی و ارزیابی دانشجویان از سطح اعتماد جوانان به سایتها یا شبکه­های اجتماعی اینترنتی 153

فصل نهم: بررسی ارتباط میان تقاضای سیاسی دانشجویان با متغیرهای مستقل

1-9: سنجش رابطه سطح تقاضای سیاسی دانشجویان با مدت زمان استفاده آنان از اینترنت و شبکه­های اجتماعی 154

1-1-9: ارتباط میان سطح تقاضای سیاسی و مدت زمان استفاده از اینترنت 154

2-1-9: رابطه میان سطح تقاضای سیاسی با مدت زمان استفاده دانشجویان از شبکه­های اجتماعی اینترنتی 155

3-1-9: ارتباط مابین سطح تقاضای سیاسی و تغییرات ایجاد شده در مدت زمان استفاده از شبکه­های اجتماعی اینترنتی و تعداد کاربران این شبکه­ها از نگاه دانشجویان 157

4-1-9: رابطه میان سطح تقاضای سیاسی با منابع کسب اخبار و اطلاعات روزانه دانشجویان 158

2-9: سنجش رابطه سطح تقاضای سیاسی دانشجویان با سطح علاقه­مندی آنان به مشارکت سیاسی در شبکه­های اجتماعی اینترنتی و میزان اعتماد آنان به این شبکه­ها 160

1-2-9: رابطه سطح تقاضای سیاسی دانشجویان و میزان علاقه آنان به مشارکت سیاسی در شبکه­های اجتماعی اینترنتی 160

2-2-9: ارتباط سطح تقاضای سیاسی و ارزیابی دانشجویان از سطح اعتماد جوانان به سایتهای اجتماعی اینترنتی 161

فصل دهم: بررسی ارتباط میان میزان استفاده دانشجویان از اینترنت و شبکه­های اجتماعی اینترنتی با میزان رضایت سیاسی، مواضع سیاسی و سطح تقاضای سیاسی

1-10: رابطه میان استفاده از اینترنت و شبکه­های اجتماعی اینترنتی با میزان رضایت سیاسی 163

1-1- 10: ارتباط میان مدت زمان استفاده از اینترنت و میزان رضایت سیاسی 163

2-1-10: ارتباط میان مدت زمان استفاده از شبکه­های اجتماعی اینترنتی و میزان رضایت سیاسی 165

3-1-10: ارتباط مابین تغییرات ایجاد شده در مدت زمان استفاده از شبکه­های اجتماعی اینترنتی و تعداد کاربران این شبکه­ها از نگاه دانشجویان در ایام انتخابات و اعتراضات پس از آن با میزان رضایت سیاسی 166

4-1-10: ارتباط میان منابع کسب اخبار دانشجویان با میزان رضایت سیاسی 167

2-10:بررسی ارتباط میان میزان استفاده دانشجویان از اینترنت و شبکه­های اجتماعی اینترنتی با مواضع سیاسی 169

1-2-10: ارتباط میان مدت زمان استفاده از اینترنت و مواضع سیاسی 169

2-2-10: ارتباط میان مدت زمان استفاده از شبکه­های اجتماعی اینترنتی بامواضع سیاسی 171

3-2-10: ارتباط مابین تغییرات ایجاد شده در مدت زمان استفاده از شبکه­های اجتماعی اینترنتی و تعداد کاربران این شبکه­ها از نگاه دانشجویان در ایام انتخابات و اعتراضات پس از آن با مواضع سیاسی 173

4-2-10: ارتباط میان منابع کسب اخبار دانشجویان با مواضع سیاسی 175

5-2-10: ارتباط میان مدت زمان استفاده از اینترنت و مواضع سیاسی 177

6-2-10: ارتباط میان مدت زمان استفاده از شبکه­های اجتماعی اینترنتی با مواضع سیاسی 178

7-2-10: ارتباط مابین تغییرات ایجاد شده در مدت زمان استفاده از شبکه­های اجتماعی اینترنتی و تعداد کاربران این شبکه­ها از نگاه دانشجویان در ایام انتخابات و اعتراضات پس از آن با مواضع سیاسی 179

8-2-10: ارتباط میان منابع کسب اخبار دانشجویان با مواضع سیاسی 180

3-10:بررسی ارتباط میان میزان استفاده دانشجویان از اینترنت و شبکه­های اجتماعی اینترنتی با سطح تقاضای سیاسی 181

1-3-10: ارتباط میان مدت زمان استفاده از اینترنت و سطح تقاضای سیاسی 181

2-3-10: ارتباط میان مدت زمان استفاده از شبکه­های اجتماعی اینترنتی با سطح تقاضای سیاسی 183

3-3-10: ارتباط مابین تغییرات ایجاد شده در مدت زمان استفاده از شبکه­های اجتماعی اینترنتی و تعداد کاربران این شبکه­ها از نگاه دانشجویان در ایام انتخابات و اعتراضات پس از آن با سطح تقاضای سیاسی 185

4-3-10: ارتباط میان منابع کسب اخبار دانشجویان با سطح تقاضای سیاسی 186

فصل یازدهم: سنجش ارتباط میان سطح علاقه­مندی به مشارکت در مباحثات سیاسی در شبکه­های اجتماعی اینترنتی و سطح اعتماد دانشجویان به این شبکه­ها با میزان رضایت سیاسی، مواضع سیاسی و سطح تقاضای سیاسی

1-11: ارتباط میان سطح علاقه­مندی به مشارکت در مباحثات سیاسی در شبکه­های اجتماعی اینترنتی با میزان رضایت سیاسی ، مواضع سیاسی و سطح تقاضای سیاسی 188

1-1-11: رابطه سطح علاقه­ به مشارکت در مباحثات سیاسی در شبکه­های اجتماعی اینترنتی با میزان رضایت سیاسی 188

2-1-11:رابطه سطح علاقه­ به مشارکت در مباحثات سیاسی در شبکه­های اجتماعی اینترنتی با مواضع سیاسی 190

3-1-11:ارتباط سطح علاقه­ به مشارکت در مباحثات سیاسی در شبکه­های اجتماعی اینترنتی با مواضع سیاسی 191

4-1-11: رابطه سطح علاقه­ به مشارکت در مباحثات سیاسی در شبکه­های اجتماعی اینترنتی با تقاضای سیاسی 192

2-11: رابطه میان سطح اعتماد دانشجویان به شبکه­های اجتماعی اینترنتی با میزان رضایت سیاسی، مواضع سیاسی و سطح تقاضای سیاسی 194

1-2-11: رابطه میان سطح اعتماد دانشجویان به شبکه­های اجتماعی اینترنتی با میزان رضایت سیاسی 194

2-2-11: رابطه میان سطح اعتماد دانشجویان به شبکه­های اجتماعی اینترنتی با مواضع سیاسی 195

3-2-11: رابطه میان سطح اعتماد دانشجویان به شبکه­های اجتماعی اینترنتی با مواضع سیاسی 197

4-2-11: سنجش ارتباط میان سطح اعتماد دانشجویان به شبکه­های اجتماعی اینترنتی با سطح تقاضای سیاسی 198

فصل دوازدهم: سنجش ارتباط میان رضایت سیاسی با میزان مشارکت سیاسی و الگوی مشارکت

1-12: ارتباط رضایت سیاسی با میزان مشارکت سیاسی 199

1-1-12: رابطه رضایت سیاسی با شرکت در انتخابات 199

2-1-12: ارتباط میان رضایت سیاسی با مشارکت در فعالیتهای سیاسی- اجتماعی 200

2-12: ارتباط رضایت سیاسی با الگوی مشارکت 202

1-2-12: رابطه میان رضایت سیاسی با پذیرش نتایج انتخابات 202

2-2-12: ارتباط میان رضایت سیاسی با واکنش شهروندان نسبت به تضییع حقوقشان از سوی حکومت 204

فصل سیزدهم: سنجش ارتباط میان سطح تقاضای سیاسی با میزان مشارکت سیاسی و الگوی مشارکت

1-13: ارتباط مواضع سیاسی با میزان مشارکت سیاسی 206

1-1-13:رابطه مواضع سیاسی با شرکت در انتخابات 206

2-1-13: رابطه مواضع سیاسی با مشارکت در فعالیتهای سیاسی- اجتماعی 208

3-1-13: رابطه مواضع سیاسی با شرکت در انتخابات 210

4-1-13: رابطه مواضع سیاسی با مشارکت در فعالیتهای سیاسی- اجتماعی 211

2-13: ارتباط مواضع سیاسی با الگوی مشارکت 213

1-2-13: رابطه مواضع سیاسی و پذیرش نتایج انتخابات 213

2-2-13: رابطه مواضع سیاسی با واکنش شهروندان نسبت به تضییع حقوقشان از سوی حکومت 215

3-2-13: رابطه مواضع سیاسی و پذیرش نتایج انتخابات 216

4-2-13: رابطه مواضع سیاسی با واکنش شهروندان نسبت به تضییع حقوقشان از سوی حکومت 218

فصل چهاردهم: ارتباط میان سطح تقاضای سیاسی(الگوی سطح تقاضا) با میزان مشارکت سیاسی و الگوی مشارکت

1-14: ارتباط میان سطح تقاضای سیاسی با میزان مشارکت سیاسی 222

1-1-14: رابطه میان سطح تقاضای سیاسی با شرکت در انتخابات 224

2-1-14: رابطه مواضع سیاسی با مشارکت در فعالیتهای سیاسی- اجتماعی 224

2-14 : ارتباط مواضع سیاسی با الگوی مشارکت 225

1-2-14: رابطه مواضع سیاسی و پذیرش نتایج انتخابات 226

2-2-14: رابطه مواضع سیاسی با واکنش شهروندان نسبت به تضییع حقوقشان از سوی حکومت 227

جمع بندی و نتيجه­گيري 229

پیوست(پرسش­نامه) 232

فهرست منابع 239

چکیده انگلیسی 241

 

چکیده:

هرچند زمان زیادی از ظهور شبکه­های اجتماعی فعال بر روی اینترنت نمی­گذرد، اما از همان آغاز فعالیت این شبکه­ها در سپهر مجازی و بویژه از اواسط دهه 1990 بدین سو که کاربرد این شبکه­ها عمومیت یافت، بحثهای فراوانی پیرامون عملکرد آنها و تاثیراتی که چنین شبکه­هایی می­توانند بر کاربرانشان بگذارند، در گرفته است. از جمله حوزه­هایی که بحث بر سر تاثیرگذاری یا عدم تاثیرگذاری شبکه­های اجتماعی اینترنتی به صورت قابل ملاحظه­ای جریان داشته و با گذر ایام، همراه با رشد سریع و دور از انتظار این شبکه­ها و کاربرانشان با شدت و حدت بیشتری در جریان است، تاثیرگذاری شبکه­های اجتماعی اینترنتی بر روی مشارکت سیاسی کاربران است. بواسطه محبویت روزافزون و رشد کمی و کیفی این شبکه­ها به نظر می­رسد دیگر نمی­توان چشمها را بر روی تاثیرات اجتماعی و سیاسی آنها فرو بست. شبکه­های اجتماعی اینترنتی را می­توان بسان کهکشانهایی در نظر آورد که هزاران ستاره را در دل خود جای داده­اند. این شبکه­ها به­مثابه کلان شبکه­هایی هستند که هزاران شبکه­اجتماعی خرد و کلان را در خود جای داده­اند و پشتیبانی می­کنند. در این پژوهش تاثیرگذاری شبکه­های اجتماعی اینترنتی بر مشارکت سیاسی کاربرانشان در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری در ایران مورد بررسی قرار گرفته است.

 

واژگان کلیدی: شبکه­های اجتماعی، شبکه­های اجتماعی اینترنتی، دیدگاههای آرمانگرایانه و بدبینانه، مشارکت سیاسی متعارف و غیرمتعارف.

 

فصل اول:کلیات پژوهش

بیان مساله

درطول قرن بیستم شاهد گذار ازعصرصنعتی و ورود به عصراطلاعات بوده­ایم. ظهور اینترنت ازمهمترین نمودهای این گذار و پیامدهای جامعه اطلاعاتی می باشد.فضای مجازی زندگی بشررا دستخوش تغییرات شگرف نموده است، هرچند خصوصیات این دگرگونی هنوز به طورکامل مشخص نیست، اما دراصل مساله تردید چندانی وجود ندارد. اینترنت از زمان فراگیر شدنش امیدواریهای زیادی را نزد اندیشمندان به وجود آورده تا بلکه بتواند درانسانها نیرویی مضاعف برای مشارکت دموکراتیک ایجاد کند. به واقع سرشت میانکنشی اینترنت و امکانات و ابزاری که آن( به ویژه پس ازگذار به نسل دوم وب و پیدایش شبکه­های اجتماعی مجازی اینترنتی) به عنوان عاملی میانجی در برقراری ارتباط میان افرادی که پیش از این امکان پیوند با یکدیگر را نداشتند، درعین حال گسترش روزافزون دامنه فراگیری آن که موجب شده مولفه جغرافیا و به عبارتی فاصله مکانی روز به روز کم­اهمیت ترجلوه کند، همراه با عدم توانایی نسبی دولتها درکنترل محتوای آن، عامل اصلی پیدایش این امیدواریها بوده است. با گذشت حدود یک دهه از فراگیرشدن موج فناوریهاینسل دوم وب که شبکه­های اجتماعی اینترنتی نظیر فیس بوک و توییتر را می توان به عنوان مصادیق آن در نظرگرفت، روند جدیدی درزمینه تولید محتوا در فضای سایبرآغازشده است. در این شبکه­ها به جای آنکه ایجاد کنندگان آنها جریان تولید اطلاعات را در کنترل خود داشته باشند، این کاربران هستند که تولید محتوا می­کنند و حتی شکل تولید محتوا را نیز به گونه­ای که مد نظر پدید آورندگان این سایتها نبوده است تغییرداده و کاربریهای نوینی را برای این شبکه­ها ایجاد می­کنند؛ازجمله از این شبکه­ها برای بحث و تبادل نظر پیرامون مباحث سیاسی وگفتگو درمورد عقاید سیاسی، اجتماعی، مذهبی، اقتصادی و... بهره می­گیرند. بسیاری از سیاست پیشه­گان نیز بر اهمیت این رسانه نوین به ویژه در جلب توجه جوانان پی برده و دست به تاسیس صفحات شخصی در سایتهای اجتماعی که از استقبال عمومی بالایی برخوردارند، زده­اند تا ازاین طریق فعالیتهایشان را به اطلاع عموم رسانده و خود را نیز پاسخگوتر نشان دهند و بویژه در زمان رای­دهی بتوانند از این امکان نوین برای برقراری ارتباط آسان­تر با رای­دهندگان و بویژه جوانان که مخاطبان اصلی این سایتها هستند بهره گیرند. درحال حاضرشبکه­های اجتماعی اينترنتي امکانات گوناگون و متنوعی را در اختیار کاربرانشان قرارداده و طیف گسترده­ای از علایق را مورد پشتیبانی قرار می­دهند. درایران نیز به سرعت دامنه نفوذ اینترنت در کل و سایتهای اجتماعی اینترنتی به طور خاص چه به لحاظ کمی(تعداد کاربران) و چهبه لحاظ کیفی(نحوه وچگونگی استفاده) گسترش یافته است. درحالیکه میزان اثرگذاری شبکه­های اجتماعی اینترنتی و درمجموع نسل دوم وب برروی مشارکت سیاسی همچنان مبهم است، بسیاری بر این باورند که ظهوراین رسانه نوین را باید به مثابه فرصتی مغتنم و مثبت برای دموکراسی درنظرگرفت. با وجود رشد بی­سابقه اينگونه شبكه­ها به نظرمی­آید در ایران نگاه چندان مثبتی نسبت به این ابزار نوين ارتباطي وجود ندارد و به آنها با دیده تردید و به مثابه منشا تهدید نگریسته می­شود، حال آنکه می­توان از اين فناوریها به منظورتولید و انتشار اطلاعات مطابق با هنجارهای جامعه بهره برد. کاربران ایرانی از پیش فعالیت گسترده­ای بر روی وبلاگها و شبکه­های اجتماعی فعال بر روي اينترنت داشته­اند که به نظر می­رسد این امر در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم و به ویژه پس از انتخابات به واسطه فضای رسانه­ای شکل گرفته، وسعت بیشتری پیدا کرده است. ما در این پژوهش قصد داریم به بررسی تاثیرگذاری شبکه­های اجتماعی اینترنتی بر روی مشارکت سیاسی کاربران ایرانی آنها و به طورخاص دانشجویان که جامعه آماری پژوهش ما را تشکیل می­دهند پرداخته و در صورت امکان چگونگی این تاثیرگذاری را نیز مشخص سازیم. به نظرمی­رسد با توجه به گسترش سریع استفاده از اینترنت و در کل فناوریهای نوین ارتباطی در ایران، بررسی تبعات و پیامدهای گسترش به کارگیری اين فناوريها در عرصه­هاي گوناگون کاملا ضروری است، به ویژه بررسی کیفیت استفاده از این فناوریها و طیف وسیع امکانات ایجاد شده به وسیله آنها از جمله شبکه­های اجتماعی اینترنتی موضوعی جدی است که متاسفانه از آن غفلت شده است و به واقع فقر منابع و پژوهش در این حوزه کاملا مشهود است. این در حالی است که شاهد موج گسترده علاقه­مندی پژوهشگران در عرصه بین­المللی به تحقیق در این حوزه می­باشیم. بررسی تبعات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نفوذ فناوریهای نوین در سطح جامعه از اهمیت اساسی برخوردار است. امید است تا در پایان به یافته­ها و اطلاعات سودمندی در خصوص موضوع مورد بحث دست یابیم.

اهمیت پژوهش:

شاید هنگامی که دانیل بل از اصطلاح جامعه اطلاعاتی استفاده کرد هرگزگمان نمی­برد روزی فرا رسد که رسانه­های نوین ارتباطی به مهمترین ابزار تولید و انتقال اطلاعات تبدیل شوند و به واقع ارتباطات در عصر اطلاعات چنین جایگاه ارزنده­ای بیابد. با نگاهی گذرا می­توان دریافت که سیر تحولات جهانی در تمامی عرصه­ها دگرگون شده است و فناوریهای ارتباطی نیز از این تحول در امان نمانده­اند. آغاز به کار اینترنت را به واقع باید نقطه­عطفی در تحول وسایل ارتباط جمعی در نظرگرفت. دامنه نفوذ این وسیله نوین ارتباطی و امکانات تحت آن، از جمله شبکه­های اجتماعی اینترنتی به حدی است که دیگر نمی­توان چشمها را بر روی تاثیرات اجتماعی آنها فروبست. از آنجا که یکی از عرصه­های مهم تاثیرگذاری احتمالی این شبکه­ها عرصه سیاست و بویژه حضور فعالانه کاربران این شبکه­ها در مباحث سیاسی و به احتمال، مشارکت سیاسی آنان می­باشد که برای هر نظام سیاسی از اهمیت به سزایی برخورداراست، اهمیت پژوهش در این حوزه به وضوح نمایان می­شود.

نتیجه و کاربرد پژوهش:

استفاده سیاسی از فناوریهای نوین ارتباطی و به خصوص شبکه­های اجتماعی اینترنتی در کشورمان به تازگی باب شده است، از این رو بررسی تاثیرات این امر نه تنها برای پژوهشگران علاقه­مند، بلکه برای سیاست پیشه­گان و تصمیم گیرندگان کشور نیز از اهمیت اساسی برخوردار است تا بتوانند به درستی ابعاد این پدیده نوین را درک کرده و عملکردی مناسب در مقابل آن داشته باشند. روشن است که مقابله با فناوریهای نوین به ویژه در حوزه ارتباطات دستاورد چندانی برای حکومتها نخواهد داشت و این فناوریها از کنترل کامل حکومت خارج است، حتی چنانچه حکومتی بتواند مانع استفاده شهروندانش از امکانات فضای مجازی گردد در این راه خود نیز به سختی دچار آسیب می­گردد، زیرا حکومتها در عصر حاضر با دستگاه عریض و طویل بوروکراسی، جز با بهره­گیری از اینترنت و امکانات فضای مجازی قادر به اداره امور نخواهند بود، مگر آنکه علاقه­مند باشند در گذشته سیرکنند و به شیوه­ای ابتدایی حکومت نمایند که در این صورت نیز با موج مقاومت و مخالفتهای اجتماعی روبرو شده و به واقع تنها موقعیت خود را به خطر می­اندازند. از این رو اتخاذ رویکرد صحیح و نگاهی تعاملی به جای تقابل با این پدیده­ها می­تواند تهدیدات احتمالی را که از این ناحیه متوجه نظام سیاسی می شود تبدیل به فرصت نموده و درجه انعطاف پذیری و انطباق نظام با شرایط نوپدید را افزایش دهد. امیدواریم یافته­های ما در این پژوهش بتواند برای محققین، همچنین اولیای امور مفید باشد.

پیشینه تحقیق:

با کمال تاسف باید گفت در کشورمان پیرامون موضوع مورد بحث یعنی تاثیرشبکه­های اجتماعی اینترنتی بر مشارکت سیاسی کار چندانی یا حتی بهتر است بگوییم اصولا کاری تا آنجا که پژوهشگر مطلع است، صورت نگرفته است. اما در ارتباط با شبکه­های اجتماعی مجازی و در کل فناوریهای نوین ارتباطی و تاثیرآنها بر روی جوامع مختلف آثاری به چاپ رسیده است که عمدتا ترجمه­ای از کتب و مقالات غیر فارسی می­باشند.

اکثر مقالات مرتبط با موضوع این پژوهش، مقالاتی است که از سوی محققان غیر ایرانی به رشته تحریر در آمده است که به عنوان پیشینه تحقیق به برخی از مقالات انجام شده اشاره می­گردد. یکی از مهمترین مقالات مورد استناد در این پژوهش، مقاله­ای است با عنوان مشارکت سیاسی و وب2 به قلم الیسون اور از اساتید دانشگاه نیوسالت ولز(Orr،2007). او در این مقاله به بررسی تاثیرگذاری نسل دوم وب بر روی مشارکت سیاسی می پردازد. به باور نویسنده در زمینه تاثیرگذاری امکانات ایجاد شده در نسل دوم وب و از جمله شبکه­های اجتماعی اینترنتی مبالغه شده است. اور معتقد است به رغم برخی ویژگیهای منحصر به فرد وب2 از جمله ماهیت میانکنشی آن و تولید محتوا توسط کاربران و به تعبیری عاملیت کاربران در تولید محتوا، نمی­توان با دیدگاه خوشبینانه در زمینه تاثیرگذاری قوی وب 2 بر مشارکت سیاسی همراه شد. الیسون اور تاکید می­کند که شکل و سرشت ارتباطات روی شبکه به گونه­ای نیست که بتوان از تاثیر فوق العاده آن بر مشارکت سیاسی سخن راند. گفتگویی می­تواند موثر باشد که میان گروههای ناهمگن و نامتجانس که دارای دیدگاههای گوناگون می­باشند صورت گیرد، حال آنکه با تاسف باید متذکر شویم که گفتگو میان عقاید و گروههای ناهمگن در فضای مجازی چندان متداول نیست و بیشتر گفتگوهای آنلاین درون گروههای همگن که عقایدی نزدیک به هم دارند صورت می­گیرد که تحمل شنیدن عقاید مخالف را ندارند. نویسنده بر این باور است که نسل دوم وب با امکاناتی که در اختیار کاربران قرار می­دهد می­تواند راهها و فرصتهایی را برای افرادی که به واقع خواهان مشارکت هستند و مشارکت­جو محسوب می­شوند فراهم آورد. آنچه نقش اصلی را در مشارکت سیاسی بازی می­کند نه فرصت مشارکت بلکه علاقه مندی و خواست فرد برای مشارکت سیاسی می­باشد، در نتیجه با تغییر در عزم و اراده افراد است که می­توان از نسل دوم وب برای افزایش مشارکت سیاسی بهره گرفت.

از دیگر مقالات مفیدی که در خصوص موضوع این پژوهش نگاشته شده است، مقاله­ای است با عنوان وب سایتهای شبکه­ساز اجتماعی و میزان اثرگذاری آنها بر درگیر شدن جوانان در امور سیاسی که توسط دو تن از اساتید دانشگاه کارولینای شرقی با نامهای جودی بائوم گارتنر و جاناتان موریس به رشته تحریر درآمده است(Gartner&Morris،2010) در این مقاله نویسندگان بکارگیری سیاسی SNSs را از سوی جوانان در صحنه رقابتهای دور نخست انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده در سال2008 مورد بررسی قرار داده­اند. آنان بر این باورند که اگرچه شبکه­های اجتماعی اینترنتی به عنوان یک منبع مهم درکسب اخبار و اطلاعات از سوی جوانان شناخته شده است و آنها بیشتر اخبار و اطلاعاتشان را از طریق این سایتها کسب می­کنند، اما مطالعات انجام شده نشان داده است که اینگونه سایتها موجبات افزایش درگیر شدن جوانان در امور سیاسی و سرانجام مشارکت سیاسی را فراهم نمی­آورند. کاربران این سایتها، به نسبت کاربران دیگر رسانه­ها تمایل و علاقه­مندی برای مشارکت سیاسی پیدا نکرده­اند. یافته­های تجربی آنان در این پژوهش نشان داد که استفاده از این سایتها حتی موجب افزایش آگاهی سیاسی جوانان در خصوص مسائل سیاسی به طورکل و بویژه کسب آگاهی در خصوص کاندیداها و برنامه­هایشان و در مجموع روند انتخابات نشده است و حتی به نظر می­رسد که سطح آگاهیهای سیاسی آنان به نسبت افرادی که از این سایتها استفاده نمی­کردند به نسبت کمتر بود. به واقع، نتایج تحقیق آنان برای علاقه­مندان اینترنت که با نگاهی توام با خوش بینی بدان می­نگرند، مایوس­کننده به نظر می­رسد.گارتنر و موریس اعلام داشتند مشارکت سیاسی جوانان آمریکایی کاربرSNSs به واسطه فعالیتهای سیاسی آنلاین نه تنها افزایش نیافته، بلکه محدود شده است.آنها در پایان مقاله خاطر نشان می­سازندکه انتظارات و آرزوهای موجود در زمینه میزان تاثیرگذاری اینترنت در مجموع و شبکه­های اجتماعی اینترنتی به طور خاص، یادآور نویدها و آرزوهای گذشته پیرامون نسل اول وب و دیگر رسانه­های پیش از آن از جمله تلویزیون و حتی فناوریهای ارتباطی اولیه می­باشد. اما از سویی دیگر گارتنر و موریس یادآور می­شوند که یافته­ها و سخنان آنان بدین معنی نیست که وب2 با امکانات نوین ارتباطی­ای که در اختیارکاربران قرار می­دهد، به هیچ عنوان نمی­تواند به بسیج شهروندان یاری رساند. برای مثال توانایی کمپین بوش در انتخابات سال 2004 در بهره­گیری از ایمیل به منظور جلب پشتیبانی از او کارگر افتاد و در مسیر پیروزی در انتخابات کمک شایانی به بوش کرد. همچنین موفقیت فوق­العاده باراک اوباما در استفاده از امکانات نوین ارتباطی به منظور بسیج طرفدارانش بر روی شبکه و کسب پشتیبانی در فیس بوک نشان داد که اینترنت و ابزارهای نوین ارتباطی نسل دوم وب [ بویژه سایتهای اجتماعی اینترنتی] به سرعت به ابزاری قدرتمند و گریزناپذیر در جریان مبارزات انتخاباتی تبدیل می­شوند. اما از نگاه گارتنر و موریس این ادعا و انتظار که(SNSs) بتوانند انقلابی در مشارکت سیاسی دموکراتیک پدید آورند، بیش از آنکه ریشه در واقعیتهای موجود داشته باشد،گزافه­گویی و اغراق در خصوص تاثیرگذاری این سایتها است.

آیا اینترنت تشویق کننده و مروج دموکراسی است؟ این عنوان، نام مقاله­ای است که توسط وو جونگشین استاد و رییس دانشکده ارتباطات دانشگاه کارولینای شمالی به رشته تحریر در آمده است (Shin،2003). او در این مقاله بادیدی به نسبت خوشبینانه تاثیر اینترنت و امکانات ایجاد شده در آن بویژه سایتهای اجتماعی اینترنتی را در ترویج دموکراسی[که بدون شک مشارکت سیاسی از مولفه­های اساسی آن است] مورد ارزیابی قرارداده است. شین در این­مقاله بر روی انتخابات سال 2002 ریاست جمهوری کره جنوبی متمرکز می­شود. نویسنده معتقد است که اینترنت اولین و جدیدترین فناوری ارتباطی است که کنش متقابل در فضای مجازی را امکانپذیر می­سازد. بهره­گیری از این وسیله ارتباطی و امکانات آن از دهه1990 بدین سو بسیار مورد توجه احزاب و نامزدهای سیاسی قرارگرفته است. شین با بررسی انتخابات ریاست جمهوری کره جنوبی در سال 2002 اعلام می­دارد که این انتخابات و نتیجه نهایی آن تاثیر گذاری اینترنت بر سیاست را به وضوح نمایان ساخت. رییس جمهور منتخب دومون هین و طرفدارانش بر روی شبکه پیروز این انتخابات بودند. او در حالی به گفته شین رییس جمهور کره جنوبی شد که پیروزی­اش بر خلاف معمول ناشی از ائتلاف سنتی میان رسانه­ها و قدرتهای سیاسی و اقتصادی نبود. دومون هین با رسانه­های اصلی کره جنوبی که 70 درصد بازار خبری سنتی در این کشور را در اختیار داشتند دچار مشکل بود، اما به لطف بهره­گیری از امکانات اینترنتی و برقراری رابطه متقابل با مردم پیروز انتخابات لقب گرفت. هین نظراتش، همچنین برنامه­های اساسی­اش برای اداره کشور را در سایتهای اینترنتی منتشر ساخت و با مردم در این ارتباط بر روی شبکه به بحث پرداخت. در جریان مبارزات انتخاباتی هین 7 هزار نامه الکترونیکی دریافت کرد و موفق شد بیش از یک میلیارد دلار کمک مالی از طرف بیش از 80 هزار اهداءکننده شخصی جمع­آوری کند. همه این کمکها و پشتیبانیها به یمن بهره­گیری از اینترنت و امکانات آن به دست آمده بود. " اخبار من" و " روسامو" که سایتهای حامی هین بودند، نقشی اساسی در انتخاب او بدین سمت داشتند. نویسنده مقاله در پایان خاطرنشان می­سازد، هرچند اینترنت و امکانات آن محدودیتهای فراوانی دارد، اما به صورت بالقوه از این توانایی برخوردار است که بر فعالیتهای سیاسی افراد تاثیر گذاسته و موجب شرکت فعال آنان در امور سیاسی شود. از دیدگاه شین آنچه این مهم را میسر ساخته، دو ویژگی تعیین کننده اینترنت است: 1- ماهیت فاقد نظم 2- سرشت میانکنشی آن که ارتباط متقابل میان افراد را میسر می­سازد. این ویژگیها سبب می­شود تا نظرات و صداهای گوناگون فرصتی برای ابراز وجود پیدا کرده و شنیده شوند.

وودی استنلی از مقامات محلی واشینگتن دی­سی و استاد دانشگاه کالیفرنیای جنوبی به همراه دکتر کریستوفر وئر از موسسه سیاست عمومی در سان فرانسیسکو ایالت کالیفورنیا مقاله­ای را تحت عنوان تاثیرات بهره­گیری از اینترنت بر روی مشارکت سیاسی به رشته تحریر درآوردند (Stanely&Vear،2003). آنان در این مقاله دو دیدگاه اصلی درخصوص میزان تاثیرگذ اری اینترنت بر مشارکت سیاسی، یعنی دیدگاه خوشبینانه که بر قابلیت بسیج­کنندگی اینترنت تاکید دارد و دیدگاه مخالفی که بر عدم تاثیرگذاری اینترنت در این زمینه تاکید دارد و با نگاهی توام با بدبینی اعلام می­دارد که اینترنت و امکانات نوین ارتباطی که این رسانه در اختیار کاربرانش قرار می­دهد تنها قدرت موجود را تقویت کرده و موجبات کنترل بهتر نظام سیاسی بر جامعه را فراهم می­آورد را مورد بررسی قرار داده، با دیدگاه بدبینانه مخالفت ورزیده و اعلام می­دارندکه هرچند مباحث مطرح از سوی اکثر نخستین نظریه­پردازان در خصوص قابلیت بسیج کنندگی اینترنت با توجه به برخی پژوهشهای تجربی و یافته­های علمی آنها رد شده است اما این یافته­ها محل بحث بوده و آنان این یافته­ها را به چالش می­کشند. این دو با بهره­گیری از تحلیلی تجربی در خصوص مباحثات عمومی روی شبکه در جریان بحث بر روی یک طرح راهبردی به یافته­هایی متفاوت در زمینه تاثیرگذاری اینترنت بر روی مشارکت سیاسی دست یافتند. به باور استنلی و وئر مباحثات شبکه محور موجب جلب و برانگیخته شدن افراد جدید برای مشارکت در فرایند تصمیم­گیری شده و طیفی از موضوعات مورد بحث را تحت تاثیر خود قرار می­دهد. نتایج یافته­های آنان نشان می­دهد گسترش فرصتهای مشارکت می­تواند صداها و نظرات متفاوت را منعکس کرده و از این طریق گستره و دامنه اطلاعات تصمیم گیرندگان را متحول سازد. نویسندگان مقاله سپس متذکر می­شوند که تکنولوژیهای نوین ارتباطی و بویژه اینترنت و امکانات نوین نسل دوم وب مشارکت مدنی را تقویت کرده، هزینه­ها و مخاطرات مشارکت را کاهش داده و فرصتهای نوینی را به منظور درگیرشدن افراد و ورود آنان به حوزه مسائل سیاسی فراهم می­آورد. از نگاه آنان مباحثات اینترنتی پیرامون مسائل سیاسی، افرادی را که پیش از این در زمره مشارکت کنندگان سیاسی قرار نمی­گرفتند درگیر مسائل سیاسی می­سازد و امکان فعالیتهای مشارکت جویانه نوین را برای آنان ایجاد می­کند. استنلی و وئر در پایان اظهار می­دارند، حتی اگر اینترنت و مباحثات شکل­گرفته بر روی شبکه همانگونه که یافته­ها و تحقیقات پیشین تاکید می­کنند نتواند افراد بیشتری را در جهت مشارکت سیاسی بسیج کنند، اما قادرند تاثیرات به مراتب گسترده­تر و عمیق­تری را در خارج از حوزه مشارکت سیاسی متعارف به جای بگذارند. این امر یا از طریق تسریع کثرت­گرایی صورت می­گیرد که به نوبه خود موجب تحولات سریع و تسهیل فعالیتهای اعتراضی می­گردد و یا از طریق نقش مشابهی که فناوریهای نوین ارتباطی از جمله اینترنت می­توانند در دموکراتیک سازی فرایندهای تصمیم سازی حکومتی داشته باشند، انجام می­پذیرد.

فیس بوک مروج تعهد سیاسی و درگیرشدن افراد در امورر سیاسی است.این مقاله به قلم سه نفر از اساتید دانشگاه سانتا باربارا به رشته تحریر درآمده است(Feezell&Et al،2009).

نویسندگان ابتدا این سئوال را مطرح می­کنند که آیا گروههای آنلاین که بر روی سایتها و شبکه­های اجتماعی مجازی نظیر فیس بوک فعال هستند، می­توانند مروج تعهد سیاسی، درگیر شدن افراد در امور سیاسی و در نهایت مشارکت سیاسی باشند؟ آنان برای پاسخ بدین سئوال به پژوهش آماری روی آورده و جامعه آماری خود را از میان دانشجویان برگزیدند. در این پژوهش 450 دانشجو به عنوان افراد پرسش شونده انتخاب شدند تا تاثیر عضویت آنان در این سایتها و شبکه­ها بر روی درگیرشدن و ورودشان به حوزه مسائل سیاسی در انتخابات سال 2008 مورد ارزیابی قرار گیرد. یافته­های فیزل و همکارانش نشان داد که مشارکت سیاسی آنلاین از سوی دانشجویان پرسش­شونده در نهایت به مشارکت سیاسی در فضای واقعی ختم می­گردد. اما نکته دیگری که نویسندگان مقاله در جریان پژوهش دریافتند این بود که عضویت و مشارکت در این سایتها و شبکه­های اجتماعی به واقع تاثیر چندانی بر افزایش آگاهیهای سیاسی آنان نداشته است.

در این پژوهش فیزل و همکارانش از فرضیه بسییج پشتیبانی کردند و یافته­های آنان نیز این فرضیه را تایید کرد. روشن گردید که گروههای آنلاین نیز بسیاری از کارکردهای مدنی مثبت راکه از سوی گروههای خارج از شبکه صورت می­گیرد، به همان شکل انجام می­دهند و بویژه به لحاظ بسیج افراد به منظور مشارکت سیاسی موفق عمل می­کنند. نویسندگان مقاله همچون بسیاری دیگر در زمینه تواناییهای مشارکت آنلاین بر افزایش مشارکت سیاسی خوش­بین هستند. آنان بر این باورند که فیس بوک و دیگر سایتهای شبکه­ساز اجتماعی راههای نوینی را برای افزایش ارتباطات دوسویه و چندسویه میان افراد و پرکردن فاصله میان کاربران در اختیار می­گذارند. این فناوریهای نوین ارتباطی که ارتباطات در آنها سرشتی میانکنشی دارد، مشارکت سیاسی را در میان کاربرانشان ترویج می­کنند. فیس بوک و سایتهایی نظیر آن، این اجازه را می­دهند تا گروههای سیاسی آنلاین شکل گیرد و این گروهها اکثر مزایا و امکاناتی را که گفتگوهای رو در رو فراهم می­آورند، به شکلی مشابه ایجاد می­کنند. با تحلیل مندرجات گروههای سیاسی آنلاین در می­یابیم که این گروهها به شیوه­های گوناگون به ایجاد ارتباطات متقابل سیاسی میان اعضایشان می­پردازند. ویژگی مهمی که شایان توجه می­باشد این است که تمامی کنشها در اینجا سرشتی میانکنشی و مشارکت گونه دارد و اعضا از این امکان برخوردارند که از راههای گوناگون به اظهار نظر در خصوص مسائل مختلف بپردازند. در نتیجه، از این زاویه می­توانیم بگوییم که فیس بوک و دیگر سایتها و شبکه­های اجتماعی نظیر آن که در فضای مجازی فعال هستند، می­توانند در ترویج و گسترش درگیرکردن افراد در امور سیاسی و در نهایت مشارکت سیاسی آنان نقشی اساسی ایفا نمایند. اما نکته مهمی که در پایان از سوی فیزل و همکارانش مورد اشاره قرار می­گیرد این است که آگاهی سیاسی و مشارکت سیاسی دو روی یک سکه هستند و می­باید در کنار هم مورد توجه قرار گیرند. هرچند یافته­های این پژوهش نشان از افزایش مشارکت سیاسی در فضای واقعی به واسطه مشارکت سیاسی آنلاین از طریق سایتها و شبکه­هایی نظیر فیس بوک دارد، اما متاسفانه افزایش قابل توجهی در آگاهی سیاسی افراد به واسطه فعالیت سیاسی آنلاین مشاهده نگردید و این خود نقطه ضعفی است که نباید مورد مسامحه قرار گیرد.

پژوهشهای انجام گرفته در این زمینه در حوزه آکادمیک آمریکای شمالی و نیز تا حدودی شرق آسیا بسیار است که از حوصله این تحقیق خارج است؛ از این رو ما به ذکر این چند مقاله اکتفا می­کنیم، اما علاقه­مندان بحث می­توانند با رجوع به سایتهای علمی در حوزه علوم انسانی و بویژه ارتباطات، سیاست و جامعه­شناسی به متون و مقالات بسیار باارزشی در این حوزه دست یابند.

مفروض: بخش قابل توجهی از دانشجویان مشارکت کننده در انتخابات ریاست جمهوری دهم از شبکه­های اجتماعی اینترنتی استفاده کرده و یا تاثیر پذیرفته­اند.

سئوال اصلی: شبکه­های اجتماعی اینترنتی چه تاثیری برکمیت وکیفیت مشارکت سیاسی دانشجویان در انتخابات ریاست جمهوری دهم داشته است؟

فرضیه اصلی: شبکه­های اجتماعی اینترنتی موجب افزایش مشارکت سیاسی دانشجویان، بویژه مشارکت سیاسی غیرمتعارف آنان(به عنوان مثال شرکت در تجمعات اعتراضی و یا سازماندهی تجمعات اعتراضی) شده است.

فرضیه رقیب: مشارکت سیاسی(بویژه مشارکت سیاسی غیرمتعارف) دانشجویانی که در انتخابات ریاست جمهوری دهم شرکت کرده­اند، بیش از آنکه تحت تاثیر شبکه­های اجتماعی اینترنتی بوده باشد، متاثر از شبکه­های­اجتماعی از پیش موجود و سنتی نظیرخانواده و گروه دوستان بوده است.

تعریف مفاهیم :

شبکه­های اجتماعی: شبکه­های اجتماعی فضاهایی هستند که بر محور علایق، ارزشها، ایدئولوژیها و یا نوستالژی مشترک شکل می­گیرند و باید میان شبکه­های اجتماعی در فضای واقعی با شبکه­های اجتماعی مجازی تفاوت قائل شویم، زیرا در شبکه­های اجتماعی مجازی روابط چهره به چهره و رو در رو شکل نمی­گیرند(Boyd&Ellison،2007).

شبکه­های اجتماعی اینترنتی: عبارتند از سرویسهای شبکه محوری که به افراد اجازه می­دهند تا برای خود نمایه­ای شخصی یا نیمه شخصی درون یک سیستم مرتبط ایجاد نمایند و با جمعی از دیگر کاربران آن سیستم ارتباط برقرارنموده، همچنین فهرست ارتباطی آنها را از نظر بگذرانند(Boyd&Ellison،2007).

تعریف دیگری نیز از شبکه­های اجتماعی اینترنتی وجود دارد بدین مضمون: شبکه­ای که جامعه­ای مجازی را برای افراد علاقه­مند به موضوعات خاص یا تنها علاقه­مند به ارتباط با دیگراعضا از طریق ایجاد نمایه­ای شخصی روی شبکه با داده­هایی که مرتبط با تاریخچه زندگی اعضا و اطلاعات شخصی آنها، تصاویر، علایق و مواردی که از آنها تنفر دارند و هرگونه اطلاعات دیگری که کاربران برای ارسال از طریق صدا، پیامفوری، ویدئو کنفرانس و وبلاگها انتخاب کرده­اند، فراهم می­آورد(Pc.magazin. Encyclopedia).

مشارکت سیاسی: مشارکت سیاسی مفهومی پیچیده و چند بعدی است. مشارکت سیاسی مفهومی است که برای نظامهای سیاسی دموکراتیک و شبه دموکراتیک حائز اهمیت فراوان است و بسیاری سلامت هر نظام دموکراتیک را در گرو مشارکت سیاسی شهروندانش می­دانند. همچون بسیاری دیگر از مفاهیم متداول در علوم سیاسی، بر سر مفهوم مشارکت سیاسی نیز مجادلات بسیاری درگرفته است و اجماع نظردر خصوص تعریف این مفهوم وجود ندارد. فرهنگ علوم سیاسی آکسفورد مشارکت سیاسی را به معنای شرکت کردن در سیاست تعریف کرده است، اما این تعریف همانگونه که کاملا مشخص است، بسیارکلی و مبهم می باشد. مشارکت می­تواند اشکال بسیاری به خود بگیرد، از عمل منفعلانه تماشای اخبار تلویزیونی یا گوش سپردن به اخبار رادیو تا عمل رای­­دهی که بارزترین جلوه مشارکت سیاسی است. عرف چنین بوده است که مشارکت سیاسی را تنها شرکت در انتخابات در نظر می­گرفته­اند، با این وجود روشن است که مشارکت سیاسی ابعادی فراتر از عمل رای­دهی را در بر ­می­گیرد. از این روی ما در این پژوهش مولفه­های گوناگون مشارکت سیاسی را مد نظر قرار می­دهیم که عبارتند از:

1- حضور در ستادهای تبلیغاتی: عضویت و فعالیت در ستادهای تبلیغاتی کاندیداهای ریاست جمهوری با هدف کمک به کاندیدای مورد نظر برای پیروزی در انتخابات.

2-کمک داوطلبانه به­کاندیدا یا حزب مورد حمایت: حضور فعالانه و بدون هرگونه چشم­داشت مالی از جمله مشارکت در پخش آگهی­های تبلیغاتی و فعالیتهایی از این قبیل.

3- ارسال پیام یا نظر سیاسی بر روی شبکه: این بخش کاملا در حوزه مشارکت سیاسی آنلاین می­باشد و بدین معنا است که کاربر شبکه، عقاید و ملاحظات سیاسی خود را با دیگرکاربران مرتبط با خود در میان می­گذارد.

4-مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری دهم: روشن است که مقصود از مشارکت در انتخابات حضور در پای صندوق رای و به عبارت دیگر رای دادن است. رای­دهی فعالیتی است که بیشتر تصریح­ کننده وفاداری شهروندان به نظام است، اگرچه ممکن است حاوی پیام و یا محتوای خاصی نیز باشد اما به صورت عمده کنشی از سر وظیفه است.

5-شرکت در تجمعات اعتراضی: حضورمستقیم در تجمعاتی که پس از انتخابات و در اعترض به نتایج اعلام شده در تاریخهای مشخص برگزار گردید.



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


شناخت نحوه پوشش اخبار شبکه های سیما با تاکید بر شرایط سیاسی و خصوصا انتخابات اسفند ماه در سال90 شن
چهارشنبه 06 اردیبهشت 1396 ساعت 17:42 | بازدید : 119 | نویسنده : filecompartment | ( نظرات 0 )
شناخت نحوه پوشش اخبار شبکه های سیما با تاکید بر شرایط سیاسی و خصوصا انتخابات اسفند ماه در سال90

شناخت نحوه پوشش اخبار شبکه های سیما با تاکید بر شرایط سیاسی و خصوصا انتخابات اسفند ماه در سال90

 

1-1- طرح موضوع و تعریف آن

تلویزیون که در کشور ما یک رسانه ملی است در کنار مجموعه­ی ساختارهای سیاسی اقتصادی و اجتماعی رسانه­­ها می­تواند گفتمان اجتماعی، گفتمان مسلط، جو و فضای زمانه را تعیین کند و به آن شکل دهد. رسانه ها و خصوصاً تلویزیون و اخبار تلویزیون به ویژه به طور حرفه­ای با تصویرسازی مثبت و منفی و کنار هم گذاشتن موزائیکی تصاویر به شکل گیری یک تصویر کلان از یک رویداد می پردازند؛ از طرفی، ساختار سیاسی و اقتصادی حاکم بر رسانه نقش مهمی در عملکرد آن دارد که این ساختار می تواند در تعیین اولویت های خبری نقش عمده­ای ایفا کند.

در یک کلام تلویریون را می­توان هم محصول و هم محرک نظام اجتماعی سیاسی تلقی کرد. آنها می­توانند در یک نظام منسجم به پیشرفت کمک کنند، به طوری که از طریق پیگیری و یک جریان، مدلی را شکل دهند و با تکمیل یک تصویر کلان و پازل مانند، هرگونه مسأله ای را به مخاطب القا کنند.

محقق در این تحقیق می کوشد به کشف این مجهول بپردازد که رسانه ملی آنجا که بحث تکلیف و اصول است خوب عمل می کند؛ اما آنجا که به انتظارات مردم باید پاسخ داده شود به نسبت ضعیف است و آیا رسانه ملی و شبکه های خبری سیما در دوره نهم از انتخابات مجلس شورای اسلامی کشور با پخش خبر و گفتگوی خبری توانست پاسخگوی نیازهای مردم باشد؟

این تحقیق به دنبال چگونگی پوشش دهی اخبار تلویزیون در نهمین دوره انتخابات مجلس در 12 اسفندماه سال 90 با ارائه اخبار همراه با پخش گزارش، تفسیر، مصاحبه در پنج شبکه 2،1، 3، تهران و شبکه خبر به ترتیب در پنج دوره زمانی 19، 20:30، 22 ، 24 و 13 می­باشد و اینکه آیا هر یک از شبکه های خبری اشاره شده در پخش اخبار در خصوص انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی از معیارهای خبری خاصی بهره جسته اند، آیا مطالب و اخبار ارائه شده در این شبکه ها بر اساس معیارهای متفاوت پخش شد یا معیارهای یکسان؟

دست­یابی به پاسخ به این سوالات ما را در تدوین یک برنامه­ی اجرایی برای پیشرفت هر چه بیشتر کمک می­کند.

موضوع مشارکت سیاسی و انتخابات و چگونگی تحقق آن، ریشه در تاریخ دیرینه ملت ها دارد که امروزه این واژه اهمیت دوصد چندانی پیدا کرده است و مشارکت در عرصه های گوناگون خصوصاً انتخابات همواره مورد بحث و نظر بسیاری از صاحب­نظران بوده است؛ به گونه­ای که به نظر برخی صاحب­نظران محور اصلی توسعه و پیشرفت در کشورها بر پایه مشارکت سیاسی مردم آن کشور به ویژه در صحنه و عرصه انتخابات وابسته است؛ چرا که انتخابات در هر شکل (چه انتخابات در انتخاب شورای روستا، شهر در بعد پایین­تر،انتخاب نماینده مجلس در طیف وسیع و چه انتخاب نماینده خبرگان و رییس جمهور در طیف گسترده تر) اساس و بنیان هر جامعه را شکل می­دهد و کسانی که به عنوان نماینده در هر قشر و دوره­ای انتخاب می­شوند، سکان روستا، شهر و خصوصاً کشور را به دست خواهند گرفت.

انگیزه­ی اصلی محقق از انتخاب این موضوع مسئله مهم انتخابات مجلس و اهمیت مجلس در نظام است؛ چرا که مجلس بنا بر فرمایش رهبر کبیر انقلاب اسلامی، خانه ملت است و تمام تصمیمات مهم مردم و جامعه در این خانه و توسط این برگزیدگان مردم گرفته می­شود، به همین دلیل محقق برآن شد تا موضوع انتخابات مجلس را که از مهمترین انتخابات کشور می­باشد، در شبکه های خبری تلویزیون با توجه به ارزشها و سبک­های خبری و نحوه پوشش دهی اخبار انتخابات مجلس مطالعه و مقایسه تطبیقی نماید.

متغیرها و فاکتورهای اصلی این طرح عبارتند از:

اخبار، سیما، شبکه های خبری سیما، اخبار سیاسی، انتخابات، ساعات پخش اخبار (اخبار پنج شبکه 1، 2، 3، تهران و شبکه خبر به ترتیب در پنج دوره­ی زمانی خبری 19، 20:30، 22، 24 و 13)، ارزشهای خبری، سبک­های خبری، عناصر خبر، منبع خبر و ....

با توجه به نقش کلیدی رسانه­ها به ویژه تلویزیون در خصوص پوشش اخبار انتخابات محقق بر آن است تا دریابد رسانه تلویزیون چگونه توانسته این اخبار را پوشش دهد و بیشتر از چه سبک­ها، عناصر و ارزش­های خبری در پوشش اخبار خویش استفاده کرده است.

 

 

2-1- بیان ضرورت و اهمیت موضوع تحقیق:

1-2-1- اهمیت نظری یا علمی:

مشارکت شهروندان در حیات سیاسی خود همواره مورد توجه اندیشمندان و فلاسفه اجتماعی و سیاسی بوده است و از زمان شکل گیری دولت­های مستقل این اندیشه همزاد آن شکل گرفته است که مردم حق تعیین سرنوشت خود را دارند و به نوعی باید قدرت مهارنشدنی حاکمان که در رأس قدرت قرار دارند را محدود کرد که این تحدید در گرو مشارکت شهروندان در سرنوشت خود بوده است و امروزه مشارکت سیاسی یکی از شاخص­های عمده توسعه سیاسی و اجتماعی در جوامع مدرن دموکراتیک حساب می­شود.

با توجه به اهمیت این دوره از انتخابات و تبلیغات گسترده در این بخش، صداو سیما در انعکاس اخبار انتخابات چگونه عمل می­کنند و اینکه کدام شبکه بیشتر در خصوص اخبار هم از حیث محتوا و هم از حیث تعداد خبر بیشتر خبر پخش می­کند.

انتخابات امروزه از مهمترین بحث ها در هر کشور می­باشد و هر کشوری مصمم است تا مردمانش بیشترین مشارکت را در انتخابات و پای صندوق های رأی داشته باشند؛ چرا که هر چه مشارکت مردم بیشتر باشد، به همان اندازه بیانگر اقتدار بیشتر حاکمیت آن کشور خواهد بود؛ همچنین میزان اهمیت­دهی و دلواپسی مردم در انتخاب سرنوشت خود به چشم می­خورد که همه­ی این­ها در گرو پوشش خوب و مناسب اخبار رسانه ها به خصوص رسانه تلویزیون است.

اهمیت هر تحقیق بر دو جنبه علمی یا نظری و جنبه عملی یا اجتماعی آن است. اهمیت نظری تحقیق از جنبه افزایش شعاع اطلاعات و دانش شناخت عینی و علمی نسبت به پدیده­ی مورد مطالعه می باشد تا به دور از ذهن گرایی چگونگی میزان پوشش تلویزیون در اخبار انتخابات مجلس سال 90در اسفند ماه همان سال را به طور کمی مورد ارزیابی و ملاحظه قرار دهد.

از حیث نظری این تحقیق به افزایش دایره اطلاعات نسبت به پدیده مورد مطالعه کمک می­کند تا درون مایه خبری شبکه های مدنظر (1، 2، 3، تهران و شبکه خبر) کاوش شودو نقش رسانه تلویزیون و اخبار پنج شبکه 1، 2، 3، تهران و شبکه خبر به ترتیب در پنج دوره زمانی 19، 20:30، 22، 24 و 13 را مورد بررسی قرار می­دهد و می خواهد عناصر، سبک و ارزش­های خبری این سه شبکه خبری و این سه دوره زمانی را بررسی کند.

از حیث جامعه شناختی انتخابات به تغییر در سیاست نخبگان سیاسی ختم می­شوند و انتخاب نمایندگان مجلس هم همین منظور را در سطوح سلسله مراتبی قانون­گذاری مدنظر دارد، یکی از راههای پیشرفت در هر جامعه از پارلمان که برگزیدگان مردم در جای جای کشور در آن جمع شده­اند، برمی­خیزد و این که چه کسی انتخاب می شود و آیا مردم برای انتخاب این برگزیدگان مشارکت داشته باشند یا نه، نیاز به شناخت بیشتری می­باشد که این شناخت تنها از رسانه تلویزیون بهتر محقق می­شود.

2-2-2- اهمیت عملی یا اجتماعی:
اهمیت عملی یا اجتماعی پژوهش، توان برنامه ریزی، تصحیح و اصلاح را برای رسانه­ی ملی و دست اندرکاران این رسانه فراهم می­آورد و با توجه به اینکه با پوشش خبری خوب و تبلیغ سازنده می­توان موجب رشد و تکامل افراد و در نتیجه موجب مشارکت بیشتر مردم در صحنه سیاسی و توسعه سیاسی شد و از آنجایی­که توسعه سیاسی مقدمه ای برای توسعه همه جانبه محسوب می­شود، برنامه ریزان سیستم سیاسی و رسانه ملی در حوزه اخبار سیاسی و انتخابات این امکان را می­یابند تا با حذف عوامل کاهش دهنده توسعه سیاسی در اخبار و نوع پوشش خبری و اهمیت و درج بندی معیارها و ارزش­های خبری، زمینه بیشتر مشارکت مردم و به تبع آن استحکام و ثبات نظام و در نتیجه، همبستگی و تعادل جامعه را فراهم سازند.

و از سویی دیگر، این تحقیق با توجه به کاربردی بودنش (تحلیل محتوای شش ماهه اخبار) یافته های آن در راستای امور مدیریت خبر و اصلاح عملکردهای گذشته خبری و عملیات های آینده سازمان صدا و سیما و دیگر بحش های رسانه ای کشور و هم چنین برای دانشجویان و محققان قابل استفاده است.

3-1- تشریح فرایند تاریخی موضوع:

معمولاً هر تحقیقی بر پایه تحقیقات پیشین استوار است و با استناد بر یافته های تحقیقات قبلی است که محقق به شناخت موضوع یا مساًله برمی­دارد. نتایج تحقیقات پیشین است که علاوه بر استوار ساختن پایه­های تحقیق یافته های علمی با به دست آوردن نتایج تازه یک گام به جلو بر می­دارد.

اولین تحقیقات انجام شده عمدتاً بررسی پوشش اخبار مطبوعات در خصوص انتخابات می باشد و پژوهش خاصی در خصوص پوشش اخبار تلویزیون وجود ندارد؛ با وجود این، اولین تحقیقات انجام شده درباره نقش رسانه ها در انتخابات توسط "برلسون"، "لازارسفلد" و "مک لین" در سال 1944 انجام شد.(منبع اضافه کنم)

در ایران نیز پایان نامه ها و تحقیقات محدودی در این خصوص انجام شد که این تحقیقات نیز عمدتاً کمتر بر نقش رسانه تلویزیون در پوشش دهی اخبار انتخابات مخصوصاً انتخابات مجلس تأکید داشته است و بیشتر نقش روزنامه ها دنبال شده است. تحلیل محتوای اخبار نیمروزی ساعت 14 (1377)از الهه شکربیگی، بررسی ساختار اخبار شبکه اول سیما (1375) توسط علیرضا حسینی پاکدهی و تحلیل محتوای مطالب خبری ساعت 21 و تفسیر سیما در خصوص انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا (1378) توسط سودابه نبئی از جمله این تحقیق ها می باشد.

ب‌) اهداف تحقیق:

1- هدف اصلی (هدف کلی):

هدف از انجام این تحقیق شناخت نحوه پوشش اخبار شبکه های سیما با تأکید بر شرایط سیاسی و خصوصاً انتخابات اسفند ماه سال 90 در شبکه های خبری و دوره زمانی مورد مطالعه در شش ماه (مهر، آبان، آذر، دی، بهمن تا دهم اسفند سال 90) می باشد.

با توجه به اهمیت انتخابات محقق برآن است تا پوشش اخبار در خصوص انتخابات در سه شبکه 1، 2، 3، تهران و شبکه خبر را بسنجد و به کاستی­ها و ضعف­های آن اشاره کندو دریابد که آیاخبرهای بخش­های خبری مدنظر از لحاظ محتوا و شکل خبر، جامعیت و تنوع کافی را داردند یا نه.

2- اهداف جزئی:

- شناخت عناصر خبری به کار رفته شده در پنج شبکه خبری و پنج بازه زمانی ذکر شده

- مقایسه اخبار شبکه های مختلف سیما در میزان پوشش دهی اخبار انتخابات

- وجود یا عدم وجود تفاوت معنادار در اخبار انتخابات مجلس سال 90 در شبکه های مورد بررسی و در دوره زمانی مورد بررسی

- شناخت ارزش­های خبری غالب در اخبار پخش شده

- شناخت منابع خبری استفاده شده در اخبار تحت مطالعه

- شناخت میزان مصاحبه، خبر و گزارش پخش شده در اخبار شبکه های 1، 2، 3، تهران و شبکه خبربه ترتیب در ساعات پخش 19، 20:30، 22، 23 و 13

- شناخت میزان اخبار پوششی معطوف به شهرستان ها و فعالیت های انتخاباتی در شهرستان ها

- شناخت بی طرفی پوشش اخبار در خصوص جبهه­ها و احزاب

- شناخت متنوع­تر بودن یا نبودن اخبار واحد مرکزی خبر نسبت به باشگاه خبرنگاران جوان

 



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


علل ظهور وگسترش گفتمان‌های مبارز دینی در دهه‌های 40 و50 در ایران علل ظهور وگسترش گفتمان‌های مبارز
چهارشنبه 06 اردیبهشت 1396 ساعت 17:41 | بازدید : 113 | نویسنده : filecompartment | ( نظرات 0 )
علل ظهور وگسترش گفتمان‌های مبارز دینی  در دهه‌های  40 و50  در ایران

علل ظهور وگسترش گفتمان‌های مبارز دینی در دهه‌های 40 و50 در ایران

 

چکیده:

اين پژوهش به زمينه‌هاي ظهور و گسترش گفتمان‌هاي مبارز ديني در دهه‌هاي 40 و50 كه باعث پيروزي انقلاب اسلامي ايران و شكل‌دهي نظام جمهوري اسلامي شده است، مي‌پردازد. پرسش بنيادين اين جُستار، چگونگي ظهور و گسترش گفتمان‌های مبارز ديني و برتري آن نسبت به گفتمان‌هاي غيرديني در ايرانِ دهه‌ي چهل و پنجاه مي‌باشد. نگارنده در پاسخ به این پرسش، درصدد برآمد تا با پایبندی به الزامات روش تحلیلی– تاریخی و گفتمانی، پس از بحث نظریه گفتمان لاکلا و موفه، فرضیه مورد بحث خود مبنی بر اینکه؛ شکست گفتمان‌های چپ و لیبرال در مبارزه با رژیم پهلوی از یک سو و اسرار رژیم برنوسازی خطّی و مذهب ستیزی از سوی دیگر که موجب ظهور گفتمان‌های مبارز دینی در دهه‌های چهل و پنجاه در ایران گردید، را به‌آزمون بگذارد.

به‌عبارتی‌، در شرایط بی‌قراری جامعه و فضای نسبتاً باز سیاسی به‌ وجود آمده پس از فروپاشی گفتمان مطلقه پهلوی اول، جامعه ایران شاهد ظهور و گسترش گفتمان‌های متعدد از جمله: گفتمان‌هاي چپ، ملی‌گرای لیبرال و دینی، در دهه‌های 20 و 30 بوده است. اما از یک سو، گفتمان‌های مبارز غیردینی به‌ دلیل ضعف دال مرکزی و عدم تثبیت هارمونی، توان تبدیل به گفتمان هژمون را نداشته، و در مواجه با گفتمان پهلویسم دچار ضعف و ناکارآمدی شدند. از سوی دیگر، عدم هماهنگی دال‌های گفتمان پهلویسم با مؤلفه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی جامعه ایران، گفتمان فوق نتوانست هژمونی خود را تثبیت و تداوم بخشد. به همین دلیل گفتمان‌های مبارز دینی در دو دهه منتهی به انقلاب با استفاده از دال‌های خالی موجود در آن فضا و با مفصل‌بندی مناسب توانستند به هژمونی گفتمان برای مبارزه با سلطنت تبدیل شوند.

 

کلید واژه ها: گفتمان، لاکلا و موفه، گفتمان‌های مبارز غیر دینی، گفتمان پهلویسم، گفتمان‌های مبارز دینی.

 

 

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول: کلیات

1- تعریف مسأله................................................................................................... 2

2- سوال اصلی....................................................................................................... 3

3- سوالات فرعی................................................................................................... 3

4- فرضیه اصلی .................................................................................................... 3

5- فرضیات فرعی.................................................................................................. 3

6- سوابق پژوهش ................................................................................................ 4

7- محدوده زماني ............................................................................................... 10

8- اهداف پژوهش............................................................................................... 10

9- ماهيت تحقيق.................................................................................................. 10

10- رویکردها و فنون جمع آوری اطلاعات .......................................................... 10

11- تعریف برخی از مفاهیم ................................................................................ 10

12- سازماندهی پژوهش ..................................................................................... 12

فصل دوم: چارچوب نظری و روش‌شناسی

مقدمه................................................................................................................. 15

فوکو.................................................................................................................. 18

میشل پشو.......................................................................................................... 21

تئون ای وان دایک ............................................................................................ 21

نورمن فرکلاف ................................................................................................. 23

نظریه گفتمان لاکلا و موفه ............................................................................... 25

مؤلفه‌ها و مفاهیم نظریه گفتمان لاکلا و موفه .................................................... 27

1- دال ومدلول ................................................................................................... 28

دال مرکزی........................................................................................................... 29

دال شناور............................................................................................................ 29

اختیاری بودن رابطه دال و مدلول .......................................................................... 29

عنصر، وقته، حوزه گفتمان گونگی ......................................................................... 31

2- مفصل بندی.................................................................................................... 31

هویت یابی.......................................................................................................... 32

هویت جمعی و هویت سوژه................................................................................. 33

3- بی‌قراری....................................................................................................... 33

4- ضدیت وغیریت.............................................................................................. 34

برجسته‌سازی وحاشیه‌رانی..................................................................................... 35

منطق تفاوت و منطق هم‌ارزی................................................................................ 35

رقابت ................................................................................................................ 36

5- هژمونی وتثبیت معنا ....................................................................................... 37

انسداد یا توقف ................................................................................................... 39

ساختارشکنی ..................................................................................................... 40

6- قدرت ........................................................................................................... 41

7-اسطوره، تصور اجتماعی وجه استعاری................................................................ 42

دال خالی............................................................................................................. 44

قابلیت دسترسی، قابلیت اعتبار ............................................................................ 44

8- موقعیت سوژه‌ای و سوژگی سیاسی................................................................... 45

امکانیت و تصادف................................................................................................ 46

اهمیت نظریه لاکلا و موفه..................................................................................... 47

روش‌شناسی گفتمان و اصول................................................................................. 50

جمع‌بندی .......................................................................................................... 55

فصل سوم: فضای گفتمانی دهه‌های 20 و30

مقدمه ................................................................................................................. 59

فضای سیاسی و اجتماعی دهه های 20 و30............................................................ 59

گفتمان چپ ........................................................................................................ 62

ظهور و تحول گفتمان چپ در ایران ...................................................................... 63

نحله‌های مختلف گفتمان چپ در ایران................................................................... 65

گفتمان ملی‌گرای لیبرال ....................................................................................... 71

ظهور و تحول گفتمان ملی‌گرای لیبرال در ایران....................................................... 76

عوامل شکل‌گیری گفتمان ملی‌گرای لیبرال در ایران................................................... 76

نحله‌های مختلف گفتمان ملی‌گرای لیبرال در ایران.................................................. 80

گفتمان دینی ....................................................................................................... 87

ظهور وتحول گفتمان دینی در ایران........................................................................ 87

نحله‌های مختلف گفتمان دینی در ایران ................................................................. 92

1-آیت‌الله کاشانی................................................................................................. 92

2- فداییان اسلام، منادیان اسلام سیاسی رادیکال ..................................................... 94

جمع بندی........................................................................................................... 95

فصل چهارم: ناکارآمدی گفتمان‌های مبارز غیردینی

مقدمه.................................................................................................................. 99

ناکارآمدی گفتمان چپ....................................................................................... 100

عوامل ناکارآمدی گفتمان چپ در ایران................................................................. 101

1- اشکالات و نارسایی‌های درون گفتمانی........................................................... 101

2- اشكالات و نارسايي‌هاي برون گفتمانی............................................................ 105

2-1. نوع نگاه حزب به اتحاد جماهیر شوروی...................................................... 105

2-2. امتیاز نفت شمال و مسأله حمایت از فرقه دموکرات آذربایجان و کردستان....... 106

2-3. ترور نافرجام شاه و انحلال حزب توده ...................................................... 107

2-4. مساله ملی شدن نفت و دولت ملی مصدق.................................................... 107

آشكار شدن نشانه‌هاي بي‌قراري گفتمان چپ و خروج از حزب توده...................... 108

سازمان انقلابی حزب توده ............................................................................... 110

سازمان چریک های فدایی خلق........................................................................... 111

ناکارآمدی گفتمان ملی‌گرای لیبرال ..................................................................... 112

عوامل ناکارآمدی گفتمان ملی‌گرای لیبرال............................................................. 115

1- ضعف ایدئولوژیک....................................................................................... 116

2- اشتباهات رهبری جبهه ملی............................................................................ 117

3- حل نشدن قضیه نفت ................................................................................... 118

تشکیل جبهه ملی دوم،سوم و چهارم و تحول دالهای گفتمان ملی‌گرای لیبرال ....... 120

جمع بندی......................................................................................................... 127

فصل پنجم: گفتمان پهلویسم

مقدمه............................................................................................................... 130

فروپاشی گفتمان مشروطه و تأثیر آن برظهور گفتمان پهلویسم................................ 130

گفتمان پهلویسم اول و سیر آن از عام‌گرایی استعاری تا خصلت خاص‌گرایی........... 132

دال‌های گفتمان پهلویسم..................................................................................... 133

1- ناسیونالیسم شاهنشاهي................................................................................... 134

2- غرب‌گرايي................................................................................................... 135

3- تمرکزگرایی (استبداد).................................................................................... 135

4- سکولاریسم و حاشیه‌رانی مذهب..................................................................... 136

گفتمان پهلویسم دوم و خصلت بازسازی اعتبار و هژمونی (عام‌گرایی).................... 138

بی‌قراری گفتمان ملی‌گرای لیبرال و بازگشت گفتمان پهلویسم ............................... 139

خصلت خاص‌گرایی گفتمان پهلویسم و غیریت سازی و منازعه با گفتمان دینی ...... 141

بازسازی و برجسته‌سازی دال‌های اصلی درگفتمان پهلویسم دوم............................. 144

1- ناسیونالیسم شاهنشاهی................................................................................... 144

2- شاه‌محوری (سلطنت) ................................................................................... 145

3- غیریت‌سازی با گفتمان دینی........................................................................... 148

4- غرب‌گرایی ................................................................................................. 148

جمع بندی....................................................................................................... 155

فصل ششم: ظهور و تحول گفتمان‌های مبارز دینی

مقدمه.............................................................................................................. 157

زمینه‌های ظهور گفتمان‌های‌ مبارز دینی در دهه‌های 40 و50 ................................... 157

1- ناکارآمدی گفتمان پهلویسم........................................................................... 157

2- ظهور گفتمان بومی‌گرایی و بازگشت به خويشتن............................................ 161

3- بازسازی گفتمان مذهبی ................................................................................ 164

3-1. تجدید حیات اندیشه دینی........................................................................... 164

3-2. آیت‌الله بروجردی و تحول در حوزه‌های علمیه شیعه ..................................... 168

3-3. انتشار مطبوعات وجراید دینی و شکل‌گیری سوژه‌هاي مذهبی ....................... 170

3-4. ورود علما به عرصه سیاست ...................................................................... 171

ظهور و تحول گفتمان‌های مبارز دینی در دهه‌های 40 و50.................................... 173

گفتمان‌های مبارز دینی........................................................................................ 174

1- گفتمان اسلام سیاسی لیبرال............................................................................ 174

1-1. نهضت‌ آزادي............................................................................................. 175

2.گفتمان اسلام سیاسی التقاطی............................................................................ 177

2-1. نهضت خداپرستان سوسياليست................................................................... 177

2-1-1. گفتمان دكتر علي شريعتي....................................................................... 179

2-2. سازمان مجاهدين خلق................................................................................ 181

3. گفتمان اسلام فقاهتی (سیاسی)........................................................................ 182

3-1. گفتمان امام خميني(ره) .............................................................................. 183

3-2. حزب ملل اسلامي...................................................................................... 191

3-3. هيأت‌هاي مؤتلفه اسلامي............................................................................. 192

فصل هفتم: هژمونیک شدن گفتمان اسلام سیاسی

مقدمه.............................................................................................................. 195

فرایند افول وفروپاشی گفتمان پهلویسم و ظهور گفتمان اسلام سیاسی..................... 196

عوامل هژمونیک شدن گفتمان اسلام سیاسی(فقاهتی).............................................. 200

1- آشکار شدن نشانه‌های بی‌قراری و ناکارآمدی گفتمان پهلویسم........................... 200

2- قابلیت حصول یا در دسترس بودن.................................................................. 203

3- عام‌گرایی و خصلت استعاری گفتمان.............................................................. 204

نتیجه‌گیری .................................................................................................... 210

منابع................................................................................................................ 218

 

 

فهرست اشكال

عنوان صفحه

شکل 2-1. تحلیل گفتمانی میشل فوکو........................................................................ 20

شکل 2-2.مولفه‌های گفتمان لاکلا و موفه..................................................................... 28

شکل 2-3. مدل هژمونی لاکلا و موفه.......................................................................... 39

شکل2-4. فرآیند شکل‌گیری گفتمان در نظریه لاکلا و موفه........................................... 57

شکل3-1: چگونگی مفصل‌بندی گفتمان چپ............................................................... 66

شکل3-2.چگونگی مفصل‌بندی گفتمان ملی‌گرای لیبرال................................................. 75

شکل 3-3. عوامل شکل‌گیری گفتمان ملی‌گرای لیبرال................................................... 80

شکل 5-1.چگونگی مفصل‌بندی دال‌های گفتمان پهلویسم اول.................................... 133

شکل 5-2. چگونگی مفصل‌بندی دال‌های گفتمان پهلویسم دوم.................................... 143

شکل 6-1. چگونگی مفصل‌بندی دال‌های گفتمان اسلام سیاسی لیبرال......................... 176

شكل 6-2. چگونگي مفصل‌بندي دال‌هاي گفتمان اسلامي سياسي التقاطي...................... 179

شکل 6-3. چگونگي مفصل‌بندی دال‌هاي گفتمان اسلام فقاهتی (سیاسی)...................... 188

 

فصل اول

كليات

 
1- تعريف مسأله

وقتی در شهریور 1320 اشغال ایران توسط نیروهای متفقین سقوط پادشاهی مطلقه را سبب شد، بسیاری از نیروهای سیاسی و اجتماعی آن عصر به صحنه سیاسی آمدند. تقابل آنان بر سر کسب قدرت بیش از یک‌دهه به طول انجامید و با کودتای سهمگین 28 مرداد 1332 به پایانی حزن‌انگیز ختم گردید(آبراهاميان،1377:210- 207). گفتمان‌های مختلفی در این‌ دوره تاریخی در بستر اجتماعی و سیاسی جامعه ایران شکل گرفتند و برای بقا و هژمونی به فضای منازعه آمدند. شاخص‌ترین این گفتمان‌ها، گفتمان لیبرال ملی‌گرا و گفتمان مارکسیستی (سوسیالیستی) بودند. قدرت و نفوذ این دو گفتمان به گونه‌ای بود که بسیاری از نیروهای سیاسی و اجتماعی جامعه ایران را جذب نمودند و یا به شكل‌هاي مختلف بر آنها تأثیر گذاشتند. (معدل،1382: 172) این دو گفتمان علاوه بر آن‌ که دارای ابزارهای مختلف سازمانی (نهادی) و ایدئولوژیک بودند، زمینه و بستر اجتماعی و حتی فضای مناسب بین‌المللی برای بقا و مبارزه را نیز در اختیار داشتند. گفتمان ملی‌گرايِ لیبرال، خود را وارث جنبش و نهضت‌های ملي ودموکراسی خواهانه‌يِ ایران می‌دانست و از نیمه‌يِ دوم قرن نوزدهم تا نیمه‌يِ اول قرن بیستم فعالیت گسترده‌ایی داشت. اقدامات و سیاست‌های رضاشاه فضای لازم را برای بسط چنین گفتمانی فراهم نمود.

پس از جنگ جهانی دوم، گفتمان سوسیالیستی بهعنوان گفتمان مبارزه در کشورهای استعمارزده یا نیمه‌استعماری مذهب مختار شد و به سرعت فضای مبارزه سیاسی در کشورهای آسیایی، آفریقایی، آمریکای لاتین ...(علیه رژیم های سیاسی وابسته به غرب) را تسخیر کرد. در ایرانِ دهه بیست گفتمان سوسیالیستی در بین قشرهاي مختلف جامعه جایگاه و پایگاهی برای خود پیدا کرده بود. حتی برخی از نیروهای مذهبی نیز جذب این گفتمان و وجه نهادی آن، یعنی حزب توده شدند.

این در حالی است که در دوره پهلوی اول به دلیل اصلاحات و سیاست‌های نوگرایانه در زمینه‌های اداری، نظامی، آموزشی و گرفتن امور وقفی از دست روحانیون از یک‌سو و ایجاد سیستم اداری و عرفی مشرب از سوی دیگر، تلاش شد تا جامعه ایران در مسیر توسعه به سبک غرب قرار گيرد و از نقش مذهب و نیروهای مذهبی در جامعه کاسته و بطور چشمگیری نیروهای تاثیرگذار در جامعه به‌ عقب رانده شوند (آبراهامیان، همان منبع: 169). اقدامات و سیاست‌های محمدرضا پهلوی نیز، از دهه‌يِ سی به بعد این آهنگ را تندتر کرد. گفتمان مدرنیستی شاه از اوایل دهه‌ي چهل، دال‌های گفتمان‌های رقیب را از طریق سیاست‌های موصوف به انقلاب سفید مورد هجوم قرار داد و فضای گفتمانی را به نفع خویش تغییرداد. با این حال کمتر از یک دهه‌يِ بعد از کودتا، فضای گفتمانی دچار دگرگونی غیر قابل باوری شد و گفتمان‌های جدیدی با درون‌مایه‌های دینی فضای مبارزه را به نفع خود فتح کردند، بنابراین در دهه‌های چهل و پنجاه ما شاهد ظهور گفتمان‌های مبارز دینی در ایران هستیم.

مسأله‌ي اساسی این پژوهش جستجو و تحقیق درخصوص این موضوع است که چرا و چگونه گفتمان‌های دینی از دهه‌ي چهل به بعد پا به عرصه منازعه گفتمانی نهادند؟ زمینه‌های شکل‌گیری آنها چه بود؟ تولیدکنندگان آنها چه کسانی‌اند؟ و دارای چه ویژگی‌هایی هستند؟

بنابراین با توجه به توضیحات فوق سوال اصلی پژوهش حاضر، عبارت است از این‌که:

2- سوال اصلی:

علل ظهور و گسترش گفتمان‌هاي مبارز ديني دهه هاي 40 و 50 در ايران چيست؟

3- سوالات فرعی:

1- فضای گفتمانی دهه‌ي 20 و30 در ایران چگونه بود؟

2- علل شکست و نا کارآمدی گفتمان‌های مبارز غیر دینی در ایران چه بود؟

3- چرا گفتمان مدرنیزم پهلوی نتوانست در دهه‌های 40 و50 هژمونی خود را تثبیت و حفظ نماید؟

4- علل هژمون شدن گفتمان اسلام سیاسی در دو دهه ما قبل انقلاب چه بود؟

4- فرضيه اصلي:

ناتواني و شكست گفتمان‌هاي چپ و ليبرال در مبارزه با رژيم پهلوي از يك‌ سو و اصرار رژيم پهلوي بر نوسازي خطي (غربي سازي) و مذهب‌ستيزي از سوي ديگر موجب ظهور گفتمان‌هاي متعدد اسلامي مبارز در دهه‌هاي چهل و پنجاه شمسي گرديد.

5- فرضیات فرعی:

1- به‌ دلیل شرایط پس از سقوط دولت مطلقه، جامعه ایران شاهد فضایی از رقابت و منازعه بین گفتمان‌های مختلف در دهه های فوق بود.

2-گفتمان‌های مبارز غیردینی به‌ دلیل ضعف دال مرکزی و عدم هارمونی گفتمانی، توان تبدیل به گفتمان هژمون را نداشته و در مبارزه با گفتمان مدرنیزم پهلوی دچار ضعف و ناکارآمدی شدند.

3- به دلیل عدم هماهنگی مؤلفه‌های گفتمان مدرنیستی پهلوی با مؤلفه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران، گفتمان فوق نتوانست گفتمان هژمونی خود را تثبیت نماید.

4-گفتمان اسلام سیاسی در فضای رقابت گفتمانی دو دهه‌ي منتهی به انقلاب با استفاده از دال‌های خالی موجود در آن فضا و مفصل بندی مناسب توانست به هژمونی گفتمان برای مبارزه با سلطنت تبدیل شود.

6- سوابق پژوهش:

1- گفتمان هويت و انقلاب اسلامي ايران، علي اشرف نظري و بهاره سازمند، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1387.

كتاب حاضر با بهره‌گيري از روش تحليل گفتماني، ابتدا مفهوم هويت را مورد تبيين قرار داده است. در اين گفتار، مفاهيم: هويت، بحران هويت، هژموني، مركزيت‌يابي ‌گفتمان‌هاي هويتي و ابعاد فردي و جمعي هويتي مورد تأمل قرار مي‌گيرد. بخش دوم که بيشتر مد نظر ماست به گفتمان‌هاي هويتي جامعه سياسي ايران طي سالهاي (1320-1357) پرداخته‌ شده‌ است. در اين زمينه چهار گفتمان هويتي ناسيونال سکولار (گفتمان رسمي دولت پهلوي)، گفتمان سوسياليسم- ماركسيسم (گفتمان هويتي چپ)، شامل: سازمان فدايي خلق و گروه فرقان، گفتمان ملي‌گراي ليبرال و گفتمان هويتي اسلام‌گرايان مورد واكاوي قرار مي‌گيرد. بخش سوم كتاب نيز به بحث درباره چگونگي مركزيت يابي گفتمان اسلامي- شيعي در انقلاب اسلامي مي‌پردازد. اين‌كه عناصر درون گفتماني هويت اسلامي- شيعي كدامند و متأثر از چه مؤلفه‌ها و عواملي در كانون گفتمان‌هاي هويتي قرار گرفته است؟ و بالاخره در واپسين گفتار اين كتاب، فرايند هويت‌سازي در دوران پس از انقلاب اسلامي بررسي مي‌شود و در اين راستا گفتمان‌هاي هويتي ليبرال، اسلام‌گرا، سازندگي و اصلاح طلب مورد توجه قرار مي‌گيرد. سؤال اصلي اين كتاب عبارت است از اينكه: انقلاب اسلامي تا چه ميزان حاصل بحران هويت و تا چه اندازه در هويت‌سازي موفق بوده است؟

تفاوت این کتاب نسبت به پژوهش حاضر در این است که به بررسی تحلیل متنی گفتمان‌های ديني طي دهه‌هاي 1340و1350 نپرداخته و علل ظهور وگسترش آن مورد واكاوي قرار نگرفته است و بیشتر به فرایند هویت‌سازی در ایران مابین سال‌های 1320 تا 1384 پرداخته است.

2- ايران بين دو انقلاب: از مشروطه تا انقلاب اسلامي، يوراند آبراهاميان ، ترجمه: کاظم فیروزمند، حسن شمس‌آوری، محسن شانه‌چی، تهران: نشر مركز، 1377.

كتاب حاضر به سه بخش تقسيم مي شود: در بخش اول كتاب نويسنده به زمينه‌هاي تاريخي براي درك ايران نو، بررسي قرن نوزدهم ميلادي، انقلاب مشروطه و حكومت رضاشاه پرداخته‌ است و در بخش دوم مباني اجتماعي– سياسي در دوران بين سقوط استبداد رضاشاه در شهريور1320 و ظهور استبداد محمدرضاشاه در شهريور 1332 را مورد بررسي قرار مي‌دهد. آبراهامیان در کتاب خود ضمن تشریح سیر تحولات اجتماعي– سياسي ايران بين انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامي، فرایند ظهور مخالفان شاه، همچون احزاب سياسي (1332-1356)، روحانيت مخالف (1342-1357) و سازمان‌هاي چريكي (1341-1356) را نيز تحليل مي‌كند.

در اين بخش از كتاب به‌ صورت مختصر گروه‌ها و طيف‌هاي مختلف ميان روحانيت در فرايند انقلاب اسلامي ايران معرفي شده است که به سه‌ دسته علمای غيرسياسي به زعامت آيت‌الله خويي، مرعشي نجفي و آيت الله احمد خوانساري، روحانيت مخالف ميانه‌رو به نمايندگي آيت‌الله محمدرضا گلپايگاني، آيت‌الله محمدهادي ميلاني، آيت الله كاظم شريعتمداري و روحانيون مبارز تقسيم‌ بندی شده است.

تفاوت اين كتاب با پژوهش حاضر در اين است كه نويسنده به تحولات اجتماعي– سياسي ايران بين دو انقلاب اكتفا نموده و به تحليل گفتماني علل ظهور و بروز گفتمان‌هاي دهه 40 و50 نپرداخته است.

3- مذهب، سياست در تاريخ ايران معاصر، شاهرخ اخوي، تهران: مرکز بازاندیشی اسلام و ایران‌،1381.

نويسنده در اين كتاب به معرفي گروه‌ها و طيف‌هاي مختلف سياسي در ميان روحانيون پس از سال 40 پرداخته است و طيف‌هاي مختلف موجود ميان روحانيت پس از فوت آيت‌الله بروجردي را به‌شرح ذیل معرفي مي نمايد:

1) روحانيت راديكال: به رهبري امام‌ خميني ،آيت‌الله محلاتي شيرازي و آيت‌الله صادق روحاني.

2) روحانيت اصلاح طلب اجتماعي: اين گروه كمتر به حوزه امور سياسي وارد مي‌شدند و تمركز فعاليت آنها متوجه مشكلات اجتماعي و آموزش نهاد روحانيت بوده است. اين گروه توسط آيت الله مطهري هدايت مي شد و سيد محمد بهشتي، ابراهيم آيتي، حسين مزيني و شبستري در اين دسته جاي دارند.

3) روحانيت محافظه‌كار: شامل آيت‌الله شريعت‌مداري، آيت‌الله ميلاني

4)روحانيت درباري: شامل روحانيوني كه با دربار همكاري مي كردند، مانند: ائمه جمعه تهران، علامه وحيدي، محمدتقي قمي.

تفاوت اين كتاب نسبت به پژوهش حاضر از يك سو عدم استفاده از تحليل گفتماني و از سويي ديگر نپرداختن به ساير گفتمان‌ها در ذيل گفتمان ديني همچون گفتمان التقاطي و اسلام ليبرال است.


4- جريان‌شناسی سیاسی ایران معاصر، آیت‌الله مظفری(قنبری)، پژوهشکده تحقیقات اسلامی‌، نمایندگی ولی‌فقیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، قم: زمزم هدایت، 1358.

نویسنده در این کتاب به شرح توضیحاتی در خصوص جریانات سیاسی و ارائه کارکردهای هر یک از جریان‌های فکري- سیاسی پرداخته است. وی مراد از جریان سیاسی را یک حرکت سیاسی پویا و زنده دانسته است که از يك‌طرف با برخورداری از ایدئولوژی مشخص و گرایش فکری- درونی به مدد رهبران خود، بر اقشار مختلف جامعه تاثیر می‌گذارد و از طرفي ديگر جبهه، جناح، حزب، سازمان یا نهاد و گروه ویژه خود را بنیان می‌نهد. همچنين هدف نهایی جریان‌های سیاسی را کسب قدرت و استقرار نظام سیاسی موردنظر دانسته که آن را از طریق راهبردها و راه‌کارهای مختلفی پی می‌گیرد.

نویسنده در ادامه ضمن ارائه توضیحات مختصری از تعریف مفاهیم، به گونه‌شناسی جریان های فکری–سیاسی پرداخته و هر یک از آنها را مورد واکاوی قرار می‌دهد که شامل جریان اسلامی، سلطنت طلبي، مارکسیستی، ملی‌گرای لیبرال، التقاطی و جریان روشنفکری می‌باشد.

با وجود توضیحات یاد شده، آن‌چه مسلم است فقدان معرفی شفاف از جریان‌های موجود در جامعه ایران دهه 40 و 50 و چرایی ظهور هر یک از آن‌ها در چارچوب یک گفتمان است.

5 پايان‌نامه: مطالعه توصيفي گفتمان‌هاي روحانيت در فرايند انقلاب اسلامي ايران، پژوهشگر: مهدي حيدري خراجي، پژوهشكده امام خميني و انقلاب اسلامي، زمستان 1386.

در اين پايان‌نامه، پژوهشگر در بخش اول به بحث پيرامون كليات تحقيق و مباحث‌نظري مي‌پردازد و ضمن اشاره به مطالعاتي كه در رابطه با انديشه فقهي و سياسي روحانيت صورت گرفته، به تحليل مؤلفه‌هاي گفتمان از ديدگاه نظريه‌پردازان آن همچون فوكو، ميشل پشتو، مك دانل، روبرت وسنوو تئون ون دايك پرداخته و در ادامه مؤلفه‌هاي مد نظر در اين پژوهش جهت بازشناسي گفتمان روحانيت را بيان مي‌كند. در بخش دوم، پژوهشگر به بازشناسي پسيني گفتمان روحانيت در فرايند انقلاب سلامي ايران پرداخته و گفتمان اسلام را به چهار دسته گفتمان اسلام تطبيق‌گرا، مسالمت‌گرا، اصلاح‌گرا و بالاخره گفتمان اسلام تحول‌خواه (اسلام انقلابي) تقسيم مي‌نمايد و سوالاتي كه پژوهشگر در پایان‌نامه خود مطرح مي‌كند عبارت‌اند از:1-گفتمان‌هایی كه طيّ فرايند انقلاب ايران توسط روحانيون توليد شده است در چند دسته جاي مي‌گيرد؟ 2-گفتمان‌هاي روحانيت در فرايند انقلاب از چه مؤلفه‌ها و ويژگي‌هایي برخوردار بودند؟

هر چند در این پایان‌نامه پژوهشگر ضمن توصیف گفتمان‌های شکل گرفته توسط روحانيت، به تقسيم‌بندي طيف‌هاي مختلف روحانيت در باب گفتمان اشاره نموده است‏‏ اما، ساير گفتمان‌هاي قابل بررسي در پژوهش حاضر و علل و عوامل شكل‌گيري آن را مورد تحليل قرار نداده است. همچنين در بحث چارچوب نظري نيز اشاره‌اي به نظريات گفتماني لاكلاو و موفه نشده است.

6- پايان نامه: بررسي ريشه‌هاي گفتمان علماي نوانديش در عصر انقلاب اسلامي، پژوهشگر: علي‌النقي عابدي، پژوهشكده امام خميني(ره) و انقلاب اسلامي شهريور ماه 1387.

در اين پايان نامه، پژوهشگر پس از بررسي ادبيات جريان نوانديشي ديني درايران معاصر، به چارچوب نظري تحقيق پرداخته است و پس از بيان كليات تحقيق مربوط به ادبيات نظري كلاسيك در مورد فرهنگ، به عنوان امري ملموس و عيني، تلاش نموده تا بحران اخلاقي به وجود آمده در عصر انقلاب را با بررسي سير تاريخي ورود انديشه‌هاي غربي به ايران و تقابل اين انديشه‌ها با رمزگان ديني– فرهنگي جامعه ايران نشان دهد و سپس به شرايط ظهور و بروز اين گفتمان در عصر انقلاب پرداخته‌ است. از اين‌رو، پژوهشگر با پايبندي به الزامات روش نمونه پژوهشي و نيز بهره‌گيري از تئوري‌هاي وسنو و كالينز در باب شرايط توليد ايده به سراغ شرايط اجتماعي– سياسي و اقتصادي ايران دهه‌هاي منتهي به انقلاب سال 1357 ايران رفته است. بر اساس يافته‌هاي اين پژوهش، تغيير در شرايط محيطي مانند شكل‌گيري دولت مدرن، مدرنزاسيون، ظهور طبقات جديد، تضعيف روحانيت سنتي، پيدايش موقعيت‌ها و زمينه‌هاي نهادي مانند دانشگاه‌ها و مراكز فرهنگي و ... و نيز وجود گروه‌هاي مختلف فكري و به عبارتي پلورالیسم گفتماني در توليد، انتخاب و نهادينه شدن گفتمان علماي نوانديش نقش موثري داشته‌اند.

هدف اصلي در اين پايان‌نامه بررسي گفتمان‌هاي علماي نوانديش در اوايل دهه‌هاي 40 تا اواخر دهه‌ي 50 بوده است كه سوالات اصلي آن عبارتند از: كدام شرايط تاريخي (سياسي، اجتماعي و اقتصادي) زمينه‌ساز شكل‌گيري گفتمان اسلام علماي نوانديش در ايران عصر انقلاب بوده است؟ چه‌ عواملي، منابع و فضاي اجتماعي لازم را براي رشد گفتمان اسلام علماي نوانديش در ايران عصر انقلاب اسلامي فراهم آورده است؟

اگر چه نويسنده در پژوهش حاضر به گروه‌هاي فكري مختلف از جمله گفتمان ماركسيستي، گفتمان ملي‌گرا، سازمان‌هاي چريكي خلق، گفتمان روشنفكران مذهبي غير روحاني (گفتمان هاي رقيب) و توليد گفتمان علماي نوانديش پرداخته ولي تنها انديشه‌هاي نظريه‌پردان و متفكران آن را در قالب گفتمان مورد بررسی قرار داده و به علل ظهور وگسترش اين گفتمان‌ها اشاره‌ایی نكرده است. محقق تلاش نموده است بر خلاف پژوهش حاضر گفتمان مذكور را در چارچوب نظریه لاكلا و موفه مورد تبيين قرار دهد.

7- پايان‌نامه: سير انديشه روشنفكري در ايران (1320-1357)، مريم شيپيري، دانشگاه تهران؛ ایران، مهرماه 1381.

هدف از نوشتن پايان نامه مذكور، بررسي علل شكست و به حاشيه رانده شدن روشنفكران ايران در دوران حكومت محمدرضا پهلوي است كه بر سير سه انديشه رايج اين دوره يعني انديشه چپ، انديشه ملي و انديشه اسلامي متمركز شده است.

پژوهش حاضر در پی پاسخ گویی به سوالات ذیل می باشد:

1- علل سرخوردگی و ناکارآمدی روشنفکران چیست ؟

2- عدم انسجام درونی، وحدت فکری و ناهماهنگی روشنفکران در ناکارآمدی آنان چه تاثیری داشته است؟

3- آیا علل حاشیه‌نشینی روشنفکران، سیاسی بودن آنهاست؟

4- گرایش روشنفکران به اندیشه چپ در این ناکامی چه تاثیری داشته است؟

پژوهشگر ضمن بررسی سیر اندیشه‌های روشنفکری غرب و تاثیر آن بر روی روشنفکری ایرانی، سیر اندیشه‌ی روشنفکری طی سال‌های 1320-1332،1332-1342- 1342-1357 را مورد ارزشیابی قرار می‌دهد و نقش روشنفکران مذهبی را در انقلاب اسلامی بررسی می‌کند از این رو به کارکرد روشنفکران ملی– مذهبی و نقش و نفوذی که در بین جوانان در جریان روشنفکری داشته‌اند پرداخته شده است.

8- class,politics and Ideoligy in Iranian revolution Intvoduetoin theories of Revoluthion, Mansoor moade,(1993). (new yoyk:clumbia univer sity press.

معدل در کتاب خود تحت عنوان «طبقه، سیاست، ایدئولوژی در انقلاب اسلامی» روایت ویژه‌یی از انقلاب ارائه می‌دهد. که در آن بر عنصر ایدئولوژی به عنوان محور تشکیل دهنده انقلاب تاکید شده است. وی با رویکردی جامعه شناختی و با اتکا به تبیین‌های ساختاری- علی به مساله علل، عوامل و چگونگی ایجاد بحران انقلاب در ایران می‌پردازد. نویسنده با طرح این سؤال که اگر ایران پیش از انقلاب اسلامی اصولا درگیر بحران اقتصادی یا سیاسی عمده‌ای نبوده است، چرا و چگونه انقلاب ایران رخ داده است؟ لذا با طرح این سؤال فرضیه خود را مطرح می‌نماید و با اشاره به این مطلب که گرچه مشکلات اقتصادی و نارضایتی‌های اجتماعی در جامعه ایران بیش از انقلاب وجود داشت ولی هیچ کدام از آنها پیدایش بحران انقلاب اواخر دهه‌ي 1350 را توجیه نمی کند بلکه بحران انقلابی هنگامی رخ داد که در اواخر دهه‌ي 1350 گروه‌های ناراضی در قالب گفتمان انقلابی شیعی تبدیل به گفتمان مسلّط شدند.

آنچه که بیشتر مد نظر ماست و معدل نیز در بخش اول کتاب خود به آن اشاره می‌کند: ارائه نظریه‌های مختلف در باب انقلاب، به بررسی علل شکست گفتمان‌های مخالف سلطنت (مارکسیسم و لیبرالیسم ملی‌گرا) و ظهور گفتمان جدیدی به نام گفتمان انقلاب شیعی می‌پردازد. نویسنده معتقد است که کودتای 1952به عمر گفتمان ملی گرا- لیبرال پایان داد و با توجه به ضعف گفتمان مارکسیستی، یک دوره خلا گفتمانی (مخالف) در ایران آغاز شد، زیرا گفتمانِ مخالف در آن دوره بر مفاهیمی چون ملی‌گرایی، سکولاریزم و اتخاذ شیوه‌های غربی زندگی تاکید می‌کرد که این مفاهیم به‌نحوی در ایدئولوژی دوات شاه تبلیغ می‌شدند. که این خلأ ، با اعمال سیاست‌های شاه باعث گردید تا ایدئولوژی جدیدی به نام گفتمان انقلابی شیعی به عنوان گفتمان مسلط سر برآورد.

تفاوت این کتاب نسبت به پژوهش حاضر این است که نویسنده با رویکردی جامعه شناختی و با روشی ساختاری به‌ تبیین علل وقوع انقلاب می‌پردازد. اما پژوهش حاضر می‌کوشد با رویکردی تبینی، با روش تحلیل گفتمانی علل ظهور و گسترش گفتمان‌های دینی دهه‌ي 40 و50 را مورد واکاوی قرار دهد.

9-Revoluthom in Iran: the Roots g Turmo, Mehran kamrava, london and Neyrk:Routlege,1998.

كامروا در کتاب خود تحت عنوان «انقلاب ایران ریشه‌های آشوب» از سویی با نگرش سیاسی، تحولات مربوط به دولت پهلوی به‌ویژه طی دهه‌ي 1970را كه در اثر فشار مورد بحث قرار می‌دهد. تحولاتی و از سوی دیگر وی با نگرش جامعه شناختی، تحولات اجتماعی جامعه‌ي ایران قبل از انقلاب و بالاخص شکل‌گیری گروه‌های مخالف، طبقات اجتماعی حامی آن ها را ... مورد بررسی قرارمی‌دهد. وي در بحث چارچوب نظري از يك چارچوب تلفيقي بهره مي‌جويد. در نظر او، ارزيابي علل انقلابي نيازمند يك رهيافت بين رشته‌اي است و به لحاظ روش‌شناسي با اتكا به تبيين هاي ساختاري علي به‌علل وقوع انقلاب مي‌پردازد.

نويسنده ضمن پرداختن ريشه‌هاي تاريخي انقلاب، در فصول اول تا چهارم به شكل‌گيري دولت پهلوي، اصلاحات محمد رضاشاه ، شكل‌گيري حزب رستاخيز، كابينه‌هاي مختلف، مخالفان رژيم و ... مي‌پردازد و سرانجام به اين نتيجه مي‌رسد كه وقوع انقلاب اسلامي ايران به‌ دليل تحولات دروني ناشي از نوسازي و اصلاحات شاه و نيز فشارهاي بين‌المللي اجتناب ناپذير بود.

7- محدوده زماني و مكاني پژوهش:

این پژوهش در نظر دارد تا علل بروز و ظهور گفتمان‌های مبارزدینی دهه‌های 40 و 50 در ایران را مورد تحلیل و بررسی قرار دهد.

8- اهداف پژوهش:

هدف بنیادین در این پژوهش شناخت ریشه‌ها و پیدایش علل ظهور و گسترش گفتمان‌های مبارز دینی دهه‌ي 40 و50 وشناخت هر یک از گفتمان‌ها در دهه‌های یاد شده می باشد. آسیب شناسی ساختار سیاسی و اجتماعی وضع موجود و ناکارآمدی گفتمان‌های دیگر، موجب ظهور و گسترش گفتمان‌های دینی و رفتارهای متناسب با آن گردید. همچنین با تحلیل علمی کنش‌های سیاسی نهادهای مذهبی و حتی کارکردهای سیاسی و حکومتی در سطح کلان بیان می‌شود و نیز چگونگی استقرار نظام خاص ترکیبی با رویکرد دینی از نوع جمهوری اسلامی کاملا متأثر از تحول گفتمانی و در چارچوب عناصر و ساز وکارهای گفتمان دینی بررسی می‌گردد.

9- ماهیت تحقیق:

از نظر ماهیت این تحقیق از نوع بنیادی و توسعه‌ای است.

10- فنون و رويكردهاي جمع‌آوري اطلاعات:

روش پژوهش حاضر تحليل گفتمانی وتاريخي- تلفيقي است و در تدوين اين اثر از منابع كتابخانه‌اي و اسناد استفاده خواهد شد، به علاوه اينكه ، در كنار اين منابع از منابع مجازي معتبر نيز در صورت نیاز بهره‌گیری خواهد شد.

11- تعریف برخی از مفاهیم:

گفتمان[1]:

به طور خلاصه بايد گفت «گفتمان نظام معنايي بزرگتر از زبان است». گفتمان مشتمل بر عناصر زبانشناختي و فرا زبان‌شناختي است. عناصر غير زبانشناختي عبارتند از حرکات، پديده ها، ساختارها و ... معنادار. در تلقي گفتماني از روابط اجتماعي هر چيزي واجد معنا و داراي قابليت تفسير شدن مي‌باشد. گفتمان نوعی ارتباط یا مفاهمه زبانی است که شکل آن توسط اهداف اجتماعی آن تعیین می‌شود.

تحلیل گفتمانی[2] :

تحلیل گفتمانی در زبان فارسی به سخن‌کاوی، تحلیل کلام و تحلیل گفتار نیز ترجمه شده است. تعاریف بسیاری از تحلیل گفتمان شده است، اما در مجموع می توان آن را چنین تعریف کرد:

«تحلیل گفتمان چگونگی تبلور و شکل گیری معنا و پیام واحدهای زبانی را در ارتباط با عوامل درون زبانی(زمینه متن، واحدهای زبانی، محیط بلافصل زبانی مربوطه و نیز کل نظام زبانی) و عوامل برون زبانی (زمینه های اجتماعی، فرهنگی و موقعیتی) بررسی می کند». (لطفي پور ساعدي،1372: 10).

هژموني:

در معناي لغوي، به معناي رهبري، اقتدار يا نفوذ است.

نوسازي:

نوسازی یک فرایند مرحله به مرحله، تغییری تدریجی و تکاملی است که از مرحله ابتدایی، ساده و سنتی آغاز و به‌ مرحله پیچیده، مدرن با ساختاری متمایز و افتراق یافته به پایان می‌رسد. از منظر جامعه‌شناختی، نوسازی معمولاً به ابعادی چون تفکیک و تمایز اجتماعی نقش‌ها و دگرگونی در کنش‌ها و غالب شدن کنش‌های عقلانی و منطقی در بین افراد جامعه توجه دارد.

نوسازي و توسعه خطي:

اين نظريه در دهه‌ي 1950به عنوان مدل و الگوي غالب در باب توسعه كشورها، به‌ ويژه جهان سوم مطرح شد، كه عبارتند از فرايندي يگانه، مترقي، تك خطي، يك سويه، مرحله‌بندي شده و برگشت‌ناپذير كه به سوي الگوي مطلوب (ايلات متحده آمريكا) در حركت است.

مدرنیزاسيون:

مدرنزاسیون یک فرایند اجتماعی است که بر عواملی همچون دنیوی شدن، فرد گرایی، دستاوردهای اکتسابی به جای مزایای انتسابی، آینده نگری و تفکیک ساختاری متمرکز است.

 

 

گفتمان دینی:

هر گفتمان بر آمده از شخصیت یا گروهی است که نه تنها گرایش به اسلام دارد، بلکه خاستگاه و جوهره و جهان بینی‌اش اسلامی است كه می‌خواهد این جهان بینی را در مسائل مختلف مطرح و در زندگی عمومی و زندگی روزانه اجرایی کند. گفتمان دینی عموماً نگاهی معرفتی، متغیر و نسبی به علم دارد و حقیقت را حقیقتی محدود و قابل بازنگری و تفسیر، با توجه به تغییر زمان و مکان می‌داند.

التقاطي:

به فرد يا گروهي گفته مي‌شود كه از نظر مكتب يا ايدئولوژي به تركيب يا تلفيقي از مكاتب و انديشه‌هاي مختلف معتقد است. يعني از هر مكتبي بخشي را كه مورد پسند اوست، گرفته و با مكتب ديگري مخلوط كرده و يك مجموعه نامتجانس به‌وجود مي‌آورد.

گفتمان اسلام التقاطي:

التقاطیون بیشتر در پی آن بودند که مارکسیسم یا ملی‌گرایی را با اسلام بیامیزند. اما امروزه صاحبان جریان التقاطی عمدتاً می‌کوشند از عناصر لیبرالیزم برای التقاط با اسلام بهره برند و از اصلاح دین، قرائت‌های مختلف، سکولاریزم و پلورالیزم دینی سخن می‌گویند.

اسلام ليبرالي:

کوشش نهضت آزادی و ملی – مذهبی‌ها برای تلفیق اسلام با علم جدید و پای فشاری بر مفاهیم آزادی و دموکراسی.

اسلام سیاسی:

قرائتی است که معتقد است اسلام پاسخگوی همه مسائل اجتماعی، سیاسی جامعه است.

12- سازماندهي پژوهش:

پژوهش حاضر در هفت فصل تنظیم گردیده است. فصل اول به کلیات اختصاص دارد که طرح کلی پایان‌نامه را تشکیل می‌دهد. به ویژه آنکه مشخص می‌سازد که پژوهشگر به دنبال چیست؟ بنابراین در این فصل، طرح مسأله، سؤال اصلی پژوهش، سؤالات فرعی، پیشینه و ادبیات موضوع، محدوده زمانی و مکانی پژوهش، فرضیه اصلی، فرضیات فرعی، اهداف پژوهش، روش و ماهیت تحقیق، چارچوب نظری، متون و جمع آوری اطلاعات، رهیافت و تعریف برخی از مفاهیم به اختصار توضیح داده شده است.

فصل دوم شامل مبانی نظری و روش‌شناسی است که ضمن تعریف اجمالی در باب نظریه گفتمان و شناسایی برخی از صاحب نظران آن بویژه فوکو، پشتو، فرکلاف، در چارچوب نظری و روش انتخابی برای تحلیل و بررسی موضوع ،نظریه گفتمانی لاکلا و موفه در قالب یک دسته بندی منسجم و کاربردی نسبت به آثار موجود در این زمینه مورد بررسی و تحلیل قرار می‌گیرد.

فصل سوم به فضای گفتمانی دهه‌های 20 و30 اشاره دارد که پس از سقوط حکومت رضاشاه، جامعه‌ي ایران شاهد ظهور و رقابت و منازعه بین گفتمان‌های مختلف در دهه‌های فوق بوده است که با رویکردی گفتمانی و در چارچوب نظریه لاکلا و موفه مورد واکاوی قرار می‌گیرد.

فصل چهارم به شکست و ناکارآمدی گفتمان‌های مبارز غیردینی اشاره دارد، که به بررسی تحولات تاریخی این دوره و علل شکست و ناکارآمدی گفتمان‌های مبارز غیر دینی از جمله مارکسیسم و ملی‌گرا مورد بررسی قرار می‌گیرد.

در فصل پنجم توضیحاتی در رابطه با گفتمان مدرنیستی پهلوی دوم داده خواهد شد. در این فصل به دنبال پاسخ‌گویی به این سؤال هستیم که چرا گفتمان مدرنیزم پهلوی نتوانست در دهه‌های 40 و 50 هژمونی خود را تثبیت نماید.

فصل ششم که مبحث اصلی ما را تشکیل می دهد، کنکاش و جستجو در پاسخ به علل ظهور و گسترش گفتمان‌های دینی دهه های 40 و50 در ایران می باشد.

فصل هفتم چگونگی هژمون شدن گفتمان اسلام سیاسی به عنوان گفتمان مسلط مورد واکاوی قرار می‌گیرد .

و در نهایت نتیجه گیری، پیوست ها و کتابنامه پژوهش بیان خواهد شد.

 

[1] .Discours

[2]. Discourse Analysis



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


علل عدم حضور نظامی ناتو در خاورمیانه و شرایط تسهیل کننده حضور این اتحادیه در آینده علل عدم حضور نظ
چهارشنبه 06 اردیبهشت 1396 ساعت 17:40 | بازدید : 110 | نویسنده : filecompartment | ( نظرات 0 )
علل عدم حضور نظامی ناتو در خاورمیانه و شرایط تسهیل کننده حضور این اتحادیه در آینده

علل عدم حضور نظامی ناتو در خاورمیانه و شرایط تسهیل کننده حضور این اتحادیه در آینده

چکیده

پایان نامه حاضردرصدد پاسخگویی به این پرسش است که چگونه و تحت چه شرایطی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)به صورت یک نهاد امنیتی در خاورمیانه حضور نداشته. علی رغم اینکه قدرت های بزرگ این پیمان مانند انگلیس، فرانسه، آلمان و ایالات متحده آمریکا به صورت جداگانه از دیرباز در منطقه حاضر بودند و تحت چه شرایطی اینک ابتدا به صورت خزنده و سپس به صورت فعال زمینه حضور خود را در خاورمیانه و خلیج فارس فراهم نموده اند. تزاین پایان نامه بر اساس مکتب رئالیسم درصدد تایید این ادعا است که در دوران نظام دو قطبی هر یک از قطب ها حوزه تحت نفوذ قطب را دیگر را محترم می شمرد و از دخالت در حوزه رقیب اجتناب داشت اما پس از فروپاشی نظام دو قطبی و خلاء ناشی از حذف اتحاد جماهیر شوروی، رهبری ناتو یعنی ایالات متحده آمریکا ابتدا به صورت یک جانبه و سپس با هماهنگی اعضای ناتو دخالت در کشورهای اروپای شرقی و آسیا و خاورمیانه را آغاز نموده است و در این میا ن خاورمیانه با توجه به اهداف ایالات متحده آمریکا که جلوه های آن در منشور ناتوتبلور یافته است، منطقه ای بسیار حساس از لحاظ موقعیت استراتژیک و ثروتمند از لحاظ منابع معدنی است، به ویژه منابع فسیلی انرژی نفت و گاز. و حضور در منطقه اگر به صورت یکجانبه امکان نداشته باشد به صورت جمعی در چارچوب ناتو شرط لازم برای ادامه نفوذ امریکا در جهان است.

 


فهرست مطالب

عنوان صفحه

مقدمه..........................................................................................................

فصل اول: طرح تحقیق ...................................................................................

مقدمه .........................................................................................................

بررسی تعریف واژگان ومفاهیم کلیدی ....................................................................

منشور سازمان پیمان آتلانتیک شمالی ....................................................................

بررسی ادبیات موجود........................................................................................

هدف پژوهش................................................................................................

اهمیت موضوع...............................................................................................

سوال اصلی ..................................................................................................

فرضیه اصلی..................................................................................................

محدودیت پژوهش..........................................................................................

رهیافت نظری ...............................................................................................

کاربرد پژوهش ..............................................................................................

جمع بندی ...................................................................................................

فصل دوم: تاریخچه سازمان پیمان آتلانتیک شمالی ...................................................

مقدمه .........................................................................................................

نخستین سالهای ناتو ........................................................................................

دوران جنگ سرد ............................................................................................

دوران پس از جنگ سرد تا 11سپتامبر ...................................................................

دوران پس از 11سپتامبر ...................................................................................

حضور تاریخی اعضاء ناتو درخاورمیانه ...................................................................

پرتغال ........................................................................................................

هلند...........................................................................................................

فرانسه.........................................................................................................

انگلستان.......................................................................................................

آلمان..........................................................................................................

ایالات متحده آمریکا.........................................................................................

جمع بندی ...................................................................................................

فصل سوم: دلایل عدم حضور ناتو درخاورمیانه ......................................................

الف)منافع حیاتی امریکا ...................................................................................

منافع سیاسی .................................................................................................

خطر شوروی سابق و روسیه فعلی ........................................................................

امنیت اسرائیل ................................................................................................

منافع اقتصادی ...............................................................................................

انرژی .........................................................................................................

بازار منطقه برای ایالات متحده آمریکا .....................................................................

اهمیت ژئوپولتیک و استراتژیک خاورمیانه ................................................................

ب)مشکل اجماع داخلی بین اعضای ناتو ................................................................

ج)هزینه حضور مالی و نظامی .............................................................................

د)بد بینی نسبت به فعالیت های ناتو در منطقه ..........................................................

ه)عدم وجود شرایط مورد نظر ناتو در میان کشورهای منطقه ..........................................

ر)توجیه اصل دخالت ......................................................................................

جمع بندی....................................................................................................

فصل چهارم: گسترش ناتو به شرق و اهداف آمریکا .................................................

مقدمه..........................................................................................................

الف)هژمونی آمریکا..........................................................................................

هژمونی آمریکا در عرصه سیاسی ..........................................................................

هژمونی آمریکا در عرصه اقتصادی ........................................................................

عناصر اصلی هژمونی آمریکا ...............................................................................

ب)آمریکا و گسترش ناتو در اروپا ........................................................................

نقش آمریکا در ناتو و اروپا ................................................................................

دیدگاه های عمده در خصوص آینده ناتو پس از جنگ سرد ...........................................

گسترش عضویت ناتو ......................................................................................

نشست بروکسل، اولین گام گسترش ......................................................................

گسترش عرصه فعالیت ها ..................................................................................

ج)اهداف آمریکا از گسترش ناتو ..........................................................................

امنیت اروپا ...................................................................................................

تسهیل عملیات نظامی ......................................................................................

د)تاثیر 11سپتامبر بر گسترش ناتو ........................................................................

و)گسترش ناتو به شرق ....................................................................................

تروریسم .....................................................................................................

اهداف ناتو در مبارزه با تروریسم ..........................................................................

اشاعه سلاح های کشتار جمعی ............................................................................

د)گسترش کارکردی ناتو ...................................................................................

ه)خاورمیانه، اهداف امریکا و گسترش ناتو ...............................................................

جمع بندی ...................................................................................................

فصل پنجم" زمینه های حضور ناتو در خاورمیانه .....................................................

مقدمه .........................................................................................................

الف)اهمیت خاورمیانه برای ناتو ..........................................................................

ب)حضور ناتو در خاورمیانه ..............................................................................

ج)ماموریت ناتو در خاورمیانه ............................................................................

ماموریت ناتو در عراق ......................................................................................

د)ناتو در خلیج فارس ......................................................................................

و)ناتو در لیبی ...............................................................................................

معمر قذافی...................................................................................................

شروع بحران..................................................................................................

ورود ناتو ....................................................................................................

امکانات و هزینه های نظامی................................................................................

پایان بحران لیبی .............................................................................................

ر)ناتو در سوریه ............................................................................................

جمع بندی ...................................................................................................

نتیجه گیری پژوهش ........................................................................................

فهرست منابع ................................................................................................

پیوست ها ....................................................................................................

نقشه ناتو .....................................................................................................

منشور ناتو....................................................................................................

 

 


مقدمه

پژوهش حاضر درصدد بررسی عدم حضور سازمان پیمان آتلانتیک شمالی در خاورمیانه بوده و لیکن زمینه های حاضر این سازمان را ابتدا بصورت خزنده و سپس به صورت بالفعل وعده می دهند.

سطح تحلیل این پژوهش، کلان (System level) و زیر کلان یا منطقه ای Sub system) )می باشد. اگر چه اعضاء قدرتمند این سازمان مانند انگلستان فرانسه، آلمان و آیالات متحده امریکا در دو قرن گذشته هر یک در پی اهداف و منافع خود در منطقه خاورمیانه حضور داشته اند و حتی با یکدیگر تضاد منافع در رقابت داشته اند لیکن پس از تشکیل ناتو به صورت یک سازمان امنیتی هرگز به خاورمیانه کشیده نشدند. ناتو درنظام دو قطبی متولد می شود و رهبران دو قطب یعنی امریکا و اتحاد جماهیر شوروی هر یک به بخشی از خاورمیانه تسلط پیدا می کند و هر دو ابر قدرت حوزه استحفاظی رقیب را محترم شمرده و نیازی به ورود ناتو یا سازمان رقیب آن ورشو نمی بیند. لیکن پس از فروپاشی نظام دو قطبی و پیدایش خلاء قدرت در مناطق تحت نفوذ شوروی امریکا حتی الامکان صورت یک جانبه و یا در غیاب مشروعیت یک جانبه گرایی ناتو را به عنوان ابزار برای نیل به اهداف خود ابتدا به صورذت محدود و بالقوه و سپس به صورت بالفعل به منطقه وارد می نماید.

جهت بررسی تایید این ادعا پایان نامه در پنج فصل طراحی شده است:

فصل اول پس از طرح واژگان و مفاهیم کلیدی به سازماندهی پژوهش اختصاص دارد که پس از مقدمه ای کوتاه به بررسی منشور سازمان پیمان آتلانتیک شمالی می پردازد. یک مطالعه افقی از ادبیات موجود ارائه شده و در آن غیاب مطالب مربوط به خاورمیانه خاطر نشان می گردد و این خود نوآوری پژوهش حاضر را نشان می دهد که هیچیک از آثار فوق الذکر به آن نپرداخته اند. لذا اهداف و اهمیت موضوع ارائه می شود که بواسطه آن سوال اصلی و فرضیه اصلی مطرح می گردد. پژوهش حاضر مانند هر تحقیق دیگر دارای محدودیت بوده و آن نیز بیان می گردد. در رهیافت نظری به مکتب های رئالیسم، لیبرالیسم و اجمالاً به سازه انگاری توجه شده اما رئالیسم به عنوان نظریه مناسب جهت توصیف (Description)؛ توجیه (Explanation) و پیش بینی (Prediction) برگزیده می شود در نهایت جنبه های کاربردی تحقیق در نهادهای جمهوری اسلامی ایران ارائه می گردد و فصل با یک جمع بندی کوتاه خاتمه می یابد.

فصل دوم تاریخچه ناتو رادر سالهای نخستین، دوران جنگ سرد، تحولات پس از فروپاشی نظام دو قطبی و سپس آثار حادثه 11 سپتامبر 2001، حضور تاریخی اعضاء ناتو مانند پرتغال، هلند، فرانسه، انگلستان، آلمان و ایالات متحده امریکا ارائه شده و سپس یک نتیجه گیری مختصر تنظیم می گردد.

فصل سوم به دلایل عدم حضور ناتو در منطقه خاورمیانه توجه داشته و منافع آمریکا را در حمایت از اسرائیل، پیش گیری از نفوذ اتحاد شوروی ،دسترسی به منابع انرژی، تجارت با منطقه خاورمیانه، اهمیت ژئوپولتیک و استراتژیک ان از یک طرف و از طرف دیگر عدم اجماع در داخل ناتو، هزینه های مالی و نظامی توضیح داده می شود و حساسیت منطقه نسبت به بیگانگان و نیز عدم شرایط مورد نظر در میان کشورهای خاورمیانه جهت الحاق به ناتو و نیز غیاب یک دلیل موجه برای توجیه اصل دخالت از موارد مهم برای ایجاد منافع بر سر راه ناتو جهت ورود به خاورمیانه بوده است.و در پایان فصل یک جمع بندی مختصر ارائه می گردد.

فصل چهارم گسترش خزنده ناتو به شرق مورد نظر بوده و هژمونی آمریکا در عرصه سیاسی، اقتصادی بررسی می شود و نشان داده می شود که چگونه آمریکا ابتدا ناتو را به اروپای شرقی وارد می نماید و دراین رهگذر با نشست های بروکسل و مادرید عرصه فعالیت های خود در شرق را نهادینه می نماید. حادثه 11 سپتامبر 2001 باعث می گردد امریکا اصل دخالت را در هر چهار زمینه ادعائی سازماندهی کند یعنی:

الف) حقوق بشر، حقوق بشر دوستانه و دموکراسی

ب) اشاعه سلاح های کشتار جمعی و سلاح های هسته ای

ج) تروریسم به ویژه تروریسم دولتی

د) جنگ داخلی

مضافاً در خصوص خاورمیانه، مخالغت کشورهای مسلمان مانند ایران با صلح و خاورمیانه را بر چهار زمینه فوق افزون می نماید. در خاتمه یک جمع بندی کوتاه ارائه می شود.

فصل پنجم به زمینه های حضور بالفعل ناتو در خاورمیانه می پردازد و نشان داده می شود که این سازمان موقعیت تک تک کشورهای خاورمیانه را چگونه می پندارند. حضور اعضاء مهم ناتو مانند امریکا و انگلستان در عراق، لیبی و تعامل آن با بحران سوریه بررسی می شود و سپس یک نتیجه گیری کوتاه ارائه گردد. پایان نامه با یک نتیجه گیری کلی خاتمه یافته و سپس فهرست منابع، پیوست ها، نقشه ناتو و منشور این سازمان به صورت پیوست الحاق می گردد.

 

 

 

 

فصل اول

 

طرح پژوهش


مقدمه فصل اول

درفصل حاضر منشور سازمان پیمان آتلانتیک شمالی تجزیه، تحلیل و تفسیر می شود. منشور هر معاهده حاوی اصول، هنجارها و قواعد و رویه های تصمیم گیری آن معاهده می باشد. از این رو چهارده ماده منشور ابتدا بررسی می شود و سپس رهیافت رئالیست ها و لیبرال ها را در رابطه با فلسفه وجودی ناتو، میزان همکاری دامنه همکاری اعضاء ناتو در اروپا و نیز در رابطه با اهداف سازمان ملل متحد مد نظر قرار می گیرد و سپس یک جمع بندی در نه محور ارائه می گردد. در ادامه فصل ادبیات موجود که توسط صاحب نظران ناتو تولید شده است مورد بررسی قرار می گیرد. این فصل سپس به هدف پژوهش، اهمیت موضوع، مسئولان اصلی، فرضیه اصلی، محدودیت پژوهش، رهیافت نظری، تعریف واژگان، مفاهیم کلیدی وکاربرد پژوهش می پردازد.

 

تعریف واژگان و مفاهیم کلیدی

خاورمیانه: خاورمیانه منطقه ای است که سرزمین های میان دریای مدیترانه وخلیج فارس را شامل می شود. خاورمیانه بخشی از آفریقا-اوراسیا و آفریقای شمالی شمرده می شود. زبان های اصلی این منطقه فارسی،عربی،ترکی،کردی،عبری و آسوری است. کشورهای ایران،عراق، مصر، سوریه، بحرین، الجزایر، افغانستان، اسرائیل، اردن، کویت، لبنان، لیبی، مراکش، عمان، قطر، عربستان سعودی، سودان، تونس، ترکیه، امارات و یمن کشورهای عضو این منطقه محسوب می گردندThe Middle East an) North Africa،1984).

ناتو: سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(North Atlantic Treaty Organization)در 4 آوریل 1949 با مشارکت 12 کشور ایالات متحده امریکا، کانادا، انگلستان، فرانسه، ایتالیا، بلژیک، هلند، لوکزامبورگ، دانمارک، نروژ، ایسلند و پرتغال در واشنگتن به امضا رسید. این پیمان یک پیمان دفاعی-نظامی محسوب می شود که در دوره جنگ سرد بر علیه تهدید شوروی منعقد شد (عسگرخانی،1383:140).

منطقه: بنا به تعریف شورای اتحادیه اروپا منطقه به معنای سرزمینی است متجانس،از لحاظ وسعت و حدود و ثغور بالنسبه متوسط که بتوان آن را از لحاظ جغرافیایی مشخص نمود (Amayesh،2010 ).

امنیت: تعریف امنیت در قانون نبود تهدید است.در گذشته های دور امنیت فقط به معنی نبود تهدید نظامی تلقی می شد.ولی امروزه مولفه های امنیت زیاد شده وتمامی ابعاد سیاسی،فرهنگی،اجتماعی واقتصادی را شامل می شود ویا به عبارت دیگر، توان یک ملت یا یک فرد در حفظ ارزش های داخلی در مقابل تهدیدات خارجی را امنیت می گویند(Babai،1390).

بازدارندگی: بازدارندگی عبارت است از اقدام یا مجموعه ای از اقدامات که برای پیشگیری از اقدام خصمانه دشمن صورت می گیرد. دکترین بازدارندگی پس از جنگ جهانه دوم و در دوران جنگ سرد برای تعادل و توازن اتمی بین دو ابرقدرت آمریکا وشوروی و ممانعت از جنگ هسته ای طرح ریزی شد(Bashgah،2010 ).

جنگ سرد:اصطلاحی است که به دوره ای از تنش ها،کشمکش ها و رقابت ها در روابط ایالات متحده امریکا ، شوروی و هم پیمانان آنها در طول دهه های 1940 تا 1990 اطلاق می شود(Wikipedia،2011 ).

موازنه قدرت:زمانی که تعداد کثیری ازملل با میزان مختلف از قدرت با یکدیگر متحد شوند به طوریکه هیچ ملتی به تنهایی یا گروهی از ملل به آن اندازه قوی نشوند که بتوانند سایرین را ببلعند.زیرا قدرت این ملل را قدرت گروه مخالف موازنه داده است(سیف زاده،1383: 56).

اقتصاد سیاسی:به معنای بررسی مسایلی که مورد علاقه علم سیاست و علم اقتصاد هر دو هست. اقتصاد سیاسی در پی فهم روابط متقابل میان نیروهای سیاسی و اقتصادی و تاثیر آن روابط بر تشکیل سیاست های اقتصادی است،همچنین اثیر وضع اقتصادی بر حکومت های منتخب مردم در این شاخه بررسی می شود( Magiran،1390 ).

آینده: بعدی از هستی است که در فراسوی لحظه حال گسترش می یابد و هم چون اصلی در انجام اقدامات در نظر گرفته می شود. این مفهوم برخورداری از طرح،اهداف،نیات،غایات و مفاهیم را برای انسان به همراه می اورد( Policyanalysis،2011 ).

دلیل: دلیل از ریشه دل به معنی "هر چیزی که شخصی را به سوی آن راهنمایی کند" می باشد و در لغت به معنای برهان،حجت،جهت،راهنما،سبب،طریق و نشانه آمده است.


بررسی منشور سازمان پیمان آتلانتيك شمالي:

منشورسازمان پیمان آتلانتیک شمالی در 4آوریل1949 تنظيم گرديد و داراي 14 ماده و يك مقدمه كوتاه استکه در آن به اصول و اهداف اين سازمان مي‌پردازد. اين معاهده براي تحقق بخشيدن به اصول و اهداف منشور سازمان ملل متحد تكيه نموده و آن را از اهداف اوليه خود مي‌داند. بنابراين خود را بازوي صلح و امنيت سازمان ملل متحد تلقي مي‌نمايد. در ادامه يعني در پاراگراف دوم منشور به اهداف ثانوي يعني ارتقاء حقوق بشر، دموكراسي و حقوق فردي است می پردازد كه از اهداف ديگر منشور سازمان ملل است ، هدف سوم آن ارتقاء ثبات و امنیت منطقه آتلانتيك شمالي مي‌باشد و بالاخره اين سازمان خود را به عنوان يك رژيم امنيت دسته‌جمعي براي صلح و امنيت تلقي مي‌كند.

اين معاهده در ماده اول خود همانند منشور سازمان ملل متحد حل و فصل مسالمت‌آميز اختلافات را مقرر مي‌دارد و اين امر قبل از هرگونه اعمال زور توصيه مي‌گردد.

در ماده دوم ميل به صلح و امنيت بين‌المللي را از طريق تقويت نهادهاي آزاد توصيه مي‌نمايد. مضافاً در همين ماده با ديدگاه كاركردگرايي سياست‌هاي اقتصادي بين‌الملل را جهت توسعه همكاري پيشنهاد مي‌نمايد همانطوري كه در مكتب ليبراليسم اقتصادي توصيه شده است. اين سازمان معتقد است تعامل اقتصادي در سطح نظام بين‌الملل باعث همكاري شده و اين همكاري به بخش صلح و امنيت بين‌المللي سرايت خواهد كرد.

در ماده سوم جهت جلوگيري از منازعات مسلحانه به دكترين خودياري موثر و كمك‌هاي دو جانبه و ابتكارات شخصي تكيه مي‌كند.

در ماده چهارم به اصل مشورت در درون سازمان مي‌پردازد و طرف‌هاي معاهده و هر آنگاه كه احساس كنند قلمرو خاكي آنها، استقلال سياسي و امنيت‌شان تهديد شده بايستي با يكديگر مشورت نمايند.

در ماده پنجم مهم‌‌ترين اصل امنيتي سازمان پيمان آتلانتيك شمالي مطرح مي‌گردد اين اصل عبارت است از دكترين All against one . يعني هر گاه حمله‌اي مسلحانه به يكي از اعضاي اين سازمان در اروپا يا امريكاي شمالي صورت گيرد اين حمله مي‌بايستي به مصابه حمله به ساير اعضا تلقي شود و همگي درصدد رفع متجاوز برآيند. هر يك از اعضا موظف مي‌شود هر اقدامی را كه لازم مي‌داند از جمله استفاده از نيروهاي مسلح براي برقراري امنيت در منطقه آتلانتيك شمالي اسنجام دهد.اين اقدام مي‌بايستي به شوراي امنيت سازمان ملل گزارش شود چرا كه اين اقدام مطابق ماده51 منشور سازمان ملل متحد اعمال مي‌گردد. اين اقدامات زماني خاتمه مي‌يابد كه شوراي امنيت اقداماتي را براي برقراري صلح و امنيت بين‌المللي انجام داده باشد.

ماده ششم،دامنه ماده5را روشن مي‌نمايد. مطابق تعريف اين ماده حمله به يك يا اعضاي بيشتري از طرف‌هاي معاهده شامل حمله به قلمرو خاكي طر‌ف‌ها در اروپا يا آمريكاي شمالي يا مناطق تحت‌الحمايه فرانسه در الجزاير يا اشغال نيروهاي طرفين در اروپا يا در جزايري كه در حوزه صلاحيت هر يك از طرفين در آتلانتيك شمالي و يا شمال مداررأس سرطان است و يا حمله به كشتي‌ها يا هواپيماهاي هر يك حمله به تمام اعضا تلقیمی شود.

ماده هفتم مقرر مي‌دارد كه اين معاهده نبايد به نحوي تفسير شود كه با حقوق و تعهدات مندرج در منشور سازمان ملل متحد منافات داشته باشد.

ماده هشتم طرف‌هاي اين معاهده را مكلف مي‌نمايد كه هيچگونه تعاملات بين‌المللي با طرف‌هاي ديگر كه به نحوي با مقررات اين معاهده در تضاد باشد وجود نداشته و متعهد مي‌شود هيچگونه تعامل بين‌المللي را كه با اين معاهده منافات داشته باشد در آينده منعقد ننمايد.

ماده نهم تشكيل شورايي را مقرر مي‌دارد كه به موجب آن معاهده بتواند به اجرا درآيد. شورا مي‌تواند هر زماني با قيد فوريت تشكيل شود و مي‌تواند ارگان‌هاي فرعي خود را مانند كميته دفاعي براي اجراي ماده 3 و 5 تشكيل دهد.

ماده دهم عضويت كشورهاي ديگر اروپايي را پيش‌بيني مي‌نمايد و مقرر مي‌دارد طرف‌ها با توافق آراء مي‌توانند ساير كشورهاي اروپايي را دعوت نمايند تا به اين معاهده بپيوندد و آن كشور متقاضي مي‌بايستي اسناد الحاق خود را به دولت ايالات متحده آمريكا تسليم نمايد.دولت ايالات متحده آمريكا به تك‌تك طرف‌هاي معاهده اطلاع مي‌دهدد كه اين قبيل اسناد الحاق به سازمان پيمان آتلانتيك شمالي سپرده شده است.

ماده یازدهم تصويب معاهده را مقرر مي‌نمايد، كه به موجب آن هر كشور عضو جديد مي‌بايستي پس از امضا آن رابه تصويب مجلس زيربط مطابق قوانين اساسي آن كشور برساند و سند تصويب شده مي‌بايستي به دولت ايالات متحده تحويل داده شود تا آن كشور به ساير اعضا اطلاع دهد. به محض تصويب از ناحيه اكثريت امضاكنندگان از جمله تصويب بلژيك، كانادا، فرانسه، لوكزامبورگ، هلند، انگليس و ايالات متحده آمريكا معاهده نافض مي‌گردد.

ماده دوازدهم بازنگري معاهده را پس از 10 سال و يا در هر زماني پس از آن پيش‌بيني مي‌نمايد اين بازنگري با توجه به فاكتورهايي خواهد بود كه صلح و امنيت در منطقه آتلانتيك شمالي تأثير خواهد گذاشت. منجمله توسعه ترتيبات بین المللی و منطقه‌اي به موجب منشور سازمان ملل متحد كه براي حفظ صلح و امنيت بين‌الملل لازم باشد.

ماده سیزدهم خروج از معاهده را پيش‌بيني مي‌كند و مقرر مي‌دارد پس از اينكه معاهده 2 سال از اجرايش گذشت هر طرفي مي‌تواند پس از ابلاغ يك ساله به دولت ايالات متحده آمريكا از معاهده خارج شود كه آمريكا بايستي به كليه اعضاء اطلاع دهد.

ماده چهاردهم زبان حاكم بر معاهده را اشعار مي‌دارد و مي‌گويد اين معاهده به دو زبان انگليسي و فرانسه نوشته شده كه هر دو داراي يك اعتبار است و مي‌بايستي در آ‌رشيو ايالات متحده آمريكا باقي بماند و نسخه‌هاي تأييد شده آن توسط آمريكا به ساير اعضا ارسال خواهد شد(491-494:1984 INIS. L.CLAUDE)

چنين برمي‌آيد كه منشور سازمان ملل داراي ماهيت منطقه‌اي (اروپا، آ‌مريكاي شمالي) و نيز با توجه به مأموريت اعلامي خود در جهت اجراي اهداف سازمان ملل داراي ماهيت بين‌المللي مي‌باشد، ناتو در خصوص مأموريت اول خود هنوز به طور كامل موفق نبوده است ،يعني كاملاً كليه كشورهاي اروپايي را در بحث inclusion يعني الحاق كليه اعضاي اروپايي به معاهده وارد نکرده است، به عنوان مثال صربستان و روسيه هنوز به آن ملحق نشده‌اند، از طرف ديگر توسعه اهداف مندرج در سازمان پيمان آتلانتيك شمالي بر اساس اصل مساوات نبوده و به طور يكسان از امكانات ناتو استفاده نشده است.

به عنوان مثال همكاريهاي اقتصادي كه در منشور اين سازمان پيش‌بيني شده است، به ميزان تدابير امنيتي و نظامي پررنگ نبوده و همكاريها در زمينه‌‌هاي امنيتي بيشتر بوده است كه آن نيز در عمل با رهبري ايالات متحده آمريكا و با هزينه خاص آن كشور صورت گرفته است. برخي از اعضاي سازمان ناتو صرفاً مشاركت سمبليك در درگيريهاي مسلحانه داشته‌اند و غالباً آمريكا و بعضاً انگليس در انها شركت داشته‌اند.

از آنجا كه همكاريهاي اقتصادي و امنيتي نمي‌توانند جدا از فاكتورهاي قومي، ملي، زباني و نژادي باشند لذا پارامترهاي هويتي و فرهنگي منشور سازمان پيمان آتلانتيك شمالي پيش‌بيني شده و ابزارهاي لازم براي انسجام اين معاهده از بعد هويتي وجوددارد. اين خود به نوعي نطقه انقراض ناتو را پيش‌بيني مي‌نمايد و اين تهديد علاوه بر فلسفه وجودي ناتو است كه رئاليست‌ها بر آن تكيه دارند، رئاليست‌ها معتقدند چون دشمن ناتو از بين رفته ناتو خواهد مُرد. بنابه گفته ديويد هگلند همانطوريكه آب را از گياه بگیرید خشك مي‌شود،اگر دشمن كسي را از او بگيريد او خواهد مرد. بنابراين عدم توجه به پارامترهاي هويتي و فرهنگي از يك طرف كه دربرگيرنده قوميت، مليت، زبان، نژاد، مذهب مي‌باشد و از طرف ديگر نبود دشمن، تهديد جدّي عليه اين سازمان است .اين نكته را نويسندگاني چون كِنت و والتز كراراً تكرار كرده‌اند كه نه روزها بلكه سا لهاي ناتو شمرده مي‌شود. اما در مقابل آن ليبرا لها معتقدند دستور كار سازمان ناتو عوض شده است و ناتو در عمليات مختلف از جمله تروريسم،جنگ‌هاي داخلي، نقض حقوق بشر، بلا‌هاي آسماني و طبيعي، مسايل زيست محيطي، فقر و بيماري مشاركت خواهد كرد و هم‌چنان به حيات خود ادامه خواهد داد. ولي در مقابل رئاليست‌ها اين دستور كار را انكار نموده و براي بقاي حيات ناتو بسنده نمي‌دانند به اين منظور بررسي و مرور ادبيات توليد شده در رابطه با ناتو به شرح زير مي‌باشد.

 

بررسی ادبیات موجود

در یک جمعبندی اجمالی از از ادبیات مربوط به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی مقدمتا موارد زیر استنتاج میشود:

1-ناتو باتوجه به تضادهای نهفتهای در منشور آن محکوم به تغییر است که در این رهگذر میتوان به پذیرش اعضای جدید و حذف اعضای قاره اروپا اشاره نمود.

2-ناتو با توجه به منازعات و منافع متضاداعضای آن به ویژه در رابطه با رهبری آن در جنوب اروپا یعنی فرانسه و بلژیک از یک طرف و ایالات متحده و بریتانیا از طرف دیگر محکوم به تحول و تغییر است.

3-گسترش فزاینده فناوری و دستیابی کشورهای مختلف به تکنولوژی مدرن، ناتو را ناگزیر مینماید که در استراتژیهای بازدارندگی آن به ویژه در رابطه با تسلیحات هستهای و سلاحهای هستهای تاکتیکی دچار تغییر و تحول گردد.

4-در غیاب دشمن بالفغل و بالقوه و حذف پیمان ورشو فلسفه وجودی ناتو زیر سوال رفته است.

5-ناتو درصدد خواهد بود دستور کار جدیدی برای استراتژی بقای خود پیدا کند از آن جمله مبارزه با تروریسم، خشونتهای قومی, جنگهای داخلی، بلاهای آسمانی و تهدیدهای طبیعی، اما اینکه آیا در دراز مدت این موارد بتواند ناتو را زنده نگه دارد جای تامل است.

6-ناتو با تحلیل رفتن قدرت اقتصادی آمریکا به لحاظ تامین هزینه دچار مشکل خواهد شد و به صورت انحطاطی رو به زوال خواهد رفت و اقتصاد سیاسی موجود ناتو دال بر این روند انحطاطی است.

7-با جهانی شدن امنیت و آرزوی دیرینه جامعه جهانی مبنی بر رژیم امنیت دسته جمعی از یک طرف و تلاش جهانیان برای حکمران جهانی از طرف دیگر باعث میشود ناتو یکی از دو راه را برگزیند:

الف-به عنوان بازوی اجرایی سازمان ملل که منشور آن مدعی آن است به عنوان یک رژیم امنیت دسته جمعی وارد عمل بشود.

ب-تلاش برای تحقق بخشیدن به مورد الف موفقیت آمیز نبوده و ناتو به صورت کلی (Redundant) یعنی زائد تلقی شده و به جای آن یک رژیم امنیت دسته جمعی که مورد قبول جامعه جهانی باشد حتی به شکل ضعیف تشکیل گردد.

8-با توجه به شکلگیری و تدوین کنوانسیونها، معاهدات، پروتکلها، تفاهم نامهها، موافقتنامهها اعم از دو جانبه یا چند جانبه در رابطه با رژیمهای بینالمللی خلع سلاح و کنترل تسلیحات که به هر حال به عنوان عامل بازدارنده و تحدید کننده ابزارهای نظامی میباشند ناتو ناگزیر است در پرتو یک سلسله اصول (اهداف)، هنجارها (رفتار)، قواعد و رویههای تصمیمگیری عمل نموده و به صورت افسار گسیخته نتواند عمل نماید و از این رو دامنه و حوزه عملیاتی آن محدود خواهد شد و این خود دگرگونی و تحول در ناتو را به ارمغان خواهد آورد.

9-خیزش گرایشات فرهنگی و هویتی در میان جوامع جهانی که بر ارزشهای بومی خود تکیه دارند در کنار فاکتورهای اقتصادی که آنان نیز براساس رشد بومی جدید مبتنی بر فرهنگ، تاریخ، جغرافیا، مذهب، زبان و نژاد خواهد بود، به صورت فزاینده فضایی را ایجاد میکند که در آن ارزشهای یک جانبه انگلو – امریکن که به واسطه ناتو اعمال میگردد رو به ضعف رفته و ناتو رفته رفته از ناحیه اعضای خود و سپس فرهنگ و هویت جامعه جهانی دچار دگرگونی و تحول گردد.

نویسندگان امریکایی از جنگ جهانی دوم به بعد همواره بر رهبری دنیا (leadership) توسط امریکا تاکید کردند که این ادبیات به دو مکتب افول گرایان و احیاگران تقسیم میشد که از جمله میتوان به نوشتههای راست و هانتینگتون در میان احیاگران اشاره کرد. و به نویسندگانی چون رابرت گیلن در میان افولگرایان. قالبا این ادبیات بر قدرت اقتصادی امریکا توجه میکرد که در همین رابطه نظریههای حمایتی (suportership) با نقش حمایتی ژاپن و آلمان برای کمک به ادامه سیطره آمریکا تاکید میشد. اما عدهای نیز رهبری دنیا را نه به واسطه قدرت امریکا بلکه قدرت ناتو تلقی کردهاند.

به عنوان مثال دیوید کلیو (David P.Calleo) در کتاب Beyond American Hegemony The Future of Western Alliance چنین مینویسد که: اولا سیاست خارجی آمریکا بدانگونه که توسط لیبرالها و محافظهکارغان اعمال شده است کاملا شکست خورده و هیچگونه آلترناتیو دیگری برای ترمیم سیاست خارجی آمریکا وجود ندارد. از این پس رهبری دنیا نه به واسطه ایالات متحده آمریکا، بلکه به واسطه ناتو آن هم به صورت انحطاطی ادامه خواهد یافت.

کتاب به سه بخش تقسیم میشود در بخش نخست ماهیت سازمان ناتو در رابطه با سیاست خارجی آمریکا و نظام جهانی مطالعه میشود در بخش دوم مشکلات این اتحادیه از سال 1948 بررسی میشود که دوران جان اف کندی. جرالد فورد، کارتر و ریگان را پوشش میدهد در همین بخش اقتصاد جهانی در رابطه با ناتو مطالعه شده و کسری بودجه آمریکا در رابطه با استراتژیهای جغرافیایی سیاسی مطالعه میشود در این بخش نشان داده میشود که آمریکا و ناتو با مشکلات اقتصادی عمدهای مواجه شده است. در بخش سوم از یک طرف اتحاد امریکا و بریتانیا مد نظر قرار میگیرد و از طرف دیگر همکاری فرانسه با آلمان و نقش روسیه که نشان میدهند که جامعه جهانی و امنیت آن کثرتگرا شده و آمریکا نمیتواند به تنهایی ناتو را هدایت کند در نبود این توانایی آینده ناتو نیز در خطر است . (1987- Calleo)

دیوید هگلند (David G. Haglund) در کتاب PonderingNATo’sNuclearoptions : Gambits for a post – Weastphalian Worldبه گزینههای هستهای ناتو میپردازد در این مجموعه که نویسندگان مختلف فصول این کتاب را نوشتهاند به صورت 4 بخش و 8 فصل گزینهای هستهای ارائه گردیده است. در فصل اول نیل مک فارلن سیاستهای هستهای ناتو را در چارچوب منافع ملی تعریف میکند او میگوید دوران پسا وستفالی گذر از هابز به کانت است و ما نباید منافع ملی را با گزینهای هستهای گره بزنیم. علیرغم این که هابز وحدت اروپا و جهانی شدن و جامعه مدنی را دردنیا مطرح کرده است لیکن به نظر مک فارلن بسیارساده لوحانه است که بگوییم دوران وستفالی به سر رسیده است، به نظر وی بازدارندگی و منطق آن هنوز حاکم است و حتی بازدارندگی متعارف کمتر از بازدارندگی هستهای نمیباشد.

در فصل دوم پیتر اشمیت و استفن دواشپیلگر مسئله هستهای را در اروپای پسا وستفالی مطالعه میکند وی میپرسد اگر روزی روسیه فرایند هستهای شدن اروپا را فی نفسه منفی تلقی نکند درصدد خواهد بود به اروپا ملحق شود،اما آیا اروپا به روسیه اجازه خواهد داد که وی نیز وارد ناتو شود؟ این امری است بعید.

فصل سوم به سلاحهای هستهای و استراتژی کلان آمریکا تعلق دارد که توسط مایکل ماستاندونو نوشته شده است، وی به بازدارندگی ممتد امریکا اشاره میکند او میگوید دوران وستفالی به سرنرسیده و همانند رابرت گیلپن در کتاب War and Change in World Politicsاستدلال میکند که آنچه در دنیا اتفاق افتاده تغییر سیستمیک است و نه تغییر سیستمی، به عبارت دیگر منطق نظام بینالملل تغییر نیافته است و سلاحهای هستهای و بازدارندگی کلان آمریکا خدشهدار نشده است. گر چه معتقد نیست که نظم تک قطبی برای ابد برقرار باشد اما استدلال میکند که استراتژی کلان آمریکا تا مدتی ادامه خواهد داشت.

در فصل چهارم الیور ترنرت خود را با این سوال سرگرم میکند که آیا سلاحهای هستهای مانع جنگهای میکروبی خواهد شد؟ او در پاسخ میگوید از این نظر دوران وستفالی به سر رسیده است که در قرن 21 ام تهدیدها میکروبی و شیمیایی هستند و سلاحهای هستهای قادر نخواهند بود بازدارندگی ایجاد نمایند.

در فصل پنجم جوزف ژاکل و جول سکولوسکی از تجربه هستهای کانادا سخن میگویند، کانادا به صورت بالفعل از زمان جنگ سرد تاکنون به عنوان هم پیمان آمریکا درگیر سلاحهای هستهای ایالات متحده بوده است. این مشارکت بخصوص درMutual AshuredDistruction (MAD)یعنی تضمین تخریب دو جانبه با تخریب تضمیمی دو جانبه توسط اوتاوا انجام گرفت. گر چه در ظاهر این کشور سیاستهای ضد هستهای را شعار میداد.

در فصل ششم امید یا یاس کانادا را در کنترل تسلیحات هستهای بیان میدارد دراین فصل میشل فورتمن و دیوید هگلند استدلال میکنند که مردم کانادا خواهان سیاستهای ضدهستهای هستند اما در عمل دولت کانادا سیاستهای هستهای را دنبال میکند، به عنوان مثال اوتاوا در گزارشی که مجلس آن در رابطه با سیاستهای هستهای تصویب کرد، از ناتو نمیخواهد که استفاده از سلاحهای هستهای در ضربه اول را انکار نماید. فقط از ناتو میخواهد که در سیاستهای هستهایاش تجدید نظر کند.

در فصل هفتم سیاستهای هستهای فرانسه توسط پاسکال بنیفیس اعمال شده است، او میگوید تغییراتی که در گذشته در سیاستهای هستهای فرانسه به وجود آمده بود فرانسه را محدود میساخت اما با پایان یافتن جنگ سرد فرانسه از انزوا خارج شده است و در نتیجه خود را به کشورهای دیگر نزدیکتر ساخته و در قلمرو هستهای فعالتر خواهد بود، در تایید گفتههای پاسکال و بنیفیس باید افزود که هم اکنون فرانسه به نسل سوم سلاحهای هستهای دست یافته است و سارکوزی نیز مجدانه برنامههای هستهای این کشور را پیگیری نموده و اظهار داشت است که در برابر تهدیدهای موشکی ایران میبایستی سلاحهای هستهای فرانسه مدرنیزه شود.

در فصل هشتم استفن پلینجر آینده برنامههای هستهای بریتانیا را مورد بررسی قرار میدهد او میگوید سیاستهای هستهای بریتانیا شباهت زیادی به فرانسه دارد گویی به موازات آنها حرکت میکند. در عین حال بریتانیا سلاحهای هستهای را به عنوان آخرین سلاح در زمانیکه منافع حیاتی کشورش به خطر بیفتد اعمال خواهد کرد. برخلاف فرانسه اما مانند کانادا، بریتانیا نیز ظاهرا سیاستهای ضد هستهای را دنیال میکند اما در عمل فاصله زیادی با این آرمانگرایی دارد(1999- Haglund).

فصول مختلف این کتاب حاکی از آن است که سلاحهای هستهای علی رغم تغییر و تحولات موجود در نظام بین اللملل از جمله جهانی شدن، جامعه مدنی و دوران پسا وستفالی دیگر مانند زمان جنگ سرد کارایی ندارد، لیکن ناتو برای ایجاد بازدارندگی ممتد به ویژه توسط اعضای سنتی آن مانند امریکا، فرانسه و بریتانیا در عمل هم چنان به بازدارندگی تکیه خواهد کرد و سیاستهای اعلامی با سیاستهای اعمالی آنها فرق دارد. در حالیکه برای جذب افکار عمومی سخن از سیاستهای ضد هستهای است در عمل اعضای ناتو و لابراتوار کشورهای عضو هم چنان به تلاشهای خود جهت بازسازی برنامههای هستهای ادامه خواهند کرد. بنابراین بازدارندگی هستهای جزء گزینههای جدی ناتو برای برقراری صلح و امنیت منطقهای و بینالمللی خواهد بود.

کتاب The France – USLeadershiprace– Closely Watched Alliesبا ویرایشDavidG.Haglundاثر دیگری است که به ادبیات ناتو به ویژه درخصوص رابطه فرانسه و ایالات متحده امریکا اختصاص یافته است.

هگلند در فصل اول تحت عنوان Feuding Hillbillies Of The Westبه ریشههای منازعات فرانسه و امریکا در امنیت بینالمللی نگاه میکند. وی سعی دارد رهیافت نظری رئالیسم را برای روابط فرانسه و امریکا اعمال نماید به ویژه به رئالیسم نئوکلاسیک اشاره مینماید که بعدا نگارنده این پایان نامه در بخش رهیافت نظری به آن اشاره خواهد کرد. با تکیه بر رئالیسم نئوکلاسیک بر ابعاد Power (قدرت) و Culture (فرهنگ) استناد مینماید. نویسنده 3 ویژگی فرهنگی را مورد بررسی قرار میدهد این سه ویژگی عبارتند از فراگیری تاریخی یا Historical Learning، ویژگیهای نژادی Ethnicityو ویژگی ملی. پس از بررسی این روابط به خصومتهای دو کشور که در بستر روابط استراتژیک آنها مشاهده میشود برمیگردد و لذا رقابت و منازعه بین امریکا و فرانسه را غالب، و دوستی یا همکاری بین دو کشور را مغلوب میشمارد. و از این نظر آینده روابط در کشور را در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی در نقاط مختلف جهان مکدر میبیند.

BeatriceHeuserدر فصل دوم کتاب تحت عنوان of Sibiling Rivalry and Lovers Spurnedروابط فرانسه و امریکا در طی دو قرن گذشته را بررسی مینماید و برخلاف هگلند به نقاط اشتراک دو کشور تاکید مینماید و فصل مشترک دو کشور را در ایدهآلها و ارزشهای جهانی دو کشور میداند. به نظر هر دو ملت آنها وظیفه و ماموریت تمدنزا در جهان دارند.(Civilizing Mission)

لیکن نویسنده به دنبال این نقاط اشتراک که نهفته درآرمانهای ملی دو کشور است به رقابت برمی گردد ومی گوید همین ایدئولوژی که هردو در دنیا بر ان اهداف تبلیغ کرده اندباعث رقابت ایدئولوژیک بین آنها شده است این رقابت ایدئولوژیک را به خصوص در دوران ژنرال دوگل با ایالات متحده امریکا به خوبی میبینیم.

Hance- Georgehrhartدر فصل سوم تحت عنوان Change ByRapprochmentبازگشت فرانسه به این سازمان را مورد بررسی قرار میدهد او آمریکا را به عنوان Hyper Power تلقی میکند و میگوید فرانسه پس از فراگیری از دوران دوگل به اتحادیه بازگشته است. وی میگوید تاکید دوگل بر حاکمیت اروپا به رهبری فرانسه جای خود را به استراتژی بزرگ فرانسه در سطح جهانی داده است و این استراتژی بزرگ را در عیاق شدن با سازمان ناتو میپندارد. او میگوید گر چه غرایز قدیمی به سختی میمیرند.لیکن فرانسه آهسته آهسته برای برقراری تعادل قدرت آمریکا در ناتو به این سازمان بازگشته است .اما نتیجه میگیرد که جدال با Hyper Power که برحسب اتفاق شریک استراتژیک خود نیز میباشد مسئلهای نیست که در کوتاه مدت پایان یابد.

در فصل چهارم کتاب تحت عنوانA Model ally? ،Michel Fortmann andHeleneviauبه تغییر در سیاست خارجی فرانسه معتقدند و میگویند همانطروری که بحران کوزوو نشان داد فرانسه نگاه استراتژیک خود را عوض کرده است و به زندگی مسالمت آمیز دو جانبه اعتقاد دارد،و مشارکت نظامی فرانسه در قضیه صربستان نشان داد که پس از آمریکا دومین قدرت نظامی بود. این نویسندگان چنین نتیجه میگیرند که سیاست استراتژیک فرانسه بدین نحو عوض شده است که در زمان جنگ با آمریکا باشند و در زمان صلح علیه آمریکا.

نیل مک فارلین ( (Neil Macfarlaneدر فصل پنجم تحت عنوان Fromst.Malo to Kosovoتحول و تکامل روابط انگلستان، فرانسه و آلمان را به عنوان یک مثلت تاثیرگذار بر روابط فرانسه و آمریکا مطالعه مینماید. او میگوید در سالهای اخیر با شکلگیری اروپای واحد سخن از ESDIیعنی ابتکار دفاعی و امنیتی اتحادیه اروپا میشود، به عبارت دیگر گفته شده است اروپا درصدد است یک رژیم امنیت اروپایی برای خود ایجاد نماید، به نحوی که رهبری آن را فرانسه عهدهدار باشد مک فارلین میگوید با توجه به روابط انگلستان، آلمان و فرانسه بسیار بعید است رژیمESDIتحقق یابد.

در فصل ششم پیتر اشمیت ((Peter Schmidtتحت عنوان Where’s The Boeuf? مانند نیل مک فارلین به تشکیل رژیم امنیتی دفاعی اتحادیه اروپا جدا از ناتو بدبین است. وی ابتکار مذکور را بیشتر به یک شعار و سخن پراکنی تشبیه مینماید و آن را دور از واقعیت میداند. وی به مفهوم و ترمینولوژی Separable ButNotSeperateاستناد مینماید و میگوید اعضای اتحادیه اروپا گفتهاند مسایل راباید از هم جدا کرد و تفکیک پذیر دانست، نه اینکه جدا باشیم. اشمیت میگوید ناتو هم چنان بر دفاع مشترک و مسئولیت تمام اعضای ناتو تکیه خواهد داشت. وی میافزاید مفهوم خودمختاری در رژیم دفاعی و امنیتی اتحادیه اروپا فقط شعار است. اشمیت در همین رابطه دو سوال مطرح میکند آیا این شعار سیستم دفاعی اروپا در عمل نیز باعث میشود اعتماد اروپا به توان خود بیشتر شود؟ به عبارت دیگر باعث اعتمادسازی برای اروپا خواهد شد؟ و سوال دوم اشمیت این است که آیا این پروژه استراتژی قدیمی فرانسه در تقابل با آمریکا و آلمان است؟ اشمیت جواب سوال اول را آری و جواب سوال دوم را نه میگوید. بنابراین لفظ رژیم دفاعی اروپا فقط جنبه روانی و اعتمادسازی دارد و در عمل بر تقابل با آمریکا نمیباشد.

در فصل هفتم پیتر رودولف((Peter Rudolfتحت عنوانVision Impossibleقدرت ایالات متحده امریکا را به عنوان یک هژمون خوش خیم تلقی مینماید.رودولف میگوید سیاست فرانسه در مقابل قدرت امریکا آثار منفی برای ناتو خواهد داشت، چرا که درخصوص اصطلاح دولتهای یاغی، آمریکا غالبا سیاستهای یک جانبه را اعمال مینماید و این باعث خواهد شد فرانسه و سایر اعضای اتحادیه به حاشیه کشیده شوند، و مسئله دوم دخالتهای کنگره آمریکا بر سیاستگذاری این کشور است که باعث خواهد شد امریکا یک نگاه درونی به سیاست خارجی داشته باشد و نقش سایر اعضای ناتو را نادیده بگیرد.



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


سنجش بنيادهاي نظري و مواد اعلاميه جهاني حقوق‌بشر با مباني و آموزه‌هاي قرآن و نهج‌البلاغه سنجش بنيا
چهارشنبه 06 اردیبهشت 1396 ساعت 17:39 | بازدید : 114 | نویسنده : filecompartment | ( نظرات 0 )
سنجش بنيادهاي نظري و مواد اعلاميه جهاني حقوق‌بشر با مباني و آموزه‌هاي قرآن و نهج‌البلاغه

سنجش بنيادهاي نظري و مواد اعلاميه جهاني حقوق‌بشر با مباني و آموزه‌هاي قرآن و نهج‌البلاغه

فهرست

 

عنوان صفحه

 

گفتار اول: کلیات پژوهش

فصل اول كليات پژوهش ................................................................................................................... 2

طرح پژوهش......................................................................................................................................2

سؤال اصلي....................................................................................................................................... 6

سؤالات فرعي................................................................................................................................... 6

فرضيه.................................................................................................................................................. 6

تعريف عملياتي................................................................................................................................. 7

حقوق‌بشر ..................................................................................................................................7

حق الله ......................................................................................................................................7

حق الناس...................................................................................................................................7

هدف پژوهش....................................................................................................................................8

حدود و نقطه تمركز پژوهش............................................................................................................ 8

روش گردآوری اطلاعات.................................................................................................................. 8

پيشينه موضوع پژوهش..................................................................................................................... 8

سازماندهی پژوهش.......................................................................................................................... 10

فصل دوم مباحث نظري پژوهش...................................................................................................... 11

تعريف حقوق‌بشر............................................................................................................................ 11

خاستگاه‌هاي نوین حقوق‌بشر.......................................................................................................... 12

دین.............................................................................................................................................12

حقوق طبیعی................................................................................................................................ 14

نظریه حقوق موضوعه: اقتداردولت............................................................................................... 17

مارکسیسم................................................................................................................................... 18

مکتب جامعه شناختی................................................................................................................... 20

مکتب اصالت فایده..................................................................................................................... 21

اهميت حقوق‌بشردر دنياي معاصر.................................................................................................. 23

 

گفتاردوم: خاستگاه حقوق‌بشر غربي

فصل اول: خاستگاه حقوق‌بشرقبل رنسانس............................................................................... 27

حقوق‌بشر در يونان باستان........................................................................................................ 32

حقوق‌بشردر روم باستان........................................................................................................... 32

سيسرون.................................................................................................................................. 32

سنكا....................................................................................................................................... 34

حقوق‌بشردرقرون وسطي........................................................................................................ 36

سنت‌آگوستين......................................................................................................................... 37

توماس آكوئيـناس................................................................................................................... 39

فصل دوم: خاستگاه حقوق‌بشر بعد از رنسانس......................................................................... 42

مكتب حقوق طبيعي.................................................................................................................. 43

آلتوسيوس.............................................................................................................................. 44

گروسيوس.............................................................................................................................. 46

پوفندرف................................................................................................................................. 48

حقوق‌بشردرانديشه اصحاب قرارداد..........................................................................................50

هابز........................................................................................................................................ 51

جان لاك................................................................................................................................... 54

منتسکیو................................................................................................................................... 57

ژان ژاك روسو........................................................................................................................ 59

حقوق‌بشردرآرائ متفكران قرن نوزدهم.......................................................................................... 62

كانت.........................................................................................................................................63

فصل سوم: تجلي حقوق‌بشر دراعلاميه‌ها وضمانت‌نامه هاي حقوقي............................................69

انقلاب انگلستان (1688) ................................................................................................................. 70

انقلاب آمريكا (1776) .................................................................................................................... 71

انقلابفرانسه (1789) .................................................................................................................... 73

فصل چهارم: تحولات حقوق‌بشر در قرن بيستم............................................................................. 76

تشكيل سازمان ملل متحد................................................................................................................ 78

اعلاميه جهاني حقوق‌بشر................................................................................................................. 79

ميثاق بين‌المللي حقوق مدني و سياسي و ميثاق بين‌المللي حقوق اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي......81

نهادهاي فرعي بين‌المللي مدافع حقوق‌بشر...................................................................................... 83

جمع‌بندي........................................................................................................................................ 85

 

 

گفتار سوم: خاستگاه حقوق‌بشر اسلامی

فصل اول: حقوق‌بشر در رويكرد سنتي........................................................................................... 89

بررسي آراءآيت ‌الله ‌جوادي آملي................................................................................................... 92

انسان‌شناسي و حقوق‌بشر............................................................................................................... 93

محورهاي سه‌گانه انسان شناسي...................................................................................................... 93

هويت وجايگاه انسان..................................................................................................................... 94

اعلاميه جهاني حقوق‌بشر............................................................................................................... 94

انسان از شناخت خود ناتوان است................................................................................................. 95

تعلق به ماده مانع از تدوين حقوق‌بشراست ................................................................................. 95

درمسائل اعتقادي نمي‌توان به علم و سيره عقلاء اكتفا نمود..........................................................96

انسان‌ها از خودمحوري و هواي نفس مصون نيستند ........................................................................ 96

انسان نمي‌تواند معيار «نظام احسن»باشد ...................................................................................... 96

معرفت شناسي و حقوق‌بشر............................................................................................................ 97

عقل و مسئله استنباط حقوق‌بشر..................................................................................................... 98

بررسي آراء علامه محمدتقي جعفري........................................................................................... 100

جمـع‌بندي..................................................................................................................................... 104

فصل دوم: حقوق‌بشر در رويكرد مدرن ......................................................................................... 105

بررسي آراء مجتهدشبستري.......................................................................................................... 106

بررسي آراء محسن کدیور............................................................................................................. 111

بررسی آراء عبدالکریم سروش...................................................................................................... 115

جمع‌بندي....................................................................................................................................... 121

فصل سوم: حقوق‌بشر در قرآن و نهج‌البلاغه.................................................................................. 124

اصول حقوق‌بشر در نهج‌البلاغه....................................................................................................... 125

ماده اول........................................................................................................................................ 125

آزادگي بشر.............................................................................................................................. 125

كرامت انسان.......................................................................................................................... 126

تساوي حرمت........................................................................................................................ 127

صلح ...................................................................................................................................... 127

ماده دوم..... .................................................................................................................................. 129

حقوق‌بشر.............................................................................................................................. 129

تساوي حقوق. ........................................................................................................................ 131

ماده سوم....................................................................................................................................... 132

حق حيات.............................................................................................................................. 132

حق آزادي.............................................................................................................................. 132

حق امنيت............................................................................................................................... 134

ماده چهارم.................................................................................................................................... 136

نفي بردگي.............................................................................................................................. 136

ماده پنجم....................................................................................................................................... 139

نفي خشونت........................................................................................................................... 139

ماده ششم....................................................................................................................................... 142

شخصيت حقوقي انسان........................................................................................................... 142

ماده هفتم....................................................................................................................................... 144

عدالت...................................................................................................................................... 144

نفي تبعيض.............................................................................................................................. 147

نفي برتري جنسيتي(تبعيض جنسيتي)...................................................................................... 147

ماده هشتم...................................................................................................................................... 148

حق دعاوي............................................................................................................................... 148

ماده نهم.......................................................................................................................................... 150

نفي مجازات غير قانوني............................................................................................................ 150

ماده دهم........................................................................................................................................ 151

تساوي در حقوق قضايي........................................................................................................... 151

ماده یازدهم.................................................................................................................................... 154

اصل برائت................................................................................................................................ 154

ماده دوازدهم................................................................................................................................. 155

قلمرو دولت............................................................................................................................. 155

حفظ حريم خصوصي............................................................................................................... 156

منع استراق سمع........................................................................................................................ 157

منع كمين نشيني وتجسس....................................................................................................... 158

ماده سیزدهم.................................................................................................................................. 158

حق انتخاب محل اقامت............................................................................................................ 158

ماده چهاردهم................................................................................................................................. 159

ماده پانزدهم................................................................................................................................... 160

ماده شانزدهم.................................................................................................................................. 161

ماده هفدهم.. ............................................................................................................................... 163

حق مالكيت................................................................................................................................. 163

ماده هیجدهم................................................................................................................................ 165

آزادي فكر و عقيده...................................................................................................................... 165

ماده نوزدهم.................................................................................................................................. 169

آزادي انتقاد................................................................................................................................. 169

ماده بیستم..................................................................................................................................... 172

ماده بیست و یکم...... ................................................................................................................... 173

حق تعيين سرنوشت................................................................................................................... 173

ماده بیست ودوم........................................................................................................................... 175

حق امنيت................................................................................................................................... 175

ماده بیست و سوم........................................................................................................................ 176

حق كار....................................................................................................................................... 176

ماده بیست و چهارم...................................................................................................................... 178

حق تفريح................................................................................................................................... 178

ماده بیست و پنجم........................................................................................................................ 178

حق تأمين اجتماعي.................................................................................................................... 179

ماده بیست و ششم......................................................................................................................... 182

حق تعليم وتربيت....................................................................................................................... 182

ماده بیست و هفتم.......................................................................................................................... 183

ماده بیست و هشتم......................................................................................................................... 183

حق داشتن نظام سياسي.............................................................................................................. 183

ماده بیست و نهم........................................................................................................................... 184

تعهد و مسئوليت متقابل.............................................................................................................. 184

ماده سی‏ام..................................................................................................................................... 186

 

گفتار چهارم: نتیجه‌گیری

نتیجه‌گیری....................................................................................................................................... 188

پی‌نوشت قرآن و نهج‌البلاغه............................................................................................................. 199

کتابنامه ............................................................................................................................................ 215

 

 

 

چکیده

امروزه يكي از موضوعات مهم مورد توجه در عرصه بين‌الملل، مقوله حقوق‌بشر است كه حساسيت بسياري نسبت به رعايت آن وجود دارد. در بسياري از كشورها، نهادها و كميته‌هايي براي پيگيري اين موضوع در نظر گرفته شده است. حقوق‌بشر يكي از مفاهيم كليدي حقوق بين‌الملل است.از جمله باورهای جهان‌شمول این است كه انسان داراي حقوقی است که دانستن و رعایت و اجرای آنها می‌تواند زندگی موفق و سعادت‌آمیزی برای او داشته باشد، حقوق‌بشردر سطوح ملي و بين‌المللي، متوجه حمايت از افراد بشر در مقابل رنج‌ها و مشقات ساخته دست انسان‌ها و موانع قابل اجتنابي است كه از طريق اعمال محروميت، بهره‌كشي، اختناق، ‌آزار و اذيت و كليه اشكال سوء رفتار توسط گروه‌هاي سازمان‌يافته و قدرتمندي از انسان‌ها بوجود ‌آمده‌است. در جهان اسلام نيز از ابتداي ظهور اسلام، مسلمان‌ها دغدغه حقوق‌بشر را داشته‌اند هر چند بيان اين مقوله در قالب مقولاتي ديگر همچون حق‌الناس بيان شده است. در اسلام، بشر هم موضوع حق و هم موضوع تكليف قرار مي‌گيرد و تازه همان تكليف هم در بخشي كه مرتبط با حق الناس- در برابر حق الله است- مستلزم رعايت حقوق ديگران است، به اين معنا كه تكليف يك نفر، براي نفر دوم ايجاد حق مي‌كند و در واقع با بسط دامنه حق‌الناس در انديشه اسلامي ما مي‌توانيم به مقوله حقوق‌بشر برسيم. كرامت انسان در اسلام بسيار مهم است در طول چهارده قرن گذشته فقهاي اسلامي هر كدام به نوعي راجع به حقوق‌بشر بطور مستقيم يا غيرمستقيم بحث‌هايي را مطرح كرده‌اند، كتاب‌ها و مقالاتي را به نگارش در آورده‌اند، اما از آنجا كه مهم‌ترين اسناد ديني در اسلام بويژه از نظر مذهب شيعه قرآن و نهج‌البلاغه است آنچه كه در اين پژوهش براي ما حائز اهميت است، اين است كه ببينيم چه تفاوت‌هاي بنيادي و معرفت‌شناختي بين ديدگاه‌هاي غربي نسبت به حقوق‌بشر با ديدگاه‌هاي اسلامي به مسئله حقوق‌بشر وجود دارد؟ به همين جهت اسناد رسمي حقوق‌بشر در دنياي غرب مثل اعلاميه استقلال آمريكا و اعلاميه انقلاب كبير‌فرانسه را به عنوان اسناد غربي در حقوق‌بشر با مباني ديني بويژه آيات قرآن و نهج‌البلاغه مقايسه مي‌كنيم.

کلیدواژه: حقوق بشرغربي، حقوق‌بشر اسلامي، حقوق‌بشردر قرآن، حقوق‌بشردر نهج‌البلاغه

 

كليات

 

طرح پژوهش

 

امروزه يكي از موضوعات مهم مورد توجه در عرصه بين‌الملل، مقوله حقوق‌بشر است كه حساسيت بسياري نسبت به رعايت آن وجود دارد. در بسياري از كشورها، نهادها و كميته‌هايي براي پيگيري اين موضوع در نظر گرفته شده است. حقوق‌بشر يكي از مفاهيم كليدي حقوق بين‌الملل است. سالهاست كه مجادلات سياسي و رسانه‌اي فراواني ميان كشورهاي غربي و اسلامي بر سر حقوق‌بشر در جريان است. هر يك از آنها يكديگر را به نقض حقوق‌بشر متهم مي‌كنند. اين امر نشان دهنده اهميت مقوله حقوق‌بشر است، به خصوص كه كشورهاي بزرگي مانند آمريكا و كشورهاي غربي همواره از حربه حقوق‌بشر برعليه كشورهاي ديگر از ‌جمله كشورهاي جهان سوم استفاده مي‌كنند.

از آنجائي كه دين اسلام بعنوان يكي از اديان آسماني كه به مسئله انسان و حقوق انسان بهاي زيادي مي‌دهد و با توجه به اينكه كشورها و ملت‌هاي اسلامي، مسئله حقوق‌بشر را بعنوان يكي از دغدغه‌هاي مهم خودشان مطرح مي‌كنند و متقابلاً دنياي غرب را به نقض حقوق‌بشر متهم مي‌كنند، سؤالي كه اينجا مطرح مي‌شود اين است كه در واقع چه نسبتي بين ديدگاه‌هاي اسلامي نسبت به مسئله حقوق‌بشر با ديدگاه‌هاي غربي نسبت به حقوق‌بشر وجود دارد؟

نگاهي به سير تحول مفهوم حقوق‌بشر نشان مي‌دهد كه از‌ ديرباز متفكران و انديشمندان شرق و غرب به اين مقوله انديشيده و آثاري را در اين زمينه خلق كرده‌اند. نخستين گروهي كه به صورت جدي مسئله حقوق‌بشر و حقوق طبيعي انسان را مطرح كردند رواقيون بودند. آنها آدميان را اعضاي جامعه يگاني جهاني و همسان و برابر با يكديگر مي‌شناختند و نيز معتقد بودند كه همه انواع بشر بطور مساوي مي‌توانند كمال يابند و در بين آنها هيچ‌گونه امتياز فطري وجود ندارد، اما تنها فرزانگان اين حقيقت را مي‌فهمند و مي‌دانند و هم ايشانند كه خود را شهروندان جهان مي‌دانند. شهر ايشان به بخشي از جهان محدود نمي‌شود، بلكه خود جهان است، شهري است كه در آن حق و حقيقت حكومت جهاني دارد. همه مردمان از هر طبقه و مليت به اين ميهن بزرگ تعلق دارند و به اين اعتبار كه داراي خردند و در فضيلت همه با هم برابرند (سيمبر،1383: 2).

بعدها ديدگاه‌هاي حقوق طبيعي رواقيون به امپراتوري رم منتقل شد و در ميان فلاسفه و متفكران آن ديار نيز طرفداران زيادي پيدا كرد. بطوري‌‌ كه، سيسرون در كتاب معروف خود در باب جمهوريت مي‌نويسد:

"قانون واقعي، مبتني بر عقل سليم ، موافق با طبيعت، ناقد درهمه جا، ثابت و جاويدان وجود دارد كه بايد بر فرامين آن گردن نهاد. اين قانون منبعث از نهاد الهي است لذا نمي‌توان پيشنهاد لغو آن را داد. مجاز به انحراف از آن نيستيم... در رم و آتن يكي است و از امروز به فردا تغيير نمي‌كند... هر كس از آن اطاعت نكند، از خويشتن خويش گريخته و فطرت انساني را ناديده گرفته است" (سيمبر،1383: 4).

بعدها كه آيين مسيحيت قوت گرفت، حقوق طبيعي از رونق افتاد و حقوق الهي جانشين انديشه حقوق طبيعي شد. از انديشمندان اين دوره مي‌توان به سنت‌آگوستين، سنت‌آكوئيناس اشاره داشت. سنت‌آگوستين معتقد بود تنها نيروي روحاني است كه مي‌تواند عدالت را برقرار سازد، اين نيرو مستقل و جدا از دولت است. اما در دوره جديد بعد از رنسانس، به تدريج عده‌اي از متفكران و انديشمندان براي مبارزه با استبداد به حربه حقوق طبيعي و حقوق‌بشر متوسل شدند. بنابراين، حقوق طبيعي و حقوق‌بشر ابزاري شد براي انديشمندان قرن شانزدهم به بعد كه بتوانند جلوي دخالت‌هاي بي‌حد و حرص دولت‌ها را در امور خودشان بگيرند. بعدها افرادي مانند هابز، لاك، روسو، مونتسكيو هر كدام به نوعي بر طبيعي بودن حقوق انسان تأكيد داشتند و به دوراني كه دوران اوليه زندگي بشر ناميده مي‌شود اشاره مي‌كنند كه در واقع، انسان‌ها آزاد بودند و دولت و قانوني وجود نداشت و انسان براساس حقوق طبيعي زندگي مي‌كرد تا اينكه دولت‌ها بوجود آمدند. با بوجود آمدن دولت‌ها، مانع بزرگي در مسير برخورداري انسان‌ها از حقوق طبيعي پديد آمد.

بعضي از انديشمندان مانند هابز تأكيد مي‌كردند در زندگي انسان‌ها، امنيت اولويت دارد و تنها دولت برآمده از قرارداداجتماعي است كه مي‌تواند جلوي هرج ‌و مرج و تعدي را بگيرد. طبق اين قرارداد هركس سهم حاكميت خود را به فرمانروا مي‌بخشيد و از استقلال خود كه مولود طبيعت است چشم مي‌پوشد تا فرامانروا نظم و قاعده‌اي را در رابطه بين افراد جامعه وضع و اجرا كند. اما در اين بين فلاسفه بشردوستي مانند جان لاك نهايت سعي خود را در تبيين حقوق طبيعي بكار بردند. لاك معتقد بود كه دولت بايد در چهارچوب حقوق طبيعي عمل كند، چرا كه طبيعت به انسان حقوقي داده است كه به هيچ عنوان قابل سلب شدن نيست، مانند حق حيات، حق آزادي و... .

بعدها انديشه حقوق طبيعي در نزد متفكراني مانند كانت وارد مرحله جديدي شد. در واقع، فلسفه حقوق‌بشر تأثير پذيرفته از تعاليم كانت است آنجا كه وي بر خودمختاري انسان‌ها تأكيد فراوان دارد و مي‌گويد انسان قابليت گزينش و تصميم‌گيري عقلاني را دارد و ديگر جانوران چنان نيستند. پس انسان مستحق فضيلت، شرف و كرامت است كه او را از ديگر موجودات ممتاز مي‌گرداند، امتياز انسان با انسانيت اوست (موحد،1382: 6).

به اين ترتيب بود كه حقوق‌بشر در دوره جديد با پيدايش مكتبي با عنوان مكتب «ليبراليسم» به‌عنوان يكي از مسائل مهم بشري در دنياي غرب تبديل شد. حربه حقوق طبيعي و حقوق‌بشر بود كه مردم توانستند در دنياي غرب نظام‌هاي استبدادي را واژگون كنند. بنابراين تلاش براي رسيدن به حقوق‌بشر در دنياي غرب يك تلاش طولاني مدت بود. تجلي عيني انديشه‌هايي كه در بالا بيان شد، اعلاميه‌هاي حقوق‌بشر در كشورهاي مختلف است. اين اعلاميه‌ها در پي آن بودند كه قدرت حاكمان را در حيطه حقوق افراد متوقف كنند و حرمت قلمرو حقوق فردي و آزادي‌هاي عمومي در جهت سعادت انسان‌ها را تضمين كنند. مهمترين اين اعلاميه‌ها بدين قرار است:

1- منشوركبير 1215 و اعلاميه درخواست حقوق 1689 در انگلستان

2- اعلاميه حقوق دولت ويرجينيا در 1776 و اعلاميه استقلال ايالات متحده امريكا در 1776

3- اعلاميه حقوق‌بشر و شهروند انقلاب كبير فرانسه در 1789

4- سرانجام در تاريخ 10 دسامبر سال 1948 اعلاميه جهاني حقوق‌بشر به تصويب سازمان ملل رسيد و اين روز بعنوان روز حقوق‌بشر درجهان نامگذاري شد (هاشمي، 1384: 92).

بنابراين از دير باز مسئله حقوق‌بشر يكي از مسائل بسيار مهم در دنياي غرب بوده است.

در جهان اسلام نيز از ابتداي ظهور اسلام، مسلمان‌ها دغدغه حقوق‌بشر را داشته‌اند هر چند بيان اين مقوله در قالب مقولاتي ديگر همچون حق‌الناس بيان شده است. در اسلام، بشر هم موضوع حق و هم موضوع تكليف قرار مي‌گيرد و تازه همان تكليف هم در بخشي كه مرتبط با حق الناس- در برابر حق الله است- مستلزم رعايت حقوق ديگران است، به اين معنا كه تكليف يك نفر، براي نفر دوم ايجاد حق مي‌كند و در واقع با بسط دامنه حق‌الناس در انديشه اسلامي ما مي‌توانيم به مقوله حقوق‌بشر برسيم.

كرامت انسان در اسلام بسيار مهم است در طول چهارده قرن گذشته فقهاي اسلامي هر كدام به نوعي راجع به حقوق‌بشر بطور مستقيم يا غيرمستقيم بحث‌هايي را مطرح كرده‌اند، كتاب‌ها و مقالاتي را به نگارش در آورده‌اند، اما از آنجا كه مهم‌ترين اسناد ديني در اسلام بويژه از نظر مذهب شيعه قرآن و نهج‌البلاغه است آنچه كه در اين پژوهش براي ما حائز اهميت است، اين است كه ببينيم چه تفاوت‌هاي بنيادي و معرفت‌شناختي بين ديدگاه‌هاي غربي نسبت به حقوق‌بشر با ديدگاه‌هاي اسلامي به مسئله حقوق‌بشر وجود دارد؟ به همين جهت اسناد رسمي حقوق‌بشر در دنياي غرب مثل اعلاميه استقلال آمريكا و اعلاميه انقلاب كبير‌فرانسه را به عنوان اسناد غربي در حقوق‌بشر با مباني ديني بويژه آيات قرآن و نهج‌البلاغه مقايسه مي‌كنيم.

 

سؤال اصلي

سوال اصلي اين پژوهش عبارت است از اينكه بين بنيادهاي نظري و مواد اعلاميه جهاني حقوق‌بشر با مباني و آموزه‌هاي قرآن و نهج‌البلاغه چه نسبتي وجود دارد؟

 

سؤالات فرعي

براي تبيين بهتر موضوع پژوهش سؤال اصلي را مي‌توان به سؤالات فرعي زير تجزيه نمود:

1- ديدگاه اسلام نسبت به حقوق‌بشر چيست؟

2- آياتي كه در قرآن درباره حقوق‌بشر آمده كدام است؟

3- چه مباحثي در نهج البلاغه از حقوق‌بشر مطرح شده است؟

4- مباني معرفت شناختي حقوق‌بشر از نگاه غربي كدام است؟

5- مباني معرفت شناختي حقوق‌بشر از نگاه اسلامي كدام است؟

 

فرضيه

با توجه به اينكه تحقيق جنبه توصيفي دارد نياز به ارائه فرضيه نمي‌باشد.

 

 

 

 

تعريف عملياتي:

حقوق بشر:

1- کانت این گونه تعریف می‌کند:

حقوق مجموعه شرایطی است که درنتیجه آن اختیار هرکس با اختیار دیگران جمع می‌شود (قرباني، 1384: 14).

2- حقوق بشر در سطوح ملي و بين‌المللي، متوجه حمايت از افراد بشر در مقابل رنجها و مشقات ساخته دست انسان‌ها و موانع قابل اجتنابي است كه از طريق اعمال محروميت، بهره‌كشي، اختناق، ‌آزار و اذيت كليه اشكال سوء رفتار توسط گروه‌هاي سازمان يافته و قدرتمندي از انسان‌ها بوجود ‌آمده‌ است (آقايي، 1376: 3).

حق الناس:

حق‌الناس یک اصطلاح فقهی خاص در ابواب قضا، شهادت و حدود است. در لغت به معنای «حق مردم» می‌باشد و در کنار حق‌الله، اساس حقوق اسلامی را تشکیل می‌دهد. حق الناس حقوقی است که افراد در مقابل سایر افراد جامعه برگردن دارند. مانند بازگرداندن قرض، عذرخواهی و جلب رضایت در قبال اشتباهات و زیانهایی که به آنها رسانده و همچنین حسن‌ظن به ایشان (كديور،1387: 75).

حق الله:

حق‌الله، حق اضافه به جاعل است. حق‌الناس نیز مانند حق‌الله، توسط خداوند جعل شده و فقط امر آن به مردم سپرده شده ‌است. بر مبنای اعتقادات اسلام حق‌الناس از حق‌الله مهم‌تر است. و پاسخ دادن حق‌الناس در روز قیامت دقیق‌تر از پاسخ دادن به حق‌الله ‌است. چرا که خداوند حق خود را می‌بخشد ولی حق مردم را باید صاحبان آن (مردم) ببخشند (كديور، 1387: 77).

 

 

 

هدف پژوهش:

با توجه به اين مطلب كه هدف پژوهش رفع خلأ و كاستيهاي موجود در آثار قبلي است در اين پژوهش سعي مي‌شود تا با مطالعه قرآن و نهج‌البلاغه و متن اعلاميه جهاني حقوق‌بشر به تطبيق اين دو بپردازم و نقاط اشتراك و افتراق آن را در اين پژوهش بيان كنم.

 

حدود و نقطه تمركز پژوهش:

پژوهش حاضر از نظر موضوعي مباني نظري اعلاميه جهاني حقوق‌بشر و مصاديق آن در قرآن و نهج‌البلاغه، و از نظر زماني از يونان باستان تاكنون مي‌باشد.

 

روش گردآوری اطلاعات:

در این پژوهش با توجه به ماهیت موضوع، از روش کتابخانه‌ای برای جمع آوری اطلاعات استفاده می‌شود، و طی آن با استفاده از منابع مکتوب مانند کتب، مجلات علمی، پایان نامه‌ها، گزارشات و شبکه جهانی اینترنت، و ... نسبت به گردآوری اطلاعات اقدام خواهد شد.

 

پيشينه موضوع پژوهش:

در زمينه حقوق‌بشر غربي و ديدگاه اسلام نسبت به حقوق‌بشر كتاب و مقالات زيادي نوشته شده كه برخي از آنها مورد بررسي قرار مي‌گيرد:

دكتر سيد محمد قاري سيد فاطمي در كتابش «حقوق‌بشر در جهان معاصر» مقوله حقوق‌بشر را در سه دفتر كلي بررسي كرده است. دفتر اول به مباحث نظري حقوق‌بشر مي‌پردازد. دفتر دوم نظام هنجاري حقوق‌بشر بين‌المللي را مورد بررسي قرار داده و دفتر سوم رابطه اسلام و حقوق‌بشر معاصر و نيز چالش‌ها و عكس‌العمل‌هاي پيش روي آن را مورد بحث قرار داده است. اگر چه در مباحث اين كتاب اشاراتي در مورد مباحث نظري حقوق‌بشر، نظام هنجاري و رابطه اسلام و حقوق‌بشر شده اما از بررسي تطبيقي بنيادهاي نظري حقوق‌بشر و رابطه آن به قرآن و نهج‌البلاغه سخن به ميان نيامده است.

امير ساعدوكيل در كتاب «حقوق‌بشر، صلح و امنيت بين‌المللي» در اين مجموعه تلاش دارد تا با بازشكافي عناصر اصلي «حقوق‌بشر» و «صلح و امنيت بين‌المللي» ارتباط بين آن دو را از رهگذر بررسي تاريخي دريابد وضمن اذعان به گوناگوني نظرات پيرامون حقوق‌بشر و حفظ صلح و امنيت بين‌المللي سعي مي‌نمايد از پيوند آن دو و تأثير يكي بر ديگري پرده بردارد. وي با بيان نظريه «صلح به مثابه يك ارزش» و «امنيت به مثابه يك سيستم» درصدد يافتن ارتباط آن دو با حقوق‌بشر است و در اين راستا به تئوري‌هاي مختلف از جمله «تئوري امنيت انساني» شامل امنيت سياسي، امنيت اقتصادي و اجتماعي، امنيت فرهنگي و امنيت زيست محيطي استناد مي‌جويد. در اين كتاب مؤلف با اينكه مبحث حقوق‌بشر را مورد بررسي قرار داده و ليكن در هيج جاي كتاب به بررسي تطبيقي حقوق‌بشر با قرآن و نهج‌البلاغه نپرداخته است.

كتاب «مباني حقوق‌بشر» به قلم مايكل فريدن ترجمه فريدون مجلسي متني تخصصي و كارشناسانه در مورد حقوق فردي و گروهي است كه برجسته‌ترين وجه آن در حقوق‌بشر متجلي مي‌شود. در اين كتاب به مفهوم حقوق، پيدايش حقوق در تفكر سياسي، ارزيابي حقوق طبيعي به عنوان الگو سرمشق حقوق‌بشر در عمل پرداخته شده است. بنابراين مي‌توان از اين كتاب در زمينه مباني حقوق‌بشر ياري جست، ولي در اين كتاب هيچ بحثي در مورد رابطه بنيادهاي نظري حقوق‌بشر با قرآن و نهج‌البلاغه به ميان نيامده است.

كتاب «حقوق‌بشر» به تدوين الهام شوشتري‌زاده، كه در آن به رويدادهاي و تحولات مربوط به حقوق‌بشر، معاهدات حقوق‌بشري، تحولات مربوط به نهادهاي منطقه‌اي و همچنين تحولات مربوط به حقوق‌بشر در آمريكا، اروپا، فلسطين، ايران و ساير كشورها پرداخته شده است. در اين پژوهش مي‌توان از مباحث پرداخته شده در اين كتاب سود جست ولي از آنجا كه به رابطه تطبيقي حقوق‌بشر با قرآن و نهج‌البلاغه نپرداخته، براي ياري رساندن به اين پژوهش كامل نمي‌باشد.

محمدرضا گلشن‌پژوه در كتاب «حقوق‌بشر در جهان: روندها، موردها و واكنش ها» به دو فرآيند تاريخي‌ و حقوقي در جهان‌شمولي حقوق‌بشر پرداخته. همچنين بررسي چالش‌هاي ديدگاه‌هاي جهانشمول و نسبت‌‌گرا ميان نسل‌هاي مختلف حقوق‌بشري، ارزيابي نگاه‌هاي متفاوت به اهميت حقوق سياسي و مدني نسبت به حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و در نهايت بررسي مقاصد توسعه يافته در حمايت از حقوق‌بشر در اين كتاب مورد بررسي قرار گرفته است و نيز تلاش شده تا نوعي نگاه كاربردي به معاهدات مهم حقوق‌بشري، نهادهاي مختلف و همچنين رويه‌هاي موجود در اين نهاده انداخته شود اما هيچ بررسي تطبيقي دربارۀ بنيادهاي نظري حقوق‌بشر در قرآن و نهج‌البلاغه صورت نگرفته است.

 

سازماندهی پژوهش

در پژوهش حاضر تلاش شده تا با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و جمع‌آوری داده‌ها به صورت کتابخانه‌ای، به بررسی و سنجش بنيادهاي نظري و مواد اعلاميه جهاني حقوق‌بشر با مباني و آموزه‌هاي قرآن و نهج‌البلاغه پرداخته شود که شامل چهار گفتار به شرح ذیل می‌باشد.

در گفتار اول مفاهيم و مباحث نظري بحث خواهد شد. در گفتار دوم كه به سه فصل تقسيم يافته است خاستگاه حقوق‌بشر غربي مورد بررسي واقع خواهد شد كه در فصل اول اين گفتار خاستگاه حقوق‌بشر قبل از رنسانس و در فصل دوم خاستگاه حقوق‌بشر بعد از رنسانس و در فصل سوم حقوق بشر در اسناد و مدارک غربی بحث شده است. و اما در گفتار سوم اين پژوهش كه شامل سه فصل است خاستگاه حقوق بشر اسلامی مورد بررسي واقع شده كه در فصل اول حقوق بشر در رویکرد سنتی و در فصل دوم حقوق‌بشر در رویکرد مدرن و در فصل سوم حقوق بشر در قرآن، سنت نبوی و نهج‌البلاغه مورد بحث واقع شده است. و در نهايت گفتار چهارم به بررسي و تطبيق يافته‌ها و نتيجه‌گيري اختصاص يافته است.

 



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دانلود پاورپوینت نمازخواندن کودکان دانلود پاورپوینت نمازخواندن کودکان با سلام در این پست پاور
چهارشنبه 06 اردیبهشت 1396 ساعت 17:38 | بازدید : 119 | نویسنده : filecompartment | ( نظرات 0 )
دانلود پاورپوینت نمازخواندن کودکان

دانلود پاورپوینت نمازخواندن کودکان

با سلام

 

در این پست پاورپوینت نماز خواندن کودکان به صورت آماده و قابل ویرایش در حدود 16 اسلاید قرار داده شده است.در این پاورپوینت روش های دعوت کودکان به نماز مطرح میشود.عادت دادن به خوبي‌ها هنري است كه بايد والدين به خوبي از مهارت‌هاي آن آگاهي داشته باشند. والدين در اين زمينه نبايد تعلل كنند و بايد زود دست به‌كار شوند. كودكان از حدود 3سالگي به استعداد معنويت‌خواهي مي‌رسند.

محتوای پاورپوینت :

مقدمه

علت اصلی نماز خواندن

شاخص های مهم نماز خواندن

دقت و اصرار در این شکل و قالب و شروط و قیود نماز، به چه دلیلی است؟

چطور كودكان را به نماز دعوت كنيم؟

روش های زمینه سازی برای دعوت کودکان به نماز خواندن

چطور نوجوانان را به نماز دعوت كنيم ؟

شیوه های زمينه‌سازي‌ دعوت به نماز نوجوانان 

 

 

- لازم به ذکر است که فایل فروخته شده در صورت نارضایتی مشتری پس گرفته میشود.برای اطلاعات بیشتر به نکات زیر تصویر(هشدار) توجه فرمایید

 

- در صورت تمایل میتوانید برای خرید های خود کد تخفیف هدیه بگیرید.برای اطلاعات بیشتر و راهنمایی بر روی لینک زیر کلیک نمایید.

راهنمای استفاده از کد تخفیف

 

برای مشاهده کلیه فایل های آموزشی فروشگاه بر روی لینک زیر کلیک نمایید:

آرشیو فایل های فروشگاه مکتب شاپ

 

 

 
 
توجه : فایل مورد نظر فقط برای شخص دانلود کننده حلال است و استفاده دیگران از آن به هرنحوی شرعا حرام میباشد.
 

نکته 2 : (فایل فروخته شده پس گرفته میشود). در فروشگاه مکتب شاپ هدف اصلی رضایت مشتری و حلال بودن پول کسب شده از فروش فایل میاشد.بنابراین درصورتیکه از فایل مورد نظر خریداری شده رضایت نداشتید،میتوانید با ایمیل maktaabshop@Gmail. Com تماس حاصل کنید و با ارائه شماره کارت یا شماره حساب ، مبلغ پرداختی به شما پس گردانده شود. لازم به یادآوری است درصورتی که مبلغ پس داده شد، استفاده از آن فایل خریداری شده به هر نحوی حتی در صورتی که از آن الگو گرفته شود،شرعا حرام است

 

آموزش خرید :

1- فایل مورد نظر را با مشاهده توضیحات و تصویر و اطلاعات ارائه شده انتخاب نمائید
2- آدرس ایمیل خود را وارد نمائید
3- دکمه پرداخت را کلیک نمائید
در این مرحله شما به سایت بانک هدایت می شوید که توسط تمامی کارت های بانکی می توانید مبلغ هزینه دانلود فایل را پرداخت نمائید توجه: در صفحه بانک پس از مشاهده پرداخت موفق صفحه بانک را نبندید چند لحظه صبر کنید تا بصورت خودکار به فروشگاه هدایت شوید و پرداخت شما تائید گردد درصورتیکه پس از پرداخت موفق مرورگر شما پیغامی را نمایش داد روی دکمه countinue کلیک کنید تا فرایند خرید کامل شود ، دقت کنید درصورتیکه پس از پرداخت موفق در صفحه بانک به فروشگاه هدایت نشوید خرید شما ناقص می ماند و مبلغ پرداختی به حساب شما بصورت خودکار بازگشت داده خواهد شد.
4- پس از پرداخت موفق به سایت هدایت می شوید و لینک دانلود اختصاصی را دریافت می کنید لینک دانلود به محض پرداخت در اختیار شما قرار می گیرد. دقت کنید برای خرید اینترنتی شما اطلاعات کارت بانکی خود را در سایت رسمی و معتبر بانک وارد می کنید و حتما نیاز به رمز دوم کارت بانکی دارید که با مراجعه به خودپرداز می توانید این رمز را مشخص کنید برای راهنمایی در خصوص خرید اینترنتی می توانید از شعبه بانک راهنمایی لازم را دریافت نمائید.

 

 



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دانلود رام فارسی گوشی سامسونگ SM-G5520 دانلود رام فارسی گوشی سامسونگ SM-G5520 دانلود رام فارسی گو
چهارشنبه 06 اردیبهشت 1396 ساعت 17:37 | بازدید : 117 | نویسنده : filecompartment | ( نظرات 0 )
دانلود رام فارسی گوشی سامسونگ SM-G5520

دانلود رام فارسی گوشی سامسونگ SM-G5520

دانلود رام فارسی گوشی سامسونگ SM-G5520

دانلود اخرین آپدیت رام ۴ فایل و رام کوک شده فول فارسی سامسونگ Galaxy ON5 2 مدل SM-G5520 نسخه اندروید ۶٫۰٫۱ بهمراه آموزش

کاملا سالم و تست شده جهت حل مشکل اتصال گوگل پلی و مشکل کد USSD SM-G5520

جدیدا در برخی از مدل های گوشی سامسونگ SM-G5520 بعد از دانگرید گوشی روی لوگو هنگ میکند و بالا نمی آید و یا بعد از نصب رام گوشی بریک میشود بالا نمی آید. برای حل این مشکل این رام که به صورت چهار فایل میباشد را نصب کنید .

دانلود رام چهار فایل اندروید Samsung SM-G5520

*** همکاران محترم برای دانلود رام رسمی و فارسی سامسونگ SM-G6000 از این لینک وارد شوید.

ON5 2 SM-G5520

 

موارد قبل از شروع نصب:

مشخصات رام :

Samsung ON5 2 SM-G5520 4file Repair Firmwares:

Model Name: Galaxy On5
Model: SM-G5520
Country: CHC
Firmware Version: G5520ZCU1APJ2
OS: Android Marshmallow
OS Version: 6.0.1
Build Date: October 07, 2016
Changelist: 9284183
PDA: G5520ZCU1APJ2
CSC: G5520CHC1APJ2

کاربردهای رام ۴ فایل:

حل مشکل FRP
حل مشکل فراموش اکانت گوگل
شماره سریال IMEI از دسترس خارج شده. Null شده.
مشکل بیس باند.
ترمیم بوت
ترمیم شبکه MODEM
پایین آوردن نسخه ی اندروید (دانگرید)

جهت اموزش نحوه رایت فایل و فارسی سازی از این لینک وارد شوید



جهت کپی مطلب از ctrl+A استفاده نمایید نماید



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
نویسندگان
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1351
:: کل نظرات : 0

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 5

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 13
:: بازدید هفته : 1967
:: بازدید ماه : 2331
:: بازدید سال : 2777
:: بازدید کلی : 2777
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران